چارچوب‌سازی آمریکا برای بازگشت تحریم‌ها

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۸۹۳۲۰۹ سایت-خوان

برداشته شدن تحریم ها می تواند باعث گشایش های اقتصادی در ایران شود اما سوال این است که آیا با این جو روانی و نیز شبکه هوشمند شکل گرفته برای اجرای تحریم ها، هیچ شرکت تجاری و اقتصادی یا بانکی در دنیا حاضر است بر فرض توافق احتمالی، به این فکر کند که مشکل آمریکا با ایران حل شده و دیگر به راحتی می تواند با ایران مراوده اقتصادی داشته باشد؟

امیرحسین یزدان پناه در یادداشت روز خراسان نوشت:

در روزهایی که دیگر باید گفت ساعات پایانی ضرب الاجل برای دستیابی به یک توافق هسته ای بین ایران و ۱+۵ است، خبرها از موانع مهم در مذاکرات حکایت دارد. موانعی که به گفته یکی از اعضای تیم مذاکره کننده، باعث شده پرانتزهای مهم همچنان پابرجا باشند. یکی از این موارد اختلافی، موضوع تحریم هاست. تحریم ها از ۲ جنبه برای دو طرف به خصوص ایران و آمریکا حائز اهمیت است. برای ایران برداشته شدن تحریم ها یکی از مهم ترین اهداف مذاکرات است. از سویی دولت برداشته شدن تحریم ها را جزو وعده های انتخاباتی خود قرار داده و برخی تحلیلگران معتقدند که دولت آن چنان که مورد انتظار است به ظرفیت های داخلی برای رونق اقتصادی توجهی ندارد و منتظر برداشته شدن تحریم هاست؛ نکته ای که البته دولت آن را رد می کند.

در سوی مقابل آمریکایی ها قرار دارند که حداقل ۳ دلیل (فارغ از درست یا غلط بودن) برای تحریم ایران دارند: اول این که تحریم ها را عامل اصلی انعطاف ایران در مذاکرات فعلی می دانند و معتقدند ادامه تحریم ها می تواند حتی به تغییر نظام ایران نیز منجر شود. دوم این که تحریم ها را عامل اصلی مهار ایران در منطقه و جهان تصور می کنند و سوم هم این که با تحریم ایران، آمریکا می تواند متحدان منطقه ای اش همچون عربستان و اسرائیل را راضی نگه دارد. براین اساس زیاد دور از ذهن نیست که چالش های اصلی مذاکرات در زمینه تحریم ها باشد.

در زمینه تحریم ها اکنون ۲ موضوع مطرح می شود: ۱- لغو تحریم ها اعم از تحریم های شورای امنیت، اتحادیه اروپایی و آمریکا و ۲- بازگشت پذیر بودن سازوکار لغو تحریم ها به نحوی که اگر به زعم غربی ها ایران به تعهداتش عمل نکرد، آن ها بتوانند تحریم ها را بلافاصله و خارج از سازو کار رای گیری شورای امنیت بازگردانند.اخیرا آسوشیتدپرس در گزارشی به موضع بازگشت پذیری تحریم ها پرداخته و برای آن ۳ مانع بر شمرده بود: ۱- نحوه داوری درباره این که ایران به تعهداتش عمل کرده یا نه، ۲- نحوه اعمال تحریم ها با توجه به این که ممکن است برخی کشورهای عضو ۱+۵ نظیر چین یا روسیه با آمریکا همراهی نکنند و ۳- آنی بودن بازگشت تحریم ها با توجه به ازبین رفتن جو روانی علیه ایران پس از لغو تحریم ها.

به نظر می رسد این تحلیل نوعی کژتابی را همراه خود دارد. چه این که هرچند در مرحله چگونگی تصمیم گیری درباره بازگشت تحریم ها(چه به شیوه حکمیت و داوری و چه به شیوه اجماعی و ...) ممکن است موانعی پیش روی آمریکا باشد اما در دو موضوع دیگر یعنی اعمال و آنی بودن بازگشت تحریم ها این موانع وجود ندارد. به خصوص این که به ادعای آسوشیتدپرس ۱+۵ حدود یک ماه پیش درباره سازوکار بازگشت آن به توافق رسیده اند. فراتر از این توافق داخلی ۱+۵ برای بازگشت تحریم ها، به نظر می رسد با اقدامات ۴ سال گذشته وزارت خزانه داری آمریکا شبکه ای هوشمند علیه روابط تجاری ایران ایجاد شده و آنجایی که کشورهای طرف معامله ایران اندک همراهی با آمریکا نداشته باشند با تنبیه های اقتصادی شدید مواجه می شوند و برای این شبکه هوشمند چندان اهمیتی ندارد که مثلا بانک معروفی مانند «ب‌.ان‌.پ پاریبا» فرانسه را ۹ میلیارد دلارجریمه کند. به همین دلیل در بحث توانایی برای بازگشت این تحریم ها نباید از نقش شبکه فعال وزارت خزانه داری آمریکا غافل شد.

البته این شبکه هوشمند نیاز به مکمل هایی دارد که بتواند همچنان به لحاظ روانی ایران را مستعد تحریم یا بازگشت تحریم ها نگه دارد. به نظر می رسد آمریکا برای این موضوع نیز شکل دادن به یک «چارچوب روانی» علیه ایران را در دستور کار خود دارد. محل شکل دهی به این چارچوب نیز رسانه های پرنفوذ غربی است. بیان چند ده باره و حتی چند صدباره این جملات که «تحریم ها به صورت برگشت پذیر لغو می شوند...»، «لزوم بازگشت آنی تحریم ها»، «تحریم های حقوق بشری و حمایت از تروریسم علیه ایران باقی می ماند...» و جملاتی از این قبیل که به صورت مدام توسط آمریکایی ها تکرار می شود در همین راستاست.

البته بخشی از این تکاپوی موضعی درباره اشتیاق شرکت های بزرگ برای حضور در ایران است که این شرکت ها را همچنان در فضای معلق آمدن یا نیامدن به ایران نگه می دارد. واضح است که برداشته شدن تحریم ها می تواند باعث گشایش های اقتصادی در ایران شود اما سوال این است که آیا با این جو روانی و نیز شبکه هوشمند شکل گرفته برای اجرای تحریم ها، هیچ شرکت تجاری و اقتصادی یا بانکی در دنیا حاضر است بر فرض توافق احتمالی، به این فکر کند که مشکل آمریکا با ایران حل شده و دیگر به راحتی می تواند با ایران مراوده اقتصادی داشته باشد؟ به خصوص این که آمریکایی ها با پالس هایی که از سوی برخی مقامات ایران درباره تاثیر تحریم ها دریافت کرده اند (همچون موضوع استخوان پوسیده و وصل کردن بحث آب خوردن به مذاکرات و خزانه خالی و ...) شاید مبنای استراتژیکی برای لغو تحریم های دشمن استراتژیک خود نداشته باشند. براین اساس دو نکته را می توان پیشنهاد داد:

الف- با توجه به ساختار اجرایی و روانی که آمریکا درباره تحریم ها شکل داده نباید انتظار حذف یک باره این ساختار پیچیده را داشته باشیم و به نظر می رسد به کار بردن ادبیاتی مانند این که «ساختار تحریم ها ترک خورده...»، «ساختمان تحریم ها در حال فروپاشی کامل است و ...» در تضاد با شرایط اقتصادی و سیاسی کشور است و نباید به آن دامن زده شود.

ب- به نظر می رسد اگر چه برداشته شدن تحریم ها که یکی از اهداف اصلی مذاکرات است می تواند به تغییر فضای بین المللی درباره ایران بسیار موثر باشد اما نباید چندان به هفته ها و ماه های پس از توافق احتمالی دل خوش کرد. اکنون که دولت به هسته سخت تورم و نیز ساختارهای مشکل زای اقتصادی رسیده و کار سختی پیش رو دارد، باید با اتکا به برنامه های درون زا به فکر حل مشکلات موجود باشد و قطعا در این مسیر اگر هم «توافق خوب» شکل گرفت بازهم برد با دولت و مردم ایران خواهد بود.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن