تحلیل صفایی‌فراهانی از نامه چهار وزیر

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۴۱۷۰۲ سایت-خوان

تنها کارکرد این نامه این است که همه بدانند امسال اتفاق خاصی نمی‌افتد

روزنامه اعتماد نوشت؛


نامه وزرا به رییس‌جمهور. چهار وزیر در حالی دست به قلم بردند و نامه‌ای را خطاب به رییس‌جمهور نوشتند که نه‌فقط مقامات دولتی که فعالان بخش خصوصی و کارشناسان، همگی بر سخت بودن وضعیت اقتصادی در سال جاری اذعان دارند و حالا در شرایطی نامه چهار وزیر به رییس‌جمهور تصویری از بحران‌های اقتصادی ایران ارایه می‌دهد که برخی در تلاشند افکار عمومی را آماده استقبال از موقعیت عالی، پس از اجرایی شدن برجام کنند. آن هم از طریق بالا بردن مطالبات. در این میان برداشت‌ها از نامه وزرا به رییس‌جمهوری متفاوت است. برخی معتقدند این نامه با هدف فشار بر بانک مرکزی تدوین شده است و برخی دیگر نامه را اعلام خطر مقامات اقتصادی کابینه ارزیابی می‌کنند. منتقدان دولت اما برداشتی دیگر از نامه دارند، معتقدند نگارش این نامه گواه این مدعاست که وزرا دسترسی به رییس‌جمهور ندارند از این رو باید نامه‌ای را برای اعلام مشکلات به رییس‌جمهور می‌نوشتند.

محسن صفایی‌فراهانی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و تحلیلگر اقتصادی بر این اعتقاد است که نامه وزرا از سوی مخالفان دولت یازدهم بزرگنمایی شده است.

او می‌گوید این نامه حاوی مطلب خاص و تازه‌ای نیست چرا که این اطلاعات از سوی روزنامه‌ها و نشریات بورسی پیش از این منعکس شده است.

به نظر شما چه دلایلی منجر به نگارش نامه از سوی چهار وزیر شده است؟

این نامه را از دو بعد می‌توان تحلیل کرد. مخالفان دولت یازدهم علاقه‌مند هستند با استناد به این نامه این‌گونه تبلیغ کنند که دولت با شکست مواجه شده و میان دولت و اعضای کابینه اختلافاتی اساسی وجود دارد. این بزرگنمایی با یک هدف خاص صورت می‌گیرد. آنها می‌خواهند وانمود کنند بحران اقتصادی ناشی از این دولت است در حالی که اعداد و ارقام این نامه برای فعالان اقتصادی اصلا جدید نبود و اغلب روزنامه‌های بورسی این گزارش‌ها را پیش از این منتشر کرده بودند. نگاه دیگری نیز در این میان وجود دارد. برخی نیز این‌طور تحلیل می‌کنند که هدف از نگارش این نامه معطوف کردن نگاه دولت از کاهش تورم به رکود بوده است. این بدان معنی است که دولت تورم را در همین طرح نگه دارد و منابع را در اختیار مصرف‌کننده قرار بدهد. البته برخی جهت‌گیری‌ها نیز متوجه نرخ سود بانکی و تاثیر آن بر اقتصاد نیز هست.

در میان منتقدان دولت، برخی این طور نتیجه گرفته‌اند که نگارش نامه به معنی آن است که اعضای دولت دست‌شان به رییس‌جمهور نمی‌رسد، برداشت شما از این موضوع چیست؟

اینکه دست وزرا به رییس‌جمهور نمی‌رسد یا بحرانی در کابینه هست و... که معنا ندارد. محتوای نامه نیز چنین مساله‌ای را نشان نمی‌دهد. جلسات اقتصادی دولت با حضور رییس دولت برگزار می‌شود و با توجه به اینکه در هفته، کابینه حداقل سه جلسه تشکیل می‌دهد این تحلیل را اصلا قبول ندارم.

با توجه به این نکته بفرمایید واقعا چرا این موضوعات در قالب نامه باید منتشر می‌شد، این امکان وجود داشت که وزرا در همان جلسات مساله را با رییس‌جمهور بازگو کنند‌؟

بگذارید واقع‌بینانه نگاه کنیم. من فکر می‌کنم وزرا با این اقدام می‌خواستند به دلواپسان و آنها که جامعه را دلواپس کرده‌اند، توجه بدهند که مملکت در چه شرایطی است. یادتان هست که سال ١٣٩٢ دولت برای پرداخت حقوق کارکنانش با مشکل مواجه بود و از تنخواه بانک مرکزی استفاده می‌کرد؟ بدهی کلانی که دولت پیشین به جا گذاشت بارها از سوی مسوولان مورد اشاره قرار گرفته است.

مساله رکود و رشد منفی اقتصادی، آن هم به میزان منفی شش درصد در سال ٩٢، ناشی از کار دولت یازدهم نبود و نیست، حالا برخی می‌خواهند این طور وانمود کنند که وضعیت امروز نتیجه اقدامات دولت یازدهم است.

بعضا این تحلیل نیز شنیده می‌شود که این نامه نشان‌دهنده جهت‌گیری نادرست دولت از روزهای ابتدایی فعالیتش است. به‌هر‌حال کنترل تورم اولویت اصلی دولت یازدهم اعلام شد و این نامه تغییر مسیر دولت را نشان می‌دهد.

