سؤالهای بی پاسخ از رئیس کل بانک مرکزی
پرسش دیگری که خبرنگاران از رئیس تودیع شده بانک مرکزی میپرسند این است که آیا با وجود شاگرد اولهای دانشکده اقتصاد کشور در بانک مرکزی(بر اساس گفته بهمنی در زمان نوسان ارزی) وی توانسته است از توان آنها برای مدیریت ارزی و نقدینگی استفاده کند، یا اینکه بدون توجه به دستورهای کارشناسی فقط دستور مافوق را اجرا کرده است.
در حالی که معارفه رئیس کل بانک مرکزی دولت یازدهم بدون حضور خبرنگاران برگزار میشود، سؤالات متعددی از جانب خبرنگاران به نمایندگی از افکار عمومی در این مورد وجود دارد که احتمالاً بیپاسخ خواهد ماند.
به گزارش فارس امروز مراسم تودیع محمود بهمنی و معارفه ولی الله سیف رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی با حضور معاون اول رئیس جمهور و بدون حضور خبرنگاران رسانههای جمعی و تنها با حضور عکاسان و تصویربرداران برگزار میشود که پرسشهای زیادی از جانب افکار عمومی مطرح است که احتمالا بی پاسخ خواهد ماند.
یکی از مهمترین پرسشهای خبرنگاران این است که بالاخره سوال اکثر کارشناسان بی پاسخ مانده که آیا واقعاً سهم مسکن مهر از تورم ۵۰درصد است و آیا کل تسهیلات خرج شده در مسکن مهر از پول پر قدرت و بدون پشتوانه بانک مرکزی پرداخت شده است.
سئوال دیگر خبرنگاران از رئیس کل بانک مرکزی این است که بالاخره جریان اختلاف نظر بانک مرکزی، گمرک جمهوری اسلامی و سازمان توسعه تجارت در مورد معطل ماندن ترخیص دارو و کالاهای اساسی از گمرک که گفته میشود، به خاطر تخصیص ارز بوده است، همچنان سئوالی است که از جانب رئیس کل بانک مرکزی که امروز تودیع میشود، همچنان بی پاسخ مانده است.
براساس خبرهای آرشیوی در زمانی که مظاهری از بانک مرکزی رفت و محمود بهمنی قرار بود جایگزین شود، نیز مراسم معارفه بدون حضور خبرنگاران برگزار شد که یک تحلیل این بود که مبادا مظاهری بخواهد حرفهای نگفته در جلسه تودیعش ارائه کند. این گمان هماکنون در مورد رفتن بهمنی و آمدن سیف به بانک مرکزی همچنان به ذهن متبادر میشود.
براساس قانون برنامه پنجم توسعه در ماده ۸۱ بند ج یکی از وظایف بانک مرکزی این است که مدیریت ارزی کشور براساس شناور مدیریت شده تعیین شود، اما سئوال این است که نوسان یکی دو سال اخیر نرخ ارز آیا واقعاً شناور مدیریت شده یا شناور رها شده بود که یکباره نرخ ارز از حدود ۱۲۰۰ تومان به ۴ برابر افزایش یافت.
این افزایش یکباره باعث گران شدن همه کالاها و خدمات از جمله قیمت مسکن، اجاره بها، کالاهای اساسی، مرغ، گوشت و حتی نان و پنیر مردم شد.
حال سئوال خبرنگاران این است که آیا مدیریت بانک مرکزی که طبق قانون، وظیفه حفظ ارزش پول ملی و مدیریت ارزی کشور را بر عهده داشت، به وظیفه خود به خوبی عمل کرده، یا اینکه مدیریت ارزی کشور را رها کرده بود.
پرسش دیگری که خبرنگاران از رئیس قبلی بانک مرکزی میپرسند این است که چگونه حجم نقدینگی جامعه را مدیریت کرده که نقدینگی در مرز ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بازارهایی مانند سکه و ارز را اشباع کرده، اما تولیدکنندگان همچنان از نبود نقدینگی و سرمایه در گردش مرتب گلایه میکنند، آیا واقعاً مدیر بانک مرکزی توانسته است وظیفه هدایت نقدینگی به سمت تولید و تنظیم پول براساس رشد اقتصادی و تولید ملی را انجام دهد.
پرسش دیگری که از رئیس کل بانک مرکزی میتوان انجام داد، این است که آیا بانک مرکزی واقعاً به وظیفه تخصصی خود که همان اعمال سیاستهای پولی بر مبنای قانون بانکداری اسلامی و در جهت رشد و توسعه کشور عمل کرده یا اینکه خزانه و چاپخانه بانک مرکزی به عنوان قلک و صندوقی برای تامین کسری بودجه دولت و طرح های مدنظر دولت (مانند مسکن مهر و یارانه نقدی و کسری بودجه) عمل کرده است و آیا سهم بانک مرکزی از تورم موجود که به عنوان مالیات پنهان از مردم یاد میشود، چقدر بوده است.
پرسش دیگری که خبرنگاران از رئیس تودیع شده بانک مرکزی میپرسند این است که آیا با وجود شاگرد اولهای دانشکده اقتصاد کشور در بانک مرکزی(بر اساس گفته بهمنی در زمان نوسان ارزی) وی توانسته است از توان آنها برای مدیریت ارزی و نقدینگی استفاده کند، یا اینکه بدون توجه به دستورهای کارشناسی فقط دستور مافوق را اجرا کرده است.
سوال دیگری که خبرنگاران از رئیس بانک مرکزی میبپرسند این است که آیا فقط اسم بانک مرکزی تبدیل به بانک مرکزی جمهوری اسلامی شده یا اینکه سیاستها و عملکرد این بانک براساس قوانین اسلامی و قانون بانکداری اسلامی در سال ۶۳ تغییر کرده و ربا و بهره از بانکداری کشور رخت بر بسته و به جای آن سنت اسلامی قرضالحسنه جایگزین شده و به جای قراردادهای صوری و فاکتورهای صوری، قراردادهای واقعی مشارکتی براساس عقود اسلامی و بر پایه مشارکت واقعی در سود و زیان در شبکه بانکی کشور در جریان است.
سئوال دیگر این است آیا در شرایطی که واحد پول ملی کشور ریال است آیا میتوان در مملکت جایی را پیدا کنیم که در آن «یک ریال» ایرانی ارزش داشته باشد، واقعاً گاهی انسان دلش برای یک ریالی و ارزش آن تنگ میشود.
آیا رئیس کل بانک مرکزی توانسته از حفظ ارزش پول ملی دفاع کند و اگر به طور مدیریت شده ارزش پول ملی را کاهش دادهاند، آیا این به توسعه صادرات غیرنفتی کشور انجام شده یا اینکه قضیه دو سر زیان بوده است.
اینها برخی از سئوالهای اساسی است که رئیس کل بانک مرکزی به طور شفاف و واقعی به آنها پاسخ نداده است.
یکی از مهمترین پرسشهای خبرنگاران این است که بالاخره سوال اکثر کارشناسان بی پاسخ مانده که آیا واقعاً سهم مسکن مهر از تورم ۵۰درصد است و آیا کل تسهیلات خرج شده در مسکن مهر از پول پر قدرت و بدون پشتوانه بانک مرکزی پرداخت شده است.
سئوال دیگر خبرنگاران از رئیس کل بانک مرکزی این است که بالاخره جریان اختلاف نظر بانک مرکزی، گمرک جمهوری اسلامی و سازمان توسعه تجارت در مورد معطل ماندن ترخیص دارو و کالاهای اساسی از گمرک که گفته میشود، به خاطر تخصیص ارز بوده است، همچنان سئوالی است که از جانب رئیس کل بانک مرکزی که امروز تودیع میشود، همچنان بی پاسخ مانده است.
براساس خبرهای آرشیوی در زمانی که مظاهری از بانک مرکزی رفت و محمود بهمنی قرار بود جایگزین شود، نیز مراسم معارفه بدون حضور خبرنگاران برگزار شد که یک تحلیل این بود که مبادا مظاهری بخواهد حرفهای نگفته در جلسه تودیعش ارائه کند. این گمان هماکنون در مورد رفتن بهمنی و آمدن سیف به بانک مرکزی همچنان به ذهن متبادر میشود.
براساس قانون برنامه پنجم توسعه در ماده ۸۱ بند ج یکی از وظایف بانک مرکزی این است که مدیریت ارزی کشور براساس شناور مدیریت شده تعیین شود، اما سئوال این است که نوسان یکی دو سال اخیر نرخ ارز آیا واقعاً شناور مدیریت شده یا شناور رها شده بود که یکباره نرخ ارز از حدود ۱۲۰۰ تومان به ۴ برابر افزایش یافت.
این افزایش یکباره باعث گران شدن همه کالاها و خدمات از جمله قیمت مسکن، اجاره بها، کالاهای اساسی، مرغ، گوشت و حتی نان و پنیر مردم شد.
حال سئوال خبرنگاران این است که آیا مدیریت بانک مرکزی که طبق قانون، وظیفه حفظ ارزش پول ملی و مدیریت ارزی کشور را بر عهده داشت، به وظیفه خود به خوبی عمل کرده، یا اینکه مدیریت ارزی کشور را رها کرده بود.
پرسش دیگری که خبرنگاران از رئیس قبلی بانک مرکزی میپرسند این است که چگونه حجم نقدینگی جامعه را مدیریت کرده که نقدینگی در مرز ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بازارهایی مانند سکه و ارز را اشباع کرده، اما تولیدکنندگان همچنان از نبود نقدینگی و سرمایه در گردش مرتب گلایه میکنند، آیا واقعاً مدیر بانک مرکزی توانسته است وظیفه هدایت نقدینگی به سمت تولید و تنظیم پول براساس رشد اقتصادی و تولید ملی را انجام دهد.
پرسش دیگری که از رئیس کل بانک مرکزی میتوان انجام داد، این است که آیا بانک مرکزی واقعاً به وظیفه تخصصی خود که همان اعمال سیاستهای پولی بر مبنای قانون بانکداری اسلامی و در جهت رشد و توسعه کشور عمل کرده یا اینکه خزانه و چاپخانه بانک مرکزی به عنوان قلک و صندوقی برای تامین کسری بودجه دولت و طرح های مدنظر دولت (مانند مسکن مهر و یارانه نقدی و کسری بودجه) عمل کرده است و آیا سهم بانک مرکزی از تورم موجود که به عنوان مالیات پنهان از مردم یاد میشود، چقدر بوده است.
پرسش دیگری که خبرنگاران از رئیس تودیع شده بانک مرکزی میپرسند این است که آیا با وجود شاگرد اولهای دانشکده اقتصاد کشور در بانک مرکزی(بر اساس گفته بهمنی در زمان نوسان ارزی) وی توانسته است از توان آنها برای مدیریت ارزی و نقدینگی استفاده کند، یا اینکه بدون توجه به دستورهای کارشناسی فقط دستور مافوق را اجرا کرده است.
سوال دیگری که خبرنگاران از رئیس بانک مرکزی میبپرسند این است که آیا فقط اسم بانک مرکزی تبدیل به بانک مرکزی جمهوری اسلامی شده یا اینکه سیاستها و عملکرد این بانک براساس قوانین اسلامی و قانون بانکداری اسلامی در سال ۶۳ تغییر کرده و ربا و بهره از بانکداری کشور رخت بر بسته و به جای آن سنت اسلامی قرضالحسنه جایگزین شده و به جای قراردادهای صوری و فاکتورهای صوری، قراردادهای واقعی مشارکتی براساس عقود اسلامی و بر پایه مشارکت واقعی در سود و زیان در شبکه بانکی کشور در جریان است.
سئوال دیگر این است آیا در شرایطی که واحد پول ملی کشور ریال است آیا میتوان در مملکت جایی را پیدا کنیم که در آن «یک ریال» ایرانی ارزش داشته باشد، واقعاً گاهی انسان دلش برای یک ریالی و ارزش آن تنگ میشود.
آیا رئیس کل بانک مرکزی توانسته از حفظ ارزش پول ملی دفاع کند و اگر به طور مدیریت شده ارزش پول ملی را کاهش دادهاند، آیا این به توسعه صادرات غیرنفتی کشور انجام شده یا اینکه قضیه دو سر زیان بوده است.
اینها برخی از سئوالهای اساسی است که رئیس کل بانک مرکزی به طور شفاف و واقعی به آنها پاسخ نداده است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.