کاظم جلالی:جریان تندرو محو نمی شود
جریان اعتدال در کشور که شامل سیاسیون و مدیران عقلگرا و مجموعهای که الان کشور را تدبیر میکنند، میشود نقش بسیار مهمی در این معادله دارند
کاظم جلالی در مصاحبه با روزنامه شرق در باره تندروی های برجام و نیز نقش تندروها در آینده سیاسی کشور سخن گفت.
به گزارش خبرآنلاین بخشی از این مصاحبه را می خوانید:
بحث برجام یک سری اختلافات را در اردوگاه اصولگرایی تثبیت و به تعبیری یک سری خطبندیها را محکمتر از قبل کرد یا حتی یک سری نزدیکیهای جدید را تقویت و به ائتلاف نزدیکتر کرد. این ارزیابی را شما قبول دارید؟
در قضیه برجام چند تا اتفاق افتاد. یکی اینکه در گذشته برخی اتفاقاتی که در داخل کشور افتاده بود به نوعی چپروی افراطگرایانه را در داخل به شکلی منکوب کرد. همان زمان که ما مجلس ششم بودیم، توصیه برخی دوستان معتدلتر این بود که نباید در بحث حکومتداری خیلی افراط کرد و در این حوزه نباید مرتب بیانیه سیاسی داد. در حکومتداری باید به سمت اداره کشور رفت. وقتی یک مقداری افراطگرایی چپ کنار رفت، افراطگرایی اصولگرایانه یا راست بروز و ظهور بیشتری پیدا کرد. برجام به نظر من خط بطلان نهایی بود بر افراطگرایی راست و اصولگرایانه. به همین دلیل فکر میکنم در ماجرای برجام، جریان اعتدالگرای اصولگرا خودش را به خوبی نشان داد و تثبیت کرد و نشان داد که یک جریان عاقل و منطقی در اردوگاه اصولگرایی وجود دارد که به نظر من به نفع اصولگرایی هم شد. چون برخی دوستان قایل بودند که این خلاف اصولگرایی است. ولی ما برعکس فکر میکنیم. چون به افکار عمومی به طور کامل نشان داده شد که در هر دو جریان چپ و راست یک مجموعه عاقلی وجود دارند که تعریفشان از سیاستورزی و حکومتداری صرفا از راه بیان یک سری شعارها نمیگذرد. اثر آن هم این بود که این طرز فکر تثبیت شد که باید برای اداره امور با عقلانیت و اعتدال پیش برویم، نه با افراطگرایی چپروانه و راستروانه و نه با تکیه بر خصومتهای جناحی. افراطگرایی یعنی فریاد و آن هم فریاد بدون برنامه. ما امروز در موضع حکومت هستیم و خودمان داریم کشور را اداره میکنیم. برای اداره کشور نیاز به فریاد نداریم، بلکه نیاز به برنامه و راهکار داریم.
درباره آن موضوعی که راجع به طیف چپ و اصلاحات مطرح کردید حرفهای زیادی است. اما امروز ما دوست داریم بیشتر بر وضعیت و معادلات طیف راست و اصولگرایان تمرکز کنیم. شما به عنوان نیرویی که خودتان را در دستهبندی اصولگرایان معتدل میدانید، چه پیشبینیای درباره آینده سیاسی جریان تندروی اصولگرا دارید؟ بعد از این اختلافات دامنهدار فکر میکنید این جریان به کدام سو خواهد رفت؟
هیچگاه جریانات تند به طور کامل از بین نمیروند.
یعنی فکر میکنید در افق این جریان هنوز امیدی برای کامیابی باشد؟
به هر حال اینها هم نمایندگی بخشی از جامعه را دارند. حالا اینکه پایگاهشان تضعیف شده یا در وضعیت نامتعادلی قرار گرفتهاند به نظر من به معنای محو شدن آنها از سپهر سیاسی ایران نیست. ولی به هر حال در جریان برجام نشان داده شد که چه کسانی دل در گرو منافع ملی دارند و به آن میاندیشند. در ادامه هم فکر میکنیم که مردم در این مدت ناظران بسیار پیگیر و حساسی بودهاند و ارزیابی عمومی هم در همین راستاست. ضمن اینکه اینجا نقش پارلمان هم نشان داده شد. به هر حال یکی از مظاهر جدی لمس مجلس توسط مردم همین ماجرای برجام بود. به هر حال نشان داده شد که در یک سری بزنگاههای تاریخی باید نقشهایی تاریخی ایفا کرد. لذا من فکر میکنم الان دیگر سکه تندروی و افراطیگری در بین مردم خریدار چندانی ندارد. این هم البته تنها تاثیر برجام نبود. از قبل یک مجموعه اتفاقاتی در کشور رخ داد و مجموعه شرایطی به وجود آمد که اندک اندک فضا را از دست این گروهها خارج کرد و به نظر من برجام نقطه اوج و پایان این روند در فاز فعلی آن بود. به عبارتی نسبت به
کج کارکردی این نوع رفتارها و کنش سیاسی در قاطبه کشور یک اطمینان محکم به وجود آورد که با این روش ادامه کار اصلا میسر نخواهد بود.
چقدر برای اینها امکان بازگشت قایل هستید؟ یعنی چقدر فکر میکنید شرایط به سمتی برود که زمانی دور یا نزدیک اینها بتوانند تبدیل به گفتمان غالب شوند؟
اینها الان دارای جایگاه نیستند. اما اگر تصور کنیم تا ابد اوضاع چنین میماند هم خیال باطل و خامی است. به هر حال ما در همین طول انقلاب خودمان بارها دست به دست شدن قدرت را بین گروههای مختلف تجربه کردهایم و هیچ تضمینی برای عدم تکرار آن در آینده وجود ندارد. مخصوصا اینکه این جریانها به لحاظ پایگاه اجتماعی و نفوذ به حد صفر هم نرسیدهاند و کف مقبولیت خود را هنوز دارند. هر چند این کف مقبولیت شاید در مقابل جایگاه و پایگاه دیگران بهشدت تضعیف شده باشد اما وجود آن را هم نمیتوان انکار کرد. من فکر میکنم که فعلا زمینه بازگشت اینها فراهم نیست.
فعلا یعنی کی؟ یعنی برای انتخابات مجلس یا ریاستجمهوری دوازدهم یا چه وقت دیگر؟
فکر میکنم برای مجلس کار برای اینها به سختی گره خورده است. برای ریاستجمهوری دوازدهم هم تا حدودی همینطور است. اما به هر حال انتخاباتهای بعد از این هم با چشم بههمزدنی خواهند رسید. جریان اعتدال در کشور که شامل سیاسیون و مدیران عقلگرا و مجموعهای که الان کشور را تدبیر میکنند، میشود نقش بسیار مهمی در این معادله دارند. به نظر میرسد بازگشت افراطیون تنها میتواند حاصل یک چیز باشد و آن هم عملکرد ضعیف این مجموعه است. این جریان هم خودش میداند که سرنوشتش از اینجا به بعد در اختیار جریان اعتدال است و به همین دلیل مترصد کوچکترین خطا و اشتباهی است. این حرف امروز ما نیست. ما از زمانی که دولت تدبیر و امید بر سر کار آمد مرتب این حرف را زدهایم و خودم بارها این را گفتهام که رسالت سنگین این دولت آن است که یک الگویی از اداره کشور را ارایه کند که مورد رضایت مردم باشد و جامعه را به سمت یک رفتار و برنامه و شعار دیگری نکشاند. ما تجربه تاریخی این را هم داریم. بالاخره رهاورد دولت آقای هاشمی، دولت آقای خاتمی بود. آقای هاشمی روی مسائل اقتصادی تمرکز کرد و انصافا هم در آن مسائل خیلی جلو آمدند، ولی بعد از آن در حوزه سیاسی و توسعه سیاسی یک خلأ حس کردند و دقیقا همین خلأ باعث شکلگیری دولت آقای خاتمی شد. بعد در زمان دولت آقای خاتمی یکسری تندرویهایی انجام شد و برخی مقولات مورد کمتوجهی قرار گرفت و پشت سر آن، عکسالعمل جامعه انتخاب دولت آقای احمدینژاد بود. در دولت آقای احمدینژاد هم اتفاقاتی افتاد که باعث شد خیلیها روی آقای روحانی اجماع کنند و دولت ایشان تشکیل شد. الان دولت تدبیر و امید و جریان اعتدال باید به گونهای عمل کند که دولت آینده برآیندی از عقلانیت و اعتدال این دولت باشد نه واکنشی به آن. بالاخره این رسالت بسیار مهمی است. اگر کشور را به سمتی پیش ببریم که دانش و اعتدال و عقلانیت و کارآْمدی اصل اداره کشور شود، لازم است این مسیر را تثبیت کنیم. بعد مهم نیست چه کسانی روی کار بیایند. چون هر که بیاید ناچار خواهد بود این مسیر را در پیش بگیرد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.