دیش ماهواره از روی بام افتاده /طنز
یخ زده دستِ مطرب و سازش/ منجمد گشته دستِ ساقی، جام/ تو چرا اینچنین خشن شده ای/ داده گویا تو را کسی دشنام؟!
به بهانه بارش ناگهانی برف پاییزی و موج شدید سرما که این روزها خیلی ها را غافل گیر کرده است.
"برف نو، برف نو، سلام، سلام "
مَنشین که بد نشسته ای بر بام
همره خود مصیبت آوردی
کم نبوده مصیبت این ایام!
یخ زده دستِ مطرب و سازش
منجمد گشته دستِ ساقی، جام
تو چرا اینچنین خشن شده ای
داده گویا تو را کسی دشنام؟!
همچنان زمهریر میمانی
ترکاندی تو پوست از بادام!
یخ زده توی خانه خودروی من
متلاشی شده دگر دینام!
سگ ولگردِ سخت جان، مرده
از چه اینگونه کرده ای اعدام؟!
باد، وحشی شدست و می تازد
به گمانم دگر نگردد رام
دیش از روی بام افکنده
کرده ما را عجیب نا آرام
ماهواره به جای "فاطما گُل"
نیست سیگنال می دهد پیغام!
نه به آن سالها که میماندیم
در وصالت همیشه ما ناکام
نه به این که هجوم آوردی
تازه آن هم چقدر ناهنگام!
جاده ها بسته گشته در هر جا
در قم و اصفهان و در ایلام
شک ندارم که ظلم و بیدادت
دیر یا زود میشود اتمام
ترس من از ستاد بحران است
چون به تاخیر می کند اقدام!
مجید مرسلی. خبرآنلاین
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.