آیتالله مصباح بین اصولگرایان رسمیت میبابد؟
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز از رد الگوی شورای فقاهتی مد نظر جبهه پایداری در بین اصولگرایان سخن می گوید و معتقد است این با الگویی که از گذشته تاکنون در میان مجموعه اصولگرایان - به استثنای پایداری که بعدا متولد شد- وجود داشته است، قابل جمع نیست.
رسمیت دادن به ضلع سوم اصولگرایی چند ماهی است که از سوی بخشی از اصولگرایان دنبال می شود .سه ضلعی که حالا از آن با نام شورای فقها نام می برند.
به گزارش آریا براین اساس گویا جبهه پایداری تلاش فراوانی دارد که در کنار جامعتین،موسسه آموزشی امام خمینی که رئیس آن آیتالله مصباحیزدی است به عنوان ضلع سوم مرجع حکمیت و محوریت اصولگرایان معرفی شود و بدین ترتیب شورا فقها با سه ضلع آیات موحدی کرمانی ،یزدی و مصباح یزدی تشکیل شود .این در حالی است که اکثریت این جریان سیاسی شکل گیری این شورا را بی معنا می دانند و همچنان بر محوریت جامعتین تاکید دارند .
به طوری که سخنگوی جامعه روحانیت مبارز از رد الگوی شورای فقاهتی مد نظر جبهه پایداری در بین اصولگرایان سخن می گوید و معتقد است این با الگویی که از گذشته تاکنون در میان مجموعه اصولگرایان - به استثنای پایداری که بعدا متولد شد- وجود داشته است، قابل جمع نیست.
غلامرضا مصباحی مقدم به سازوکار قبلی شورای هماهنگی اصولگرایان با محوریت جامعتین تاکید دارد و همچنان در انتخابات مجلس بهطورعمده با توجه به سوابق امر، اتکا را به جامعه روحانیت مبارز می داند وشورای فقها را اصطلاحی می داند که دوستان پایداری آن را دنبال میکنند و برای آنها مقبولیت بالایی دارد.
جامعتین، جامعتین است و ضلع سوم ندارد
در همین حال یک عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم گفت: جامعتین، جامعتین است؛ ما برای آیتالله مصباح احترام قائلیم و ایشان از لحاظ جنبه اجتماعی عضو جامعه مدرسین است از این رو جامعتین ضلع سوم ندارد.
آیت الله سید محمد غرویان اظهار کرد:برخی از جلسات آیات یزدی و موحدی و مصباح یزدی این تلقی را داشتهاند که ضلع سومی به جامعتین اضافه شده است، درصورتی که اینگونه نبوده است.
عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین قم با بیان اینکه آیتالله محمد یزدی به عنوان رئیس جامعه مدرسین قم و از طرف اعضای جامعه در این جلسه حضور نداشته است بلکه از سوی خود ایشان در این جلسه شرکت کرده است، ادامه داد: آیتالله یزدی پیش از این اجمالا با اعضا، موضوع دیدار را در میان گذاشته بودند، اعضا هم معتقد بودند که این دیدار به عنوان جامعه نباشد.
وی همچنین گفت:تشکیل شورای فقاهتی اشکالی ندارد اما شبیه این شورا و نظیر آن جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز هستند که هرکدام در بینشان مجتهدین و علمایی زیادی حضور دارد لذا مهم این است که مبنای فقهی مشترکی بین عظام و علما وجود داشته باشد تا بتوانند براساس نظر ولایت فقیه ، مشروعیت رای مردم و مردمسالاری دینی را تبیین کنند و حق الناس را همچون حق الله واجب بدانند.شورای فقاهتی باید بتواند این مسائل را حل کند تا گروههای مختلف اصولگرا به وحدت برسند.
وی ادامه داد:به نظر می رسد علمای ما در مبنای فقهی و مشروعیت و مقبولیت نظام با یکدیگر اختلاف نظر دارند لذا تا وقتی این اختلافات باشد وحدت اینها نه تنها آسان نیست بلکه ناممکن هم می شود.
غرویان درباره محوریت آیت الله مصباح یزدی در شورای فقاهتی ،اظهار داشت:آیت الله مصباح یزدی هم به عنوان یک عالم دینی نظریاتی دارند و مباحثی را مطرح کرده اند به نظر بنده مبنای فقهی و دینی ایشان خیلی با مردمسالاری دینی و حق الناس بودن رای مردم و مشروعیت رای اکثریت سازکاری ندارد .اینها سوالاتی است که باید تبیین علمی شوند.ط
شورای فقاهتی به دنبال سهم خواهی بیشتر است
ابوالقاسم رئوفیان،دبیر کل حزب ایران زمین درباره شورای فقاهتی جبهه پایداری،گفت:بهتر است جبهه پایداری که مدافع شورای فقهاست توضیح بدهد که نظر این شورا درباره نقش و حاکمیت مردم در چارچوب نظام جمهوری اسلامی چیست.اینکه عده ای بخواهند در قالب یک عنوان برای انتخابات مقدماتی تمهید کنند بدون آنکه روشنگری باشد قابل قبول نیست.
وی ادامه داد:رهبر معظم انقلاب بارها فرموده اند رای مردم حق الناس است لذا ازآنجایی که درباره نگاه این جبهه نسبت به مسائلی چون رای مردم شبهاتی وجود دارد باید بتوانند نظر خود را روشن کنند .
وی خاطرنشان کرد:شورای فقاهتی به دنبال به دست گرفتن کرسی های بیشتری از مجلس یا همان سهم خواهی بیشتر است که البته خیلی از جریان ها این اقدامات را انجام می دهند.اما بنده معتقدم در همه امور کشور باید مساله شایسته سالاری حاکم شود .چراکه شایسته سالاری موجب می شود در مسائل مهم ممکلتی چون موضوع برجام بانگاه دفاع از حقوق ملت نه با نگاه منافع جناحی و تبلیغات انتخاباتی مورد بررسی قرار گیرد .(متن کامل خبر)
آیات یزدی ،موحدی کرمانی و مصباح یزدی فصل الخطاب اصولگرایان هستند
این در حالی است که سید محمد جواد ابطحی، عضو جبهه پایداری ،گفت:شورای فقاهتی طرحی است که از سوی جبهه پایداری قبلا هم مطرح شده است و براساس آن آیت الله خوشبخت و آیت الله مصباح یزدی محور بودند این الگو درحال حاضر برای به وحدت رسیدن اصولگرایان پیشنهاد شده است که خوشبختانه قرار است آیات یزدی ،موحدی کرمانی و مصباح یزدی به عنوان فصل الخطاب قرار بگیرند و آنچه این سه نفر تایید کنند مورد قبول همه گروههای اصولگرا اعم از موتلفه ،جبهه پیروان خط امام و رهبری و جبهه پایداری قرار گیرد.
وی ادامه داد:ما درحال حاضر علائم موفقیت این ائتلاف را مشاهده می کنیم لذا با رهنموردهایی که این آقایان می دهند امیدواریم بتوانیم در عرصه های مختلف از جمله انتخابات مجلس خبرگان گام های مهمی برای تامین وحدت اصولگرایان برداریم.
این نماینده مجلس هشتم درباره نقش جامعتین در وحدت اصولگرایان، اظهار داشت:ما از ابتدا جامعتین را قبول داشته ایم اما متاسفانه برخی از دوستان جامعه مدرسین قم و جامعه روحانیت مبارز روی برخی از خطوط سلبی نه ایجابی کم لطفی می کردند به طوری که درخصوص برخی شرایط سلبی کوتاه می آمدند و معتقد بودند برای ایجاد و تامین وحدت باید شرایط سلبی را کم کنیم درحالی که منشور اصولگرایی واضح و روشن بود و ما معتقد بودیم باید به منشور اصولگرایی کاملا عمل شود .
برهان مخالفان
اما مخالفان اینکه موسسه امام خمینی ضلع سوم اصولگرایان باشد معتقدند:
۱-اینکه جبهه پایداری عامل انشعاب انتخابات پیشین بوده دلیل نمیشود تا با اعطای چنین امتیازی به موسسه آموزشی آیتالله مصباح، روند وحدت را به شکل دیگری پیگیری کرد.
۲- اعطای چنین امتیازی به موسسه آموزشی آیتالله مصباح این سوال را برای سایر تشکلهای و احزاب اصولگرا پدید میآورد که چرا آنها نباید ضلعی از اضلاع بالادستی باشند. برای مثال جبهه پیروان خطامام و رهبری که محل اجتماع بیش از ۱۴ تشکل و حزب راست سنتی است میتواند همچون موسسه آیتالله مصباح خواهان حضور در این اضلاع هدایتکننده باشد. در صورت چنین درخواستی چه ادلهای وجود دارد تا خواسته آنها را رد کرد. ممکن است گفته شود که جامعه روحانیت مبارز میتواند این تشکل را همپوشانی کرده و نماینده این سنتیها باشد اما در مقابل این مساله هم از سوی منتقدین مطرح میشود که آیتالله مصباح هم عضوی از جامعه مدرسین هستند و این جامعه میتواند نوعی همپوشانی را برای آنها انجام دهد.
