عواقب حمایت بیقید و شرط از فرزند
یک روانشناس گفت: وقتی کودک بدون قید و شرط تحت حمایت والدینش قرار میگیرد، کم کم احساس میکند دنیا محلی برای حمایت از اوست.
«مینا ولیزاده» در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: متأسفانه وقتی حمایتگری از جانب پدر و مادر به حداکثر میرسد استقلال و اعتماد به نفس کودک تحتالشعاع قرار میگیرد، طوری که کودک در هر کاری خود را نیازمند حمایت و راهنماییهای والدین یا یکی از آنها میبیند. در نتیجه او در سنین بزرگسالی از همه انتظار حمایت خواهد داشت و ازآنجایی که دنیا برای حمایت از او بسیج نشده، دچار سرخوردگی و محافظهکاری میشود.
این روانشناس ادامه داد: پدر و مادر باید حمایت صددرصدی از فرزندانشان را کنار بگذارند و خود را موظف به انجام و پیگیری همه کارهای روزمره او ندانند. در واقع گاهی اعمال محدودیت برای کودک و واگذاری مسئولیتهای ریز و درشت به او میتواند تا حد زیادی در شکلگیری شخصیتی نرمال موثر باشد. علاوهبر این، والدین باید برخی اوقات وانمود کنند که نیازمند نیروی تفکر کودکشان بوده و کارهایشان را با مشورت او انجام میدهند، چون چنین شرایطی به مرور زمان به شکلگیری استقلال در کودک منجر میشود.
وی افزود: اینکه از صبح تا شب مراقب باشیم تا فرزندمان همه کارهایش را به موقع انجام دهد، ناراحت نشود و هیچ اشتباهی نکند او را لوس و متوقع بار میآورد، طوریکه اگر در بزرگسالی با یک«نه» معمولی هم مواجه شود ممکن است ساعتها و حتی روزها احساس افسردگی کرده و با خود تصور کند که از حقی طبیعی محروم شده است. در واقع رعایت نکردن محدودیتها و مرزها برای کودک عواقب جبرانناپذیری در پی خواهد داشت، چون به عبارتی هیچ کس نمیتواند به اندازه پدر و مادر خردهفرمایشات فرزند را تحمل کند.
ولیزاده خاطرنشان کرد: برخی روانشناسان معتقدند اگر والدین بیش از حد نگران کودک خود نباشند و به همه خواستههای او بها ندهند، هیچ کودک لوسی وجود ندارد. برعکس، وقتی پدر و مادر هیچ حد و مرزی برای کودکشان قائل نمیشوند و انتظاراتشان از او در حد صفر است نه تنها به کودکشان محبت نکردهاند بلکه آسیبهای جبرانناپذیری به روابط اجتماعی او در آینده زدهاند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.