ریزشها و رویشهای اصلاحات در مجلس دهم
علی شکوریراد، چند ماه پس از انتخاب شدن به عنوان دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی وارد شورای سیاستگذاری انتخاباتی اصلاحطلبان شد.
اعتماد نوشت؛
او که پیشتر عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت بود به دلیل برخی مواضع سرسختانه به ویژه پس از حوادث سال ٨٨ از سوی مخالفان اصلاحات نیرویی تندرو ارزیابی میشد. با این حال آنها که شکوری راد را از نزدیک میشناختند میدانستند او سیاستمداری است تعامل گرا و اهل مذاکره. با این حال مخالفان اصلاحات از حضور او در کسوت دبیرکلی حزب اتحاد و عضویت در شورای سیاستگذاری انتخاباتی اصلاحطلبان خشنود نبودند. اما اینها باعث نشد تا شکوری راد فعالیتهایش را کم کند بلکه با انرژی بیشتر در میدان ماند و در هفتههای منتهی به انتخابات حضورش را در ستاد انتخاباتی تهران اصلاحطلبان بیشتر و بیشتر کرد. تحولات صورت گرفته در کمیته تبلیغات و رسانه ستاد تهران و تغییر ریاست این کمیته میرفت تا مشکلات متعددی ایجاد کند اما شکوری راد بیتوجه به جایگاه سیاسیاش حاضر شد تا به عنوان قائم مقام یکی از کمیتههای ستاد تهران فعالیت کند. این کار اگرچه تناسبی با جایگاه حزبی و سیاسی او نداشت اما در نهایت باعث شد مهمترین رکن ستاد یکی از موفقترین ارکان باشد که با کمترین هزینه بیشترین و بهترین بهرهوری را حاصل کرد. حالا یک ماه و ١١ روز از آن انتخابات گذشته و ستاد تهران نیز با پایان ماموریتش تعطیل شده است. شکوری راد نیز در مقام تحلیلگر و فعال حزبی در گفتوگویی با ایسنا به تحلیل آنچه گذشت و آنچه پیش رو قرار دارد؛ پرداخت. علی شکوریراد در ابتدا با اشاره به پیروزی لیست امید در انتخابات مجلس دهم گفت: تعبیری که رییس دولت اصلاحات در مورد انتخابات هفت اسفند داشتند تعبیری درست است. ایشان گفتند مشارکت و رای مردم در انتخابات هفت اسفند کاری کارستان بود. من فکر میکنم که ریشه پیروزی در این انتخابات در تجربه و روشی بود که در انتخابات ٩٢ به دست آمد. نتیجه انتخابات هفت اسفند از رفتاری که آقای هاشمی در انتخابات ٩٢ از خودش نشان داد تاثیر گرفته بود، در آن انتخابات و در شرایطی که همه ناامید بودند و فکر میکردند از بین نامزدهای باقی مانده معرفی فردی که به خاطرش مردم به پای صندوق رای بیایند، مشکل است؛ ثبت نام آقای هاشمی در آخرین لحظات، ناگهان موج امید را ایجاد کرد. موج این امید جدید در بین همه اقشار جامعه حرکت کرد. این موج تا زمانی که آقای هاشمی رد صلاحیت شد، ادامه داشت، ولی پس از آن دوباره موج ناامیدی برخاست. در این میان نحوه برخورد آقای هاشمی با موضوع رد صلاحیتشان جامعه را به خود آورد، مردم دیدند که ایشان واکنش تندی در برابر ردصلاحیتش نشان نداد و خویشتن دارانه برخورد کرد. از این رو بود که توجه افکار عمومی به سمت دو کاندیدای باقیمانده که یکی نزدیک به ایشان و دیگری نزدیک به رییس دولت اصلاحات بود جلب شد. مردم میدانستند که اگر بخواهد تحولی پیش بیاید باید یکی از آن دو در صحنه بماند؛ بنابراین وقتی این دو نامزد به سفر تبلیغاتی میرفتند با خواست مردمی «ائتلاف» روبهرو میشدند. درواقع ائتلاف آنها خواست مردم بود. پس از تصمیم شورای مشورتی اصلاحطلبان در حمایت از آقای روحانی، آقای عارف به درخواست رییس دولت اصلاحات انصراف داد و آقای روحانی هم که توانسته بود در سخنرانیهای انتخاباتیاش توجه مردم را جلب کند، انتخاب شد.
زمینهسازی برجام برای پیروزی
هفت اسفند
وی با بیان اینکه «هم برای رهبران سیاسی اصلاحطلب و هم برای توده مردم نتیجه انتخابات سال ٩٢ خوشایند بوده است» گفت: خوشبختانه عملکرد آقای روحانی در این سه سال به این امید افزوده است و مردم نتیجه رای خود را دیدند در ادامه هم این مساله با به فرجام رسیدن برجام عینیت پیدا و زمینه خوبی برای انتخابات هفت اسفند فراهم کرد. این بسترها مهیا بود، ولی از طرف دیگر رقبا همه تلاششان را کرده بودند که انتخابات هفت اسفند مثل انتخابات سال ٩٢ نشود. جلوی سخنرانیها را میگرفتند، دانشگاهها را از دور انتخابات خارج کردند، اجتماعات سیاسی و سخنرانیهای اصلاحطلبان را منتفی میکردند و آقای خاتمی را هم که از سال قبل ممنوعالتصویر بودند. آنها میخواستند همه روزنههای امید را به روی مردم ببندند. شکوریراد با اشاره به تلاش جریان اصلاحات برای حضور در فضای انتخابات اظهار کرد: جریان اصلاحطلب با ثبتنام گسترده در انتخابات، به دنبال حفظ امید در جامعه برای شرکت در انتخابات بود. ثبتنام گسترده ١٢٠٠٠ نفر برای کاندیداتوری مجلس و حدود ٨٠٠ نفر برای خبرگان عالی بود. شورای نگهبان با توجه به روال گذشته تصور میکرد شرایط انتخابات تغییری نکرده است اما توجه نکرد که هر کدام از رد صلاحیتشدهها دارای یک پایگاه اجتماعی هستند و طرفداران آنها از این نوع عملکرد ناراضی میشوند و نارضایتی خود را به گونهای نشان خواهند داد. مثلا از میان ٨٠٠ نفر ثبتنام کردههای خبرگان، ١٦٦ نفر تایید شدند. سایر کسانی که از دور انتخابات خارج شدند نوعا مجتهد و آدمهای معتبری بودند که شورای نگهبان رد صلاحیتشان کرد؛ در راس آنها حاج حسن آقای خمینی بود. همانطور که گفتم این قبیل رفتارها بر جامعه تاثیر گذاشت و مردم را به تامل واداشت. مردم یا نباید در انتخابات شرکت میکردند که این کار را در گذشته هم کرده بودند و نتیجه رضایتبخشی نگرفته بودند یا باید در انتخابات شرکت میکردند و یک تاثیری میگذاشتند. گستردهترین قهر با صندوق رای در انتخابات مجلس نهم بود که دستاورد عینی در اصلاح امور نداشت پس شرکت در انتخابات را برگزیدند. اینجا بود که اصلاحطلبها تدبیر درستی بهکار بستند و از بین نامزدهای باقی مانده فرد اصلح را به جامعه معرفی کردند. اصلاحطلبها از رفتار آقای هاشمی در سال ٩٢ درس گرفتند. البته تلاشهایی هم شد تا عدهای از میان عدم احراز یا رد صلاحیتشدهها بتوانند به عرصه انتخابات بازگردند. این بازگشتها مقداری برای اصلاحطلبها فرصت ایجاد میکرد، آنها توانستند از بین تایید صلاحیتشدهها نامزدهایی را به مردم معرفی کنند. این کنش اصلاحطلبها با استقبال خوب مردم مواجه شد.
ماجراهای یک لیست انتخاباتی
این فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: فرایند نهایی شدن لیست هم بسیار دشوار بود. اگر در همان مرحله اول شورای نگهبان اصلاحطلبهای تایید صلاحیتشده را معرفی میکرد، انتخاب از بین آنها انجام میشد؛ اما نامزدهای کمترشناخته شده باید به ما تعهد میدادند که اگر در لیست اصلاحات قرار نگرفتند به نفع لیست یا نامزد نهایی کنار بروند، البته خیلی از آنها به تعهد خود عمل کردند هرچند که در بعضی شهرستانها بدقولیهایی هم شد، در همان حوزهها بود که با مشکل مواجه شدیم. وی ادامه داد: وقتی اصلاحطلبها به یک لیست مشترک رسیدند، رهبر اصلاحات پیامی داد که خیلی خوب در جامعه شنیده شد. اگر اصلاحطلبها نمیتوانستند به یک انسجام برسند آن پیام به این میزان تاثیرگذار نمیشد. واژه «تکرار میکنم» به دلها نشست و ما شاهد یک موج عظیم شدیم. ما امیدوارانه این موج را پیشبینی کرده بودیم. فعالیتی که در فضای مجازی صورت گرفت نشان میداد که همه دلسوزان و صاحبنظران مردم را به شرکت در انتخابات دعوت میکنند. وی یادآور شد: بیبیسی در یکی از برنامههایش در قبل از انتخابات خانم شیرین عبادی را آورد و ایشان اظهارنظر کرد که مردم نباید در انتخابات شرکت کنند. این نظر هیچ بازخوردی در جامعه ما نداشت و موضوعاتی مانند این ما را به پیروزی در انتخابات با حضور مردم امیدوارتر میکرد. عدم توجه به پیام آن خانم و امثال آن پیامها نشان میداد مردم منتظر پیامهای امیدوارکننده هستند. دبیرکل حزب اتحاد ملت با بیان اینکه اصلاحطلبان با در نظر داشتن شکستشان در شورای شهر سال ٩٢ در انتخابات ٧ اسفند شرکت کردند گفت: استراتژی ما در این انتخابات بر پایه رساندن لیست انتخاباتی به دست مردم بود، زیرا در انتخابات شورای شهر شاهد بودیم که بعد از ایجاد موج حمایت از آقای روحانی، مردمی که به پای صندوق رای میآمدند در کنار رای دادن به او آمادگی دادن رای به لیست اصلاحطلبان شورای شهر را داشتند اما لیستی در اختیارشان نبود. آن تجربه به ما نشان داد که اگر میخواهیم در انتخابات موفق باشیم باید لیست کاندیدای هر دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی را به دست مردم برسانیم. بنابراین استراتژی تبلیغاتی ما در ستاد تهران رساندن لیست انتخاباتی به دست مردم بود. این فعال سیاسی اصلاحطلب همچنین گفت: از طرفی با همزمان شدن انتخابات مجلس خبرگان و انتخابات مجلس شورای اسلامی به فکر پیوند زدن تبلیغات آنها به یکدیگر شدیم. بر اساس این موضوع عنوان ١٦+٣٠ شکل گرفت. در اولین همایش زنان اصلاحطلب این پوستر را پخش کردیم که با استقبال مخاطبان روبهرو شد و بازخوردهای مثبتی گرفتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم همان پوستر را به جلد لیست کف دستی که با توافق ستاد آقای هاشمی تهیه کرده بودیم، تبدیل کنیم. در حقیقت ١٦+٣٠ به یک برند تبدیل شد که متفاوت از دیگران و متفاوت با همیشه بود. طبیعی بود که ما اسم ائتلاف، شعار انتخاباتی یا تصویر سرلیستمان را برند کنیم ولی اینها همه مشابه داشتند، اما عنوان ١٦+٣٠ کوتاه و عددی بود و با بقیه تفاوت داشت و به همین دلیل چشمگیر بود. قبل از پیام ویدیویی رییس دولت اصلاحات، این عنوان بین مردم جا افتاد. ابتدا وقتی پیام آقای خاتمی آمد خیلی نگران شدم چرا که برند ١٦+٣٠ در جامعه جا افتاده بود و حالا قرار بود چند روز مانده به انتخابات به لیست امید تغییر نام پیدا کند، این در حالی بود که ما کارتهایمان را چاپ کرده بودیم و اثری از نام امید در آن نبود. اما خوشبختانه تاکید آقای خاتمی بر رای دادن به هر دو فهرست و بهکار بردن عبارت «تکرار میکنم» در این مورد پیوند وثیقی با لیست ١٦+٣٠ برقرار کرد و این برند را تقویت کرد. مردم دریافتند که لیست امید همان ١٦+٣٠ است. در ادامه نیز در روز آخر ٤میلیون کارت با اسم لیست امید و ١٦+٣٠ در تهران پخش کردیم. در نتیجه ما شاهد تاثیرهماهنگ این دو برند بودیم. در آخرین روز تبلیغات با کمک جوانان و دانشجویان و توضیع لیستها شاهد بودیم که شهر از لحاظ تبلیغات در دست اصلاحطلبها بود. از طرف دیگر با توجه به عدم فیلتر شدن شبکههای اجتماعی به ویژه تلگرام هرکسی که تصمیم میگرفت به لیست اصلاحات رای دهد به راحتی در فضای مجازی به آن دسترسی پیدا میکرد. اگر همین وضعیت تبلیغاتی را در انتخابات شورای شهر سال ٩٢ داشتیم شورای شهر هم یکپارچه در اختیار اصلاحطلبها قرار میگرفت. وی تصریح کرد: تهران همیشه مقداری به دلیل گستردگی ارتباطاتش رای اصلاحطلبانهتری نسبت به حوزههای دیگر دارد. بر اساس آمار رسمی آقای احمدینژاد هم در سال ٨٨ رای چندانی در تهران نداشت. این نشان میدهد که اگر در سال ٨٨ انتخابات به مرحله دوم میرفت او شانسی برای رییسجمهور شدن نداشت. به طور کلی میخواهم بگویم که آنچه که در هفت اسفند اتفاق افتاد بر اثر این فرایندها بود.
اصولگرایان نیروی داوطلب نداشتند
این فعال سیاسی اصلاحطلب دلیل شکست اصولگرایان را در عملکرد بد دولت گذشته دانست و گفت: وجود کسی مثل رییس دولت قبل باعث شد که بدنه اجتماعی طرف مقابل از دست برود. پس از پایان کار دولت گذشته اصولگرایان حتی نتوانستند یک همایش مردمی موفق برگزار کنند. فراخوانهای آنها مثل همایش میدان امام حسین(ع)، همایش میدان فلسطین و... توسط بدنه اجتماعی آنها اجابت نشد. تبلیغات آنها توسط نیروهایی که حقوق میگرفتند انجام میشد و نیروی داوطلب نداشتند. همانطور که گفتم روز چهارشنبه، آخرین روز تبلیغات، شهر در دست نیروهای تبلیغاتی اصلاحطلب بود و اثری از نیروهای آنها نبود.
ریزش و رویش نیروهای اصلاحطلب
در مجلس
این عضو شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان گفت: برخی که در جهت جناح مقابل فعالیت میکنند و قدرت هم دارند دو کار میکنند یکی آنکه بر روی تکتک افرادی که وارد مجلس میشوند کار میکنند، بر این اساس ما نمیتوانیم ادعا کنیم که همه کسانی را که ما حمایت کردهایم، در مقابل مقاومت میکنند. علاوه بر این آنها روی فضای سیاسی کار میکنند و سعی میکنند فضا را به سمت خود بکشانند یا حتی مثلا روی نمایندهای که با عیار نسبی اصلاحطلبی وارد مجلس شده است کار میکنند تا کنش اصلاحطلبانهاش کمتر شود. وی ادامه داد: هژمونی گفتمانی اصلاحطلبها آنقدر قوی هست که به راحتی از بین نرود، ولی ما حتما مقداری با این روش ریزش خواهیم داشت ولی از طرف مقابل نیز حتما تعدادی از نیروهای مستقل تحت تاثیر شرایط انتخابات به سمت اصلاحات حرکت خواهند کرد. بنابراین هم ریزش و هم جذب خواهیم داشت. به نظر میرسد همراهی اعتدالگرایان و اصلاحطلبان کمک میکند تا ریزشمان کم شود این در حالی است که ما میدانیم تعدادی از کاندیداهایی که حمایتشان کردیم رفتاری نشان میدهند که در آینده مورد رضایت ما نخواهد بود و در عوض ممکن است کسانی بدون حمایت ما انتخاب شده باشند که در آینده رفتارشان مورد تایید ما باشد. به هر حال باید بدانیم رفتار آینده مجلس مطابق رای مردم خواهد بود.
جهتگیری رای مردم در دور دوم
شفافتر خواهد بود
شکوری راد در ارتباط با دور دوم انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ابراز عقیده کرد: از ٦٩ کرسی قابلیت این را داریم که در بهترین شرایط٤٥ کرسی رابه دست بیاوریم و یا تاثیر بگذاریم که افراد بهتری بر سر کار بیایند. من فکر میکنم جهتگیری رای مردم در دور دوم شفافتر و به سمت اصلاحات بیشتر خواهد بود. بنابر این امیدوارم دور دوم باز هم به پیروزی برسیم. هر اتفاقی در دور دوم بیفتد باعث میشودکه مجلسی همسو با دولت داشته باشیم. البته اگر بتوانیم نتیجه بهتری بگیریم حاشیه امن بیشتری خواهیم داشت. شوکی که در انتخابات هفت اسفند وارد شد شوکی سراسری بود. این را هرکسی در هرجایی باشد درک میکند که معنای ورود تمام افراد لیست تهران به مجلس چیست. مردم رای جدیتری در مرحله دوم به اصلاحات میدهند و حتما به نتیجه مرحله اول توجه میکنند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.