۳- جبهه پایداری اخلافنظرهایی با طیفهایی از اصولگرایان دارد که مهمترین آنها در چند محور قابل مشاهده است:
الف - نابسازی: جبهه پایداری میگوید میباید در مورد افراد حاضر در میان اصولگرایان تصمیمگیری کرد و دامنه مشخصی از آنها را بهعنوان اصولگرا پذیرفت. از دید آنها برخی افراد از تعریف اصولگرایی خارج شده و وحدت با آنها غیرممکن است؛ «بنده بهعنوان کسی که آیتالله مصباح را بهعنوان عقبه فکری قبول دارم، تفاوتی بین سخنرانی اخیر ایشان با سخنرانی دو سال گذشته که در اولین همایش جبهه پایداری داشت، ندیدم. نظر ایشان دوسال پیش هم این بود که وحدت باید روی مبانی و یک سری اصول مشخص باشد و توسط کسانی ایجاد شود که پایبندی به این گفتمان داشته باشند. اکنون هم ایشان همین را گفتند که این وحدت باید روی اصول و مبانی صورت گیرد، والا به صورت طبیعی اختلافات بروز خواهد کرد. من تفاوتی در دیدگاه ایشان نسبت به دو سال قبل ندیدم.» (مصاحبه حمید رسایی با هفتهنامه مثلث)
به طور مثال در گذشته حمید رسایی در سخنانی گفته بود :«مواضع رئیس مجلس در دوران فتنه قابل دفاع نبود، هر زمان که می رفت نفس فتنه قطع شود با موضع گیری های دو پهلوی لاریجانی به این جریان نفس مصنوعی داده می شد»
در کنار آن البته بارها لقب ساکت فتنه هم به علی لاریجانی از سوی این طیف داده شده بود . در پاسخ به همین اتهام علی لاریجانی اینگونه واکنش نشان داده :«برخی مدام از ساکتین و مارقین و راکبین فتنه سخن میگویند.معلوم نیست این تئوریها از کدام کره نازل شده است.لاریجانی با بیان اینکه دائما از ساکتین فتنه، مارقین فتنه و راکبین فتنه صحبت میکنند، گفت: تا کی قرار است این سخنان را مطرح کنید و ادامه دهید؟ چه چیزی عاید شما میشود؟ شما چقدر به فکر جامعه اعتنا میبخشید؟ مگر آنکه دنبال قبیلهگرایی هستید، فکر شهید مطهری با این قبیله گراییها مخالف است.اگر قصد شما خیر است و هر کدام بلدید جامعه را اداره کنید، برای اداره کشور بلد بودن و کاردان میخواهیم نه اینکه با این تئوریها که معلوم نیست از کدام کره نازل شده، دنبال آن هستید که یک قبیلهای را حاکم کنید ولی این طور نمیشود.»
این مساله و تحرکات غیر تشکیلاتی پایداری ها اعتراضاتی هم در پی داشته است چنانکه باهنر می گوید :اکثر اصولگرایان قبول دارند که اگر ائتلافی بین همه هم ممکن باشد سختترین کار ائتلاف با پایداری است. مشخصا در انتخابات هیأترئیسه هم میبینیم که آقای حسینیان بهعنوان نماد طیف فکری مقبول جبهه پایداری در مقابل آقای لاریجانی اعلام کاندیداتوری میکند و اینها پیام دارد. یعنی خط ما از اینها جداست
ب - صالح مقبول و اصلح نامقبول: آیتالله مصباحیزدی میگوید: «گاهی باید فرد اصلح - ولو رایآوری نداشته باشد - مطرح شود تا حداقل مشخص شود هنوز بین مردم اعتقاد و ایمان به اسلام و انقلاب اسلامی وجود دارد. آیا خوب بود از میان کاندیداهای ریاستجمهوری هیچکس حرفی از اسلام و انقلاب نزند و همه به فکر ارزانی اجناس و رفع تحریمها باشند؟ آیا نباید از کسی که ولو رایآوری ندارد، اما دغدغه انقلاب و اسلام را دارد، حمایت کرد؟» به بیان روشنتر جبهه پایداری همچنان بر این ایده است که باید اصلح نامقبول را به صالح مقبول ترجیح داد. عقیدهای که البته مخالفانی در میان اصولگرایان دارد. منتقدین این ایده میگویند اصرار بر چنین عقیدهای شانس پیروزی در انتخابات را کاهش خواهد داد و احتمال پیروزی رقیب را نیز در نسبتی عکس، بالا خواهد برد.
حالا با اظهارنظر آیتالله مصباح که به ماجرای اصلح نامقبول اشاره میکنند و بحثی که در مورد نابسازی مطرح است و بنا به گفته اعضای جبهه پایداری نظر ایشان هم نسبت به هیچ یک از این موارد تغییر نکرده، اضافه شدن این ضلع بهعنوان مرجع بالادستی ممکن است هزینههایی داشته باشد.
به نظر می رسد اصولگرایان به بدعت های جدید در روند رسیدن به وحدت به عنوان یک تهدید هزینه زا و مشکل آفرین نگاه می کنند .
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.