مهم ترین اتفاق تیر ماه 1394 بی گمان حصول توافق نهایی در مذاکرات هسته ای در بیست و سومین روز چهارمین ماه سال کهنه است که می تواند به یک مناسبت تقویمی تبدیل شود به این معنی که در سال های بعد نیز از آن یاد شود.

به گزارش عصرایران اهمیت توافق نهایی هسته ای در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ بیشتر به این خاطر بود که طی سه ماه قبل از آن و در فاصله توافق اولیه و مذاکرات ‌در هتل بوریواژ لوزان (سوییس) تا دور نهایی در هتل کوبورگ وین (اتریش) در تهران و واشنگتن و تل آویو و چند پایتخت عربی مخالفان برجام از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. انگیزه ها البته متفاوت بود و نمی توان انکار کرد که در ایران دغدغه های واقعی ناشی از بی اعتمادی هم در مخالفت تاثیر داشت.

به هر رو اما «شد» همان که می گفتند «نمی شود» و توافقی صورت پذیرفت که مهم ترین وعده رییس جمهور روحانی به حساب می آمد.

تنها ۶ روز بعد از ۲۳ تیر ۱۳۹۴ و در ۲۹ تیر هم شورای امنیت سازمان ملل در اقدامی که در تاریخ ۷۰ ساله این نهاد سابقه نداشت با تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ بر ۶ قطعنامه صادره قبلی علیه برنامه های هسته ای ایران قلم بطلان کشید و ایران را از شمول فصل هفتم منشور خارج ساخت. یعنی ایران را دیگر «تهدید»ی علیه امنیت جهانی نمی شناسد هر چند که به جای آن «تحدید» - اعمال محدودیت- را نشاندند.

روزنامه کیهان در همان روزی که قرار بود قطعنامه مورد بحث قرار بگیرد نوشت:

« قطعنامه ای که قرار است امروز در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب برسد همان گونه که در متن توافق آمده اصلی ترین تضمین توافق است و این توافق را به یک سند رسمی و لازم الاجرای بین المللی تبدیل خواهد کرد که جای کمترین سرپیچی از تعهدات اعلام شده در آن را باقی نمی گذارد...این قطعنامه که پیش نویس آن را آمریکا تهیه و ارایه کرده می تواند ایران را با دشواری های فراوان رو به رو کند و انتظار منطقی، فوری و حیاتی این است که جمهوری اسلامی ایران نظر نهایی خود درباره آن را به نتیجه بررسی های دقیق این سند در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی موکول کند و برای انجام این بررسی دقیق دقیق علاوه بر دو نهاد یاد شده از حقوق دانان برجسته و صاحب نظر دیگر دعوت شود.»

به عبارت دیگر انتظار داشتند مانند قطعنامه ۵۹۸ که در سال ۶۶ صادر شد ولی ایران در سال ۶۷ و یک سال بعد پذیرفت در قبول آن شتاب نکند. این در حالی بود که تیم مذاکرات هسته ای به قطعنامه ۲۲۳۱ به عنوان دستاورد و تضمین مذاکرات خود می نگریست و در مقدمات آن دخالت داشته در حالی که در سال ۶۶ قطعنامه ۵۹۸ حاصل مذاکراتی با مشارکت ایران نبود و به همین خاطر پذیرش آن یک سال به طول انجامید. اینجا اما برای توافق رفته بودیم و وقتی در آدر ۹۲ در ژنو و در فروردین ۹۴ در لوزان و در تیر ماه در وین به توافقات مرحله به مرحله دست یافتیم دلیلی وجود نداشت که پذیرش قطعنامه ۲۲۳۱ به تاخیر افتاد و به همین خاطر اگر قبول قطعنامه ۵۹۸ در تیر ۶۷ و یک سال بعد اتفاق افتاد قطعنامه ۲۲۳۱ در تیر ۹۴ تنها یک ساعت پس از صدور پذیرفته شد.

دلواپسان که از سرعت اتفاقات و توافق در وین و قطعنامه ۲۲۳۱ شگفت زده شده بودند ۴ دلیل برای مخالفت داشتند:

نخست این که قبلا با توافقات ژنو و لوزان و وین هم مخالف بودند و پذیرش قطعنامه ۲۲۳۱ با ادعاهای قبلی منافات داشت. یادمان هست آن تیتر مشهور را که « کلاهی را که در ژنو برداشتند در وین گذاشتند.»

دوم این که امید داشتند سند وین به مجلس شورای اسلامی یا شورای عالی امنیت ملی برود و محل مناقشه و چون و چرا قرار گیرد اما قطعنامه چنان که از نام آن برمی اید کار را قطعی و تمام می کرد و احساس می کردند دیگر کاری از مجلس و شورای عالی امنیت ملی بر نمی آید و اصطلاحا «دور خورده اند».

سومین دلیل این بود که می گفتند ساز و کار برگشت پذیری و اصطلاحا «مکانیسم ماشه»- trigger mechanism - در آن پیش بینی و تعبیه شده به این معنی که چنانچه ایران نقض کند تحریم ها قابل بازگشت است. در مقابل پاسخ داده شد:

اولا مگر ایران می خواهد نقض کند که نگران باشد؟

ثانیا ساز و کار برگشت پذیری یک طرفه نیست و ایران نیز می تواند با ادعای نقض تعهد تقاضای بازگشت به شرایط قبل از قطعنامه ۲۲۳۱ را مطرح کند و ثالثا ماشه را به سرعت نمی توانند «بچکانند».

زیرا موضوع باید به کمیسیون مشترک ایران و گروه ۱+۵ ارجاع شود و این کمیسیون نیز۱۵ روز فرصت دارد و یک کمیته مشورتی سه نفری تشکیل می شود. یک نفر از ایران، یکی از جانب شکایت کننده و سومی فردی بی طرف و ۳۰ روز فرصت دارند برای حل و فصل ماجرا بکوشند و اگر به نتیجه نرسید سراغ شورای امنیت می روند.

در هنگامه بحث بر سر این که « چی دادیم، چی گرفتیم» و در واپسین روز تیرماه ۱۳۹۴ رییس جمهوری در جلسه هیأت دولت گفت: « در مسابقه فوتبال هم وقتی از پیروزی یا برد صحبت می شود به این معنی نیست که هیچ گلی دریافت نکرده ایم. بلکه ممکن است در قبال سه گلی که به ثمر رسانده ایم دو گل هم خورده باشیم. مهم برآیند کار و منفعت کلی است.»

این گفتار در چهارمین روز فروردین ۱۳۹۵ تحریر می شود. درست در روزهایی که دونالد ترامپ نامزد احتمالی نهایی جمهوری خواهان آشکارا از برهم زدن توافق سخن می گوید و نامزدهای دیگر و حتی هیلاری کلینتون نیز برای جلب رضایت یهودیان از محدود کردن امتیازات اعطا شده به ایران و همین اذعانی است به این که ایران بازنده این بازی نبوده است.

امتیازات داده شده برای رهایی از مخمصه و چنبره تحریم در توافق وین این موارد بودند:

ایران تا ۱۰ سال حق برخورداری از سانتیفیوژهای پیش رفته را ندارد، در مرکز فردو تا ۱۰ سال حق غنی سازی ندارد، در نطنز تا ۱۰ سال حق انباشت اورانیوم ندارد، تمامی قریب به ۱۰ تُن اکسید اورانیوم موجود را باید از ایران خارج کند ( خارج کرده است) و ۳۰۰ کیلو گرم اورانیوم باقی مانده هم به صورت گاز باید باشد (هست) نه اکسید اورانیوم.

تغییر ماهیت رآکتور اراک و تقلیل قدرت آن از ۴۰ به ۲۰ مگاوات و این که قرار شد «هر گونه تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته فقط از طریق مدل سازی کامپیوتری صورت پذیرد و ایران حق تولید عملی نخواهد داشت به اضافه افزایش شمار ناظران مستقر آژانس به ۱۵۰ نفر از موارد دیگر بود.

در مقابل اما بازار جهانی صادرات نفت و گاز به روی ما گشوده و حجم عظیم ارزهای بلوکه شده آزاد شد. همچنین اجبار استفاده از کالاهای بی کیفیت در وضعیت تحریم برداشته شد. چون با گشوده شدن درهای بازارهای بین المللی هر کالایی را می توان آزادانه تامین کرد.

تحلیل گری همان روزها نوشت: ممکن است فردی که کراوات بسته در نگاه دیگران خوش سیماتر به نظر آید اما اگر گره چنان محکم باشد که فرد احساس خفگی کند او چاره ای ندارد جز آن که آن را باز کند تا خفه نشود. تحریم ها اکسیژن هوای حیات زندگی سالم و عادی را از زندگی ایرانیان می مکید و همه داشتند خفه می شدند.

ضمن این که به لحاظ هسته ای نیز ایران توانست ۵۰۶۰ سانتریفیوژ نطنز را بقبولاند. درست است که از نسل اول است ولی مانند این بود که ملک هزار متری فاقد سند و اصطلاحا «نَسَقی» را با ملک ۲۰۰ متری اما با سند منگوله دار و ثبت شده معاوضه کنیم.

در تیرماه سال ۹۴ البته اتفاقات دیگری نیز رخ داد اما همه زیر تاثیر توافق وین و نهایی شدن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ بودند. برجام نه تنها بر سیاست و دیپلماسی که بر اقتصاد و حتی اخلاق جامعه هم اثر گذاشت. تحریم ها مدعی ترین جامعه دنیا در معنویت را پول زده تر و مادی تر کرده بود و برجام تنها اثر سیاسی برجای نگذاشت. اخلاق و معنویت را هم نجات داد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.