سکوت در مقابل حاشیه والیبالیست پیکان

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۵۸۵۵۰ سایت-خوان

دو سه روز پیش اخبارى منتشر شد در حاشیه مسابقات والیبال قهرمانی باشگاه های جهان در برزیل.

تیم پیکان به نمایندگی از کشورمان در مسابقات والیبال قهرمانی باشگاه های جهان حضور داشت و در پایان به مقام چهارمی جهان دست پیدا کرد. ظاهرا خبرى در روزنامه هاى ورزشی برزیل چاپ شده بود مبنی بر رسوایی اخلاقی یکی از بازیکنان تیم پیکان و اینکه مسئولین برگزارى مسابقات او را از تورنمنت و حتی از کشور برزیل اخراج می کنند و ایشان به تنهایی به ایران باز می گردد .

به گزارش خبرآنلاین تا اینجاى قضیه ، در صحت و سقم اتفاقات رخ داده تردیدى نیست زیرا منابع خبرى داخلی هم منتشرش کردند و بنده هم به استناد همین رسانه هاى داخلی نقل می کنم. آنچه نمی دانیم و محتمل نخواهیم دانست این است که اصل قضیه چه بوده و چه اتفاقی افتاده است . ضمن اینکه به عنوان یک روان شناس ، مخالف رسانه اى کردن چنین رخدادهایی هستم اما این را هم معتقدم که وقتی موضوعی به بیرون درز کرد نباید خبر ناقص به مردم داد . چون ذهن ، خاصیت تداعی و تمام کنندگی دارد لذا الباقیِ اخبار ناقص را خودش می سازد و آنگاه است که بازار شایعه داغ می شود و البته در این بازارِ داغ داغ ، عده اى هم می سوزند . به هرحال اگر این آدم مقصر است باید اقداماتی صورت گیرد که اجمالا به آنها اشاره کرده ام و اگر مقصر نیست چگونه مسئولین زیربار رفته اند که این بازیکن از مسابقات و کشور برگزار کننده اخراج شود ؟

من می دانم که اینگونه نوشته ها خیلی مشترى براى چاپ ندارد . چه بسا دیدگاه این است که موضوعی بود ، اتفاق افتاد و تمام شد . شخصی در آن ورِ دنیا کارى کرده نباید به آن دامن زد . چند روزى هم گذشته پس بهتر است منتشر نشود . ولی موضوع این است که همین ساکت ماندن ها و به اصطلاح ، زیرسیبیلی رد کردن هاست که منجر به ادامه اش می شود ، همانطور که گفتم در اینجا نمی خواهیم کار حقیقت یابی انجام دهیم که مثلا چه شده و چه اتفاقی افتاده و آیا اصلا خبرى بوده یا نه ؟ اینگونه موارد غالبا مصداق " تا نباشد چیزکی مردم ( رسانه ها ) نگویند چیزها " است . هم عقل و هم تجربه به ما می گوید که خبرهایی بوده احتمالا که بالاخره در خروجی اخبار قرار گرفته است .براى من به عنوان یک تماشاگر و علاقمند به مسابقات ورزشی ، اهمیتی ندارد که اصل داستان چه بوده .چرا که نه اولین بار است چنین بی اخلاقی ها و بد اخلاقی ها را در بالاترین سطح ورزش قهرمانی کشور شاهد می شویم و نه یقینا آخرین بار خواهد بود . تنها با یارى جستن از حافظه می توان فهرستی از اینگونه رفتارهاى شرم آور را در ماه ها و سال هاى گذشته در رشته هاى مختلف ورزش کشور بازگو کرد و نیازى نیست که به آرشیو و اسناد و مدارک مراجعه کنیم. حیرت آور اینکه گاه چنان توجیه هاى عجیب و غریبی از سوى مسئولین ذیربط ارائه می شود . به گونه اى که بعضا توجیه انجام شده از نفس اتفاق رخ داده زشت تر و بی شرمانه تر به نظر می رسد. گویی با فرهنگ عذر خواهی و معذرت اساسا بیگانه ایم . فرهنگ استعفا و کناره گیرى را هم که اصلا حرفش را نزنید . همین امروز در اخبار شنیدیم که به دنبال آتش سوزى در یک کلوپ شبانه در بخارست رومانی و کشته شدن عده اى ، نخست وزیر و دولت رومانی استعفا کرده است .

هرچقدر هم عادت کرده باشیم که از کنار رخدادهایی از این دست بگذریم و آب از آب تکان نخورد ، اما ، به عنوان یک دانشگاهی که موظف به برخوردارى از یک نگاه مصلحانه است ، وظیفه و تکلیف می دانم که نکاتی را بیان کنم . شاید که فرجی حاصل شود . این همان چیزى است که آنرا مبناى نظرى یک فرهنگ می نامند . این مقدمه اى بر مقوله فرهنگ سازیست که انتظار داریم نسبت به آن اقدام شود. بالاخره باید کار را از جایی آغاز کرد .

١- چرا اینگونه رخدادها مورد آسیب شناسی قرار نمیگیرد. چرا روان شناس ها ، متخصصین مسائل فرهنگی و جامعه شناس ها روى این حوادث به عنوان یک پدیده نامیمون متمرکز نمی شوند. انتظار این است که مبتنی بر روابط علت و معلولی به بررسی پرداخته شود . ما در علم روان شناسی بر این اصل واقف هستیم که " رفتارها تصادفی نیستند " و یا این اصل که " رفتار معلول است " . چرا در پی سبب شناسی این بی اخلاقی ها نیستیم ؟ گمان نکنیم که اینها اتفاقات خرد و ناچیزى هستند . خاستگاه هر فاجعه ، سهل انگارى و ساده پنداریست . اینگونه رخدادها با چه چیز این مملکت همگون و همسان است ؟ با فرهنگ دیرین و غنی اش ؟ با حکومت دینی و مکتبی اش ؟ با عرف و هنجارهاى اجتماعی اش ؟ لاابالی گرى و بی قیدى در کجاى این جامعه تعریف و توجیه دارد ؟

٢-هر بازیکن ،هر مربی ، هر عضو دیگر از یک تیم اعزامی به مثابه نماینده این مملکت محسوب می شود . پیراهن تیم ایرانی اعم از باشگاهی و ملی نه فقط منقوش به پرچم و لفظ ایران که حاوى فرهنگ و مکتب و تاریخ این مرز و بوم است . آیا هیچ نظارتی بر افرادى که این پیراهن را می پوشند وجود ندارد ؟ من قویا تاکید می کنم که بازیکنان در این سطح باید تحت آموزش هاى سیستماتیک قرار بگیرند . خطاها گاه جبران ناپذیرند. آبروى مملکت را دست چه کسانی می سپاریم ؟ فراموش نکنیم که برد جهانی ورزش همین است . یک تیم باشگاهی ، می شود همه آن کشور . در برزیل نمی گویند تیم پیکان . می گویند : ایرانی ها .بنابراین توصیه می کنم پیش از آنکه بخواهیم تیم یا نفرى را به مسابقات و تورنمت هاى خارجی بفرستیم ، جلسات توجیهی بگذاریم . از فرهنگ کشور مقصد بگوییم . از علائق و سلائق شان اطلاعاتی ارائه دهیم . بگوییم که پوشش مردم فلان کشور چنین است . بگوییم و آموزش دهیم که زنان فلان کشور مبتنی بر مولفه هاى فرهنگی خودشان ، در مواجهه با میهمانان و بیگانه ها ، لبخند می زنند. بگوییم تا بدانند که در فلان کشور ، نگاه کردن و خیره شدن به انسان ها ، مصداق تجاوز است و مستوجب تنبیه و جریمه . بد و خوب و درست و غلطش را کار نداریم . اما یاد بدهیم که نه آن پوشش خاص نشان هرزگیست و نه این لبخند به معناى اشاعه فسق و فساد است . ما میهمانیم و موظف به احترام .

٣- تعجب می کنم . در مورد این اتفاق آخرى ( باشگاه پیکان ) می گویند سرپرست و مدیرعامل و مربی و ...... همراه تیم بوده است . وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد آنان کجا هستند . سرشان به چه کارى مهمتر از کنترل تیم و بازیکن مشغول است ؟ گیرم که یک بی اخلاقی هم صورت گرفته . گیرم بی عقلی سنگی برچاهی افکنده ، چرا نمیتوانند مانع رسانه اى شدن آن بشوند ؟ اصلا مگر مدیر و سرپرست و رئیس و ..... چه کاره اند ؟ روشن است که به هر شکلی باید نفوذ کنند تا از تبلیغات منفی و رسانه اى شدن آن جلوگیرى کنند . مدیریت تیم یعنی همین .

٤- بازیکن خاطی نباید به حال خود رها شود . خطاکار است به جاى خود اما درسی که آموخته می شود چیست ؟ حتی اگر قضیه رسانه اى نشود نیز ،بازیکن باید در چارچوب درون سیستمی تیم مورد مواخذه قرار گیرد. باید باز سازى شود . ریکاورى که فقط متعلق به عضلات و بافت هاى بدن نیست ! هرکس که به عنوان نماینده مملکت از کشور خارج می شود اعم از مربی و سرپرست و بازیکن و پزشک و مدیر و خبرنگار باید بداند که یک نظام پاسخگویی وجود دارد . خطا می کنند ، جنجالی به پا می شود ، عده اى به سرپوش گذاشتن می پردازند ، اخبار و حوادث جدید که از راه می رسد ، قضیه فراموش می شود و دیگر هیچ. تا یک خطا و رسوایی دیگر .محرک اصلی نگارش این گفتار نیز همین بوده .

٥- " عیب آن گفتی ، هنرش نیز بگوى " . مجموعه هایی مثل تیم ملی والیبال را هم می بینیم . براى همین وقتی از رفتار و پوشش بازیکنان و نحوه سرپرستی چنین تیم هایی ایراد می گیرند انسان حیرت می کند .این بازیکنان با آن قد رعنا و اندام ورزشی و تیپ سینمائی شان در این سه چهار سال چند بار دور جهان چرخیده اند . از ژاپن بگیرید تا لهستان تا امریکا تا کوبا و برزیل تا مصر و فنلاند . اینان نمایندگان راستین فرهنگ ایرانی هستند . یک بار ، یک رفتار نابجا ، یک خبر ناگوار ، و یک بی اخلاقی و بد اخلاقی ندیده ایم و نشنیده ایم .از این روست که می گوییم کوبیدن چنین سرمایه هایی به خاطر یکی دو باخت ، هدر دادن منابع است . اینان می دانند که لوگوى ایران و پرچم مان بر سینه شان نقش بسته. کمی خویشتن دار باشیم . اینها مقتدرانه می روند و قدرتمندانه برمی گردند . وگرنه اینها هم جوان هستند و مثل هرکسی نفس اماره دارند . وقتی خبر نابخردى تیمی یا بازیکنی را می شنویم قدر اینان را بیشتر می دانیم . آن هم بازیکنانی در سطح اول جهان . اینان قهرمانان راستین اخلاقند . نتایج هیچ اهمیتی ندارد . حال آنکه با همین یکی دو باخت به محاق می روند و هرکس به خلوتی اجبارى تن می دهد . چرا؟ آیا فضاى ورزشی ما تا این حد بیرحم و آزاردهنده است ؟ واقعا عجیب است ! همین تیم ملی وقتی از ژاپن برگشت به خاطر افت کیفی تیم و یکی دو نتیجه ضعیف ، یک ماه تمام تبدیل شد به خوراک خبرى رسانه ها . صدا و سیما سنگ تمام گذاشت و هرچه کارشناس و کارنشناس بود از گوشه کنار فراخوان داد و از محتواى اینیستاگرام بازیکنان گرفته تا لباس پوشیدنشان زیر سوال رفت . عذر سرپرست تیم را خواستند و همه شدند معلم اخلاق! نمی دانم الان این کارشناسان کجا هستند ؟ برنامه سازها و مجریان چه می کنند ؟ آیا براى صدا و سیما و رسانه ها ، نتیجه یک بازى فراتر و مهمتر از بد اخلاقی ها و لاقیدى هاست ؟حالا چند ماه بعد که انشاالله تیم ملی راهش را به المپیک باز کرد ببینید که چه قهرمانان بی نظیرى خواهند شد این مغضوبین !

اگر کسانی گمان می کنند که این گفتار - احتمالا - مته به خشخاش گذاشته یا اغراق کرده ، بهتر است باردیگر نگاهی به انعکاس اینگونه اخبار در خارج از ایران بیندازند . از سوى دیگر ، الگو هایی در این زمینه وجود دارد . می توانیم رفتار آنان را نیز بررسی کنیم . الگوهایی مثل ورزش چین ، شوروى سابق ، آلمان ، تاحدودى کوبا ، ژاپن و ... مفهوم واقعی نظم ، دیسیپلین ، انتظام و اقتدار را می توان در آنها یافت . تیم هایی که حتی وقتی رو به افول هستند و می بازند نیز قابل احترامند. مردم ، رسانه ها و کارشناسان درهمه حال برایشان ایستاده کف میزنند . زیرا آنان حتی اگر ببازند نیز پیوسته در اخلاق و شخصیت برنده اند . اینگونه است که بر بام جهان می ایستند و همگان این را می دانند.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن