تازه­ترین سرمقاله اکونومیست به وضعیت امور مالی اختصاص یافت

انتخابی غیر عادی

شماره روزنامه: ۱۸۹۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۷۳۵۳۳ دنیا

وال استریت و بورس لندن به مدد حمایت دولت به حیات خود ادامه دادند. اما اکنون نیاز دارند که این حمایت­ها از آنان گرفته شود

انتخابی غیر عادی

وال استریت و بورس لندن به مدد حمایت دولت به حیات خود ادامه دادند. اما اکنون نیاز دارند که این حمایت­ها از آنان گرفته شود شادی آذری- رییس موسسه مالی لهمان برادرز در روز دهم سپتامبر ۲۰۰۸ گفت‌: «ما سابقه­ای طولانی در کار جمعی در شرایط سخت از خود بر جای گذاشته­ایم ... ما در مسیر درست پیش می­رویم.» تنها پنج روز پس از آن موسسه لهمان برادرز ورشکسته شد و به سرعت فاش شد که نظام مالی جهان معضلاتی به مراتب بیشتر از وجود تنها یک بانک گرفتار در مشکلات و بازارهای اعتبارات موقتا فرو رفته در رکود داشته ­است. پس از گذشت دو دهه توسعه و عدم تصدی­گری دولت و ایجاد عظیم­ترین بازار مالی در تاریخ جهان، بسیاری از بانک­های جهان به طرز خطرناکی از ارائه سرمایه کافی عاجز شدند.

دولت­ها ناچار به مداخله، تامین سرمایه، پرداخت وام و ضمانت به بانک­ها شدند. در آمریکا، ناحیه یورو و انگلستان میزان این کمک­ها تا کنون به حدود یک ششم تولید ناخالص داخلی متجاوز شده است.

یک سال از زمانی­که لهمان از مسیر درست دم می­زد، گذشته است. پس از بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ اقتصاد آمریکا تا یک‌چهارم کوچک شد و نرخ بی­کاری به مرز ۲۵‌درصد رسید. اما این بار در شرایطی که بانک­ها در پر قو پیچیده شده­اند، نرخ بهره به شدت پایین است و بسته­های بزرگی از هزینه بخش دولتی در دسترس مراکز مالی است، اضطراب اقتصادی بسیار کمتری بوجود آمده است. با وجود این رکود هنوز بسیار دردناک است و احساس غضب نسبت به نظام مالی و به خصوص بانک­های بزرگ موج می­زند. چون آن­ها مبادلاتی را برای مشتریان خود انجام می­دهند و به نفع خود سود می­برند. این احساس خشم عمومی تنها منعکس کننده اشتباهات پیشین آن­ها نیست بلکه این مفهوم را در بر دارد که هیچ چیز به واقع تغییر نکرده است.

البته این کاملا درست نیست. بسیاری از بانکی­ها مشاغل خود را از دست داده­اند. شرکت­های معروفی چون مریل­لینچ فروبلعیده شده­اند و اعتبار بسیاری دیگر چون بانک یوبی­اس و سیتی­گروپ زیر سوال رفته است و بسیاری از صندوق­های بزرگ مالی برچیده شد­ه­اند. البته در این میان برندگانی هم بوده­اند. بسیاری از بانک‌های تجاری (به خصوص در اسپانیا، کانادا و استرالیا) خوب کار کردند و موسسات جی­پی­مورگان چیس، بانک آمریکا و بارکلیز بانک­های سرمایه­گذاری خود را گسترش دادند.

اما تغییرات شدید در نظم استفاده از منابع، برچهره تغییری مهم­تر در خود نظام مالی نقاب کشیده است. به‌جز لهمان، اجازه داده نشد که هیچ شرکت بزرگی ورشکسته شود (طوریکه گویی آن­ها بدون کمک پا برجا ماندند). به مدد کمک­های دولتی، قانون کمک به شرکت­های بزرگ به مثابه همان چیزی است که گوردون گکو، تبهکار فیلم «وال­استریت» آن را «ادامه حیات ناشایسته» نامید.

هیجان برای بازگشت «کسب­و­کار عادی» قابل درک است اما این پایه فسادی است در جهت تصدی دولت در امور مالی. حجم کمک­ها عظیم است. وام­های بانک­های مرکزی و ضمانت­های بدهی­ها به تنهایی بالغ بر ۷/۲‌تریلیون دلار شده­اند. از میان برداشتن وجه آشکار این کمک­ها ساده است و در شرایطی که اقتصاد شکلی بهتر از خود نشان داده است، از میان برداشتن ظاهر این کمک­ها شکلی واقعی­تر به خود می­گیرد. اما مساله جنبه تلویحی کمک­هاست مبنی براینکه بانک­ها همیشه نجات داده می­شوند. این مشکل اصلی است. دو واکنش را می­توان به این مشکل نشان داد: کنترل دولتی برای امن­تر ساختن بانک­ها و تلاش برای محدود­سازی آن تضمین تلویحی. در حال حاضر هر دوی این راهکارها مورد نیازند.

برای بانک­ها گزینه­های آسانی به‌وجود آمده است. آن­ها انتخاب می­کنند که برای فروپاشی خود برنامه­ریزی کنند چون «آرزوی ادامه حیات» دارند. در این صورت برنامه نجات به کمکشان می­آید. اما نباید چنین وانمود شود که بانکداری صنعتی است که در آن انتخاب­هایی واقعا عادی انجام می­گیرد. امید می­رود وقتی تضمین نجات بانک‌ها برداشته شود «خود تادیبی» بر بانک­ها حاکم شود. نشانه­هایی وجود دارد دال بر اینکه بانک­های خطرپذیرتر، برای تامین مالی خود بیشتر هزینه می­کنند. باید آنقدر به این تفاوت­ها پرداخته شود که بانک­های ضعیف و بی­اعتنا به تدریج مجبور به انحلال شوند یا خود تاوان خطاهایشان را بدهند نه مالیات‌دهندگان سخاوتمند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن