روسیه و ایران، اعراب را شوکه کردند
سوریه، نخستین آزمون ایران و جامعه بینالمللی پس از حل و فصل پرونده هستهای است.
روزنامه اعتماد نوشت؛
نخستین آزمون ، پروندهای است که در عمر چهارساله خود هر روز شکل و شمایل جدیدتری به خود گرفته و بر لایههای سیاسی و امنیتی آن افزوده شده است. پرونده سوریه در چهار سال گذشته همواره از سوی غربیها در راستای دومینوی خیزشهای مردمی چون تونس، مصر، لیبی و یمن قرار گرفته است اما تطویل این پرونده نشان از ذات متفاوت آن دارد و تجویز نسخهای نادرست از سوی غربیها و متحدان عرب آنها در منطقه که امروز پس از چهار سال عملا جهان را به خانه اول در این بحران بازگردانده است.
ماجرای خیزشهای محدود مردمی در بخشهای مسبوق به سابقه اعتراضهای مردمی در سوریه، عملا ایران را از همان روزهای نخست در سال ٢٠١١ در جایگاه متفاوتی در پازلهای منطقهای قرار داده است. سوریه از همان ابتدا بر فاصله همیشگی میان تهران و ریاض افزود و البته به ایجاد فاصلههای پررنگ میان ایران و کشورهای کوچکتری چون قطر در منطقه و البته شریکی اقتصادی چون ترکیه منتهی شد. سوریه، ایران و روسیه را در کنار هم قرار داد و فشار جامعه بینالمللی بر ایران به دلیل پرونده هستهای این کشور هم بر عمق این نزدیکی افزود. سوریه برای ایران حکم تنها رفیق روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را داشت و البته عضوی از محور مقاومت. شعار ایران از ابتدای آغاز بحران در سوریه حفظ دولت مرکزی بود در کنار اصلاحات سیاسی؛ شعاری که با استراتژی مسکو در دمشق همخوانی داشت.
در چهار سال گذشته ایران و روسیه به ظاهر یک استراتژی واحد را در قبال سوریه اتخاذ کرده بودند هرچند انگیزههای سیاسی و امنیتی این دو در این همراهی با هم متفاوت بود. اکنون پس از چهار سال که از روزهای فریاد ایران و روسیه برای آرام کردن فضای سیاسی در داخل سوریه و سپردن فرمان به اصلاحات میگذرد سیاستمداران اروپایی به تهران میآیند و از سوریه میگویند و البته به شکل همزمان دولتمردانی از ١٦٠ کشور در نیویورک دور هم جمع میشوند و باز هم برای از کیش و مات خارج کردن راهکار سیاسی در سوریه چشم به مهره بازی روسیه و ایران در این شطرنج دوختهاند. از باراک اوباما رییسجمهور ایالات متحده تا جان کری وزیر امور خارجه دولت وی، از فدریکا موگرینی مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تا لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه این روزها یکصدا میگویند که وقت امداد گرفتن از ایران برای پایان دادن به این بحران فرا رسیده است.
و سرانجام اعتراف به نفوذ ایران
فدریکا موگرینی، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که پس از توافق هستهای به تهران آمد و از گفتوگوهای سطح بالای اروپا با ایران خبر داده بود، در تازهترین گفتوگوی خود با واشنگتن پست میگوید: برای آوردن سوریه پای میز مذاکره به ایران و روسیه نیاز داریم.
چهار سال پس از بحران سوریه، اروپاییها به نقش منطقهای ایران اعتراف کرده و این از زبان موگرینی در این مصاحبه شنیده میشود که بر لزوم حل بحران کنونی سوریه از طریق انتقال سیاسی با حضور تمام طرفهای موافق و مخالف بشار اسد، رییسجمهور سوریه تاکید کرده و میگوید: ما در حال همکاری با سازمان ملل برای سازماندهی کردن یک انتقال سیاسی در سوریه با مشارکت تمام بازیگران منطقهای و بینالمللی هستیم. تعمیق بحران در سوریه مساوی است با اعتراف به نفوذ ایران در این کشور از سوی اروپاییهایی که از تطویل ناآرامیهای سیاسی و امنیتی در این کشور به ستوه آمدهاند. موگرینی در این خصوص میگوید: من فکر میکنم که ایرانیها این موضوع را میدانند که این نخستین آزمون برای آنهاست که ببینیم میتوانند نقش سازندهای پس از توافق هستهای ایفا کنند. اگر ما خواهان آمدن رژیم سوریه به پای میز مذاکره برای تشکیل یک دولت انتقالی هستیم، باید از طریق آنهایی که روی این کشور نفوذ دارند که همان روسیه و ایران هستند به سوریه فشار بیاوریم. اروپاییها معتقدند که بحران سوریه راهحل نظامی ندارد. آیا حل مساله سوریه از توافق هستهای سختتر است؟ این پرسشی است که خبرنگار واشنگتن پست از موگرینی سوال میکند و وی در پاسخ میگوید: قطعا. اما ما با توافق هستهای نشان دادیم که حتی پیچیدهترین و سختترین مشکلات از طریق دیپلماسی قابل حل شدن است. ١٢سال زمان برد اما در نهایت به نتیجه رسیدیم. مساله سوریه سختتر است اما دیپلماسی کارساز است. چهار سال و نیم جنگ نتیجهای در بر نداشت و میبینیم که داعش و اسد همچنان سر جای خود هستند.
بازگشت به خانه ایران پس از چهار سال
ایران پس از توافق هستهای حتی اندکی از زمان را هم برای احیای قدرت منطقهای خود از دست نداد. مجموع عملکردهای ایران و روسیه در سوریه در چند سال گذشته هرچند در مرحله نخست به ابقای بشار اسد در قدرت منتهی شده است اما با گذشت بیش از چهار سال از این بحران برای نخستینبار اروپاییها و امریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که حل بحرانهای منطقهای را باید به قدرتهای منطقهای واگذار کرد. در این واگذاری هم هربار امریکاییها اقدام به برخورد گزینشی کردهاند و به عنوان مثال کنار عربستان سعودی و متحدان عرب منطقهای این کشور در شورای همکاری خلیج فارس ایستادهاند. بیش از آنکه سودی عاید امنیت منطقهای شود دود این آتش به چشم امنیت اروپا و امریکا رفته است. حسن روحانی، رییسجمهور کشورمان در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به صراحت و برای نخستینبار پس از گشوده شدن گره پرونده هستهای با صدای بلند از تصمیم ایران برای تبدیل شدن به شریکی برای برقراری امنیت در منطقه سخن گفت. از ابتدای آغاز مذاکرات فشرده میان ایران و ١+٥ در دو سال گذشته همواره در بر این پاشنه تحلیل چرخیده است که نباید به توافق هستهای به شکل یک عمل انتزاعی مجرد نگاه شود. دستاوردهای سیاسی این توافق برای ایران بسیار بیشتر از مباحث فنی است. ایران در چهار سال گذشته در دورههای متفاوت مذاکرات سوریه در ژنو از گود بیرون بوده است و کشورهای اروپایی و امریکایی از پذیرش آن سر باز زدهاند.
اما این انزوای تحمیلی به دور شدن ایران از میدان عملیاتی در منطقه به شکل عام و در سوریه و عراق بهطور خاص منتهی نشده است. ایران با وجود تمام تهدیدهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی در سوریه و عراق امروز دست برتر را در اختیار دارد و شاید این یک دست به تنهایی نتواند کاری در این کشورها پیش ببرد اما بیشک جهان امروز به این باور رسیده است که نمیتواند این دست را در پروندههای منطقهای نادیده بگیرد. ایران برخلاف کشورهایی چون عربستان سعودی و امارات از ابتدای آغاز بحران در سوریه برای حذف دستان دیگر قدرتهای منطقهای پیششرط غیبت اجباری آنها در مذاکرات حول پروندههای منطقهای را تعیین نکرد. نقطه عطف پذیرش نقش منطقهای ایران در یک سال گذشته و در جریان مذاکرات هستهای ایران با شش قدرت جهانی، کمک تهران به مهار جریان داعش در عراق بود. درست در روزهایی که امریکا در حال بررسی نتیجه اقدامهای تروریستی داعش بود تا با توجه به سود و زیان پیشرویهای این گروه تروریستی برای منافع امریکا در منطقه اقدام مقتضی را انجام دهد، ایرانی که جورج بوش رییسجمهور سابق امریکا نام آن را در لیست محورهای شرارت و حامی جریانهای تروریستی قرار داده بود به طناب نجات دولت نه چندان مستحکم عراق تبدیل شد.
دست ایران که در پرونده مهار داعش در منطقه بالا رفت، جهان متوجه اشتباه استراتژیک خود در نادیده گرفتن این دست شد. امریکاییها و اروپاییها در برابر همکاریهای مستشاری ایران و عراق سکوت کردند که این سکوت برای آنها کمهزینهتر از تشدید فعالیتهای نظامی در عراق بود. ایران در زمره نخستین کشورهایی بود که مدتها پیش از آنکه حسن روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از خطر تبدیل شدن سازمانهای تروریستی به دولتهای تروریستی سخن بگوید، ترمز پیشرویهای داعش را کشید. ایران چه در سال ٢٠٠١ میلادی و هنگام حمله امریکا و متحدانش به افغانستان و چه دو سال پس از آن هنگام حمله به عراق از مذاکرات غیرمستقیم با اروپا در خصوص هر دو این پروندهها روسفید بیرون آمده است. شواهد تاریخی و ملموس موجود در آرشیو تاریخ تحولات منطقهای برخلاف ادعاهای چند کشوری است که ایران را به اقدامهای فرافکنانه و تفرقهافکنانه در منطقه متهم میکنند. شعار ایران در منطقه چه در سالهای شکوفایی رابطه با همسایگان در دولتهای سازندگی و اصلاحات و چه در هشت سال دولتهای نهم و دهم این بوده است که ثبات سیاسی و امنیتی در کشور همسایه من به ثباتی از همین جنس در داخل مرزهای ایران کمک خواهد کرد. بر اساس همین تجربه است که حسن روحانی در هفتادمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد میگوید که ایران به برقراری دموکراسی در عراق و افغانستان کمک کرد و امروز هم حاضر است به این روند در سوریه و یمن کمک کند.
«ظهور جریانهایی نظیر جبهه النصره و داعش میوه خلأ امنیتی در سوریه است.» خلاصه ریشهیابی بحران در سوریه همین یک عبارت است و بیتوجهی غرب به همین یک خط از ابتدای ناآرامیها در سوریه به چندلایه شدن امروز این پرونده منتهی شده است. ایران در چهار سال گذشته همواره تاکید کرده بود که نتیجه بیرون کشیدن فرش امنیتی سوریه از زیر پای دولت مرکزی این کشور، خلأ قدرتی خواهد بود که در نهایت به ظهور جریانهای تندرو در منطقه تروریستپرور خاورمیانه منتهی خواهد شد. امروز درد نخست مشترک ایران، روسیه، عربستان، ترکیه و کشورهای اروپایی حضور جریانهای تروریستی مانند داعش است که مرز نمیشناسد.
