آتش زیر خاکستر
منوچهر دینپرستروزنامه نگار در فحوای عامه معمولا رفتارها و کنشهای اقتصادی به سوی نوعی تنبلی پنهانی سوق دارد که از آن به تعابیر مختلفی میتوان یاد کرد، اما نکته بارزی که در این تنبلی نهفته است این است که این رفتار چنان لایههای اقتصادی را در خود پیچیده و تحت سیطره خود درآورده که به سهولت نمیتوان از آن گریخت.
این رفتار را شاید بتوان در این جمله خلاصه کرد که «کار نکن، پول بیشتری به دست بیاور.» نمونههایی از این رفتار را میتوان در نوع کارهای مختلفی که در جامعه هست مانند دلالی یا حتی آب باریکه کارمندی دید، حتی میتوان در نوع رفتاری که باعث میشود ما کالای ارزانی را یا با چانهزنی یا با تقلب و ریا و دروغ به دست بیاوریم. از سوی دیگر این عبارت در مورد اخیر نیز بیشتر خود را نشان داده و آن دریافت یارانه است که توانسته برخی از باورهای ما را که بر هیچ مبنایی استوار نیست و هیچ توجیه اقتصادی و اجتماعی و حتی اخلاقی نیز نمیتوان از آن به دست آورد دید. چگونه میشود جامعه برای کاری که نکرده، کنشی که صورت نداده و قدمی که در راه فعالیت اقتصادی برنداشته توقع دریافت پولی از اقتصاد کشور داشته باشد. متاسفانه چنین نگرشی در کنش رفتار ایرانیان و بهصورت کاملا پنهان نهفته است و نمیتوان از آن دوری کرد. کشور ما در صد سال اخیر شاهد تغییرات زیادی در حوزههای گوناگون بوده است. این تغییرات، تاثیرات عمیقی بر همه ابعاد زندگی ما ایرانیان گذاشته است که نیاز به مطالعه و بازبینی دارد تا بتوانیم وضعیت موجود را شناخته و بعد از آن علت تحولات سبک
زندگی و معیشت خانواده ایرانی را تحلیل کنیم. «جمعیت ایران در ابتدای سده کمتر از ۱۲ میلیون نفر، شامل ۶۰ درصد روستایی ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعیت ایلاتی و کمتر از ۱۵ درصد جمعیت شهری بود. تهران نیز شهری با متوسط جمعیت ۲۰۰ هزار نفر بود. امید به زندگی احتمالا کمتر از ۳۰ سال و نرخ مرگ و میر نوزادان ۵۰۰ مورد به ازای هر ۱۰۰۰ نفر بوده است، اما در پایان سده، شمار جمعیت به ۶۹ میلیون نفر رسید. درصد جمعیت ایلات و عشایر به کمتر از ۳ درصد رسیده و بخش شهری آن به بیش از ۶۶ درصد رشد یافته است. تهران به کلان شهری با جمعیتی بیش از ۵/۶ میلیون نفر تبدیل شد. نرخ امید به زندگی به ۷۰ سال رسید و درصد مرگومیر نوزادان به ۲۸ نفر در هر هزار نفر کاهش یافته است. میزان باسوادان کشور در ابتدای سده حدود ۵ درصد بود، اما در پایان سده به ۸۴ درصد رسید.» این تغییرات سریع و عمیق، سبک زندگی ایرانی را هم دگرگون کرده است. در اوایل قرن بیستم، هیچ وسیله نقلیه عمومی در کشور وجود نداشت و افراد برای سفر از شتر و قاطر استفاده میکردند، سفرها بسیار طولانی بود و خانوادهها از وضعیت مسافرشان تا هنگام بازگشت بیخبر بودند. اما در اواخر سده «جای جای کشور، از طریق
جادهها، شبکه برق و گازرسانی در قالب یک اقتصاد ملی به هم پیوست. امروز آنچه باعث نگرانی در هنگام سفر است، نه طولانی بودن آن، بلکه تصادفات جادهای است. آلودگی هوا و تعطیلات ناشی از آن نشاندهنده تعداد بالای خودرو در شبکه حملونقل کشور است و این همه دگرگونی را کشور ما تنها ظرف مدت صد سال تجربه کرده است. فرهنگ عینی سریعتر از فرهنگ ذهنی پیش رفته و به نظر میرسد به مفهوم زیملی دچار «تراژدی فرهنگ» شدهایم، در حالتی که فرهنگ ذهنی هنوز نتوانسته فرهنگ عینی را به طور کامل درک کند و خود را با آن انطباق دهد. با توجه به نکاتی که در ابتدای مطلب اشاره داشتم، مسائل فرهنگی همان مشکلی است که در لایههای عمیق رفتار ایرانیان نهفته است و طی سالیان اخیر نیز بهشدت و به دلایل عمدهای از قبیل مشکلات اقتصادی این کنش را بسیار در سطوح مختلف جامعه رسوخ داده است. جامعهای که طی این سده با توجه به آمارهای مختلفی که در زندگی شهری و روستایی خود دارد، هنوز نتوانسته یک رفتار صحیح اقتصادی در حوزه عامه جامعه و یک رفتار صحیح اقتصادی در حوزه کلان جامعه بیابد، لذا رفتارها و کنشهای متقابلی میان این دو در جریان است که دیگر رفتارها را نیز
تحتتاثیر قرار داده است.
در نتیجه اینکه رفتار اقتصادی ایرانیان رفتار تعریفناپذیر و متغیری است که بر اساس رفتارها و کنشهای بنگاههای کلان اقتصادی و دولتی خود را آشکار میسازد. این رفتار شاید چراغ کمفروغی است که بهتنهایی تاثیرگذار نیست، در طولانیمدت شاید بتواند چنان در لایههای زیرین رفتارها نفوذ کند که آتش زیر خاکستری گردد.
عکس: مجتبی سرانجامپور
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.