رابطه ایران با اروپا به چه زمانی باز می‌گردد؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۰۹۶۶۸ سایت-خوان

سفیر اسبق فرانسه می گوید: رابطه ایران با اروپا به سال های خیلی دور باز می گردد که این رابطه بعد از انقلاب سرد شد و شکل دیگری به خود گرفت.

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و همچنین دستیابی به برجام، رفت و آمدهای سران کشورهای اروپایی به تهران بیش از پیش شد. در همین راستا، نخستین دور گفت‌وگوهای سطح عالی میان ایران و اروپا از امروز میان مجید تخت‌روانچی و هلگا اشمید، معاونان ظریف و موگرینی آغاز می‌شود.

در این باره روزنامه اعتماد با حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات و سفیر اسبق ایران در آلمان، فرانسه و امارات گفت‌وگویی داشته‌ است که مشروح آن در ادامه می‌آید:

سابقه گفت‌وگوها میان ایران و اتحادیه اروپایی به چه زمانی باز می‌گردد؟

رابطه ایران با کشورهای اروپایی که بعدها، آنها مجموعه اتحادیه اروپایی را تشکیل دادند، به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. اروپا یک شریک سنتی و خوب برای ایران در زمینه‌های مختلف بوده است؛ چه در زمینه تجارت که آنها بازار خوبی برای کالاهای نفتی و غیرنفتی ما بوده‌اند و چه دادوستدها و همکاری‌های صنعتی و چه انتقال تکنولوژی و چه در زمینه سرمایه‌گذاری. آنها برای ایران جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند و روابط دوجانبه ایران و اروپا دیرینه است. حضور بی‌شمار ایرانیان در اروپا هم زمینه خوبی برای شناخت آنها از ایران فراهم کرده و هم خود به پشتوانه مناسبی برای همکاری‌ها و روابط دوجانبه تبدیل شده است.

بعد از انقلاب اسلامی انتظار می‌رفت که با فضای حاکم شده میان ایران و امریکا، اروپایی‌ها و ژاپن جایگاه‌شان را برای همکاری‌های صنعتی، تجاری و سیاسی افزایش دهند اما به دلیل فشارهای امریکا، عملا روابط ما با این کشورها کاهش یافت، به گونه‌ای که گفت‌وگوهای ایران و اروپا در سطح عالی قطع شد ولی با پایان یافتن جنگ و در پیش گرفته شدن سیاست تنش‌زدایی و همچنین پیگیری‌های طرفین و فضای جدیدی که ایران و اروپا ایجاد کردند، دور جدیدی از مذاکرات میان ایران و کشورهای اروپایی از دهه ٧٠ با نام گفت‌وگوهای انتقادی شکل گرفت.

شکل گفت‌وگوها به چه صورتی بود؟

در این مذاکرات طرفین به یکدیگر انتقاد می‌کردند. به عبارتی، محور گفت‌وگوها انتقادی بود و در این رهگذر سعی می‌شد مشکلات و سوءتفاهم‌ها رفع شود.

چه موضوعاتی در گفت‌وگوهای انتقادی مطرح می‌شد؟

موضوعات مختلفی بود. از جانب اروپایی‌ها، مسائلی چون سلاح کشتار جمعی، فلسطین و حقوق بشر مطرح می‌شود که علاوه بر پاسخگویی ما در این زمینه‌ها، ما نیز این مسائل را از زاویه‌ای دیگر مطرح می‌کردیم. ما درباره حقوق بشر و تروریسم به آنها می‌گفتیم که شما گروه‌های تروریستی را پناه داده‌اید پس حامی تروریسم هستید. از تروریسم دولتی توسط رژیم صهیونیستی سخن می‌گفتیم. از کاستی‌های حقوق بشری چه برای مسلمانان و چه غیرمسلمانان و چه برای شهروندان اروپایی‌ و چه غیراروپایی‌ها در قاره سبز سخن می‌گفتیم. در خصوص سلاح کشتار جمعی به زرادخانه‌های آنها اشاره می‌کردیم. از حمایت‌های‌شان نسبت به اسراییل به عنوان رژیم ناقض حقوق بشر حرف می‌زدیم. در خصوص فلسطین هم می‌گفتیم شما از رژیمی حمایت می‌کنید که غاصب است.

چه زمانی این گفت‌وگوهای انتقادی به گفت‌وگوی فراگیر تبدیل شد؟

در آن سال‌ها، توان ایران به مراتب کمتر از توانمندی‌های اکنون بود؛ چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای. ما در حوزه‌های علم و فناوری، اقتصاد، صنعت، توانمندی‌های نظامی و تحقیقات و فناوری هسته‌ای و... قابل مقایسه با امروز نبودیم. وقتی توان شما مطلوب نباشد، کشورهای دیگر نسبت به شما طمع می‌ورزند و فشارهایی را وارد می‌کنند. با تقویت بنیه داخلی ایران و توانمندی‌ تاثیرگذاری در محیط‌های پیرامونی نظیر افغانستان، عراق، لبنان و... و همچنین افزایش قدرت جهانی ایران فضای گفت‌وگوها هم تغییر یافت. ما دیگر زیر بار آن گفت‌وگوها نرفتیم و مذاکرات انتقادی قطع شد اما به درخواست کشورهای اروپایی دور دوم گفت‌وگوها از سر گرفته شد اما این گفت‌وگوها فراگیر و جامع بودند.

این گفت‌وگوها چه تفاوتی با مذاکرات انتقادی داشتند؟

محور این گفت‌وگوها فقط انتقادی نبود بلکه شامل همکاری‌های ایران و اروپا در تمامی عرصه‌ها مانند همکاری‌های فرهنگی، علمی، محیط زیستی، اقتصادی، صنعتی، منطقه‌ای و سیاسی می‌شد. حالت مذاکرات هم گونه‌ای تعاملی و دوطرفه داشت.

چرا آن گفت‌وگوها متوقف شد؟

از حدود ١٠ سال پیش و با تحریم‌های ظالمانه غرب نسبت به ایران، این گفت‌وگوها به حاشیه رفت و متوقف شد. در این مدت، تماس میان مسوولان ایران و اروپا محدود و در سطح نازلی صورت می‌گرفت. گفت‌وگوهای سطح عالی در واقع دور سوم گفت‌وگوهای ایران و اتحادیه اروپایی و نقطه عطف و اوج این گفت‌وگوهاست.

چه چیز موجب شده تا اروپایی‌ها متمایل به انجام گفت‌وگو با ایران آن‌هم در سطوح عالی باشند؟

به هر میزان که توانمندی‌های کشوری افزایش یابد، کشورهای دیگر هم برای برقراری روابط پیش‌قدم می‌شوند. جایگاه یک کشور در نظام بین‌المللی توسط دیگر کشورها به ما داده نمی‌شود بلکه ما هستیم که با اقتدار یا سستی جایگاه‌مان را به دیگران تحمیل می‌کنیم. هم‌اکنون در روابط بین‌المللی کشورهایی می‌توانند از جایگاه درخور و قابل توجهی برخوردار شوند که از نظر امکانات و بنیه‌ها هم توانمند باشند. دیپلماسی زمانی می‌تواند به مدد و کمک شما بیاید که شما از توانمندی داخلی و توانایی تاثیرگذاری بالا برخوردار باشید. شما هر چقدر هم که دیپلماسی قوی‌ای داشته باشید اما اگر بنیه و توانایی تاثیرگذاری محیطی نداشته باشید، دیپلماسی کمتر جواب می‌دهد. همین مساله بالعکس هم می‌شود. با این حال، ما در بیش از ١٠ سال گذشته با فشار و اصرار به مواضع‌مان به توانمندی‌های بالایی دست یافتیم. ما توانستیم تکنولوژی هسته‌ای را بومی کنیم، تعداد سانتریفیوژهای‌مان به ٢٠ هزار دستگاه و سطح غنی‌سازی به درصد بالایی رسید. در ساخت رآکتورهای مختلف به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافتیم و توانمندی‌های نظامی و امنیتی‌مان به اوج خود رسیده است. در کنار آن، در تحولات منطقه‌ای هم نه تنها تاثیرگذار هستیم بلکه می‌توان گفت ایران کلیدی‌ترین کشور خاورمیانه است. هنگامی که این توانمندی‌ها افزایش می‌یابد و ما قدرت مانور پیدا می‌کنیم، کشورها احساس می‌کنند بدون مشارکت فعال، رایزنی و همکاری با شما و بدون استفاده از تجارب میدانی با شما ناموفق خواهند بود. در کنار این مسائل، دیپلماسی موفق به مدد ما آمد و رویکرد جدید دولت آقای روحانی و اولویت‌بخشی درست به مسائل موجب شد تا اروپا برای دور سوم گفت‌وگوها با ایران پیش‌قدم شود.

فکر می‌کنید این دور از مذاکرات، از چه ویژگی بارزی برخوردار باشد؟

در دو سال گذشته، هلگا اشمید و مجید تخت روانچی در مذاکرات هسته‌ای در کنار یکدیگر بوده‌اند و با یکدیگر گفت‌وگو کرده‌اند. آنها همدیگر را به خوبی می‌شناسند و از توانمندی‌ها، علایق و سلایق دیگر آگاه هستند. من فکر می‌کنم این آشنایی می‌تواند در تسریع و پیشرفت مذاکرات برای رسیدن به اهداف در زمان اندک موثر باشد. به عبارتی، باید این آشنایی را به فال نیک گرفت.

مذاکرات سطح عالی میان ایران و اتحادیه اروپایی می‌تواند چه آثار و پیامدهایی را برای کشورمان داشته باشد؟

اروپا یک همکاری سنتی و قابل اعتماد در ابعاد مختلف برای جمهوری اسلامی ایران بوده است. این گفت‌وگوها باعث می‌شود ظرفیت‌هایی که طی سال‌های گذشته معطل مانده و حالت فعلیت به خود نگرفته بود، آزاد شود. همچنین روابطی که طی سال‌های گذشته کاهش یافته بود، افزایش یافته و رونق بگیرد. ما هم‌اکنون در حال برنامه‌ریزی برای عضویت در سازمان تجارت جهانی هستیم. اروپا در آنجا حرف دارد و می‌تواند به عضویت ما کمک کند. علاوه بر این، ما می‌توانیم در خصوص مسائل مختلف با یکدیگر همکاری‌های‌مان را افزایش دهیم. اکنون اروپا فهمیده است که بی‌توجهی و توجه گزینشی به مسائل به خصوص در مساله تروریسم، نتیجه‌اش رشد گروه‌های تروریستی‌ای است که خطرش متوجه آنها هم است. من فکر می‌کنم اروپایی‌ها در حال نزدیک شدن به واقع‌گرایی هستند.

به نظر می‌آید در درون اروپا در خصوص نقش منطقه‌ای ایران، نگاه یکدستی وجود ندارد. آیا با این گفت‌وگو می‌توان انتظار همکاری‌های مشترک میان ایران و اتحادیه اروپایی داشت؟

بله؛ برخی کشورهای اروپایی درباره عملکرد و نقش منطقه‌ای ایران حرف‌هایی نه چندان مثبت می‌زنند ولی اینها مواضع اعلامی هستند. آنها می‌دانند چاره‌ای جز همکاری با ایران ندارند. مثلا اروپا می‌داند در خصوص سوریه راهی جز نزدیک کردن مواضعش به ایران را ندارد. آنها هم‌اکنون از نظر ابتدایی‌شان درباره تداوم دولت قانونی بشار اسد عقب‌نشینی کرده‌اند و دیگر حرف‌های سابق‌شان را بیان نمی‌کنند. متاسفانه به دلیل کارشکنی برخی بازیگران، مذاکرات سوریه شکست خورده و هرچه جلوتر برویم، این بن‌بست روشن‌تر می‌شود. باید بدانیم که اروپایی‌ها چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، سرمایه‌گذاری‌های بسیاری نسبت به برخی گروه‌های تروریستی انجام داده بودند. سخت است که آنها از مواضع به یک‌باره عقب‌نشینی کنند. با این حال، آنها فهمیده‌اند که برای حل و فصل مسائل خاورمیانه و قایق شدن بر بحران‌های منطقه‌ای که در آینده نزدیک به سراغ آنها هم خواهد آمد، چاره‌ای جز نزدیک شدن به تهران و عمل کردن به توصیه‌های ایران ندارند. من افق روابط ایران و اروپا را مثبت می‌بینم و معتقدم توانمندی‌ها و بازیگری ایران در منطقه کمک خوبی برای ایران در این زمینه است.

حقوق بشر یکی از اختلافات جدی ایران و اتحادیه اروپایی است. با انجام این گفت‌وگوها، به چه میزان از این اختلافات کاسته خواهد شد؟

اختلافات ایران و اروپا در این زمینه باید دسته‌بندی شود. دسته نخست، برخی سوءتفاهم‌هاست که با گفت‌وگو قابل حل هستند. یک دسته از اختلافات، موضوعاتی هستند که طرفین نقصان دارند. کسی نمی‌تواند درباره حقوق بشر مدعی باشد که صد در‌صد کامل عمل می‌کند. همه کاستی‌هایی دارند. عیبی هم ندارد. ما می‌توانیم از آنها یاد بگیریم و آنها هم می‌توانند از تجارب ما استفاده کنند. دسته سوم اختلافات، موضوعاتی هستند که طرفین از نظر مبنایی با یکدیگر اختلاف دارند. اختلافات مبنایی به راحتی قابل حل شدن نیست. طرفین باید مبانی خود را بیان کنند. قرار نیست از هر گفت‌وگو به نتیجه برسیم. حقوق بشر هم استاندارد واحد جهانی ندارد. حقوق بشر با فرهنگ، آداب، اعتقادات و روش‌های مختلف زندگی تعریف می‌شود. آنها باید متوجه باشند که حقوق بشر یک نسخه واحدی ندارد و نسخه آنها نه تنها برای ایران بلکه برای بسیاری از کشورها قابل تجویز نیست. باید این اختلافات دسته‌بندی شوند و از مواضع اقتدار و استقلال به مذاکره پرداخت.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن