اندیشکده آمریکایی:بعید است کنگره لغو تحریمها را بپذیرد
دولت میتواند تحریمها را با ترفندی خاص لغو کند، اما بانکها و سایرین ممکن است برای از سرگیری روابط تجاری با ایران بدون مشخص بودن آینده این روابط در شک و تردید باشند. این بحران میتوان حل نشده باقی بماند و تداوم آن هم برای روحانی و هم برای آمریکا آسیبهای جدی را درپی خواهد داشت.
اندیشکده مطالعات خاور نزدیک واشنگتن در گزارشی ضمن اشاره به مذاکرات هستهای ایران و ۱+۵ نوشت که کنگره اگر باور داشته باشد که این توافق ظرفیت هستهای فراوانی را برای ایران باقی میگذارد، بعید است لغو تحریمها را بپذیرد.
به گزارش تسنیم به نقل از اندیشکده مطالعات خاور نزدیک واشنگتن، میشل سینف، مدیرعامل این اندیشکده در گزارشی ضمن اشاره به مذاکرات میان ایران و ۱+۵ و اختلافات جدی در این مذاکرات مدعی است که آمریکا نباید در مسئله هستهای ایران کوتاه بیاید، بلکه باید با اعمال فشار بر این کشور از جنبههای مختلف، مانع اقدامات بیثباتساز ایران و جلب رضایت متحدان منطقهای خود شود.
مذاکرات هستهای میان ایران و ۱+۵، یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین، این هفته در فضایی از سر گرفته شد که مهم و امیدوار کننده است. مقامات هر دوطرف بهطور تعجب آوری نسبت به شانس خود برای رسیدن به توافق بلند مدت، خوشبین بودهاند. با این حال، ظاهراً اختلافات جدیای باقی میماند و ناکامی در حل آنها هر دوطرف را مجبور میکند جایگزینهای نامطبوعی را برای راه حل دیپلماتیک مورد بررسی قرار دهند.
شکست به راحتی قابل تشخیص است؛ اما آنچه مشخص کردن آن دشوار است، موفقیت میباشد. علیرغم تأکید مقامات آمریکایی بر این اصطلاح که «معامله نکردن به مراتب بهتر از معامله بد است»، آنها همچنین کاملاً از این مسئله آگاه هستند که فتح باب دیپلماتیک نوید بخش با ایران طی ۳۵ سال گذشته کم و بیش صورت گرفته است و احتمالاً از این مسئله نگران هستند که توانایی حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، در ایستادگی در برابر مخالفت داخلی، که در رابطه با ابتکارات دیپلماتیک و اقتصادی او وجود دارد، احتمالاً به سرعت تحلیل رود.
ضعف عمدی روحانی به طرز معماگونهای در این مذاکرات به نفع ایران است. در حالیکه او به هیچوجه اصلاحطلب سیاسی محسوب نمیشود، به طور گسترده به عنوان شخصیتی شناخته شده است که در مورد حل مشاجرات هستهای جدی است تا ایران بتواند بهلحاظ اقتصادی خود را ترمیم کند. ناظران آمریکایی و غربی امیدوارند که معامله هستهای بتواند به کاهش وسیعتر تحریمها منجر شود- اگرچه صحیح بودن این ادعا مورد شک است- و از طرفی هم نگران هستند که ناکامی در رسیدن به توافق میتواند بهطور خطرناکی این فرصت را تحلیل برد.
روحانی متقابلاً برای محدودیتهای خود موافقت و همدردی فراوانی به دست آورده است. درواقع، این روزها «معامله خوب» اغلب با معیار ظرفیت روحانی برای نجات سنجیده میشود تا نیازها و مقتضیات خود ما. مسائلی همچون سوریه و برنامه موشکی ایران اغلب توسط ناظران، به عنوان مسائلی که در این مبحث موضوعیت ندارند، کنار گذاشته میشوند، چرا که این مسائل خارج از قلمرو صلاحیت حسن روحانی هستند و سپاه پاسداران صلاحیت رسیدگی به این مسائل را دارد؛ و این بدان معنا است که ما با حکومت ایران مذاکره نمیکنیم، بلکه تنها با یکی از زیرمجموعههای آن در حال بحث و گفتوگو هستیم. اما اینکه ما خواستههای هستهای خود را از ایران کاهش دهیم به این امید که موقعیت حسن روحانی تقویت شود، اشتباه بزرگی است که چند دلیل دارد:
نخست اینکه معامله مورد نظر نه تنها باید مورد رضایت مذاکره کنندگان آمریکایی واقع شود، بلکه متحدان بدبینی که روایت روحانی را مورد سؤال قرار داده و تمایل ندارند امنیت خود را به خاطر آن بهخطر بیندازند نیز باید از این معامله راضی باشند. از همه مهمتر کنگره است که اگر باور داشته باشد که این توافق ظرفیت هستهای فراوانی را برای ایران باقی میگذارد، بعید است لغو تحریمها را بپذیرد.
دولت میتواند تحریمها را با ترفندی خاص لغو کند، اما بانکها و سایرین ممکن است برای از سرگیری روابط تجاری با ایران بدون مشخص بودن آینده این روابط در شک و تردید باشند. این بحران میتوان حل نشده باقی بماند و تداوم آن هم برای روحانی و هم برای آمریکا آسیبهای جدی را درپی خواهد داشت.
برای اینکه منافع آمریکا را در خاورمیانه پیش برده و گسترش دهیم، این معامله باید برای متحدان آمریکا در این منطقه نیز مورد قبول باشد؛ متحدانی که فعالیتهای منطقهای ایران، که در دوران روحانی شتاب بیشتری به خود گرفته است، از فعالیتها و اقدامات هستهای برای آنها نگران کنندهتر است. اگر آنها این معامله را آسان فرض کنند، این متحدان منطقهای میتوانند هم با مقابله با ایران و هم با سازگاری با آن شاید بهطور همزمان به این مسئله واکنش نشان دهند. آنها میتوانند فعالیتهای فرقهای را در منطقه شدت بخشیده یا درصدد تقویت توانمندیهای هستهای خود برآیند، و حتی اگر معاملات جانبی را با تهران برهم بزنند، باز هم برای آمریکا نامساعد خواهد بود.
دوم اینکه اگر یک توافق جامع هستهای حاصل شود، ممکن است روحانی به جای اینکه تقویت شود، به لحاظ سیاسی تحت الشعاع قرار گیرد. قدرت رئیس جمهور ایران بهندرت مدتی طولانی برقرار میماند و منفعت روحانی برای حکومت، در کنار این امید که تحریمهای آمریکا علیه ایران کاهش یابد، ممکن است وقتی رفع تحریمها صورت گیرد، کمرنگ شود.
حتی اگر روحانی بر روی برنامهها و اهداف خود پافشاری کند، نباید تمایل او را برای کاهش انزوای ایران با اشتیاق برای گردش به سمت غرب اشتباه گرفت. ایران به احتمال زیاد با متحدانی همراه میشود که آنها را به عنوان رقیبی برای آمریکا در نظر میگیرد یا متحدانی پیدا میکند که با آمریکا در اتحاد نیستند. در هفتههای اخیر، مقامات ایرانی موضع روسیه را در قبال اوکراین مورد تأیید قرار دادهاند؛ با پکن ملاقات داشتهاند تا روابط نظامی گستردهتر با یکدیگر برقرار کنند و یک توافق حمل و نقل با هند و افغانستان به امضا رساندهاند، و این در حالی است که نیروهای آمریکایی مهیّای خروج از خاک افغانستان شدهاند. تأثیر این مسائل در ترکیب با تنشهای افزایش یافته در اتحاد سنتی آمریکا، که در نتیجه معامله هستهای با ایران به وجود آمدهاند، میتواند ضربهای بسیار شدید بر موقعیت آمریکا وارد آورد.
بنابراین، توافق ضعیف میتواند عقب نشینی استراتژیکی باشد که در لباس موفقیت تاکتیکی ظاهر شده است. هرگونه توافق باید طوری تنظیم شده باشد که به متحدان بدبین دلگرمی ببخشد و تغییر در رهبری یا در مسیر را در تهران تضمین کند. حضور روحانی در آن طرف میز دسترسی به توافق را امکانپذیر میسازد، اما او نباید مفاد اصلی توافق را دیکته کند.
مطمئنترین راه برای پرهیز از شکست استراتژیک این است که بر محدودیتهای صریح بر فعالیتهای هستهای ایران و بازرسیهای سرزده تأکید کنیم و مجازاتهای شدید را برای فریب و نیرنگ گوشزد نماییم. اما سایر گامها نیز مهم است، حتی اگر چنین اقداماتی مورد مذاکره قرار بگیرد.
اول اینکه این معامله نباید تنها مجوزهای هستهای غیر نظامی ایران را محدود و محصور کند، بلکه دستگاه امنیتی آن را نیز باید هدف محدودیت خود قرار دهد، که به احتمال بسیار زیاد تلاشهای هستهای مخفیانه را گسترش میدهد. یکی از راههای انجام این کار تأکید بر این است که ایران فعالیت موشکی خود را قطع کند و در مورد تحقیقات تسلیحاتی خود رک و بیپرده سخن بگوید و دیگر اینکه، اطمینان حاصل نماییم که تمام برنامه هستهای ایران، و نه فقط یکی از بخشهای آن، موضوع مورد تحقیق و رسیدگی بازرسان است.
دوم اینکه لغو تحریمها را میتوان مرحله بندی کرد تا اقدامات ناگهانی یا برگشت پذیر، مانند آزادسازی داراییها، در مراحل ابتدایی و گامهایی که بازگرداندن آنها دشوارتر است، مانند لغو تحریمهای نفتی و مالی در مراحل بعدی قرار گیرند. این مسئله ایران را مطمئن میکند که از عقب نشینی از برنامه هستهای خود نفع میبرد، در حالیکه در برابر تجدید فعالیت شدید حفاظ ایجاد کرده و زمان لازم را در اختیار کنگره قرار میدهد تا در مورد تعهد و وفاداری ایران به این معامله قبل از رأی دادن به رفع تحریمها به درستی بیندیشد.
بالاخره، آمریکا باید تلاشهایی را که در مذاکرات هستهای صورت میگیرد با یک کمپین مساوی فعال همراه کند تا همکاری با متحدان منطقهای خود را تقویت کرده و با حمایت ایران از تروریسم و سایر فعالیتهایی که موجب بی ثباتی در منطقه میشوند، مقابله کند. این کار تضمین میکند که ایران، و بهویژه تندروهای آن، همچنان برای انجام این اقدامات بهای گزافی پرداخت میکند و به دوستان و دشمنان علامت میدهد که ما به تعهدات خود نسبت به این منطقه پایبند هستیم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.