ایده لیبرالی ظریف /پروژه دوم ظریف در سیاست خارجی چیست؟
آیا تشکیل مجمع گفت و گوهای منطقه ای بدون حضور قدرت های فرامنطقه ای امکان پذیر است؟
هفته نامه صدا در گزارشی به قلم هادی خسروشاهین نوشت؛
محمدجواد ظریف دشمن درجه یک تئوری رئالیسم و نئورئالیسم در روابط بینالملل است. او مفاهیم بنیادی در این چارچوب را به چالش میکشد و از همین منظر به بازدارندگی، امنیت، قدرت و قواعد بازی در چارچوب نظریه واقعگرایی نگاه انتقادی دارد. به همین دلیل هم رئیس دستگاه دیپلماسی را باید از جمله هواداران نظریه لیبرالیسم در دیپلماسی قلمداد کرد.
ظریف و سیدمحمدکاظم سجادپور در سال ۱۳۹۱ به دلیل همین تعلقخاطر به اندیشههای نولیبرال در روابط بینالملل کتابی را تحت عنوان همکاری چندجانبه منتشر و رهیافت و نوع نگاه خود را به رخدادهای بینالمللی تفسیر و تبیین کردند. حل بحران هستهای در چارچوب همین نظریه همکاری چندجانبه قابل توجیه است. او و دستیاراناش به خوبی نشان دادند که نهتنها در تئوری و نظر بر مباحث لیبرالها در حوزه دیپلماسی چندجانبه تسلط دارند، بلکه در حوزه عمل نیز از دیپلماتهای چیرهدست در حوزه همکاری در عین رقابت هستند.
اما ظریف و دیپلماتهای نزدیک به او میخواهند پروژهشان در این حوزه در توافق هستهای متوقف نشود. از همین رو در هفتههای اخیر از علاقه وافر خود به حل بحرانهای منطقهای در چارچوب تئوری همکاری چندجانبه پرده برداشتهاند. مقاله اخیر محمدجواد ظریف که به صورت همزمان در چند نشریه عربی به چاپ رسید، به طور روشن این تعلق خاطر ظریف به تئوری همکاری لیبرالها در روابط بینالملل را نشان میدهد. به نظر میرسد بنیان این همکاری، چندلایه، تو در تو و پیچیده است. از یک طرف ظریف و همکاراناش میخواهند با سیاست تنشزدایی وارد پروسه اعتمادسازی میان ایران و اعراب شوند تا بدینوسیله سوءتفاهمات عربی و خاورمیانهای نسبت به پیامدهای منطقهای توافق وین برطرف شود و همزمان با آن همکاریهای منطقهای را در حوزههای بحران آغاز کنند.
از نگاه ظریف بحران یمن، سوریه و عراق به مرحلهای رسیده است که هرگونه درنگ و تاخیر در تصمیمگیری میتواند برای کشورهای منطقه و ایران فاجعه بیافریند. البته هنوز مشخص نیست که واکنش برخی از کشورهای منطقه نظیر عربستان و ترکیه نسبت به این طرح ابداعی ظریف چیست. به طور قطع تشکیل مجمع گفتوگوهای منطقهای زمانی معنا و مفهوم خود را خواهد داشت که رقبای ستیزهجوی ایران با درک منطق گفتمانی و نظری ظریف و همچنین ضرورت هر چه سریعتر حل بحرانهای سوریه و یمن با جمهوری اسلامی همآوا شوند. این طرح بدون کمک برخی کشورهای فرامنطقهای نظیر روسیه و آمریکا و میانجیگریهای آنها در این پروسه به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.
اگر ظریف و همکاراناش بتوانند مجوز مذاکره بیشتر با آمریکا را از نهادهای عالی و قانونی کشور بگیرند، آن وقت شاید بخت و اقبال دستگاه دیپلماسی کشور برای عملیاتی کردن طرح مجمع گفتوگوهای منطقهای افزون شود. توقف گفتوگوهای ایران و آمریکا در وین میتواند پروژه بعدی رئیس دستگاه دیپلماسی ایران را با آسیبپذیریهای جدی مواجه کند. فشار دیپلماتیک آمریکا به متحدان منطقهایاش برای حل بحرانهای خاورمیانه یکی از ابزارهای توازنبخش در مناسبات آینده خواهد بود.
البته ایالات متحده آمریکا نیز باید از اراده کافی و لازم برای حضور در این پروسه جدید برخوردار باشد. به طور قطع امضای توافقنامههای امنیتی و راهبردی بیشتر با اسرائیل، عربستان و برخی رقبای منطقهای ایران برای جبران توافق وین از سوی اوباما میتواند موجبات دوری تهران و واشنگتن را در حوزه همکاریهای منطقهای فراهم کند. بنابراین بدون اراده متقابل در ایران و آمریکا نهتنها امکان تحقق ایده مجمع گفتوگوهای منطقهای فراهم نمیشود، بلکه تنشهای خاورمیانهای افزونتر خواهد شد. مذاکرات اخیر آمریکا، روسیه و عربستان در دوحه در مورد تحولات سوریه امیدها را نسبت به چنین مداخله مثبتی از سوی واشنگتن افزایش داده است.
برخی خبرهای تاییدنشده نیز حکایت از آن دارد که واشنگتن با واگذاری مسوولیت رهبری مذاکرات صلح در منطقه شام به روسیه در عمل از پیششرط خود در مورد دیپلماسی منهای اسد عقبنشینی کرده است. اگر این پروسه با همه فراز و فرودهایش ادامه پیدا کند، شاید بتوان از تکرار گفتوگوهای ایران و آمریکا در چارچوب سازوکار سازمان ملل سخن گفت. ایران و آمریکا در این ساختار مجبور خواهند بود بار دیگر رو در روی یکدیگر بنشینند و در مورد تحولات منطقه بحث و گفتوگو کنند. شکلگیری همکاریهای چندجانبه در قالب مذاکرات صلح سازمان ملل در منطقه شام و حتی یمن و گفتوگوهای ایران و آمریکا در متن و حاشیه این مذاکرات قادر خواهد بود همه طرفهای درگیر در بحرانهای منطقهای را دور یک میز قرار دهد و این چنین امکانی برای تحقق ایدههای لیبرالی محمدجواد ظریف فراهم خواهد شد. خیلی بعید به نظر میرسد بدون ورود رسمی و غیررسمی آمریکا و روسیه، مجمع گفتوگوهای منطقهای از توان لازم برای کنار هم قرار دادن همه بازیگران و سپس حل بحرانهای منطقهای برخوردار شود.
شاید ظریف و دستیاراناش با علم به این واقعیت پروژه دوم خود را در حوزه سیاست خارجی ایران آغاز کردهاند. در این صورت باید گفت در هفتههای آینده دوباره شاهد تکرار گفتوگوهای ایران و آمریکا این بار در حوزه تحولات منطقهای خواهیم بود. اگرچنین اتفاقی روی دهد، نام ظریف در کنار بزرگترین دیپلماتهای تاریخ روابط بینالملل قرار خواهد گرفت. در آن زمان شاید همه ما این جمله را زیر لب زمزمه کنیم که ظریف ما دستکمی از دلکسه فرانسه و بیسمارک آلمان ندارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.