دولت یازدهم وقتی روی کار آمد دو راه داشت. یکی اینکه رکود را از بین ببرد که این اقدام نیاز به سرمایه‌گذاری داشت و باید تدابیری برای افزایش رشد اقتصادی به ١٠ تا ١٥ درصد اندیشیده می‌شد که این مهم با توجه به شرایط کشور و منابع موجود عملی نبود و سیاست دیگری که می‌توانست مد نظر قرار دهد این بود که به سمت مهار تورم حرکت کند و با انضباط مالی و عمل انقباضی تورم را مهار کند. طبیعتا با توجه به شرایط موجود راه دوم انتخاب شد که تحقق آن امکان‌پذیرتر بود.

برخی اما معتقدند طولانی شدن سیاست‌های انقباضی دولت برای مهار تورم، به رکود دامن زد.

دولت نمی‌دانست قدرت دلواپسان در ایران و نئومحافظه‌کاران در خارج از ایران اینقدر زیاد است که بحث‌های هسته‌ای تا این حد کشدار شود. تصور اولیه دولت این بود که پرونده هسته‌ای ظرف شش ماه به نتیجه برسد اما قدرت همان طیف‌هایی که گفتم آنقدر زیاد بود که بحث‌های هسته‌ای را از شش، هفت ماه به ٥/٢ سال رساند. در نتیجه دولت منابعی را که در ابتدا تصور می‌کرد به دست می‌آورد به دست نیاورد، کشور از تحریم در‌نیامد و رونق اقتصادی ایجاد نشد. این فضا تا پایان امسال نیز دوام می‌آورد. این هم نکته جدیدی نیست. بسیاری از کارشناسان اقتصادی مطرح می‌کردند که در نیمه دوم سال وضعیت خوبی بر اقتصاد حکمفرما نخواهد بود. حالا این نامه همین موضوع را گوشزد می‌کند که نیمه‌دوم سال وضعیت چندان مساعد نخواهد بود.

به این ترتیب برداشت شما این است که این نامه با هدف اطلاع‌رسانی به مردم و منتقدان تدوین شده است؟

این رویکرد قابل تحلیل است. اینکه با نگارش این نامه قصد داشتند به مردم اطلاعات را بدهند و به دلواپسان و مشکل‌آفرینانی که ابزارهای قانونی را در دست دارند نیز هشدار بدهند که اگر این روند را ادامه دهید به کشور صدمه می‌زنید. به هر حال معتقدم برخی اگر دنبال منافع ملی بودند تا این حد تنش ایجاد نمی‌کردند. من خطاب نامه را به کسانی می‌دانم که دارای قدرت هستند اما به نفع منافع عمومی از آن استفاده نمی‌کنند. البته لازم می‌دانم در خصوص دلواپسان نکته‌ای را نیز اشاره کنم. ممکن است از نگاه رسانه‌ای و تبلیغاتی، عده‌ای خاص که تریبون در دست دارند به عنوان دلواپس شناخته شده باشند این در حالی است که دلواپسان اصلی پشت پرده هستند.

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب ایران، ١٢٠٠ میلیارد دلار درآمد ارزی نصیب کشور شده است که از این رقم ٨٠٠ میلیارد دلار در دولت نهم و دهم به دست آمده است. آنها که منابع هنگفتی در دولت پیشین در اختیار داشتند و امروز پشت پرده هستند، دلواپسان اصلی هستند. همین‌ها با اقدامات خود باعث شدند مذاکرات هسته‌ای تا این حد کشدار شود.

با توجه به برداشت‌های منتقدان دولت از نامه وزرا، اصل نگارش نامه را کار درستی می‌دانید؟

من فکر می‌کنم این تنها راهی بود که می‌توانست به باز شدن مسائل کمک کند. همان‌طور که اشاره کردم این نامه اطلاعات محرمانه‌ای ندارد. متن نامه حاوی اطلاعاتی عمومی است و درخواست روشنی نیز در قالب آن مطرح نشده که مثلا وزرا بگویند خواسته ما برای برون‌رفت از این وضعیت این نکته‌هاست.

ماهیت نامه این‌طور است که جامعه در جریان باشد. بالاخره وزرای دولت تجربه خوبی در این حوزه دارند. خود وزیر اقتصاد دنبال این بود که با سیاست‌های انقباضی تورم را کنترل کند و هنوز هم به این موضوع اعتقاد دارد. حالا بعضی بگویند اینها دست‌شان به رییس‌جمهور نمی‌رسید که نامه نوشتند. خب یعنی چه‌؟ اینها توجیهاتی است که مخالفان می‌کنند، وضعیت امروز اقتصاد اتفاقا میراث به‌جا‌مانده از دولت قبل است. در ضمن گاهی اوقات شرایط این‌طور ایجاب می‌کند. حرف زدن در برخی مواقع آسان نیست از این رو مکانیزمی دیگر مثل نامه برای بیان حقایق استفاده می‌شود. بالاخره ما در جهان سوم زندگی می‌کنیم. وقتی حزبی نیست که وارد شود و مسائل را تحلیل کند، مسوولان مجبورند به طریق دیگر صدای‌شان را به گوش برسانند.

فکر می‌کنید پیامدهای نگارش این نامه چه باشد؟ تغییر خاصی در جهت‌گیری‌های دولت رخ می‌دهد؟

هیچ اتفاق ویژه‌ای در راه نیست. شرایط اقتصادی ایران طوری است که با این نامه متحول نمی‌شود. این نامه نه مشکلات اقتصادی را حل می‌کند و نه برای بورس راهگشاست. تنها کارکردش این است که همه بدانند تا پایان امسال اتفاق خاصی نمی‌افتد و رویکرد جدید نیز در دستور کار نیست.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن