بیم و امیدهای کاهش قیمت نفت
کاهش قیمت نفت در دو سال گذشته از ١٤٧ دلار به ٢٥ دلار را شاید حتی در بدبینانهترین حالت نیز کسی پیشبینی نمیکرد.
محسن مهرعلیزاده در روزنامه شرق نوشت؛
کاهش قیمت نفت در دو سال گذشته از ١٤٧ دلار به ٢٥ دلار را شاید حتی در بدبینانهترین حالت نیز کسی پیشبینی نمیکرد، اما این روزها این امر اتفاق افتادهاست. امری که میتواند همراه با بیم و امید برای کشورهای نفتخیز خاورمیانه و از جمله ایران باشد. بیم از این منظرکه قاعدتا کاهش قیمت نفت به منزله کمبود درآمد ارزی کشور، کاهش تولید ناخالص ملی، کوچک شدن حجم اقتصاد کشور، کسری بودجه، متوقف شدن بسیاری از پروژههای عمرانی و تولیدی کشور و نظایر اینها خواهدبود و امید از این منظر که کاهش قیمت نفت میتواند نقطه آغاز امیدی برای توسعه پایدار و مستحکم آینده اقتصاد کشور باشد. اقتصادی که تا قبل از این همیشه به رانت نفت وابسته بوده و در نتیجه با کوچکترین عدم تعادلی در قیمت نفت، بسیاری از متغیرهای دیگر در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی داخلی و خارجی متاثر میشدند. به گونهای که بسیاری از اوقات، برنامهریزی در این حوزهها غیرممکن میشد.
بنابراین هیچگاه آرزوی دستیابی به توسعه با رویکرد ابتنا به صادرات نفت خام، جز خیالی خام و آرزویی عبث نبودهاست. به طور مثال کافی است توجه داشته باشیم که کشورمان با اینکه در حوزه منابع بیش از ١٠ درصد نفت، ١٧درصد گاز و هفت درصد فولاد دنیا را در اختیار دارد اما همواره حجم مشارکت اقتصادی آن پایینتر از حد نرمال بودهاست. این در حالی است که با وجود سرمایه انسانی تحصیلکرده و جوان، باید ما سهمی بیش از این در اقتصاد دنیا میداشتیم. برای تقریب به ذهن کافی است وضعیت خود را با کرهجنوبی مقایسه کنیم. کره جنوبی حدود ٤٥ سال پیش، نصف ما تولید ناخالص ملی داشت اما امروز کره جنوبی بیش از چهار برابر ایران تولید ناخالص داخلی دارد. این در حالی است که این کشور نه نفت دارد، نه گاز و نه معدن. بنابراین آنچه پرواضح است این است که ما در چندین دهه گذشته که از نعمت خدادادی نفت بهرهمند بودیم، نتوانستیم آنچنان که باید و شاید از این نعمت در جهت اعتلای توسعه جایگاه کشور در اقتصاد جهانی بهره ببریم.
حتی شاید بتوان گفت که به عقیده بسیاری از کارشناسان اقتصادی و اجتماعی، علت اصلی عقب افتادگی ما در بسیاری از شاخصهای دیگر از جمله نرخ مشارکت اقتصادی، شفافیت اقتصادی و اداری، صادرات کالاهای غیرنفتی، توسعه سیاسی و اجتماعی و... به طور مشخص نداشتن یک راهبرد مشخص برای رسیدن به توسعه پایدار اقتصادی به علت برخورداری از این رانت زیرزمینی بودهاست. بنابراین حال که قیمت نفت تا این حد پایین آمده و حتی ممکن است در روزهای آتی با هزینههای تولید آن به نقطه سربهسری برسد، به نظر میآید یک «نقطه عطف» تاریخی - انشاءالله همراه با امید به آینده- برای ملت و کشورمان فراهم آمده باشد. نقطه عطفی که به سر منزلِ مقصود رسیدن آن منوط به اجماع نخبگان سیاسی در سطح کلان و همراهی مردم در سطحی دیگر، برای عبور از وابستگی اقتصاد کشور به نفت است. مسلما این عبور به معنای شفافیت بیشتر در اقتصاد کشور، استحکام اقتصاد و معیشت مردم در مقابل نوسانات و مناقشات جهانی و منطقهای، اشتغال، خلاقیت و نوآوری بیشتر، بهرهوری و بهرهمندی مردم از کالاهای با کیفیتتر، نظام آموزشی خلاق، بهرهمندی بیشتر از زنان در نظام تولیدی و اداری جامعه و... خواهد بود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.