هاشمیرفسنجانی جدید چه مختصاتی دارد؟
هاشمی حتما برداشتش از فضای سیاسی و اجتماعی بعد از انتخابات روحانی این بوده که می تواند بعد از فوت آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان باشد.
مثلت در گزارشی نوشت؛
جمهوری و فردوسی را قرق می کنند. کنجکاو می شوم می ایستم تا ببینم کدام شخصت سیاسی قرار است از این مکان رد شود. دو ماشین و موتور پیش رو که رد می شوند یک بنز سرمه ای رنگ یعنی همان خودرو معروف اکبر هاشمی رفسنجانی از مقابلم عبور می کند. پرده پنجره ماشین کنار زده شده، اکبر هاشمی مشغول خواندن یک کتاب در راه رسیدن به دفتر محل کارش است. او سال هاست فاصله بین جماران تا خیابان ولیعصر(عج) را این گونه طی می کند. مسیر رفت و آمد او تغییر نکرده اما زندگی سیاسی او چرا!
هاشمی ۹۴ تفاوت های فراوانی دارد با آن جوان جا افتاده ای که در کنار امام ایستاد و حکم مهندس بازرگان را خواند. جای پایش در قدرت و ساختار رسمی حاکمیت ایران حتما مانند قبل نیست. جایگاه اجتماعی او هم تغییر کرده است. هاشمی جدیدی در این سالهای پایان سیاست ورزی او پدیدار گشته؛ یک فرد با مختصات تازه!
خوب یا بدش در این نوشتار محل بحث نیست آن چه به آن خواهیم پرداخت همین مختصات تازه است؛ همین هاشمی جدید و همین معادلاتی که لابد او در ذهنش برای این سال های آخر سیاست ورزی دارد.
بیرون از پاستور
پاستور محله پراهمیتی است. تقریبا سیاست ایران در همین حوالی مشق می شود. کاخ رییس جمهوری، ساختمان شورای نگهبان، هیات دولت، قوه قضاییه، مجمع تشخیص و نهادهای مهم دیگری پلاک به پلاک یکدیگر در دو طرف خیابان پاستور درکنار هم ردیف شده اند. همین چند سال پیش هم که مجلس در خیابان امام خمینی(ره) بود می شد از کوچه های مجاور وارد پارلمان شد.
هاشمی این محل را خیلی خوب می شناسد. او خاطرات فراوانی دارد از اتفاقات مهم سیاست ایران که در همین حوالی رخ داده است. او زمانی که رییس مجلس بود هر روز به همین محله می آمد و آن چنان که خودش روایت کرده حتی بعضی اوقات ترجیح می داد شب را در همان دفترش در مجلس به صبح برساند. بعد که رییس جمهور شد به جای دیگری از محله رفت. جایی که کاخی قرمزرنگ دارد که محل کار رییس جمهور ایران است و البته مقابلش جایی آنطرف دیوار محوطه کاخ یعنی ساختمان هیات دولت است. او هفته ای دو بار هم به آن جا می رفت.
اما روزهای سیاست ورزی آیت الله ازوقتی او دیگر رییس جمهور نبود جوردیگری رقم خورد. او رفیق و نزدیک به علی اکبر ناطق نوری به حساب می آمد. خودش در ذهن مردم یک چهره حاکمیتی به شمار می آمد و البته ناطق نوری هم دقیقا با همین مختصات برای مردم شناخته می شد. همین هم بود که می گفتند هاشمی هم مثل حاکمیت میلش به رییس جمهور شدن علی اکبر ناطق نوری است. کتاب خاطرات ناطق نوری اما یک روایت دیگر دارد از ماجرا. شیخ نور دلخور است از همان حرف های هاشمی در سال ۷۶: «یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت من در پیروزی انتخابات موضع گیری آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بود. به نظر من ایشان مقهور آن جوسازهایی شد که می گفتند تقلب می شود. ایشان می خواست به عنوان رییس قوه مجریه که وزارت کشور هم زیر نظر ایشان است، ژستی بگیرد که خیر، من هستم و نمی گذارم تقلب شود. لحن صحبت ایشان که چرا می خواهید تقلب کنید، به معنی تایید آن همه جوسازی بود.» وی در پایان تصریح کرده است: «خطبه ایشان در نمازجمعه واقعا اثر بسیار سویی در جامعه داشت و هیچ توجیهی هم ندارد.»
ناطق نوری در آن انتخابات رییس جمهور نشد،فرد دیگری به پاستور رفت، اوضاع هم به گونه ای دیگر شد.
اصلاح طلبان حالا به ساختمان مهمی پا گذاشته بودند. سیبل اول، هاشمی رفسنجانی بود. روزنامه های اصلاح طلب پر شد از انتقاد به هاشمی، روزهای سختی برای هاشمی سپری می شد. منتقدان قدرت را در اختیار داشتند و او هم که دیگر نه رییس مجلس بود و نه رییس جمهور هیچ کاری نمی توانست بکند، اگر چه او هنوز هم یک چهره حکومتی پرنفوذ به شمار می آمد. هاشمی آن روزها که این گونه سخت مورد نقد و اعتراض و حمله واقع می شد در همان تقویم رومیزی اش که خاطرات را آن جا می نویسد اتفاقات دورانی را که در صدر قدرت بود تورق می کرد. حتما همان روزها خاطرات روزی که با قدرت با منتقدانش مواجه می شد را بازخوانی کرده بود و همان روز معروف را؛ «ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولا اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم این که وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳نفر را بازداشت کردند که یکی از آن ها من بودم...
بعد از دستگیری ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود:«رویش زیاد شده بود می خواستیم رویش را کم کنیم. »
اگر اوضاع را در ادامه هم این گونه مرور کنیم شاید خیلی بهتر مختصات هاشمی امروز را پیدا کنیم.
زمانی که خاتمی وقتش در پاستور رو به اتمام بود هاشمی با خودش فکر کرد چرا نباید دوباره به همان اتاق کار سابقش بازگردد. او شاید فکر می کرد چه کسی بهتر از خودش و البته این فقط حرف خودش نبود خیلی از مشاوران چپگرا و راستگر به او گفته بودند؛ آن ها که می خواهند کاندیدا شوند توانایی مقابله با او را ندارند. داستانش مفصل است و همه ما هم می دانیم که هاشمی چگونه آن انتخابات را باخت. برای هاشمی خیلی بد شد حتی بدتر از انتخابات مجلس ششم. یک رقیب سرسخت حالا به پاستور راه یافته بود. تنها اتفاق خوب برای هاشمی در دوران محمود احمدی نژاد رای بالای او در خبرگان و در ادامه ریاستش بر این نهاد مهم حکومتی بود، اتفاقی که البته چندان پایدار نماند.
بیم و امید شیخ
زمانی که احمدی نژاد وقتش در پاستور رو به اتمام بود باز اکبر هاشمی رفسنجانی فکر کرد می تواند رییس جمهور ایران شود. نظرسنجی ها هم شاید حکایت از این داشت که او شانس خوبی دارد. نزدیک انتخابات که شد تصمیم شورای نگهبان رد صلاحیت او شد. او رییس جمهور نشد اما این بار بر خلاف دوره قبل فردی به پاستور راه یافت که دلخواه او بود. به قول بعضی سیاسیون «هاشمی۲» رییس جمهور شده بود.
دیدار در ساختمان قدس
عصر یک روز زمستانی در اسفند سال ۹۲ از بازرسی های معمول حفاظتی آماده رفتن به اتاق کار هاشمی رفسنجانی شدیم. او به ما یک وقت اختصاصی داده بود.برای روزنامه نگار و اهل سیاست حتما مصاحبه با هاشمی رفسنجانی فرصت خوبی است برای پرسیدن سوال های مهم. او وقتی سوال می پرسیدم با دقت تمام گوش می کرد و البته با صراحت بیشتری هم پاسخ می داد هر چند که بخش هایی از آن پاسخ ها قبل از انتشار توسط دفتر او حذف شد. او برای ما روایت خودش را از آن روزی که به او گفته شد اجازه حضور در انتخابات را ندارد تعریف کرد. اما قبل از آن گفت که در آن چند ساعتی که تصمیم به کاندیداتوری در انتخابات گرفته بود چه حالتی داشته و بعد از آن استخاره در پیاده روی باغ مرمر با خود چه فکرهایی کرده است.
هاشمی اگر چه آن روز در دیدار با ما بسیار خوشحال به نظر می رسید اما شاید فکر نمی کرد حتی در دوران رییس جمهور دلخواهش هم تحولات به گونه ای دیگر برای او رقم بخورد . او در یک انتخابات دیگر شکست خورد، پسرش بعد از محاکمه به ۱۰ سال حبس محکوم شده و اکنون روزهایش را در اوین می گذراند و از همه مهم تر این که حتی برخی چهره های سیاسی از احتمال رد صلاحیت او برای انتخابات خبرگان سخن می گویند، حال آن که او از هم اکنون اعلام کاندیداتوری کرده است.
