ناگفته‌های گفتنی

خاطرات و تاملات الیاس شوفانی متفکر برجسته فلسطینی درباره فلسطین، صهیونیسم و اسرائیل

شماره روزنامه: ۵۳۹۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۴۳۷۶۰ دنیا

گفت‌وگو: مصطفی الولی و عبده الاسدی ترجمه: حسین جابری انصاری

طرح عادی‌‌سازی سیاسی و فرهنگی، به‌عنوان میوه اقدام اسرائیل در نابودی نظامی طرف‌‌های عربی و با داشتن نیروی نظامی بازدارنده برای بازداشتن عرب‌‌ها از اندیشیدن به جنگ چیده شد. بر همین اساس، این باور در اسرائیل حاکم شد که اینک زمان تسلیم‌‌سازی سیاسی فرارسیده است. در جریان تسلیم‌‌سازی سیاسی، عادی‌‌سازی فرهنگی از طریق وارونه‌‌سازی فکری، یک عامل مهم در مدیریت رویارویی و سیطره بر جریان امور است. اگر عادی‌‌سازی فرهنگی را وارونه‌‌سازی فکری بدانیم، در صورت تحقق، برای به لرزه درآوردن پایه‌های اراده لازم برای مقابله با طرح صهیونیسم کافی است.

ناگفته‌های گفتنی

به نظر من، آنچه ما در عصر جهانی‌سازی به آن بیش از هر چیز نیاز داریم، تقویت ریشه‌های پیوند قومی و عربی است. شاید نتوان روند جهانی‌سازی را متوقف کرد، اما رویارویی با آن، ضرورتی برای نگه‌داشتن تعادل درونی ما است. جایگاه ما در نسبت با موضوع بین‌المللی جهانی‌سازی چیست؟ ما تنها طرف‌هایی نیستیم که با رویارویی علیه جهانی‌سازی، کار داریم. نیروهای زیاد دیگری در جهان هستند که با جهانی‌سازی رودررو هستند. این درست نیست که رویارویی با جهانی‌سازی غربی، تنها وظیفه امت عربی و ملت‌های اسلامی تلقی شود. ملت‌ها و کشورهای زیادی، علیه جهانی‌سازی هستند و به ناچار باید نقش خود را در این زمینه ایفا کنند. ما مکلف نیستیم که به نمایندگی از آنها همه مسوولیت کار را برعهده گیریم. هر کس باید نقش و سهم خود را در این زمینه ایفا کند و مسوولیت خود را به درستی انجام دهد. بی آنکه به اشتباه کوشش کند، مسوولیت دیگران را برعهده گیرد. باز به تاکید قبلی خود درباره تقویت پیوستگی قومی و عربی در عصر جهانی‌سازی بازمی‌گردم که برای شناخت هویت ما و کیستی ما در چارچوب جهانی‌سازی، امری ضروری است. آیا ما پاره‌ای از روند جهانی‌سازی هستیم؟ آیا در شکل دادن به این روند، نقشی داشته‌ایم؟ آیا در نشر و عمومی‌سازی آن مشارکت داریم؟ یا ما به‌عنوان افراد و گروه‌های اجتماعی، تنها موضوع این بهره‌کشی هستیم؟  باور ندارم که جهانی‌سازی محقق خواهد شد. همه امپراتوری‌ها در بلندای تاریخ جهت‌گیری‌هایی ساختند تا بر ملت‌های بسیاری سیطره یابند. برخی از این امپراتوری‌ها همچون اسکندر مقدونی کوشیدند این ایده خود را در یک چارچوب فرهنگی یکپارچه محقق کنند و برخی دیگر همین ایده را از راه ایجاد یک بازار اقتصادی یکپارچه دنبال کردند؛ اما هر دو در تحقق هدف خود، شکست خوردند. اینک نیز، فرهنگ آمریکایی، آهنگ یکپارچه‌سازی جهان کرده است. اما با وجود همه فریب‌کاری‌های فناورانه و عصر ارتباطات، چون فرهنگی سرمایه‌سالار و مبتنی بر بهره‌کشی است، با نیروهای جهانی زیادی حتی از درون آمریکا، رودررو می‌شود. علت این است که فرهنگ آمریکایی می‌خواهد از چارچوب های قومی قدیمی گذر کند و جهانی ایستاده بر اساس تقسیم افقی طبقاتی بنا نهد که به لحاظ شکلی مرزهای قومی را درمی‌نوردد. اما حتی در این عبور از مرزهای کشورهای منطقه‌ای، میان نیروهای موجود در چارچوب جهانی‌سازی، تفاوت هست.

jaberiansari۱۹۶۹@gmail.com

p04 (3) copy

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن