سعید جلیلی؛ آن مرد که باخته است...
آقای جلیلی ظرفیت داشتن خیلی مهم است. یک رزمنده، یک نیروی ارزشی، یک حزب اللهی، هرگز و هرگز برای دست یافتن به قدرت، نظام و انقلاب را زیر سوال نمی برد. این اشتباهی بود که محمود احمدی نژاد کرد .
« سعیدجلیلی؛ آن مرد که باخته است...! » عنوان یادداشت روز روزنامه آفتاب یزد به قلم عبدالله کریمی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
آقای جلیلی، زمانی را به یاد داریم که شما در برنامه های انتخاباتی خود بیان می کردید که با تولید چوب بستنی میتوانیم برای جوانان اشتغالزایی کنیم، و یا بیان میکردید که نخست وزیر اسبق ایتالیا به خود بنده گفته در زمان مسئولیت شما در مذاکرات ملت شما فقط مقاومت نکرده بلکه پیشرفت هم داشته است، میگفتید رئیس جمهور رئیس قوه مجریه است و مثل ماشینی است که باید مردم را به هدفشان برساند
نه این که برای آنها مانع ایجاد کند، میگفتید پنج کشور جهان برای خود انحصاری درست کرده و الگویی ساختند تا بقیه کشورها طبق آن حرکت کنند اما ما از این الگوتبعیت نمیکنیم و یا از روایت اینستاگرامی از داستان پادشاه لخت میگفتید.
حال که به خاطر تدبیر، دولت تدبیر و امید جهت شفاف سازی برجام برای ملت ایران پای شما به مجلس باز شده بجای استفاده از مدارک و شواهد متقن جهت شفاف سازی طوری دیگر عمل می کنید. شما در صحبت های خود گفته اید که جمهوری اسلامی از حدود ۱۰۰ حق مسلم خود از برجام و اسناد ضمیمه صرف نظر کرده است.
میگویید تعداد سانتریفیوژها، راهاندازی فردو، پیشرفت ۷۶% آب سنگین اراک، تبدیل راکتور تهران به تولید، ۴۵۰ کیلو مواد با غنای ۲۰%، تکمیل و بهرهبرداری از نیروگاه بوشهر، صد تن آب سنگین، تبدیل قرصهای سوخت به میلههای سوخت و .... از جمله آوردهها و سرمایههای هسته ای تیم قبلی بود و ما در چنین شرایطی پرونده را تحویل دادیم. از طرف دیگر میگویید داشتههای راهبردی هم داشتیم که عبارت بودند از بیاعتبار کردن به کارگیری گزینه نظامی، ناامید سازی دشمن از تحریمها، شکل گیری اقتصاد مقاومتی، ناامید سازی دشمن از فتنه ۸۸، ثبات جایگاه منطقهای ایران، از جمله آوردههای ما در این دوران بود و در چنین شرایطی پرونده را تحویل دادیم.
وادار کردن طرفی غربی به پذیرش حق غنی سازی در ایران، پذیرش حق هسته ای ایران مطابق با "ان پی تی".حال بگذارید در برابر این سخنان بی سند بگویم که آورده ی شما و دولت تان چه بوده است:
در هشت سال دولت نهم و دهم، که جنابعالی قطار مذاکرات را هدایت میکردید ،جمعا ۶۹ماه مذاکره صورت گرفت و این ۶۹ ماه تمام دستاورد دوران شما بود.
اعلام موضع بهجای مذاکره، از قهر با میز مذاکره تا پیگیری روند «مذاکره برای مذاکره»، یا اینکه «مکان» مذاکرات کجا باشد و البته، رد پیشنهادی با شباهتهای فراوان با توافق «ژنو۳» موسومبه «برنامه اقدام مشترک» در آلماتی که میتوانست خیلی زودتر از اینها افق پیشروی مذاکرات هستهای ایران را روشن کند هم، در کارنامه دستاوردهای شما و دولتتان جای گرفته است.
اما برآیند این دستاوردها چه بود؛ چرا که اگر هدف از مذاکره کاهش اختلافات و رسیدن بهتوافق با طرفهای مقابل باشد، در تمام طول دورانی که شما پای میز مذاکره با گروه ۱+۵ نشسته بودید چنین هدفی تحقق پیدا نکرد.ژنو، اسلامبول، بغداد، مسکو و در آخرین مرحله آلماتی، پنج ایستگاهی بود که قطار مذاکرات هستهای ایران ظرف نزدیک به ۶۹ماه، تحت هدایت سعید جلیلی، پشتسر گذاشته شد، بیآنکه حتی سراب توافق هم در افق مذاکرات هستهای ایران نمایان شود. به عبارت دیگر وقتی سعید جلیلی پست هدایت مذاکراتهستهای را به عهده گرفت بطور خودکار ایران در تقابل با غرب قرار داشت و او نیز چارهای نداشت جزاینکه از همین در وارد گفتگوها شود، هرچند او نیز چندان از این سیاست ناراضی نبود کمااینکه تا انتهای دوران حضورش بر مسند تیم مذاکرهکننده هستهای درصدد اصلاح این رویکرد برنیامد.
