مصباحیمقدم:مجلس بعد، اصولگراست
غلامرضا مصباحیمقدم که معتقد است بیش از ۵۰ درصد منتخبین تهران در مجلس بعد، اصولگرایان خواهند بود، میگوید که دور بعد دیگر کاندیدا نخواهد شد تا فرصتی برای حضور چهرههای جدید فراهم شود.
سخنگوی جامعه روحانیت در سخنانش تمام قد از لیست ائتلاف اصولگرایان دفاع می کند و البته بر این نکته هم تاکید می کند که اگر محوریت جامعه روحانیت نبود، ائتلاف به نتیجه نمی رسید. به اعتقاد مصباحی مقدم وزن بیشتر جبهه پایداری در لیست ائتلاف اصولگرایان به سنگینی وزن آنها در مرحله ائتلاف باز می گردد. او همچنین سهم بیشتر پایداری ها در ائتلاف را هم ناشی از ثبت نام بیشتر چهره های وابسته به این جریان نسبت به سایر جریان های اصولگرایی در انتخابات می داند.
به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم دلیل انتخاب حداد عادل به عنوان سرلیست را رای اول بودن او در تهران در دوره های قبل و حمایت جبهه پایداری از او می داند. با این حال مصباحی معتقد است که لیست ائتلاف اصولگرایان در تهران بیش از ۵۰ درصد آرا را به خود اختصاص خواهد داد.
گفت و گوی حجت الاسلام مصباحی مقدم با خبرآنلاین در کافه خبر را در ادامه می خوانید:
آقای مصباحی مقدم، در لیست ائتلاف اصولگرایان وزن و سهم جبهه پایداری و جریان های نزدیک به آن بیش از سایر گرایش های اصولگرایی است. چرا در ترکیب این لیست وزن جبهه پایداری بیشتر است؟
در این دور از انتخابات اتفاقی رخ داد که مبارک است. و آن اینکه با محوریت آیت الله موحدی کرمانی مجموعه احزاب و گروه های اصولگرا دور هم جمع شدند و به لیست واحد رسیدند. اما اگر این اتفاق نمی افتاد و جامعه روحانیت محور قرار نمی گرفت، امکان نداشت که این ائتلاف به نتیجه برسد. حالا بر این اساس احتمال عقلایی قوی می دهیم که پیروز صحنه انتخابات باشیم.
ترکیب این لیست هم از جهت تخصص ها ترکیب معقولی است. در این لیست ۱۰ اقتصاددان، ۴ روحانی، ۶ خانم و تعدادی از سرداران دوران دفاع مقدس و تعدادی از پزشکان را داریم و از وزرا و شخصیت های برجسته گذشته هم حضور دارند. بنابراین ترکیبی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و دفاعی در این لیست دیده می شود و از این جهت ترکیب متناسبی شکل گرفته که قابل قبول است.
اما اینکه بخواهیم ترکیب این لیست را از نظر سیاسی بررسی کنیم، قطعا وزن گروه های حاضر در لیست به ترکیب ائتلافی که شکل گرفته بود بر می گردد. در این ترکیب سهم جبهه پایداری و جمعیت ایثارگران و رهپویان، غلبه دارد. طبیعی است که کسانی که در کمیته ۷ نفره از کاندیداهای جریانات مختلف اصولگرا به لیست وارد شدند، تحت تاثیر این ترکیب هستند. اگر می خواستیم به ائتلاف برسیم چاره ای جز این نبود. در غیر این صورت ائتلافی شکل نمی گرفت. گرچه تاکید دوستان ما بر این بود که ما سهم خواهی نکنیم، اما وقتی که نتیجه را می بینیم این حرف درست است که وزن جبهه پایداری و کسانی که همسو با این جبهه هستند، در لیست سنگینی می کند. اما برای ما مهم دست یافتن به ائتلاف بود که این امر محقق شد.
شما دلیل سنگینی وزن جبهه پایداری، ایثارگران و رهپویان در لیست را به سنگینی وزن این سه گرایش در مرحله ائتلاف مرتبط دانستید. اما چطور شد که وزن آنها در ائتلاف سنگین تر شد؟ با توجه به اینکه سابقه جامعه روحانیت و بقیه جریانات اصولگرا و جبهه خط امام و رهبری و حتی تعداد آنها بیشتر از این سه جریان بود. چرا آنها وزن بیشتری در ائتلاف داشتند؟
یک نوع تعامل و فداکاری از ناحیه بخشی از اصولگرایان برای دست یافتن به ائتلاف در این قضیه رخ داده است. اگر بنا بر تعامل و فداکاری و از خودگذشتگی نبود، ما حتما به نقطه اشتراک نمی رسیدیم. روشن است که جریانی مثل موتلفه و پیروان خط امام و رهبری و جبهه ایستادگی و امثال آنها یک نوع نرمش را در این اقدام نشان دادند که ائتلاف دست یافتنی شد.
به علاوه این موضوع تا حدی هم به تعداد ثبت نامی ها برمی گردد. به عبارت دیگر اگر پیش بینی لازم می شد و ثبت نام از سوی کسانی در طرف دیگر این کفه افزایش پیدا می کرد، ای بسا ترکیب هم متفاوت می شد. وقتی به ثبت نامی ها و چهره های شاخص ثبت نام کننده نگاه می کنیم، می بینیم که نمایندگان فعلی مجلس و وزرای سابق دولت، اکثریت ثبت نامی ها را تشکیل می دهند و به همین دلیل اکثریت لیست را هم تشکیل داده اند. در حالی که مثلا اگر به جبهه پیروان نگاه کنیم تعداد کسانی که از این جبهه و یا موتلفه ثبت نام کرده اند کاهش پیدا کرده است.
نکته دیگر هم به موضوع چهره ها برمی گردد. بعضی از چهره ها شخصیت هایی هستند که تا حدی در چند دوره انتخابات مجلس حضور پیدا کرده اند و به نوعی از یک طرف شناخته شده تر هستند و از طرفی دیگر نوآوری را در لیست مخدوش می کنند. خود من بر همین اساس این قصد را دارم که دور بعد دیگر کاندید نشوم. چون دیگر یک چهره قدیمی محسوب می شوم. به همین دلیل اشخاصی هم مثل آقای باهنر بودند که با اینکه در ۷ دوره در مجلس حضور داشته اند اما داوطلبانه کنار کشیده اند. او اگرچه توانمندی های ویژه ای داشت اما حضورش نمی گذاشت چهره های جدیدی وارد شوند. به همین دلیل هم داوطلبانه کنار کشید تا چهره های جدید به میدان بیایند. این هم یکی از نکاتی است که بر شکل گیری و ترکیب این لیست تاثیر گذاشته است.
گفتید که حضور پررنگتر اعضای جبهه پایداری و جمعیت ایثارگران و رهپویان در لیست ائتلاف به دلیل تعدد ثبت نام از سوی آنها بوده است. اما از سوی جریانات ریشه دار اصولگرا نیز چهره های متعدد زیادی ثبت نام کرده بودند که در لیست شما نیامدند. چهره هایی مثل آقای حسن غفوری فرد که در انتخابات گذشته هم از لیست جبهه متحد جا ماند.
من نمی توانم به مصادیق ورود کنم. چون من در این باره تصمیم گیرنده نبودم. اجمالا عرض کردم که لیست ائتلاف اصولگرایان حاصل نوعی انعطاف از سوی مجموعه هاست که به این جمع بندی رسیده اند. شاید انتظارات جریان پایداری و رهپویان بیش از اینها بوده ولی ناگزیر شدند به ترکیبی که مجموعه در مورد آن به اجماع رسید را بپذیرند. یعنی آنها هم از نقطه نظراتشان کوتاه آمدند و قبول کردند که تعدادی از افراد مورد نظرشان در این لیست نباشد.
با وجود انتقاداتی که به ترکیب لیست ائتلاف اصولگرایان وارد است، لیست ارائه شده را چقدر جامع می دانید؟
تمام احزاب اصولگرا در تهیه این لیست نماینده داشتند. پس لیست جامعی است. حتی شخصیت های سیاسی اصولگرا به جز آقای لاریجانی هم در این ائتلاف نماینده داشتند. آقای لاریجانی، درست یا نادرست، اعلام کردند که چون رئیس قوه هستند، به موضوع تصمیم گیری برای لیست های انتخاباتی ورود نمی یابند . اما شخصا معتقدم اگر ایشان نماینده می فرستاد، در ترکیب لیست اصولگرایان می توانست تاثیر گذار باشد. اگر نماینده آقای لاریجانی، چهره ای مثل آقای کاظم جلالی بود، ای بسا در لیست ائتلاف نیز گنجانده می شد.
اما آقای جلالی گفت که نگذاشتند نامش در این لیست بیاید!
این حرف ایشان قابل قبول نیست. او هیچگاه اعلام آمادگی نکرد که در جریان ائتلاف به نمایندگی از آقای لاریجانی در هیات ۲۲ نفره حضور یابد. آقای لاریجانی به جای اینکه شخصا موضوع حضور نماینده اش در ائتلاف را به نتیجه برساند، تصمیم گیری درباره این موضوع را به فراکسیون رهروان واگذار کرد. در حالیکه ما از آقای لاریجانی برای پیوستن به ائتلاف دعوت کرده بودیم نه فراکسیون رهروان! البته فراکسیون رهروان هم رای نداد که نماینده ای از آنها یا از آقای لاریجانی در جمع ائتلاف حضور داشته باشد. نتیجه این شد که کسی به نمایندگی از آقای لاریجانی در جمع تصمیم گیری ما شرکت نکرد.
از این رو اینکه آقای جلالی انتظار داشته باشد که از طرفی نوعی انفصال از مجموعه ائتلاف اصولگرایان را به دلیل حضور جبهه پایداری در جمع ما دنبال کند، و از طرف دیگر انتظار داشته باشد که نامش در لیست ما باشد، انتظار به جایی نیست.
میثاق نامه ای از سوی اصولگرایان تدوین شد و به امضا رسید که هر کس در لیست نبود، باید انصراف دهد. به این ترتیب ۱۸۰ نفر باید انصراف می دادند. اگر چه برخی اعلام انصراف کردند اما تعدادشان به ۸۰ نفر هم نمی رسد. علت عدم پایبندی به تصمیمات جمعی در میان اصولگرایان چیست؟ لیست را قبول ندارند یا تصمیم گیران را؟
کسانی که انصرافشان را اعلام نکردند، حضور فعالی هم ندارند و به رقابت هم نپرداخته اند. یعنی در میدان رقابت وارد نشدند و عدم حضورشان را نوعی انصراف تلقی کردند. منظورم این است که اگرچه به نفع جریان اصولگرا، اعلام انصراف نکردند اما حضور جدی هم ندارند. تعداد اندکی از اصولگرایان یکه در لیست ائتلاف نیامدند همچنان در رقابت هستند و اصرار دارند که منفردا وارد عرصه رقابت شوند و یا به لیست صدای ملت پیوستند.
جمع بندی در جریان اصولگرا، نهایتا به یک لیست واحد ختم نشد. حضور سه لیست اصولگرا در این دور از رقابت های انتخاباتی، نوعی آسیب نیست؟
عدم جمع بندی نهایی برا یارائه تنها یک لیست واحد، به دلیل نبود یک حزب فراگیر است. آثار نبود چنین حزبی در اینگونه وقایع خودش را نشان می دهد. وقتی افراد جزء تشکیلات قوی و منسجم نیستند، تکروی می کنند و این هم طبیعی است. لازم است که ما به یک حزب قوی و فراگیر در مجموع اصولگرایان برسیم.
این بار به نظر خودم رسید که وقتی ۲۲ نفر دور هم جمع شدند که هر یک نماینده احزاب هستند و افراد موثری هم هستند، وقتش رسیده است که مقدمات شکل گیری یک حزب بزرگ را فراهم آوریم. الان برای انتخابات همه دور هم جمع هستیم و وقتش است که یک حزب بزرگ با حضور همه جریانات اصولگرا شکل بگیرد. تا در مدت دو تا چهار سال آینده برنامه بدهد و کادرسازی کند و زمینه را برای رویش و روی کار آمدن جوانها فراهم کند. در تشکیلات حزبی مقتدر می توان از اعضا خواست که به تصمیمات حزبی پایبند باشند وگرنه عضویتشان در حزب تعلیق می شود.
گذشته از لیست های موازی در میان اصولگرایان بحث اختلاف میان دو جریان موجود در لیست ائتلافی اصولگرایان هم مطرح است. ظاهرا در مورد سرلیستی بین دو طیف این ائتلاف اختلاف وجود دارد. جریان جبهه پایداری از سرلیستی آقای حداد و جریان معتدل تر از سرلیستی آقای ابوترابی حمایت می کنند. شما تا چه اندازه این اختلاف را جدی می دانید و سرلیست ائتلاف اصولگرایان چه کسی است؟
واقعیت این است که آقای حدادعادل رای اول چند دوره گذشته مجلس در تهران بوده است. فارغ از اینکه ایشان بیشتر مورد اعتماد جبهه پایداری و رهپویان و ایثارگران است؛ خود این رای اول بودن در چند دوره چهره ای از آقای حداد ساخته که از برجستگی ویژه ای برخوردار است. با توجه به اینکه احتمال پیدایش لیست های متعدد را وجود داشت و احتمال می دادیم هر کسی می تواند به میدان بیاید و سرلیستی داشته باشد اقای حداد به عنوان یک نماد برای این ائتلاف مشخص شد که جلوی پیدایش لیست های متعدد را بگیرد.
بنابراین آقای حدادعادل الان سرلیست است و اختلافی هم در اینباره وجود ندارد.
بله ایشان سرلیست است و اختلافی هم وجود ندارد.
در حال حاضر بحث رقابت اصلاح طلبان با یک لیست و اصولگرایان با سه لیست را چطور میبینید؟ فکر می کنید رقابت در پایتخت به چه صورت خواهد بود و پیروز میدان کدام نیروها باشند؟
البته من معتقدم که گرچه در حوزه اصولگرایی دو تا سه لیست مطرح است؛ (چرا که یک لیست بینابینی است. لیست آقای مطهری نه به صورت خالص اصلاح طلب و نه به صورت خالص اصولگرا است). اما درباره اینکه دو لیست در جریان اصولگرایی ایجاد شده باید بگویم، اگر به پشتوانه لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان توجه کنیم، این لیست مورد استقبال بیشتر رای دهندگان در تهران قرار می گیرد. چرا که این لیست هم مورد تایید جامعه روحانیت و هم مورد تایید آیت الله یزدی و آیت الله مصباح قرار گرفته است. بر این اساس جای نگرانی جدی برای اینکه آرا حامیان اصولگرا پراکنده شود، نیست. پیش بینی من این است که در تهران بالای ۵۰ درصد منتخبین تهران چه در دور اول و چه در دور دوم از اصولگرایان خواهد بود. در کل کشور هم به صورت روشن تر و برجسته تر و با دامنه وسیع تر اصولگرایان اکثریت کرسی های مجلس را خواهند داشت.
با این حساب از نظر شما قوی ترین لیست در جریان اصولگرایایی لیستی است که ائتلاف اصولگرایان بسته است.
همینطور است که من این لیست را قوی تر از همه می بینم. ترکیب این لیست جامع و منسجم است.
همزمانی دو انتخابات مجلس و خبرگان را چطور ارزیابی می کنید؟ فکر نمی کنید انتخابات مجلس بر انتخابات خبرگان سایه بیندازد؟
من همزمانی دو انتخابات خبرگان و مجلس را به نفع هر دو انتخابات می بینم. مردم به جای اینکه دو بار برای رای دادن بیایند یک بار می آیند و دو بار رای می دهند. هزینه های وزارت کشور را هم برای برگزاری انتخابات کاهش می دهد. این به نفع مصالح ملی ما است. بعد هم این دو انتخابات بر روی هم، هم افزایی دارند و روی هم اثر مثبت می گذارند. اگر بنا بود جداگانه دو انتخابات برگزار کنیم شور انتخاباتی و حضور مردم پای صندق ها به صورت نسبی پایین تر بود.
اما این نگرانی وجود دارد که آیا مردم در تهران این انرژی را دارند که ۴۶ نام را روی برگه های رای بنویسند؟
من گمان می کنم وقتی مردم یک روز برای انتخابات می گذارند و پای صندوق می آیند دشوار نخواهد بود وقت بگذارند و نام ۴۶ را نفر را بنویسند.
در مورد رقابت میان لیست های مختلف در انتخابات خبرگان چه پیش بینی دارید؟
مردم متدین ما در تهران به احتمال قریب به صد در صد به لیست مورد اعتماد جامعتین رای می دهند. البته نفی نمی کنم که بخشی از همین مردم هم به لیست اصلاح طلبان در انتخابات خبرگان رای دهند. تا حد زیادی لیست دوم وقتی رای می آورد که بتوانند رای های خفته را برانگیزاند. رای کسانی که در دوره های انتخاباتی قبل هم به طور جدی پای صندوق های رای نیامدند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.