گلایههای دختر دکتر علی شریعتی
بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال عدهای پیدا میشوند و میگویند اصلا شریعتی نام خانوادگی پدر من نبود. او فردی بود به اسم علی مزینانی که به کمک ساواک از ایران خارج شد و بعد هم از بیماری قلبی مُرد. حتی گاهی پا را فراتر میگذارند و میگویند: خود ساواک حسینیه ارشاد و جلسات پدرم را تدارک دیده بود و مدیریت میکرد.
«سوسن شریعتی»، فرزند دکتر علی شریعتی با بیان این که اتهامهایی که به این متفکر وارد میکنند، مضحک و حقارتآمیز است، گفت: هرجا که پای حیثیت و آبروی پدرم وسط باشد، از او دفاع میکنم.
به گزارش ایسنا، ششمین نشست «تفکر از نمای نزدیک» با عنوان "شریعتی و ادبیات" همزمان با سیوششمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی با حضور فرزندش سوسن و مصطفی مستور عصر روز گذشته - ۲۹ خرداد ماه - در خانه موزه دکتر شریعتی برگزار شد.
اتهامهایی که به پدرم وارد میکنند مضحک است
سوسن شریعتی در این نشست درباره پدرش گفت: من همیشه سعی کردهام مساله ژنتیک و نسبت خانوادگیام با شریعتی را در حرفها و نظرهایم دخیل نکنم. اما وقتی بعضی از اتهامها را در مورد او میشنوم، احساس میکنم حالا باید به عنوان دختر شریعتی از حیثیت و آبروی پدرم دفاع کنم.
او افزود: بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال عدهای پیدا میشوند و میگویند اصلا شریعتی نام خانوادگی پدر من نبود. او فردی بود به اسم علی مزینانی که به کمک ساواک از ایران خارج شد و بعد هم از بیماری قلبی مُرد. حتی گاهی پا را فراتر میگذارند و میگویند: خود ساواک حسینیه ارشاد و جلسات پدرم را تدارک دیده بود و مدیریت میکرد.
او در مورد حق تالیف کتابهای پدرش هم گفت: ما از حق تالیف کتابهای او پس از مرگش استفاده میکردیم، اما دکتر شریعتی در دوران حیات خود هرگز برای کتابهایش حق تالیفی نگرفت. ایشان نسبت به پول یک روحیه مقدسمآب داشت. برخی افراد با گفتن حرفهایی مثل اینکه "شریعتی از دست شخص وزیر علوم حقوق میگرفته" میخواهند چهره آن را تخریب کنند. پدرم پس از اخراج از دانشگاه حقوق بازنشستگیاش را میگرفت و پس از مرگش خانواده از حق تالیف کتابهای او استفاده میکردند.
او همچنین با اشاره به تغییر نگاه عدهای به آثار شریعتی گفت: مطمئنا برای خود شریعتی هم دردناک است که میبیند نوشتههایش در کتاب «کویر» امروز تبدیل به پیامکهای عاشقانه شده است. برخلاف عقیده برخی از افراد که معتقدند با گذشت زمان شریعتی و کتابهایش خستهکننده و پیش پا افتاده میشوند، معتقدم جنس آگاهی که شریعتی میخواهد بدهد از جنس اطلاعاتی نیست که متوقف شود، بلکه مواجهه با او یک مواجهه وجودی و پایدار است.
او ادامه داد: من هم مثل همهی همنسلهایم به شریعتی و آثار او مراجعه کردم. رجوعی که به بعد از مرگ پدرم مربوط میشود و مثل همه همنسلهایم با مطالعه آثار او دستخوش شادی، عصبانیت و لذت شدم و هرچند بارها از او فاصله گرفتم، اما با این حال امروز میپذیرم میراثدار شریعتی هستم.
او در ادامه به روحیه مبارزهطلبانه پدرش اشاره و اظهار کرد: شریعتی با نه نگفتن به دین دولتی و نظام اجتماعی حاکم بر دوران خود، چالش و تنش مداومی ایجاد کرد. شریعتی از سویی روشنفکر بود و از سوی دیگر افرادی که پای بحثهای مذهبی او در حسینیه ارشاد مینشستند و در تاریخ ادیان او ثبتنام میکردند، بیش از سه هزار نفر میشد و همه اینها باعث نادیده گرفتن او در جامعه شد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.