واکنش هاشمی به همکاری با جامعه مدرسین
یادآوری کردم، آخرین بار که من برای گرفتن اجازه تأسیس حزب با اماممذاکره کردم، ایشان نگران بودند که ماها به جای حالت پدری برای کل نیروهای انقلاب، در یک بخش از نیروها محصور شویم.
آیت الله هاشمی در خاطره نویسی خود از ۲۴ آیان ۱۳۶۳ می نویسد؛
ظهر، احمد آقا آمد. از سفر ده روزه برگشته. به روستاهای اطراف اصفهان، کاشان، نجف آباد وقم رفته [بودند]. از روحیه و رضایت روستائیان و کمکهای جهاد سازندگی و دولت به اینمناطق، خیلی راضی است. تصمیمات جلساتی که در غیبت ایشان، با سران قوا درباره ستاد انقلابفرهنگی داشتیم، به ایشان گفتم که خدمت امام بگویند.
آقای عسکراولادی آمد. از بیتفاوت شدن مردم نسبت به انقلاب، ابراز نگرانی میکرد.میخواست نتیجه بگیرد که دولت، خوب عمل نکرده است. برضرورت همکاری بیشتر من باجامعه مدرسین اصرار داشت. در مورد موضوع اول گفتم که باید هدفگیری ما، قشر محروم جامعهباشد که اکثریتاند و مورد رضایت خدا و اسلام هم هست. در مورد موضوع دوم، تصدیق کردم و بهایشان توصیه کردم که لازم است انقلاب را از اتهام ناروای طرفداری از سرمایهداران دور کنیم وحزب [جمهوری اسلامی] هم لازم است، نیروهای خود را حفظ کند و گفتم حمایتهای امام برایحزب مهم است و اکنون کسانی تلاش میکنند که امام را قانع کنند که حزب از سیاستهای امامفاصله گرفته است.
یادآوری کردم، آخرین بار که من برای گرفتن اجازه تأسیس حزب با اماممذاکره کردم، ایشان نگران بودند که ماها به جای حالت پدری برای کل نیروهای انقلاب، در یک بخش از نیروها محصور شویم و اکنون افق چنین نگرانی، بیشتر نمایان شده است. گزارشها را آوردند، تا ساعت ده شب، مشغول خواندن گزارشها و تماشای برنامههای تلویزیونبودم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.