پیامدهای یکسانسازی الگوی سکونت
گسترش الگوی مشابه آپارتمانسازی و تبدیل آن به پاسخ غالب نظام برنامهریزی شهری در ایران، تنوع الگوهای سکونت را به حداقل رسانده و با محدود کردن دسترسی ساکنان به فضای باز خصوصی و ارتباط مستقیم با طبیعت، پدیدههایی نظیر تقاضای فزاینده برای خانه دوم در پیرامون شهرها و آسیب به عرصههای طبیعی را تشدید کرده است. به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی در نشست تخصصی «سکونت و امکانهای بودن؛ از خانه حیاطدار تا واحد مسکونی» از سلسلهنشستهای «هفتشهر» تحولات الگوهای سکونت در شهرهای ایران مورد بررسی قرار گرفت.
در این نشست تاکید شد که خانه را نباید صرفا مجموعهای از اتاقها با کارکردهای مشخص دانست. خانه باید امکان شکلگیری روابط انسانی، تجربههای روزمره، خلوت و ارتباط با طبیعت را نیز فراهم کند. اما آپارتمانسازی به پاسخ غالب نظام برنامهریزی شهری تبدیل شده و بدون توجه کافی به تفاوتهای اقلیمی و اجتماعی، در شهرهای مختلف تکرار شده است. در چنین شرایطی، خانه به یک واحد مسکونی با کارکردهای ازپیشتعیینشده تقلیل پیدا میکند و بخشی از تجربههای مرتبط با زندگی، از ارتباط با محله و شهر تا تماس مستقیم با زمین، آسمان و طبیعت، از دست میرود.
یکی از پیامدهای محدود شدن فضای باز خصوصی در خانههای شهری، تمایل بخشی از شهروندان به خرید ویلا، باغچه یا خانه دوم در اطراف شهرهاست. همچنان در بخشی از جامعه تقاضا برای برخورداری از فضای باز خصوصی وجود دارد؛ تقاضایی که به گفته او، میتواند به فشار ساختوساز در برخی مناطق شمالی کشور و ییلاقها بینجامد. این موضوع خطر تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، باغها و عرصههای طبیعی را در پی دارد. البته تغییر این روند تنها به سیاستگذاران وابسته نیست و معماران و مشاوران شهری نیز میتوانند با ارائه الگوهای متناسب با شرایط اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی هر شهر نقش موثری ایفا کنند.
در شیوه فعلی ساختمانسازی در کشور حیاط ابتدا از مرکز خانه به کناره آن منتقل شد و در ادامه، در بسیاری از ساختمانها به فضای رفتوآمد یا ورودی پارکینگ تبدیل شد. شیوه تامین درآمد مدیریت شهری یکی از عوامل موثر بر کیفیت مسکن و فضای شهری است، وابستگی شهرها به درآمد حاصل از تراکمفروشی میتواند دست طراحان را برای ایجاد فضاهای متنوع محدود کند. شهر باید از طریق درآمدهای پایدار و عوارض اداره شود، نه از طریق تراکمفروشی.