طرح مسکن مهر شهر برانداز بود؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۱۳۴۴۹ سایت-خوان

«چهار دولت بعدی هم از اتمام مسکن مهر عاجزند، مسکن مهر طرح مزخرفی است! مسکن مهر طرح «شهر برانداز» بود.» اینها بخشی از اظهارنظرهای عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم در مورد ارث بزرگ دولت دهم به وزارتخانه تحت مدیریتش است.

اعتماد نوشت:

عباس آخوندی یکی از وزرای کابینه یازدهم است که از همان ابتدای حضورش انتقادات خاصی را به این میراث باقی‌مانده از دولت قبل داشت و حتی به خاطر پروژه‌ای که به او به ارث رسیده بود به مجلس رفت تا پاسخگوی کاستی‌های مسوولان قبلی باشد.

هرچند حضور وی در مجلس نیز الزام قانونی نداشت اما وی با حضور در مجلس از پیشرفت‌هایی صحبت کرد که تصور می‌شد باید طی چهار سال پیش از آن توسط دولت دیگری انجام می‌شد.

هرچند در این مدت پیشرفت مسکن مهر قابل توجه بود و منجر به واگذاری بسیاری از این آپارتمان‌های ساخته شده به متقاضیان آن شد اما هنوز هم انتقادهای وزیر راه به این پروژه ادامه دارد. وی که یکی از پر انتقاد‌ترین و پرکارترین وزرای کابینه به علت درگیری شدید پروژه‌های عمرانی این وزارتخانه با زندگی اجتماعی مردم است روز گذشته باز هم لب به انتقاد از پروژه مسکن مهر گشود و این‌بار در تعریف جدید از این پروژه، «مسکن مهر را به قفسه‌ای تشبیه کرد که انسان‌ها در کنار هم زندگی می‌کنند.»

عباس آخوندی که تا پای استیضاح رفت و وزیر به محل کار خود بازگشت، در توضیح این نظر خود گفته است: «مسکن مهر تصویری است از انسان‌هایی که کالا هستند و می‌توانید در هر جایی از این سرزمین آنها را در قفسه جا دهید. نه مساله شهر را می‌بینید، نه مقام انسان را و نه ساختار اجتماعی را، فقط یک‌سری قفسه است که می‌توانید در آن هم کالا بگذارید و هم انسان. ایران شهر ما در وضعیت پرچالشی به‌سر می‌برد. در زمستان می‌بینیم که امکان نفس کشیدن در تهران با مشکل جدی مواجه است. تهران چه از لحاظ منابع زیستی و چه روابط اقتصادی مشکلات جدی دارد.

تعداد فقرایی که پیرامون شهر تهران زندگی می‌کنند به پنج میلیون نفر می‌رسد که سبب‌ساز انواع بزه‌های اجتماعی می‌شود. انتقادات آخوندی به مسکن مهر آنجا اهمیت وافری می‌یابد که مسکن مهر یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اجتماعی اجرا شده در دولت پیشین است. پروژه‌ای که هر چند با هدف خانه‌دار کردن تمام ایرانیان اجرا شد اما نتوانست جز اندکی نرخ مالکیت در ایران را تغییر دهد. وی گفت: حتی کسانی که می‌خواستند راه‌حل بدهند هم در چنبره کالایی شدن گرفتار شدند. مگر مسکن مهر غیر از این است که برخی می‌خواستند یک سری انسان‌هایی را که کالا هستند در خانه‌هایی که قفسه‌اند جای دهند؟ در هر جای کشور که خواستند قفسه ساختند و مردم را در آنها چیدند.

این مدیر دولتی گرفتاری‌های زندگی شهری را ناشی از دو انقطاع تاریخی می‌داند و معتقد: «پس از جنگ چالدران شاهد روی کار آمدن صفویه بودیم که با پایان رنسانس همراه بود و دادوستد با خارج بسته شد. یک بار دیگر هم در ترکمنچای عکس دوره صفویه رخ داد که آغوش کشور به روی اندیشه غربی باز شد و منجر به ورشکستگی و بی‌نظمی شد. با امضای برجام ایران مجددا نقطه تعادل منطقه شد. فشار قدرت‌های جهانی و برخی بی‌تدبیری‌های داخلی باعث شده بود که به شکل تفنعی می‌خواستند ایران را از مرکز ثقل جهان بردارند که با امضای برجام ایران مجددا مرکز ثقل شد که این می‌تواند آینده روشنی را برای کشور بسازد. هنوز در ایران بیش از ١٠٠ شهر داریم که منابع تاریخی آنها از بین نرفته، ما هنوز سبزوار، نیشابور، زابل، یزد و کاشان را داریم، پس هنوز هم می‌توانیم منابع مادی، تاریخی و معرفتی خود را با اندیشه ایران‌شهری و با نور اسلام بسازیم.»

وی که پیش از این نیز اظهارنظرهای متفاوتی داشته است، این‌بار ادامه داد: «بحران از هم گسیختگی و بحران هویت در شهرهای ایران نیازی به اثبات ندارد. موبیلیتی در تهران با چالش اساسی مواجه است و دل‌نگرانی و هراس سنگینی نسبت به آینده وجود دارد. مهجور ماندن ما از نظام معرفتی ایجاد دردسر کرده است، ما دچار یک از جا کندگی اجتماعی، هویتی، تاریخی و فرهنگی شده‌ایم و این به معنای در غربت قرار گرفتن مفهوم ایران است؛ من در میان جمع و دلم جای دیگر است. نتیجه این ازجاکندگی در ایران به کالایی شدن همه‌چیز منجر شد. در این فضا همه‌چیز قابل خرید و فروش است. شهر، قانون، هوا، روابط زندگی شهری قابل خرید و فروش است. اولین فروش‌ها تراکم بود و کم‌کم رودخانه و منابع و هوا را هم فروختند...»

