قلم هایمان را بفرساییم
بیایید، قلم هایمان را بتراشیم و برای بیان حقیقت خونابه فکرمان را در لفافه جوهر قلم بریزیم و آن را تا سر حد امکان بفرساییم.
فرسوده شدن خوب نیست، یعنی به هر دلیل فرسوده شدن خوب و زیبنده نیست و چه بهتر که انسان و ارزش های انسانی در مسیری بفرسایند که ثمره آن نو شدن، تولدی دوباره و احیای حقیقت باشد.
به گزارش ایرنا، از ازل رسالت قلم، بیان، تحریر و ثبت حقایق و وقایع بوده و هست و چه قلم هایی که در این مسیر شکستند و چه قلم هایی که رنگ خون گرفتند و از بیان خسته نشدند.
قلم آنچنان ارزشمند بوده و هست که خداوند تبارک و تعالی در مقام قدوسیت بخواهد به آن قسم یاد کند و سپس سمت و سوی سوگند خود را به آنچه که می نویسد هدایت کند.
به یقین خداوند اهل گزاف و بیهوده گویی نبوده و چنین سخنی از مقام وی به دور است و در صورتی که به قلم و آنچه که می نگارد سوگند یاد می کند به یقین حقیقتی را خاطر نشان می سازد که سزاوار بیان است چنان که همین موضوع نوشتن و تحریر کردن در آیه ۷۹ سوره بقره از سوگند به نفرین تبدیل می کند و می فرماید:« پس وای بر کسانی که نوشته ای را با دست های خود می نویسند آن گاه می گویند: این از جانب خداست تا بدین وسیله بهایی اندک به دست آورند. پس وای بر آنها از آنچه دست هاشان نوشت و وای بر آنها از آنچه ( در برابر این تحریف ) به دست می آورند!»
سه بار خداوندی که به قلم و آنچه که می نویسد در این آیه بر کسانی که می نویسند و آن را به خداوند نسبت می دهند، نفرین می کند و همین موضوع بار دیگر اهمیت و ارزش آنچه را که نگاشته می شود نشان می دهد.
پس با این توضیح هر نوع فرسودنی به ویژه هر نوع قلم فرسایی شایسته و مطبوع نیست و چه بسا جای سرزنش و نکوهش نیز داشته باشد.
امروز قشری هستند که از چرخش قلم کسب درآمد و گذران زندگی می کنند، قشری که در همه جامعه با عنوان 'خبرنگار' شهرت دارند و شناخته می شوند.
اما در این میان قلم فرسایی چه افرادی شایسته سوگند خداوند است و چه کسانی در زمره لعن شدگان قرار می گیرند باید قضاوت را به خود قلم سپرد و از آنچه که می نویسد.
شاید بتوان همین گروهی را که با عنوان خبرنگار قلم به دست گرفته اند و به نشر عقاید، اطلاعات و اخبار خود می پردازند نیز به چند دسته تقسیم کرد و حتی در این تقسیم بندی نیز به همان دو دسته نخست تحسین شده و لعن شده رسید.
در میان کسانی که قلم می چرخانند و نه آنان که قلم می فرسایند، هستند افرادی که به سبب داشتن قدرت رسانه در دست خود، می توانند شخصی را از عرش به فرش و زیر دستی را به بالا دست برسانند.
هستند افرادی که قلم خود را چنان می چرخانند که فقط بلندگوی مکتوب، گروهی نیز به پیام آور میان افراد تبدیل و دسته ای نیز به جارچی شهر منسوب می شوند.
قلم این افراد نمی فرساید، قلم این افراد همچون رودی جاری نیست که بتوان از آن زندگی ساخت، حیات بخشید و انسان ها را به تعالی رساند.
قلم این افراد شایسته تقدیر نیست چه آنکه گاه به جای آنکه به بیان حقیقت بپردازند می شوند، وسیله ای برای کسب سود و درآمد بیشتر.
قلم این افراد به جای آنکه به بیان حقیقت بپردازد، حقیقت را به لفافه می پیچد و با مسخ کلمات، مطلبی دیگر را غیر از آنچه که هست به مخاطب می رساند.
این افراد سفارشی می نویسند، سفارشی قلم خود را می چرخانند و در هر زمان که سود این سفارش بیشتر بر منافع چربید، وارد عرصه می شوند و سخن می گویند.
گروهی هستند که همچون شهید آوینی، شهید صارمی، بیژن نوباوه، .... حتی جان و سلامتی خود را در مسیر قلم زدن برای حقیقت داده اند اما قدمی از رسالت خود عقب ننشسته اند.
این افراد و امثال این خبرنگاران در جامعه امروز ایران کم نیستند اما متاسفانه بسیاری از آنان در سایه هیاهوی چند گروه نخست که ویژگی هایشان پیش از این رفت، گم شده اند و نامشان کمتر بر زبان ها جاری می شود و یادشان کمتر خاطری را طراوت می بخشد.
این روزها فضای رسانه ای کشور در دست آنانی است که قلم نمی فرسایند، فقط می نویسند بی آنکه خود به عواقب و تبعات هر کلمه بیندیشند، بی آنکه هدفی از نگارش خود داشته باشند.
وجود و حضور این تعداد کثیر که خود را با نام مقدس خبرنگار معرفی می کنند، گاه چنان است که خبرنگاران واقعی دیده نمی شوند، خصوصیاتشان پنهان می شود و حتی در زمره مدعیان قرار می گیرند و ناگزیر برای خودداری از آلوده شدن دامانشان به انگ های سیاسی، حزبی، جناحی و تهمت های ناروا، کناری کشیده و آرام به فعالیت خود ادامه می دهند.
این افراد شایسته احترامند از ادب، گفتار، رفتار، پیگیری، سخن گفتن، نوع تعامل، پوشش و شیوه زندگی آنان فرهنگ می بارد.
این افراد از جنس همان شایستگان فرهنگی هستند که می توانند نوع نگرش جامعه را تغییر دهند، انسان را متعالی سازند، حقیقت را بیان کنند و در نهایت به مشاوری امین برای مسوولان و دست اندرکاران جامعه تبدیل شوند.
قلم چرخاندن این افراد به سبب آنکه همچون سلول های عصبی که منجر به حساس شدن پیکر جامعه می شود، عمل می کند، در جان جامعه جاری می شود، درد را نشان می دهد و از محل بیماری خبر می دهد تا به سبب قلم فرسایی آنان مغز متفکر جامعه برای حل مشکل به پا خیزد و راه علاجی برای جلوگیری از تشدید مشکل در پیش گیرد.
قلم این افراد شایسته سوگند و احترام حق تعالی است، چرا که به سبب آن پرده از روی ریا و تزویر می افتد، حقیقت آشکار می شود، صاحبان حق به حق خود می رسند و ظلم ظالمان بر همگان نمایان می شود.
این چنین است که یک خبرنگار می تواند به جای قلم چرخانی به مثابه قدم زدن در پارکی فقط برای لذت بردن از زیبایی فضای سبز و المان های موجود، به قلم فرسایی برای بیان درد بپردازد.
قلم این خبرنگاران است که به عرصه رسانه پویایی و تحرک می بخشد، رسانه را به رکن چهارم دموکراسی تبدیل می کند و از اشاعه دروغ و شایعات در جامعه جلوگیری می کند.
این چنین است که فرسوده شدن خوب است، فرسودن قلمی که درد دارد، چکامه اش صدای حقیقت است و حلقومش در جنگ با دروغ و ریا، مبارک و شایسته احترام است.
خبرنگار باید قلم بفرساید.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.