پیامدهای برجام در حوزههای سیاست و فرهنگ
سرانجام برنامه جامع اقدام مشترک ایران و ۱+۵ (برجام) طی انتشار بیانیه مشترک به مرحله اجرا رسید.
اولین اطلاعرسانیهای رسانهای و اظهار نظرهای محافل سیاسی برای سرانجام برجام، پایان یافتن سیاستهای تحریم درباره جمهوری اسلامی ایران است که فراگیرترین آن، در مبادلات اقتصادی و روابط بانکی و پولی ایران با کشورهای دیگر بود. نتیجه کاربردی از بیانیه مشترک ایران و کشورهای عضو ۱+۵ در اجرایی شدن مفاد برجام، بازگشت به حالت عادی در فرآیند مبادلات ایرانی در اقتصاد جهانی است که مانند قبل، جریان پیدا میکند و ایران به سیستم بانکی جهانی متصل میشود. آزادسازی سرمایههای ایران در بانکهای خارجی گام نخست اجرایی است و پیشبینی شده است که همزمان با اجرایی شدن برجام، پولهای بلوکه شده ایران در سیستم بانکی کشورها، آزاد شود و بسیاری از رسانههای بینالمللی خبر دادهاند که مبلغ داراییهای بلوکه شده ایران ۳۰ میلیارد دلار است.
به گزارش انتخاب البته این رقم مجموعه دلارهای بلوکه شده از سرمایههای مالی ایران در آمریکا را پوشش نمیدهد، به طوریکه در هفته گذشته در کنگره آمریکا، آن گروه از نمایندگان جمهوریخواه ـ حزب رقیب اوباما ـ در سخنرانیهای خود گفتهاند با اجرایی شدن برجام، آمریکا ۱۵۰ میلیارد دلار از داراییهای ایران را آزاد خواهد کرد! چند رسانه غربی نیز عناوین تحریمها را از بخشهای بیمه گرفته تا تنظیم قراردادها و گشایش اعتبارات بانکی و موارد دیگر بانکی به خصوص در بازار فروش نفت را برشمردهاند که بسیار متنوع و پیچیده است. اما اطلاع دادهاند که با شروع اجرای برجام، همه موارد تحریمها شکسته میشود و به حالت عادی بازگشت میکند. اگر چه نگاه بسیاری در شرح و تفسیر سرانجام برجام و آغاز اجرایی آن بر جنبههای مالی و اقتصادی متمرکز است، اما پیآمدهای دیگر آن که بسیار حائز اهمیت است، چندان مورد ارزیابی قرار نگرفته است که دراین نوشته به اختصار به آنها اشاره میشود.
۱ـ سیاست: سیاستگذاری «تحریم» از سوی دولت آمریکا به جای جنگ مستقیم علیه ایران تنظیم شد. این سیاست را «اوباما» انتخاب کرد و آن را به جای سیاست جنگی دوران جرجبوش برای تمکین به سیاستهای غرب در خاورمیانه معرفی کرد. متأسفانه در مراحل اولیه تنظیم این سیاست، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دولتهای نهم و دهم (دوره ریاست جمهوری احمدینژاد) با انتخاب شعارها و رفتارهای خاص، عملاً دچار بایکوت بینالمللی شده بود، بستر موفقیت سیاست تحریم از سوی آمریکا نه به لحاظ قدرتمندی آن که ائتلافی را شکل دهد، بلکه به دلیل انتخاب شعارهای غلط و مهمتر از آن، رفتارهای به دور از محاسبه منافع ملی در دولتهای نهم و دهم شکل گرفت. اوباما با بهرهگیری از چنین فرصتی به یارگیری در اروپا و همراهی چین و روسیه اقدام کرد و موفق شد برای تحریم جمهوری اسلامی ایران، «سیاست تحریم» را به صورت الگوی موفق معرفی کند. جمهوری اسلامی ایران در این مسیر دچار بایکوت اقتصادی و سیاسی در روابط بینالمللی شد و اجرای طرح سیاست تحریم با صدور قطعنامههای متعدد در شورای امنیت سازمان ملل ناشی از سیاست خارجی دولت احمدینژاد به اوج رسید. مرکزیت آن اگر چه پرونده انرژی هستهای ایران بود، اما شعاع سیاست تحریمها بسیار فراگیر شد. دولت اوباما مدام از موفقیت طراحی خود با نام «سیاست تحریم» یاد کرد، زیرا از یک طرف ایران را در بایکوت روابط مالی و اقتصادی با جهان قرار داده بود و از سوی دیگر هرگونه تحرک قوی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را محصور کرده بود. شرح تاریخی این سیاست که نزدیک به یک دهه ادامه داشت، خود مجال دیگری میطلبد. اما امروز که سرانجام برجام است، دولت آمریکا مکرّر اعلام میکند که ایران قدرتمندترین کشور منطقه است و هیچ مشکل و یا بحران در خاورمیانه بدون حضور فعال ایران، نتیجه مطلوب نمیدهد. پایان سیاست تحریم با اجرایی شدن توافق ایران و کشورهای عضو گروه ۱+۵ که همه دولتهای قدرتمند از آمریکا تا اتحادیه اروپا و تا چین و روسیه و ژاپن را در بر میگیرد، مرحله نوین از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهد که براساس باور دولت یازدهم (دولت روحانی) براساس گفتگو و تعامل قوام یافته است. اینجاست که به نظر نگارنده اهمیت سرانجام برجام علاوه بر جنبههای گشایش روابط مالی و اقتصادی با جهان و آزادسازی سرمایههای مالی ایران در بانکهای بینالمللی، بخش سیاسی آن است که ایران وارد مرحله جدید از تنظیم روابط سیاسی منطقهای و بینالمللی خود شده است. پرسش این است، آیا دولت در بررسی آثار سیاسی این مرحله وارد برنامهریزی جدیدی خواهد شد؟ پاسخ به این پرسش علاوه بر اهمیت سیاسی اجرای برجام، آینده روابط منطقهای و بینالمللی ما را رقم خواهد زد.
۲ـ فرهنگ: جدا از تعریف ایران از نگاه استقرار حاکمیت سیاسی آن، ایران در جهان با دو نشانه تمدنی و فرهنگی شناخته شده است. جایگاه فرهنگ ایران چنان رفیع و سترگ است که در اساس، انقلاب اسلامی ایران، انقلابی فرهنگی نامیده شد، فرهنگی که با دو بازوی ایرانی و اسلامی بودن در طول تاریخ، خود را به جهان معرفی کرده و اساس تفکر در درون و در روابط بیرونی آن بوده است. ما در نزدیک به یک دهه از سیاستهای تحریم فقط در اقتصاد و سیاست تحریم نشده بودیم، بلکه بایکوت فرهنگی ایران به خصوص از سوی قدرت صهیونیستهای نژادپرست گام به گام اجرا شد و بر طبل جنگ طلبی جمهوری اسلامی ایران بیش از زوایای سیاسی، تثبیت فرهنگ ایرانی، تضادهای قومی، اختلافهای مذهبی و به خصوص سلطهطلبی، مدام کوبیده میشد. حال با پایان سیاست تحریم، ما در برابر خود فضای فرهنگی جدیدی را در اختیار داریم که مخاطب ما علاوه بر دولتها، افکار عمومی مردم جهان به خصوص در کشورهای غربیاند. طرحی که روحانی رئیس جمهوری با نام «جهان عاری از خشونت» در سازمان ملل ارائه داد و مورد تصویب در این سازمان بینالمللی قرار گرفت، کلید واژه ورود ایران به جهانی است که بیش از شعارهای سیاسی و یا تنظیم روابط اقتصادی، گوش به سخنان جدید فرهنگی دارد. جهان در عطش رستاخیر فرهنگی برای صلح و عدالت است. ایران با تاریخ کهن فرهنگی و آزمونهای موفق در تفکر فرهنگی، اینک در آغاز مسیر جدید از پایان سیاست تحریم و سرانجام برجام قرار گرفته است که طی این مسیر، برنامهریزیهای دقیق و جامع را میطلبد.
ما در دورهای در جهان قرار داریم که همه دولتها و مردم در سراسر جهان از «تروریسم» رنج میبرند و خسارت میبینند، در حالی که اذعان دارند، مقابله نظامی با تروریسم اگر چه لازم اما کافی نیست. باید پیام فرهنگی براساس «صلح و عدالت» را انتخاب کرد. سرانجام برجام اگر چه فصل جدیدی از روابط اقتصادی با جهان نامیده شده است،اما میدان سیاست ورزی براساس باورهای اصیل فرهنگی، ایرانی و اسلامی بار دیگر گشایش یافته و نیاز است تا مراکز علمی و فرهنگی، دولت را در برنامهریزی و اجرا در این وادی حساس و مهم، یاری دهند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.