آخوندی به همین جهت با اشاره به نقد اندیشه لیبرالیسم توسط کارل پولانی، خاطرنشان می‌کند: «بنا به گفته پولانی، لیبرالیسم که مبتنی بر محور اقتصاد است بزرگ‌ترین مشکلش این است که اقتصاد را از سیستم اجتماع جدا می‌کند. وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد لیبرالیسم را ناممکن می‌کند، نتیجه این امر غیرممکن ایجاد انواع تعارض‌ها و بحران‌های مختلف است لذا پولانی مطرح کرد که این نظریه راه به جایی نمی‌برد چرا که باعث بحران‌های اجتماعی در سراسر جهان می‌شود. این نظریه پولانی بود که البته هنوز هم در دنیا راجع به آن بحث می‌شود. این اندیشمند لهستانی می‌گوید این نظریه در مرحله اجرا امکان وقوع ندارد چون زندگی از اقتصاد قابل تفکیک نیست و اقتصاد بخشی از زندگی اجتماعی است. نتیجه اجرای یک امر غیر ممکن به انواع مشکلات منجر شده و به توسعه تعارض و انواع ناآرامی‌های اجتماعی می‌انجامد.»

وی تاکید کرد: «من می‌خواهم با کمک گرفتن از نظریه ازجاکندگی اجتماعی پولانی این موضوع را بگویم که از جا‌کندگی تنها در اقتصاد نیست، ما ازجاکندگی را در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگ، اجتماع، سیستم، اقتصاد و. .. هم می‌بینیم. از جاکندگی بحثی فراتر از اقتصاد صرف است. نتیجه از جاکندگی اجتماعی در ایران منجر به کالایی شدن (کمودیفیکیشن) همه‌چیز شده است. زندگی ایران پس از ازجاکندگی منجر به کالایی شدن همه‌چیز و قابل خرید و فروش شدن همه‌چیز شده است: شهر، قانون، آب، هوا رودخانه و... را به راحتی خرید و فروش می‌کنند. کسانی که می‌خواستند شهر را اداره کنند دیدند به وضعیت امتناع و غیر قابل اداره شدن شهر رسیده‌اند. نخستین چیزی که به ذهن‌شان رسید این بود که شهر را بفروشند. در اوایل فقط پایه کوه را می‌فروختند و ساختمان می‌ساختند اما بعد به تدریج همه منابع زیستی، آب و هوا، رودخانه و همه‌چیز را به فروش گذاشتند. بنابراین بلافاصله بعد از بحث از جا کندگی با مفهوم کالایی شدن مواجه شدیم که در این مفهوم، همه‌چیز کالاست.»

آخوندی خاطرنشان کرد: «همزمان با بررسی مفهوم ایران و از جا کندگی‌اش از بستر اجتماعی و کالایی شدن باید ریشه تاریخی و علل ایجاد آن را هم بررسی کرد. البته با انقلاب آی‌سی‌تی مفهوم از جا کندگی هر روز عمیق‌تر می‌شود. یک بار دیگر در ترکمنچای شکست خوردیم این‌بار سیاست معکوس اتخاذ شد. پس از این شکست سیاست باز کردن آغوش به روی جهان غرب را در پیش گرفتیم که وجه غالب آن حرکت به سمت نظریه‌های چپ‌گرایانه و سوسیالیستی بود. شکل‌گیری عامیون در تهران، حزب دموکرات در گیلان، چپ‌گرایان در آذربایجان و نهایتا ایجاد حزب توده در سراسر کشور از آثار این شکست بود. می‌بینید که پشت کردن به کل میراث معنوی، اقتصادی، زیستی و... چه به شکل چپ آن و چه به شکل لیبرالیسمی آن در تاریخ کشور وجود دارد ولی آنچه در هر دوی این جنبش‌ها دیده می‌شود این است که ایران در آنها جایی ندارد. بنابراین بی‌وزنی‌ای که الان داریم تصادفی نیست بلکه برمی‌گردد به یک ریشه تاریخی و ازجاکندگی اجتماعی که به سوداگری مطلق منجر شده است.

به نحوی که وقتی برای جوانان ایرانی از بازار آزاد بحث می‌شود آنچه در ذهن‌شان شکل می‌گیرد یک نوع بی‌قانونی، لاقیدی و عدم تعهد به همه‌چیز است، در حالی که اصل نظام سرمایه‌داری هم در دل خود چنین چیزی ندارد اما مفهوم امتناع در ایران به حدی رسیده که با ذات لیبرالیسم هم در تعارض است.»

وی گفت: «متاسفانه این منابع تاریخی و میراث فرهنگی که در کشور داریم روی دوش عده‌ای سنگینی می‌کند و فکر می‌کنند اگر این آثار تخریب شوند و برج به جای آنها ساخته شود از شرشان راحت می‌شویم. الان چقدر از فضای چهارباغ اصفهان باقی مانده؟ چه مقدار از فضای ۳۰ سال پیش پیرامونی حرم مطهر امام رضا(ع) باقی مانده است؟ این سوداگری همه منابع تاریخی را مزاحم خود می‌داند.»

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن