راهِ ِ ظریف
دست یافتن به یک توافقنامه هسته ای مطلوب از نگاه همه طرف ها، نیازمند حرکت ظریف در میان این خطوط قرمز است، امری که باعث طولانی و تاریخی شدن این مذاکرات شده است.
وزنامه فرهیختگان روز دوشنبه در ستون نگاه روز خود آورده است :
مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای پنج به علاوه یک، در حال پشت سر گذاردن رکورد طولانی ترین مذاکرات بین المللی است. مهم ترین دلیل تداوم طولانی مذاکرات هم، برخورد خطوط قرمز کشورهای در حال مذاکره است.
خطوط قرمز برای هر طرف از مذاکرات، نماینده مرزهای منافع ملی هر یک از آنان است. به این جهت، برشمردن این خطوط، هر چند فهرست وار، سفری است به درون و پشت پرده مذاکرات هسته ای .به این ترتیب، ساده انگارانه خواهد بود که تنها تصور شود هدف از مذاکره برای همه کشورها، تنها حل مساله هسته ای ایران است، هر چند، به ظاهر، هیچ موضوع دیگری به جز موضوع هسته ای، روی میز مذاکرات نیست.
به علاوه کشورهای دیگر خاورمیانه نیز که در مذاکرات به طور مستقیم حضور ندارند، فارغ از منافعی در آن سهیم نیستند و به این لحاظ، هر یک درخور روابطی که با طرفین روبه روی ایران در مذاکرات دارند، به آن قدرت ها فشار می آورند تا توافق حاصله، منافع و امنیت شان را به کمترین میزان در خطر قرار دهد.
برای ایالات متحده، به ویژه دولت دموکرات اوباما، خطوط قرمز عبارتند از: ترمیم چهره صلح طلبانه آمریکا در جهان، جلوگیری از اشاعه سلاح های کشتار جمعی (که به زعم آمریکا، ایران در پی آن است) حفظ امنیت ایالات متحده، پیشی گرفتن از رقبای نزدیک جهت حفظ برتری، جلوگیری از ایجاد یک جنگ جدید در منطقه که هزینه های زیادی برای آمریکا دارد، جلوگیری از رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه، یافتن متحدی جدید و پرنفوذ برای حل بحران های بنیادگرایی و تروریسم در بلندمدت و البته حفظ امنیت اسرائیل در کوتاه مدت.
اما در حال حاضر، بیشترین فشار برای وجود این خطوط قرمز از این اهداف برمی خیزد: دست یافتن به توافقی که فشارهای کنگره را در کمتر از یک سال و اندی به انتخابات ریاست جمهوری و بخشی از کنگره خنثی کند تا بخت دموکرات ها را برای تداوم و کسب قدرت بیشتر، افزایش دهد و بتواند راه حل دیپلماسی باراک اوباما را با ایران، در برابر خواست برخورد مستقیم جمهوریخواهان با این کشور، به عنوان بهترین راه حل جلوه دهد تا اعتبار آمریکا در عرصه بین المللی بازسازی شود.
در عین حال نمادی دوباره از اقتدار این کشور باشد که هم اکنون رو به افول می نماید. در کل، خطوط قرمز آمریکا امنیتی- سیاسی است. اما برای اتحادیه اروپا در کل و البته سه کشور اصلی آن، فرانسه، انگلیس و آلمان به طور جداگانه، خطوط قرمز بیشتر اقتصادی- سیاسی است. اتحادیه اروپا به عنوان قدیمی ترین بخش از این مذاکرات و به عنوان یک قدرت در حال ظهور (منظور طرح ابتدایی ایالات متحده اروپا) در این مذاکرات سیاست موازنه گر سوم را که سیاست سنتی انگلستان است دنبال و تلاش می کند تسریع کننده و میانجی گر حل مساله هسته ای میان ایران و آمریکا باشد و دقیقا به همین علت است که موضع گیری صریحی از سوی مسوول سیاست خارجی آن دیده نمی شود و وی تنها سخنگوی مذاکرات شده است.
به علاوه انگلستان و آلمان نیز در چنین وضعیتی به سر می برند، با این حال، فرانسه کمی از آنها زاویه گرفته است و تلاش می کند به عنوان مبدع ایجاد اتحادیه اروپا، طبق سنت سیاست خارجی خویش، سیاست و نقش مستقل تری را از خود نشان دهد. خطوط قرمز اروپا نیز عبارتند از: حل سریع تر تحریم های اقتصادی علیه ایران (نه حل کند و تدریجی آنها که آمریکا در پی آن است) .
با توجه به شرایط اقتصادی در اروپا و بحران حوزه یورو، بازگشتن ایران به عنوان یک شریک تجاری پرسود برای اروپا، اطمینان از توانایی سرمایه گذاری شرکت های اروپایی در بخش نفت و گاز ایران و طرح ریزی انتقال گاز ایران به اروپا (زیرا اروپا به گاز روسیه وابسته است و روسیه در برابر اتحادیه از اهرم فشار انرژی برخوردار است) و به تبع آن اتخاذ سیاست مستقل تر نسبت به روسیه، افزایش نقش در خاورمیانه با توجه به روند کند خروج آمریکا از این منطقه که در بلندمدت به وقوع خواهد پیوست و حل مسائل اختلافی دیگر با ایران. اما خطوط قرمز برای روسیه استراتژیک و امنیتی است.
روسیه بازیگری است که سیاست خارجی آن به طور سنتی بر گروکشی استوار است. این کشور منافع استراتژیک خود را در منطقه خاورمیانه با داشتن نفوذ در ایران و دسترسی به آب های گرم خلیج فارس گره زده است، به علاوه روسیه تامین کننده نیازهای تسلیحاتی ایران و دارای قرارداد اتمی با این کشور است.
روسیه همواره در پی ایجاد تعادل با آمریکا از طریق نفوذ در مناطق حیاتی برای این کشور، فشار با اهرم انرژی بر اروپا، افزایش صادرات نفت خود که به ضرر آمریکاست، داشتن سیاست مستقل در عرصه جهانی، مداخله در رژیم های امنیتی و ایجاد سازمان های بین المللی جدید برای دست یافتن به امنیت است.
به این ترتیب خطوط قرمزروسیه در مذاکرات عبارتند از: رفع سریع تحریم تسلیحاتی ایران، پیش فروش نکردن حق وتوی خود برای بازگشتن احتمالی تحریم های بین المللی علیه ایران و حفظ این کارت برای چانه زنی های بعدی با آمریکا، اطمینان حاصل کردن از این امر که با توافق هسته ای و ورود ایران به بازار انرژی اروپا، توان خود را برای اعمال فشار با اهرم انرژی بر این اتحادیه از دست نمی دهد.
اما خطوط قرمز چین تنها اقتصادی است، زیرا چین در حال حاضر بزرگ ترین شریک تجاری پایاپای ایران است و بازار این کشور برای تولیدات چینی، بازار بزرگی است که برخی صنایع نوپا و بدون کیفیت آنها را حمایت می کند. برای چین مهم است که رشد اقتصادی خود را با کوچک ترین فرصت ها نیز تداوم بخشد، چراکه استراتژی توسعه اقتصادی صلح طلبانه را دنبال می کند که فعلا نیازمند برخورد با هیچ قدرت دیگری نیست. به این ترتیب، خط قرمز چین در مذاکرات، اطمینان حاصل کردن از تداوم دسترسی به بازار ایران پس از توافق هسته ای است. ولی برای دو بازیگر منطقه ای بیرون از مذاکرات اما تاثیرگذار بر آن، یعنی شورای همکاری خلیج فارس و رژیم اسرائیل، خط قرمز بیش از همه جنبه امنیتی دارد، چراکه پیش بینی می کنند ایران پس از این مذاکرات اگر به توافق مطلوبی دست یابد، در دوره کوتاهی به قدرت اول منطقه تبدیل خواهد شد، قدرتی که با افزایش نفوذ فعلی خود در منطقه، توان در خطر قرار دادن منافع امنیتی آن را بیش از پیش داراست، پس غرب باید به گونه ای منافع آنان را در مذاکرات حفظ کند.
اما برای ایران، خطوط قرمز امنیتی، سیاسی و امنیتی هستند ، چراکه ایران تمایل دارد تحریم های تسلیحاتی به صورت یکجا برداشته شود، از نفوذ یافتن غرب در ایران جلوگیری شود، بازرسی ها محدود باشد تا اطلاعات مراکز نظامی کشور با بازرسی های نامحدود فاش نشود و ایران بتواند برنامه تحقیق توسعه هسته ای خود را در ابعادی کوچک ادامه دهد، همچنین تحریم های اقتصادی همچون نقل و انتقال مالی، بیمه و... به طور یکجا رفع شود تا ایران بتواند روند توسعه خود را سرعت بخشد و منابع مالی لازم برای تداوم و افزایش نفوذ در خاورمیانه را به دست آورد، کسری بودجه خود را ترمیم کند، سرمایه گذاران خارجی را برای سرمایه گذاری در صنعت و انرژی خود ترغیب کند و در کل روند اقتصادی خویش را بهبود بخشد، در بخش سیاسی نیز ایران تمایل دارد توافقی به دست آورد که نماینده سیاست خارجی مستقل و با عزت کشور باشد که نشان دهد بدون فشار به آن دست یافته است.
به این ترتیب دست یافتن به یک توافقنامه هسته ای مطلوب از نگاه همه طرف ها، نیازمند حرکت ظریف در میان این خطوط قرمز است، امری که باعث طولانی و تاریخی شدن این مذاکرات شده است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.