افول کارآفرینی در اقتصاد غیررقابتی
درحال حاضر فهرست مشکلات اقتصادی کشور با محوریت رکود چنان بلند و طولانی است که شاید موضوع «فرهنگ کارآفرینی» چندان مهم تلقی نشود.
« افول کارآفرینی در اقتصاد غیررقابتی و قیمتگذاری شده » عنوان یادداشت روز روزنامه تعادل به قلم سید حامد واحدی(عضو هیات رییسه اتاق تهران) است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
یکی از موضوعاتی که طی سالهای گذشته، اقتصاد ایران را رنج داده بحث ایجاد فضای غیررقابتی در اقتصاد است. تقریبا تمامی فعالان اقتصادی بارها اشاره کردهاند که موتور محرک اقتصاد، عنصر رقابت و ترویج فضای رقابتی است. البته ابلاغ سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی و خصوصیسازی موجب شده بود تا نور امیدی در دل فعال بخشخصوصی کشور ایجاد شود. اما آنچه امروز پیش روی ماست، دوری نسبی از این فضای رقابتی است. حذف رانتها و به خصوص تسهیل فضای کسبوکار میتواند تا حدود بسیار زیاد و قابل توجهی این وضعیت را تغییر دهد. چند سال قبل که قانون بهبود مستمر فضای کسبوکار تدوین و ابلاغ شد، تصور عمومی نشان میداد که بهزودی فضای حاکم بر اقتصاد ایران به سمت مطلوبتری حرکت میکند. اما برآوردهای بخشخصوصی طی سالهای گذشته نشان میدهد که این قانون هم به دلیل عدم اجرای صحیح چندان راهگشا نبوده است.
اما موضوع رقابت در اقتصاد و در واقع فقدان آن در اقتصاد ما، مشکلات اساسیتر و بنیادیتری برای ما ایجاد کرده است. بخشخصوصی ایران بارها اعلام کرده بدون عنصر رقابت در فضای اقتصادی، کارآفرینی شکل نمیگیرد. همین امروز موضوع فعالیت شرکتهای شبهدولتی و فضای به دور از رقابت و اقتصاد دستوری ایجاد شده، برای بخشخصوصی ایران مشکلاتی را رقم زده است. از سوی دیگر اقداماتی مانند قیمتگذاری، ایجاد رانتهایی مانند توزیع ارز با دو نرخ متفاوت و بازهم از همه مهمتر عدم اجرای دقیق قانون بهبود مستمر فضای کسبوکار، شاکلهیی را تشکیل داده که اقتصاد ایران را ناکارآمد میسازد.
خبرگان اقتصادی و دلسوزان بخشخصوصی نیز بارها و بارها این موضوعات را به دولتها هشدار دادهاند. اما آنچه تاکنون بهصورت اساسی رخ نداده، تصمیمگیری در مورد چند موضوع مهم است. البته باید در نظر داشتهباشیم که فضای غیررقابتی تنها امروز اقتصاد ایران را در خطر قرار نداده است. امروز باید نگاهمان را قدری بلندتر از رسیدگی به شرایط کنونی کشور کنیم. اقتصاد غیررقابتی یا بهطور نمونه نظام قیمتگذاری دولتی و دستوری همگی موجب میشوند تا اقتصاد ایران مهمترین عنصر مطلوب خود یعنی جذب سرمایهگذاران را از دست بدهد. از سوی دیگر همه تحلیلگران اقتصادی به خوبی میدانند که اقتصاد ایران برای حداقل سه دهه آینده باید برنامهریزی مناسب و خردمندانه داشتهباشد. این برنامهریزی به ما توصیه میکند، فضای حاکم براقتصاد را به سمتی هدایت کنیم که اشتیاق به کارآفرینی و کسبوکار افزایش یابد و نه توسعه به سمت توقف حرکت کند. بهطور نمونه باید دقت داشته باشیم آخرین آمارهای رسمی نشان میدهد تعداد استخدامهای دولتی در ایران به رقمی بیش از ۴میلیون نفر رسیده است. در صورتی که تعداد کارکنان نهادهای نظامی، شرکتهای شبه دولتی و نهادهای عمومی را نیز به این رقم اضافه کنیم، بیش از ۸میلیون نفر در ایران کارمند دولت یا به زبان ساده حقوق بگیر قوه مجریه میشوند.
برای درک بهتر وضعیت این عدد را باید با کشوری مانند ژاپن قیاس کنیم. تعداد کارمندان دولتی ژاپن عددی کمتر از نیمدرصد کل شاغلان این کشور است. متاسفانه طی چند سال گذشته و به خصوص پس از فراگیر شدن رکود اقتصادی در ایران، میزان تمایل اجتماعی به استخدام در نهاد دولت بهشدت افزایش یافته است. ریشه این علاقه را نیز باید در همان گزاره بدانیم که روایت میکند در این اقتصاد نمیتوان کسبوکار کرد. حتی بررسیهای میدانی نیز نشان میدهد که بخش مهمی از دانشجویان و جوانانی که راهی دانشگاه میشوند، ایده اصلی فارغالتحصیلی خود را برمحور «استخدام» در دولت متمرکز میکنند. بر همین اساس است که نرخ بیکاری جوانان در رشتههای حقوق، علوم انسانی و اجتماعی، صنعت و فناوری و حتی مهندسی کامپیوتر و معماری از تمامی رشتهها بالاتر است.
در همین بررسیها نرخ بیکاری جوانانی که در شاخههای مختلف هنر تحصیل کردهاند از اقسام رشتههای مهندسی و علوم انسانی کمتر است. نکته بسیار مهم تحلیل این آمارها به تغییر ذائقه رفتاری و شغلی مردم ایران مربوط است. اطلاعات نشان میدهد جامعه ایرانی یک اصل مهم را هم فراموش کرده و هم تحت تاثیر جو غیررقابتی و غیرشفاف از دست داده است. به همین دلیل از میان جمعیت جوانان کشور بخش مهمی از آنها ترجیح میدهند به جای کارآفرینی و حضور در محیط کسبوکار شخصی به سمت استخدام در یک اداره دولتی بروند چراکه تصور عمومی از وضعیت اقتصادی کشور و فضای کارآفرینی چندان امید بخش نیست. این گزاره را در کنار شرایط کنونی کشور بگذارید که از سویی با توجه به دوران پساتحریم و افزایش امیدها به رشد اقتصادی، همگی فعالان اقتصادی بازهم به آینده خوشبین شدهاند. اما این خوشبینی به بسترهای مناسب برای توسعه هم نیاز دارد. یکی از این بسترها ترویج فضای کسبوکار و کارآفرینی با الگوی برآمده از اقتصاد آزاد است. شاید جای تاسف باشد که ما امروز حتی به الگوهای در اختیار خودمان هم بیاعتناء شدهایم.
بهطور نمونه اقتصاد مقاومتی یکی از همین برنامههاست. اقتصاد مقاومتی هم عنصر رقابت، هم عنصر شفافیت و هم عنصر کسبوکار در فضای غیردستوری را در دل خود دارد. در صورتی که این برنامه بهصورت دقیق و کارشناسی شده اجرایی میشد، بهطور حتم امروز دستاورد ما میتوانست از فضای پساتحریم هم بیشتر شود. اما نکته بسیار قابل توجه همچنان همان دو گزاره است؛ نخست: ترویج فضای کارآفرینی و دوم: حرکت به سمت اداره اقتصاد برمبنای الگوهای برنامهریزی شده. البته که هر دو اینها نیز تنها در صورتی محقق میشود که اقتصاد ایران رقابت پذیر، بیرانت و غیردستوری باشد. بازهم شرط اساسیتر برای تحقق همگی این خواستهها کوچکسازی اندازه دولت است.
در نظر داشتهباشید که بهطور مثال دولت در برنامه ششم توسعه در نظر دارد به میزان ۱۵درصد از اندازه خود کم کند. از سوی دیگر بخش خصوصی هم یکی از مطالبات اصلی خود را کوچکسازی دولت قرار داده است. بنابراین در حال حاضر با یک پارادوکس واقعی مواجه هستیم چراکه جامعه دولت بزرگ با استخدامهای وسیع و گسترده را میخواهد و بخشخصوصی، دولت کوچک با دامنه نفوذ پایین را طلب میکند. طی سال۹۲و۹۳ و به دلیل توقف توسعه، بیکاری بالا به دلیل رکود، تعداد زیادی از جوانان بیکار شدند یا در صف اشتغال باقی ماندند. بنابراین فهم عمومی جامعه این است که بخشخصوصی توان استخدام فرزندان این کشور را ندارد یا اگر چنین قدرتی داشتهباشد، توان حفظ آن در بلندمدت را ندارد. بنابراین چه راهکاری سادهتر از اینکه یکسره از دانشگاه سراغ استخدام دولتی را بگیریم. برهمین اساس عنصر مهم و سرنوشت ساز یعنی ترویج فرهنگ عالی کارآفرینی را از کف دادهایم.
درحال حاضر فهرست مشکلات اقتصادی کشور با محوریت رکود چنان بلند و طولانی است که شاید موضوع «فرهنگ کارآفرینی» چندان مهم تلقی نشود. اما باید بپذیریم که امروز بذر بحرانی بزرگتر از رکود را در کشور میکاریم. جوانان خلاق، پرتلاش و با نشاط ما فرهنگ کارآفرینی را فراموش کردهاند. آنها میدانند در فضای غیررقابتی و دستوری اقتصاد ایران جا برای خلاقیت افزونتر ندارند و بنابراین سادهترین روش یعنی تمنای استخدام در دولت را انتخاب میکنند. در نظر داشته باشید که دو دهه بعد همین جوانان باید اداره اقتصاد را در دست داشتهباشند ولی ۲۰سال بعد کدام کارخانه، کدام بنگاه نوآور و کدام نهاد قوی تحقیقاتی توسط همین جوانان ایجاد شده است. به نظر میرسد مشکل رکود برای امروز اقتصاد ایران باشد ولی واقعیت این است که بحران مرگ فرهنگ کارآفرینی و بیاعتنایی نسل جوان به توسعه کسبوکار، احتمالا دردسر عظیم سالهای بعد کشور باشد. بخش خصوصی ایران و به خصوص نهادهای بخشخصوصی مانند اتاقهای بازرگانی باید بخشی از توان خود را صرف احیای این فرهنگ کنند. فردای ما امروز ساخته میشود. همگی این آرزوها محقق نمیشود، مگر اینکه دولت تصمیم بگیرد اقتصاد را رقابتی کند، نظام دستوری اداره اقتصاد و قیمتگذاری دستوری را کنار بگذارد و در نهایت با اجرای برنامههایی مانند برنامههای توسعهیی و اقتصاد مقاومتی کشور را به سمت ترویج دوباره روحیه کارآفرینی هدایت کند. اما بازهم باید تاکید کرد، کارآفرینی در اقتصاد غیررقابتی یا کمتر رقابتی معنا نمییابد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.