هاشمی حتما برداشتش از فضای سیاسی و اجتماعی بعد از انتخابات روحانی این بوده که می تواند بعد از فوت آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان باشد. او اما با رای عجیبی در این انتخابات داخلی شکست خورد. او شاید فکر نمی کرد سرانجام بازگشت مهدی و محاکمه او این حکم ۱۰ ساله باشد. حالا اما او یک مشکل بزرگ تر پیدا کرده است. رقیب و منتقد سنتی او یعنی آیت الله جنتی حرف های تندی به زبان آورده که برخی آن را نشانه ای از احتمال رد صلاحیت هاشمی به شمار آورده اند.
او گفته است:«برخی به دنبال این هستند تا افرادی را که صلاحیت ندارند با ضرب و زور وارد مجلس خبرگان رهبری کنند و حرف هایی بزنند که مطمئنا به دنبال ایجاد مشکل برای انقلاب و نظام هستند که اگر این کار رخ دهد، خسارت های زیادی به انقلاب و کشور وارد می شود. اگر کسانی بخواهند با ضرب و زور وارد مجلس خبرگان شوند حتی اگر عده آن ها هم کم باشد باید جلوی آن ها ایستاد. گزارش هایی رسیده که برخی ها به دنبال تسلیم کردن نهادهایی همچون شورای نگهبان و قوه قضاییه هستند تا بتوانند در انتخابات هر کسی را که خودشان صلاح می دانند تایید یا رد کنند. برخی ها از روی غرض صلاحیت ها را زیر سوال می برند برخی ها آن جایی که به نفع شان نیست بدون این که دلیل بیاورند و بدون ارایه سند به مردم و مقامات می گویند در انتخابات تقلب شده است. همچون فتنه سال ۸۸ و در انتخابات ۹۲ که به زعم خودشان دموکراتیک ترین انتخابات کشور بوده است می گویند شورای نگهبان و دستگاه های امنیتی قصد داشتند تا سلامت انتخابات را مخدوش کنند ولی از مردم ترسیدند. متاسفانه به دنبال تخریب نهادی هستند که اعضای آن مراجع، ائمه جماعت، حقوقدانان و افراد منتسب به امام و رهبری هستند. اگر این نهاد وضعیتش این طور که شما می گویید باشد باید فاتحه آن را خواند. امروز من به این افراد توصیه می کنم که حیثیت خودشان را حفظ کنند. کسی نمی خواهد آن را از بین ببرد بلکه می خواهیم عزیز، توانا و در راه انقلاب باشند.»
او البته در همین سخنرانی به ماجرای بازداشت مهدی هاشمی هم اشاره کرد و گفت: آیت الله لاریجانی و همکارانشان در قوه قضاییه کار بسیار بزرگی انجام دادند و توانستند پرونده ای که بیش از ۲۰ هزار صفحه دارد را با وجود فشار بر افراد، مسوولان و مقامات بررسی و حکم عادلانه ای را صادر و اجرا کنند. این حکم برای خیلی ها گران تمام شد. گزارش هایی به دست ما رسیده است که عده ای در آینده به دنبال آن هستند که با نشر حرف های راست و دروغ قدرت قوه قضاییه را بگیرند تا جرات برخورد با آن ها را نداشته باشند.» اینها نشان می دهد که هاشمی رفسنجانی که حالا صریح و رک اعلام کاندیداتوری کرده روزهای سختی را پیش رو دارد. از یک سو می داند قرار گرفتنش در لیست جامعتین چندان ساده نیست و البته این را هم می داند که فعلا مساله این نیست که در کدام فهرست قرار بگیرد یا به آرزویش برای نامزدی سیدحسن خمینی برسد. او که تجربه زیادی در سیاست دارد می داند که احتمال رد صلاحیتش با این حرف و حدیث هایی که پیش آمده و زمزمه هایی که راه افتاده چندان دور از ذهن نیست.
آن سوتر اما هاشمی یک گوشه ذهنش را هم به انتخابات مجلس اختصاص داده است. هاشمی بدون شک بزرگ ترین آرزویش پایان نمایندگی منتقدان سرسختش در مجلس شورای اسلامی است. او به این فکر می کند چه بهتر خواهد بود که مانند پاستور در بهارستان هم صندلی ها به حامیان او برسد یا لااقل به افرادی که این سالهای آخر سیاست ورزی را به کام او تلخ نکنند. همین است که می گویند گویا در جلسات و گعده های پنهانی قرارهایی میان هاشمی و چند رجل سیاسی گذاشته شده. برای پیوند میان بخشی از اصلاح طلبان و راستگرایانی که به او نزدیک ترند؛ راستگرایانی از بهارستان تا پاستور. فعلا که خبرها از تحولات دیگری میان اصولگرایان و اصلاح طلبان حکایت دارد. پلن های آیت الله فعلا محرمانه است. او معمولا تا روزهای آخر دستش را برای کسی باز نمی کند. مختصات هاشمی جدید این است. بازی هاشمی از اوین تا مرمر ادامه دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.