سربازی و ازدواج
مهدی نصرتی<br>در حال حاضر سه مانع عمده پیش روی ازدواج بخش عمدهای از قشر جوان کشور وجود دارد که عبارتند از: اشتغال، مسکن و سربازی. لاینحل باقی ماندن این مسائل با خود مسائل دیگری همچون بالا رفتن سن ازدواج، افسردگی، اعتیاد و افزایش میزان جرایم و مفاسد در جامعه را به همراه آوردهاست.
مهدی نصرتی
در حال حاضر سه مانع عمده پیش روی ازدواج بخش عمدهای از قشر جوان کشور وجود دارد که عبارتند از: اشتغال، مسکن و سربازی. لاینحل باقی ماندن این مسائل با خود مسائل دیگری همچون بالا رفتن سن ازدواج، افسردگی، اعتیاد و افزایش میزان جرایم و مفاسد در جامعه را به همراه آوردهاست. از میان سه مساله مذکور، اشتغال و مسکن مسائلی واقعی به شمار میآیند ولی مساله سوم یعنی سربازی، مسالهای است که به راحتی و در صورت وجود عزم و اراده در میان مسوولان قابل حل است. هریک از این سه مساله دارای ابعاد گوناگونی است و بر دیگری تاثیر میگذارد. در اینجا صرفا به بررسی ابعاد اقتصادی و تاثیرات متقابل سربازی و ازدواج میپردازیم. بیشک یکی از موانع اصلی ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج، مساله سربازی است. هرچند طرحهایی مانند انجام سربازی متاهلان در استان بومی خود، مفید و موثر است ولی مبلغ بسیار ناچیزی که به سربازان پرداخت میشود، مدت زمان طولانی ۲۰ماهه سربازی و محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی برای مشمولین غایب، سربازی را تبدیل به کابوسی برای متاهلان و ازدواج را تبدیل به رویایی برای مجردان کردهاست.
هرچند در اینجا قصد نداریم درباره اتلاف عظیم منابع انسانی که در سربازی اتفاق میافتد، سخن بگوییم ولی واقعیت این است که سربازان بهخصوص متاهلان، احساس میکنند ساعات مفید روزانه خود را باید در محیط اداری یا نظامی به بطالت و بدون دریافت حقوق مناسب سپری کنند و بعد از آن تا پاسی از شب به دنبال کسب درآمد برای خانواده خود باشند. عدم امکان تخصیص وقت و توجه کافی از سوی سربازان متاهل به خانواده خود، باعث ایجاد مشکلات روحی و خانوادگی برای این افراد و خانوادههایشان میشود، ضمن این که موجب تحلیل رفتن قوای ذهنی و فیزیکی آنان نیز میگردد.
بدون اینکه وارد بحث فلسفه وجود سربازی شویم و با همین شرایط موجود، علم اقتصاد (علم تخصیص بهینه منابع) راهحل مشخصی را پیش روی ما میگذارد. راهحل سادهای که وجود دارد این است که با توجه به وجود نیروی مازاد بر نیاز، مشمولان متاهل مجاز باشند یکی از دو گزینه زیر را انتخاب کنند: اول، انتخاب سربازی و دریافت حقوق مکفی و برابر با نیروهای نظامی رسمی همدرجه. دوم، عدم سربازی و در مقابل پرداخت هزینه فوق به صورت یکجا یا طی اقساط.
به این ترتیب منابع مالی از کسانی که گزینه دوم را انتخاب میکنند، دریافت و به کسانی که گزینه اول را انتخاب کردهاند پرداخت میشود. واضح است که این سازوکار با طرح فروش سربازی که چند سال گذشته اجرا شد، تفاوت اساسی دارد و دارای این نکات مثبت است:
اول اینکه با انتخاب همراه است. یعنی هرکسی با بررسی وضعیت خود میتواند ببیند که کدام گزینه مطلوبیت بیشتری برای او ایجاد میکند. دوم اینکه یک بازتوزیع درآمد انجام میشود بدون اینکه هیچ گونه بارمالی بر دولت تحمیل کند. سوم اینکه از این طریق یک امکان شغلی(هرچند موقت) برای افرادی که دارای شغل و درآمد مناسب نیستند، فراهم میشود تا در نیروهای مسلح مشغول بهکار شوند. تعداد این گونه افراد(یعنی متقاضیان گزینه اول) نیز کم نیستند و شاهد این مدعا نیز صفهای طویل متقاضیان استخدام در نیروهای نظامی است. و بالاخره اینکه با اجرای آزمایشی این طرح بر روی بخش کوچکی از جامعه سربازان(یعنی متاهلین) میتوان با مشکلات احتمالی آن آشنا شد و در آینده آن را به کل جامعه سرباز تعمیم داد و به این ترتیب با کاهش نیروی مازاد و منطقی و گزینشی کردن تعداد پرسنل یک قدم به ایجاد ارتش حرفهای نزدیکتر شد.
برای اینکه از ایجاد تقاضای کاذب برای ازدواج نیز در مرحله اول جلوگیری شود، این طرح میتواند تنها شامل کسانی باشد که مدت زمان معینی (مثلا یک سال یا بیشتر یا کمتر) از ازدواجشان گذشته باشد.
به این ترتیب مشاهده میشود که برای یک مشکل بزرگ راهحلی ساده و کمهزینه وجود دارد ، فقط کافی است با درد آشنا و در پی حل مشکلات باشیم.