نقش آیتالله هاشمی در مجلس دهم چیست؟
نکتهای که راجع به شخصیت آیتالله هاشمی میدانم این است که ایشان جزو معدود شخصیتهای تاثیرگذار در کشور در هر زمینهای بوده و هست. به موقع ورود پیدا میکند و به نحوی هم وارد میشود که تاثیرگذار باشد.
محمدهاشمی در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه اعتماد گفت:
ارزیابی شما از توازن سیاسی در فاصله هشت ماه باقیمانده تا انتخابات مجلس چیست؟
اگر تاریخ انتخابات گذشته را مرور کنیم، جناحهای اصلاحطلب و اصولگرا و اعتدالگرا هر کدام ضریب نفوذی در مردم دارند و این در انتخاباتهای گذشته خود را نشان داده است. آنها هیچ کدام نفوذی به اندازه اکثریت نفوذ در مردم را نداشتند اما وقتی که دوتای آنها با هم ترکیب شدهاند برنده انتخابات بودهاند. چه در انتخابات ریاستجمهوری و چه در مجلس این طور است. بنابراین بحث انتخابات به رابطهها بازمیگردد و اینکه چه کسانی با هم همراه شود. یک جناح به طور مستقل اگر تنها به صحنه بیاید به اندازه کافی نفوذ ندارد. انتخابات مجلس با ریاستجمهوری متفاوت است. اگر در یک شهری در انتخابات مجلس سه کاندیدا وجود داشته باشد اصولگرا و اصلاحطلب و مستقل باشند هیچ کدام در دور اول برنده نمیشوند و در دور دوم نیز اکثریت نسبی مطرح میشود. یک نفر ممکن است که یک درصد بیشتر نفوذ داشته یا به دلیلی چند درصد بیشتر یا کمتر رای جذب کند. من معتقدم ضریب جریان اعتدالی بیشتر بوده است. تعدادی هستند در روز انتخابات تصمیم میگیرند که به چه کسی رای بدهند. بنابراین برای انتخابات آینده اگر دو جناح از سه جناح وحدت کنند و بتوانند تعامل با یکدیگر داشته باشند پیروز میشوند. به هر حال ممکن است یک جناح یک فرد را به عنوان کاندیدا انتخاب کند و جناح دیگر مخالف باشد. آنها جمع نمیشوند بلکه تفریق میشوند و رای یکدیگر را میشکنند و در این وضعیت ممکن است رقیب به دلایلی برنده شود. وضعیت انتخابات در ایران اینگونه است و مختص یک انتخابات خاص نیست. حتی انتخابات ریاستجمهوری هم اینگونه بود. در سال ٧٦ جریان اعتدالی و اصلاحطلب وحدت کردند و درنتیجه رییس دولت اصلاحات رای آورد.
٨٤ چطور؟
در سال ٨٤ آقای معین را آوردند و سه رقیب را کنار هم گذاشتند و در نتیجه آقای احمدینژاد رای آورد. وضعیت انتخابات در کشور ما این گونه است. ضریب نفوذ جریانها باکمی اختلاف شبیه هم است. زمانی میتوانند پیروز باشند که ائتلاف کنند. هر جا انشقاق داشته باشند یا نتیجه مطلوب را نمیگیرند یا رقیب برنده میشود.
در انتخابات سال ٩٢ جریان اصلاحات با جریان اعتدال به تفاهم رسید. در انتخابات مجلس زمزمههایی شنیده میشود که بخشهایی از معتدلین جریان اصولگرا مثل آقای لاریجانی امکان و تمایل ائتلاف با حامیان دولت و اعتدالیون را دارند. شما فکر میکنید این قطببندیها چگونه خواهد بود؟ آیا جریان اصلاحات با جریان اعتدال میتواند به ائتلاف برسد یا تمایلهایی در بین اصولگرایان هم وجود دارد؟
من هم مثل شما شنیدهام که این موضوعات مطرح است اما اینکه چه اتفاقی بیفتد را نمیدانم. بالاخره جریان اعتدالی آقای روحانی تلاش میکند تا عنوان فراجناحی داشته باشد. گرچه من درباره آن حرف دارم اما به هر حال آنچه دولت میخواهد از خود در رفتارها و صحبتهایش نشان دهد تصویری فراجناحی است. با این حال معتقدم ترکیب دولت آقای هاشمی واقعا فراجناحی بود.
به خصوص دولت اول آقای هاشمی؟
بله. آقای روحانی هم میخواهد که همین تلقی از او باشد. اگر به دنبال این تصویر از خود باشد لزوما به وحدت با اصلاحطلبان فکر نمیکند و به ضریب نفوذها نگاه میکند و آیندهنگری میکنند.
اصلاحطلبان برای اینکه بتوانند اینبار به اکثریت مجلس برسند چه امکانی لازم دارند؟
باید با جریانهای دیگر وحدت کنند و لیست مشترک بدهند. قانون انتخابات که مجلس تصویب کرد، میگوید دور اول اکثریت مطلق است و معمولا بسیار کم اتفاق میافتد که در دور اول انتخابات اگر تعدد کاندیدا باشد به دور دوم نکشد. اگر یک جناح سه کاندیدا داشته باشد رای پخش میشود. بنابراین در هر حوزهای بنا بر تعدادی که لازم است کاندیدا باید ارایه شود. اگر جایی یک کاندیدا لازم است یکی و اگر جایی دو کاندیدا لازم است دو کاندیدا معرفی شود. اگر در همان حد نیاز حوزه انتخاباتی کاندید ارایه شود شانس برنده شدنشان بیشتر میشود. اگر سه نفر را چهار نفر کنند به اندازه ٢٥ درصد رای خود را جابهجا کردهاند.
این کاری است که اصلاحطلبان باید انجام دهند. چه امکانی نیاز است تا این اتفاق بیفتد؟ مثلا شورای نگهبان و رسانههای عمومی که عمدتا در اختیار جریان اصولگراست و حتی ممنوعیتهایی که برای رییس دولت اصلاحات پدید آمده است وجود دارد. با این چالشها چطور باید مواجه شد؟
در مورد شورای نگهبان به عقیده من راهکار وجود دارد. میتوان افرادی را معرفی کرد که احتمال عبورشان از فیلتر شورای نگهبان بالا باشد. ممکن است سه نفر را معرفی کنند و آن سه نفر پذیرفته شوند اما باید با هم این تفاهم را داشته باشند که اگر هر سه نفر پذیرفته شدند دو نفر به نفع یک نفر کنار برود. با این مکانیسم میتوان از فیلتر شورای نگهبان عبور کرد.
نقش برادرتان را در تغییر ترکیب مجلس چطور ارزیابی میکنید؟ او در فرآیند انتخابات ٩٢ ارتباط جدی و کاری مناسبی با جریان اصلاحات داشتند. آیا این اتحاد هنوز دیده میشود؟ آیا او میخواهد که چنین نقشی را داشته باشد؟
من درباره این موضوع با ایشان صحبتی نکردهام. نمیدانم خواست او چیست. نکتهای که راجع به شخصیت آیتالله هاشمی میدانم این است که ایشان جزو معدود شخصیتهای تاثیرگذار در کشور در هر زمینهای بوده و هست. به موقع ورود پیدا میکند و به نحوی هم وارد میشود که تاثیرگذار باشد. در انتخابات ٩٢ اشاره کردید آقای روحانی روزی که آقای هاشمی ثبت نام کرد خواست انصراف دهد. آقای عارف هم با آقای هاشمی صحبت کرد که از رقابت کنارهگیری کند. آقای هاشمی گفت که هیچ کدام فعلا انصراف ندهید. بعد هم آقای هاشمی رد صلاحیت شد و نهایتا آقای روحانی انتخاب شد. کاری که آقای هاشمی در انتخاب آقای روحانی کرد در تمام انتخاباتها بیسابقه بود. ایشان هیچگاه در انتخابات از کسی نام نمیبرد و همیشه نشانه میگفت اما در انتخابات ٩٢ صراحتا نام او را گفت. مردم در شهرستانها درخواست میکردند که تکلیف را مشخص کنید. مردم احساساتشان جریحهدار شده بود و یکی از نشانههای طرفداری از آقای هاشمی بود. مردم میخواستند که آقای هاشمی شخصا حمایت خود را اعلام کند. آقای روحانی در نظرسنجیها به یکباره بالا رفت و همه پای کار بودند.
فکر میکنید آقای هاشمی اثرگذاری خود را در انتخابات مجلس هم خواهد گذاشت؟
من میگویم آقای هاشمی در همه جریانهای مهم کشور اثر گذار است. اینکه نحوه آن چطور است خود تشخیص میدهد. او زمان مناسب تشخیص میدهد که چه باید بکند که اثر مطلوب را داشته باشد.
جریان اصلاحات چگونه باید از ظرفیت او استفاده کند؟
پاسخ به این سوال سخت است. سوال مهم و پیچیده است.
شما علاقه ندارید جواب دهید؟
علاقه ندارم و واقعا هم نمیتوانم پاسخ بایسته را به آن بدهم.
مجلس دهم میتواند مجلس اصلاحطلب باشد؟
مشروط است به نکاتی که اشاره کردم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.