کیش و مات امریکا و متحدانش در سوریه
ایران و روسیه طرح خود را در سوریه پیش میبرند و جهان سکوت کرده است؛ سکوتی که نه از سر رضایت بلکه از سر ناچاری و استیصال است. در چهار سال گذشته نه از ائتلاف بینالمللی علیه سوریه کاری ساخته شد و نه از سیستم آموزش و تجهیز برخی گروههای مخالف بشار اسد در سوریه فایدهای عاید امریکاییها و متحدان عرب آنها در منطقه شد. امریکا، اروپا و متحدان آنها در چهار سال گذشته هر ترفندی را امتحان کردند جز همراهی با ایران و روسیه در سوریه و امروز از هیچ ترفندی کاری ساخته نیست جز مشارکت با طرح تقرییا مشابه تهران و مسکو برای دمشق. روسیه به بهانه مبارزه با داعش از اواسط هفته گذشته عملیات نظامی را در سوریه هدایت میکند و این در حالی است که رییسجمهور امریکا هم میگوید قصد تقابل نظامی با روسها در سوریه را ندارد. ایران پیش از این به حضور مستشاران خود در سوریه اذعان کرده بود اما میگوید که در این استراتژی نظامی اینبار روسها در سوریه نقش عملیاتی ندارند. با این همه این حمله در رسانههای غربی به حضور نظامی ایران و روسیه در سوریه تعبیر شده است. سوالی که در ٧ روز گذشته بسیاری از تحلیلگران تلاش کردهاند به آن پاسخ دهند این است که آیا امریکا برای مواجهه با استراتژی نظامی پوتین در روسیه که ظاهرا مورد حمایت ایران هم هست سرانجام پس از چهار سال در سوریه دست به سلاح خواهد شد؟ روسها میگویند محلهای اقامت و استقرار داعش و دیگر گروههای تروریستی را بمباران میکنند و این در حالی است که برخی اعضای اپوزیسیون در سوریه میگویند مسکو چنین تفکیکی قایل نشده است و مکانهای بمباران شده بعضا به مخالفان معمولی و وطنی بشار اسد هم اختصاص دارند.
در شرایطی که جهان در چهار سال گذشته به امید خستگی سیاسی بشار اسد از هراقدام سازندهای در پرونده سوریه سر باز زده بود، ایرانی که از همان ابتدا هشدار داده بود که تبعات این پرونده محدود به منطقه خاورمیانه نخواهد بود، عملا به کشور شماره دو در سوریه پس از روسیه تبدیل شده است. این تغییرات در برابر چشمهای بهتزده آلسعود و همفکران آن در ترکیه، قطر و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس صورت میگیرد که چارهای جز انتظار ندارند. پیشبینی اولیه و دم دستی از اقدام نظامی روسیه در سوریه این بود که این ائتلاف مسکو و تهران در سوریه مقدمهای برای درگیریهای بینالمللی میان بازیگران متفاوت منطقهای خواهد بود اما با گذشت قریب به یک هفته از این اقدام نظامی روسها عملا از جدالی میان موافقان و مخالفان بشار اسد در سطح منطقهای و فرامنطقهای خبری نیست. سردبیر روزنامه نشنال در تازهترین اظهارنظر خود در این خصوص گفته بود: دیوید پترائوس که در جریان حضور نظامی امریکا در عراق در سالهای ٢٠٠٧ و ٢٠٠٨ فعال بوده است در این خصوص گفته بود: بگویید پایان این داستان چه خواهد بود؟
امروز نیز تمام ناظران بینالمللی از خود این سوال را میپرسند که پایان این داستان برای ایران و روسیه چه خواهد بود؟ در پرونده سوریه، ایران و روسیه از ابتدای بحران تنها بازیگران با برنامه بودند و در این میان امریکاییها و متحدان آنها بیبرنامهترینهایی بودند که در خصوص سوریه روز به روز تصمیمگیری کردند. ائتلاف نظامی که میان روسیه و ایران شکل گرفته است زمانی که با همراهی حزبالله لبنان توامان باشد، میتواند دورنمای این پرونده را از هماکنون نشان دهد. ایران پس از توافق هستهای طرح خود در خصوص سوریه را روزآمد کرد و به نظر میرسد که با توجه به حجم دیدارهای فشرده میان ایران و روسیه پس از آن تاریخ این طرح با طرح روسها هماهنگ شده است و شاید در این طرح با تشکیل دولت انتقالی و حضور بشار اسد در این دولت در نهایت بقای بشار هم رقم بخورد. غربیها در ٣٠ سال گذشته نگران محور مقاومتی بودند که از ایران تا غزه و از سوریه تا لبنان کشیده شده بود.
این محور مقاومت با حوادث سوریه دستخوش تحولاتی شده است که به نظر میرسد اندکی از وجوه ایدئولوژیک فاصله گرفته و با واقعیتهای سیاسی در منطقه منطبق شده است. پس از انتشار اخباری در خصوص شکل گرفتن شبکه اطلاعاتی میان سوریه، عراق، ایران و روسیه اینگونه به نظر میرسد که محور ائتلافی جدید که روسیه را در خود جای داده است از تهران تا بغداد، از دمشق تا حزبالله لبنان کشیده شده و البته روسیه هم حامی این محور است. ایران در پازل منطقهای جدیدی پس از توافق هستهای قرار گرفته است. پازلی که جایگاه ویژهای به تهران بخشیده است. حضور باراک اوباما در کاخ سفید در ٧ سال گذشته به شکل غیرمستقیم فضا را برای نقشآفرینی بیشتر ایران فراهم کرده است. پس از روی کار آمدن اوباما، امریکاییها از حجم حضور خود در عراق و افغانستان کاستهاند و این خلأ را قدرتهای منطقهای چون ایران و روسیه پرخواهند کرد. هرچند امریکاییها هنوز هوای متحدان خود در عربستان، امارات، بحرین و کشورهای حاشیه خلیج فارس را دارند اما از سکوت امریکا و اروپا در قبال اقدامهای روسیه در سوریه و منطقه خاورمیانه هویداست که واشنگتن نمیخواهد این حضور مانند گذشته باشد.
تحلیلگران میگویند که ایران و روسیه دو سال پیش زمانی که خبرهای رسیده از سوریه حاکی از این بود که در این کشور تسلیحات شیمیایی استفاده شده است و انگشت اتهامها به سمت دولت مرکزی نشانه رفت از سکوت واشنگتن متوجه تغییر معادلات منطقهای شدند. از آن زمان تاکنون ایران با ذکاوت تمام پرونده هستهای را که تحریمهای آن عملا دست تهران را در معادلات منطقهای بسته بود با موفقیت پیش برده و امروز از میوههای فعالیتهای منطقهای حساب شده خود برداشت میکند. خاورمیانه امروز بیش از هر زمان دیگری همان خاورمیانهای است که ایران و روسیه انتظار آن را میکشیدند؛ خاورمیانهای که به نظر میرسد رفتارهای منطقی و آیندهنگرانه ایران در آن بیش از رفتارهای مقطعی و بیفرجام عربستان به کار میآید. پرونده سوریه تا چندی دیگر در سایه قشونکشی نظامی روسیه و سیاست ورزیهای ظریف ایران به فرجام خواهد رسید و به نظر میرسد که نتیجه مشورتهای ایران و روسیه در خصوص سرانجام بشار اسد هم شاید به خداحافظی او از قدرت منتهی شود اما جنس این انتقال قدرت با آنچه امریکا و عربستان چهار سال پیش به دنبال آن بودند، فرق خواهد داشت.
امروز عربستان و متحدان سنی آن در منطقه در باتلاق یمن که خود مقدمات تعمیق آن را ایجاد کردند، گرفتار شدهاند و ترکیه هم بیش از آنکه فرصت رسیدگی به مسائل سوریه را داشته باشد باید به پرونده کردهای مخالف دولت مرکزی رسیدگی کند. باراک اوباما، رییسجمهور ایالات متحده در تازهترین اظهارات خود میگوید که ایران و روسیه در سوریه تنها هستند و جهان با ائتلاف مبارزه با بشار به رهبری امریکا است، اما این ائتلاف جز شعار تاکنون راهی پیش پای بحران امنیتی در سوریه قرار نداده است و به نظر میرسد در کوتاهمدت فرمان این پرونده در سوریه در دستان روسیه و ایران خواهد بود. نتیجه درازمدت ائتلاف ایران و روسیه هم با مدیریت صحیح سیاسی میتواند به نفع این دو کشور، تامین نسبی آرامش در سوریه و مهار جریان داعش منتهی شود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.