رسم خوشایند هنرجوی ایرانی

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۵۵۱۰۱۰ سایت-خوان

بهزاد خاکی‌نژاددر یک دهه اخیر، کارگاه‌های تئاتری جزئی جداناشدنی از جشنواره‌های تئاتری و به ویژه جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شده است.

رسم خوشایند هنرجوی ایرانی

«بدن متفکر»، یکی از چهار کارگاه رایگان جشنواره فجر ۲۶ بودکه به سرپرستی «میشائیل اولفیک» آلمانی از ۱۸ تا ۲۱بهمن ماه سال جاری در خانه هنرمندان برگزار شد. اولفیک و همسرش «تینا کوکوویچ» که سرپرستی کارگاه «حرکت با هم» را بر عهده داشت، برای سومین سال متوالی به ایران سفر کرده و تجربه‌های هنر شرقی خود را به هنرجویان ایرانی تئاتر ارائه می‌کنند. آنها در همین مدت کوتاه جای خود را در قلب هنرجویان ایرانی باز کرده و محبوبیت زیادی به دست آوردند. لحظه‌ای پس از پایان آخرین روز کارگاه- پیش از آنکه اولفیک لباس تمرین خود را تا وعده فجر ۲۷ از بدن متفکرش جدا کند- با همکاری رامین عبداللهی (دوست و مترجم وی وهمراه گروه در این چند روز) به نمایندگی از حوزه هنری رسانه‌های ایران میزبان وی می‌شویم.

از آنجایی که هنر «بوتو» درایران شهرت چندانی ندارد و این هنر پایه کارگاه «بدون تفکر» شده است، در ابتدا بیان‌ گزیده‌ای از پیشینه و چند و چون «بوتو» جالب توجه خواهد بود.

هنر «بوتو» در دهه ۵۰میلادی در ژاپن و توسط دو هنرمند به نام‌های «کاتسوئونو» و «هی‌چی‌‌کاتا» پایه‌گذاری شد. «هی‌چی‌کاتا» خیلی به موضوع تاریکی و صفحه‌های تاریک زندگی علاقه‌مند بود و نام این هنر را «رقص تاریکی» گذاشته بود و در مقابل «کاتسوئونو» به خاطر طبع شاعرانه‌اش این هنر را بیشتر به وجه مذهبی و عرفانی نزدیک کرده بود. این جداسازی امروز هم درهنر بوتو و بین هنرمندانش دیده می‌شود؛ برخی به جنبه‌های تاریکی آن تمرکز کرده و بعضی هم حتی از آن به تم‌های کمدی رسیده‌اند.

در طول تمرین‌های این چهار روز همواره عمود بودن بدن انسان و تفاوت آن با بدن افقی حیوان از سوی شما یادآوری می‌شد. این اعتقاد که بدن عمودی انسان چونان یک آنتن بین زمین و آسمان قرار گرفته و انرژی می‌گیرد و انرژی می‌دهد، از کجا در هنر بوتو وارد شده است؟

صادقانه بگویم که این اعتقاد نقش زیادی در هنر بوتو ندارد و بیشتر از باورهای شخصی خودم ناشی می‌شود.

من هنر رزمی را با هنر بوتوی ژاپن ترکیب کرده‌ام و باورهای عرفانی چون «بدن عمودی و آنتن و ...» از صافی باورهای خودم عبور کرده و به تمرین‌های کارگاهی‌ام وارد شده است.

خود شما از چه راهی به این باورها و روش کار دست یافته‌اید؟

از نگاه من هنر رزمی و هنر بوتو، کمبودهای یکدیگر را پر کرده و یکدیگر را کامل می‌کنند. هنر رزمی کمتر روح شاعرانه دارد که از طریق بوتو کامل می‌شود.

در پاسخ به چرایی باور «بدن عمودی، آنتن» هم فقط می‌توانم بگویم که از اعتقادات مذهبی و معنوی خودم ریشه می‌گیرد.

چگونه پی بردید که دو هنر شرقی رزمی و بوتو در کنار یکدیگر می‌تواند برای هنر گسترده و مستقل تئاتر کاربرد داشته باشد؟

این روند در بدن من شکل گرفت، شاید در بدن دیگران به شکل دیگری و با هنرهای دیگری صورت پذیرد.

من حدود ۱۰ سال پیش هنرهای رزمی را آغاز کردم و پس از آن به هنر بوتو علاقه‌مند شدم.

روند تکاملی و ترکیبی این دو در بدنم شکل گرفت و مرا به این اندیشه سوق داد که می‌تواند این همنشینی در تئاتر هم کاربرد داشته باشد.

از سویی نباید فراموش کنیم که من در برلین زندگی می‌کنم و در این شهر فرهنگ‌های بی‌شماری با هم ترکیب می‌شوند و ما همواره با گرایش‌های هنری، فکری، مذهبی و اعتقادی بسیاری همزیستی داریم.

به همین دلیل هنرهای رزمی و هنر ژاپنی «بوتو» پدیده ناآشنایی در برلین نبود.

در طول تمرین‌های کارگاه، کسالت روحی و از دست دادن انرژی درونی بیش از خستگی فیزیکی در واکنش بدن هنرجویان دیده می‌شد‌، آیا خستگی روح و روان بچه‌ها مربوط به تمرین‌های پی‌درپی تمرکز، مدیتیشن، دریافت و ارائه انرژی و ... بود؟

بله ... البته ناآشنایی هنرجویان بااین روش‌های تمرینی باعث از دست رفتن انرژی زیادی می‌شد.

اگر هنرجویان در ادامه روند تمرین‌ها بیاموزند که فقط انرژی از دست ندهند و با راه‌اندازی دستگاه انرژی بدن خود به مرور زمان به دریافت انرژی هم دست یابند این نارسایی برطرف خواهد شد.

تبادل دریافت و ارائه انرژی، به تعادل روحی هنرمند می‌انجامد.

انرژی انسان به مثابه یک ظرف است که پر و خالی کردن آن به یکدیگر وابسته است؛ تا خالی نشود نمی‌توان آن را پر کرد. تکرار تمرین‌ها باعث افزایش و گسترش ظرفیت انرژی بازیگر خواهد شد.

در پروسه برگزاری کارگاه خیلی کوتاه به عنوان «بدن متفکر» اشاره داشتید و منظور از آن را بیان اندیشه‌های ساده و روزمره انسان از طریق بدنش ابراز کردید؛ اما این تعریف خیلی گویای هدف و برداشت شما از عنوان «بدن متفکر» نبود.

(شلیک خنده‌ای همیشگی)...

جریان از این قرار است که من همراه استاد بوتوی خود که یک خانم ژاپنی است روی یک پروژه فعالیت می‌کنیم که در آن پژوهش، موضوع کار ما بیان اندیشه‌های انسانی از طریق احساس آدمی است. از آنجایی که خودم به تفکر و اندیشه بسیار در کارها معتقدم و همواره با اندیشه‌ام زندگی می‌کنم و از طرفی در راستای هدف پروژه خود به دنبال بیان حسی بدن هستم و آن را به طور جدی در تمریناتم دنبال می‌کنم، عنوان این کارگاه‌ را هم که از تجربه‌هایم ناشی می‌شود، «بدن متفکر» قرار دادم. کارگاه‌های قبلی‌ام در ایران عنوان‌های دیگری داشت.

در این چند سال و به ویژه در کارگاه اخیر، توان هنرجویان ایرانی را چگونه دیدید؟

«بوتو» در ایران زیاد شناخته شده و مفهوم نیست؛ بنابراین من با هنرجویان مبتدی در کارگاه مواجه می‌شوم.

با چنین شناخت و روندی که در تمرین‌های خود تجربه کرده‌اید، آیا کارگاه چهارروزه شما می‌تواند بر فعالیت حرفه‌ای هنرجویان و ادامه راه آموزشی ایشان موثر افتد؟

ایمان دارم که این تمرین‌ها می‌تواند به درون هنرجویان رخنه کند و چیزی را در آنها تغییر دهد؛ چرا که این تغییر بیان بدنی را در تمرین‌های هر روز برخی از آنها دیده‌‌ام. هدف من آموزش تکنیکی یک روش هنری نبوده است، بلکه فقط می‌خواستم الهام‌بخش هنرجویان باشم و به نظرم موفق بوده‌ام؛ چون بعضی از بچه‌ها ایده‌‌های حسی خوبی گرفتند که می‌تواند در صورت ادامه تمرین‌ها، در کار حرفه‌ای آنها موثر باشد.

و...

فقط می‌توانم سپاسگزاری کنم؛ چرا که از حضور در ورک‌شاپ‌های ایران بسیار خرسند می‌شوم، چون توان و انرژی بسیار زیادی را در جوان‌‌های ایرانی می‌بینم. بچه‌های ایرانی برخلاف بسیاری از کشورها با بی‌میلی تن به کار نمی‌دهند، بلکه بسیار علاقه‌مند و باانگیزه سر تمرین‌ها حاضر می‌شوند. این طور کار کردن حس خوشایندی دارد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن