«روستایی» در ادبیات هاشمی رفسنجانی
آنها که انقلابی نبودند و با کوچکترین تهدید ساواک، مبارزه را به دلیل داشتن هزینه کنار گذاشتند و در آبادی و روستای خود به فراغت ادامه زندگی دادند تا اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی به وقوع پیوست و وارد کارزار سیاست شدند.
«روستایی» در ادبیات هاشمی رفسنجانی» عنوان یادداشت روز روزنامه فرهیختگان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
حملات جدید رسانهای به آیتالله هاشمیرفسنجانی از یک جمله در پاسخ به این پرسش که برخی خاطرات شما از حضرت امام (ره) را زیر سوال میبرند و آیا اساسا اینها انقلابی هستند؟ آغاز شد: «بعضیهایشان انقلابی بودند و وقتی که ســختگـیریهای حکومتی زیاد شد، دیگر ادامه ندادند. بعضیها هم اصلا آن موقعها نبودند و در کوچههای
روســـــــتاهایشان میگشــــتند، ولی الان آمدهاند و انقلابـــی شدهاند.» در این میان پرسشی ایجاد میشود: هاشمیرفسنجانی که هرگز روستانشینی خود در بخش نوق از توابع شهرستان رفسنجان را رد نکرده چرا «عدهای» را به خاطر «روستانشینی» مورد انتقاد قرار میدهد؟
آیا مراد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام «تحقیر» همه روستاییان موجود در ایران بوده یا انتقاد از «عدهای»؟ آن «عده» کیستند؟رهبران فکری، معنوی و عملیاتی انقلاب اسلامی و تغییر رژیم ایران در بهمنماه سال ۵۷ افرادی بودند که نقش آنها در مستندات مختلف تاریخی انتشار یافته مشخص است. تعداد اندکی از آنها زاده پایتخت و مراکز شهرهای مهم ایران بودند و بسیاری روستازاده و روستانشین.
از حضرت امام خمینی (ره) گرفته تا رهبر معظم انقلاب، آیتالله هاشمیرفسنجانی و... شهرنشین نبوده یا اصالتی برگرفته از شهرهای کوچک دارند. بنابراین به سادگی میتوان نتیجه گرفت آیتالله هاشمیرفسنجانی که خود زاده روستایی کوچک است و بارها به روستایی بودن خود اذعان داشته، هدفی بهجز توهین یا تحقیر طبقه روستایی دارد و مقصود ایشان همان «عدهای» است. واضحتر اینکه مخاطبان آیتالله هاشمی قطعا یک کلونی جمعیتی و تعدادی خانواده که در اراضی آن ده به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد بیشتر آنان از طریق کشاورزی حاصل میشود، نیستند.
حالا پرسش اینجاست، آن عده که پیش از انقلاب نبودند و در کوچههای روستاهای خود میگشتند و اکنون انقلابی شدهاند چه کسانی هستند؟ پاسخ این سوال نیز مشخص است. مخالفان امروز آیتالله هاشمیرفسنجانی همگی دارای یک تفکر و ایدئولوژی مشترک در بینش و روش خود هستند و آن هم انسداد توسعه و پیشرفت است. دگماتیسم خاصی که بر تفکر این جریان حاکم است هرگونه نوسازی، رشد و صنعتی شدن را برنمی تابد و به آن حمله میکند و اصولا با Development و Growth سر سازگاری ندارد. به اعتقاد والت ویتمن رستو، جامعه شناس آمریکایی همه جوامع بشری پنج پله توسعه شامل جامعه سنتی، مقدماتی، جهش اقتصادی، بلوغ و مصرف انبوه را طی کردهاند تا بهعنوان کشوری پیشرفته پذیرفته شدهاند. مخالفان سنتی توسعه در ایران با دیپلماسی نرم، اقتصاد آزاد، تکنولوژیهای نوین ارتباطی، تجانس فرهنگی، همگرایی مذهبی و بسیاری از پارامترهای جهان مدرن سر ناسازگاری دارند.
مصداق چنین تفکری در داخل ایران را به سادگی میتوان پیدا کرد. آنها که انقلابی نبودند و با کوچکترین تهدید ساواک، مبارزه را به دلیل داشتن هزینه کنار گذاشتند و در آبادی و روستای خود به فراغت ادامه زندگی دادند تا اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی به وقوع پیوست و وارد کارزار سیاست شدند. این گروه اکنون قبای رادیکال انقلابی پوشیده و جلوتر از حتیرهبر معظم انقلاب به تبیین تئوریهای انقلاب اسلامی میپردازند. سخنان آیتالله هاشمیرفسنجانی که موج حملات جدید را سبب شده در واقع تحلیلی جامعه شناختی از مخالفان توسعه در ایران است که معمولا با هرگونه تجدد و پیشرفت بنای ناسازگاری دارند و حضورشان بر صندلی قدرت اجرایی کشور یا حمایتشان از آن صندلی نتیجهای ندارد جز دستاوردهای هشت سال گذشته.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.