با کمرنگشدن امیدها برای رسیدن به یکسازش از راه مذاکره، تهدید آمریکا و اسراییل به حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران و عملیات خرابکارانه دوباره شدت گرفت. در همینحال در بهمن ۱۳۸۸، ایران غنیسازی اورانیوم با خلوص ۲۰درصد را آغاز کرد. در اردیبهشت۱۳۸۹، ششماه پس از شکست اولین توافقنامه مبادله سوخت، برزیل و ترکیه تلاش کردند تا این معامله را در قالب بهاصطلاح «اعلامیه تهران» که ایران آن را امضا کرده بود، دوباره احیا کنند. با توجه بهاینکه ایران ذخیره اورانیوم غنیشده در سطحپایین خود را طی زمان سپریشده دوبرابر کرده و غنیسازی ۲۰درصد را آغاز کرده بود، گروه ۱+۵ آن توافق را رد کرد و چند هفته بعد سختگیرانهترین تحریمهای سازمانمللمتحد، طی قطعنامه۱۹۲۹، علیه ایران اعمال شد. این شرایط سبب شد تا از این پس مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران راه تقابل و مقاومت در برابر گروه ۱+۵ را جدیتر از همیشه پیش بگیرد.از این دوران بهبعد با کناررفتن کامل«تعامل»و در دستورکار قرارگرفتن جدی «تقابل» چالش ایران و گروه ۱+۵ وارد مرحله تازهای شد بهطوری که بیش از هر زمان دیگری حاشیهها بر متن مذاکرات سایه انداخت و اعلام موضع سیاسی یا بهگفته محمدجواد ظریف، وزیرخارجه دولتیازدهم،« بیانیهخواندن»، جای خود را به مذاکرهکردن برای پایاندادن به مناقشه هستهای ایران داد.همزمان با بروز چالش در مناسبات ایران و غرب و به بنبست رسیدن مذاکرات در بعد سیاسی میان ایران و گروه ۱+۵، مذاکرات در بعد فنی میان ایران و آژانس هم به بنبست کشیده شد که بر همین اساس در بهمن سال ۱۳۹۰ آژانس منفیترین گزارشش را درخصوص جزییات ابعاد نظامی احتمالی برنامه هستهای ایران منتشر کرد. این گزارش راه را برای تحریمهای سختتر هموار کرد، کانادا و انگلستان مراودات خود را با بانک مرکزی ایران قطع کردند؛ حرکتی که با محدودیتهای واشنگتن بر صادرات نفت ایران دنبال شد.
در بهمن۱۳۹۱ پس از انتخاب مجدد اوباما ایران و ۱+۵ مذاکرات خود را در آلماتی قزاقستان از سرگرفتند. اینبار غرب با بستهای که از جهاتی شباهتهای زیادی با توافق ایران و گروه ۱+۵ در «ژنو۳» موسوم به «برنامه اقدام مشترک» داشت و شامل تعلیق هدفمند برخی از تحریمها، مانند محدودیت فروش محصولات پتروشیمی و خرید طلا در ازای تعلیق غنیسازی ۲۰درصد و برخی محدودیتهای دیگر میشد، پشت میز مذاکره با ایران نشست. تحلیل اشتباه و نابجای او و اطرافیانش بر این بود که سیاست ایستادگی و مقاومت در حال نتیجهدادن است؛ چرا که غرب مابهازایی را که حاضر شده به ایران بدهد، بدون تقاضای جدید افزایش داده،؛ پس ممکن است در دور بعدی مذاکرات آنها حاضر شوند امتیازات بیشتری را بدهند. غافل از آنکه دیگر فرصتی برای او و تیم مذاکرهکنندهاش باقی نمانده بود و میبایست آنها از قطار مذاکرات پیاده میشدند. بر این اساس در پنجسال و نهماهی که بار پرونده هستهای بهدوش سعید جلیلی بود، هرگز مذاکراتی بهمعنای واقعی آن، یعنی چانهزنی و نرمش، صورت نگرفت و او در نهایت با دست خالی از قطار مذاکرات هستهای
پیاده شد.
آقای جلیلی ظرفیت داشتن خیلی مهم است. یک رزمنده، یک نیروی ارزشی، یک حزب اللهی، هرگز و هرگز برای دست یافتن به قدرت، نظام و انقلاب را زیر سوال نمی برد. این اشتباهی بود که محمود احمدی نژاد کرد .
سخن آخر : آشیخ حسن قربانتان ، تدبیری دیگر کنید، تا زحمات ظریفتان بر باد نرود.
دولت منصور تویی...
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.