اروپا، روسیه و همسایگان مشترک
اروپایی که در شمال دریای خزر واقع است بهاندازه یک دنیا با اروپای نزدیک اقیانوس اطلس متفاوت است. همین جاست که اروپا پا به خاک آسیا میگذارد. در این منطقه مشترک که خاک چنگیزخانمغول هم در آن واقع است، مرز سنتی شرقی اروپا در چند قدمی خاک آسیا واقع شده است.
اروپایی که در شمال دریای خزر واقع است بهاندازه یک دنیا با اروپای نزدیک اقیانوس اطلس متفاوت است. همین جاست که اروپا پا به خاک آسیا میگذارد. در این منطقه مشترک که خاک چنگیزخانمغول هم در آن واقع است، مرز سنتی شرقی اروپا در چند قدمی خاک آسیا واقع شده است. نورسلطان نظربایف، رییسجمهور قزاقستان میگوید، اگر کشورش روزی برای ورود به اتحادیه اروپا اقدام کند قطعا از شانسی بیشتر از ترکیه برخوردار است. دلیل آن هم این است که خاک قزاقستان نسبت به ترکیه به اروپا نزدیکتر است. در اروپا همواره این بحث مطرح بوده است که اروپا کجا تمام میشود. این پرسش اکنون به گونهای دیگر مطرح شده و آن این است که حالا که اروپا از هر زمان دیگری بیشتر به روسیه نزدیک شده چگونه میتواند وابستگی خود را به این کشور از نظر نفت و گاز کم کند.
در سالهای اخیر روابط اروپا با روسیه روز به روز تیره تر شده است. اجلاس اخیر روسیه و اتحادیه اروپا در فنلاند با سخنان ولادیمیر پوتین اوج این تیرگی بود. پوتین در این اجلاس در سخنانی در واکنش به اظهار نظرات غرب درباره فساد در روسیه گفت، روسیه فاسدتر از اسپانیا نیست و مافیا از ابتدا یک کلمه ایتالیایی بوده نه روسی.
واقعیت این است که اروپا به غیر از اظهار نظرات گاه به گاه انتقادی کار زیادی نمیتواند در برابر روسیه قدرتمند با دلارهای نفتی بکند. اما عدهای در داخل اتحادیه اروپا بر این باورند که اگرچه اروپا نمیتواند کار چندانی برای تغییر رفتار داخلی مسکو انجام دهد اما میتواند پیامدهای این سیاستها را کاهش دهد. یکی از راههای کاهش این پیامدها تغییر رفتار با کشورهایی است که میان اروپا و روسیه واقع شدهاند. اینها همان کشورهای شوروی سابق هستند که روسیه آنها را «خارج نزدیک» میخواند و اروپا آنها را همسایه مینامد.
اتحادیه اروپا به غیر از توسعه و به عضویت طلبیدن این کشورها هیچ گاه سیاستی خاص و مشخص در برابر این همسایگان نداشته است. بنابراین وقتی اعضای جدید از اروپای مرکزی در سال ۲۰۰۴ به این اتحادیه پیوستند اروپاییها با مشکل جدیدی رو به رو شدند و آن این بود که برای اولین بار نمیتوانستند بر اعضای جدید تاثیر و نفوذی داشته باشند. دلیل این ناتوانی هم آن بود که این کشورها یا بیش از حد بزرگ بودند و یا بیش از حد ضد اروپایی. از سوی دیگر این همسایگان جدید، گروه منسجمی مانند کشورهای کمونیستی سابق اروپای مرکزی نبودند.
اتحادیه اروپا برای مقابله با این مشکل سیاستی به نام سیاست همسایگی را تدوین کرد. هدف کلی این سیاست تشویق ثبات و اصلاحات لیبرال بود. اما این یک عبارت کلی بود که دو گروه متفاوت را در بر میگرفت، یکی کشورهای جنوب که هیچ وقت به اتحادیه اروپا نمیپیوندند و دیگری کشورهای شرق که مردم آن، خود را اروپایی میدانند و امید دارند که روزی فرصت ورود به اتحادیه اروپا را بیابند. این سیاست البته غیر منسجم بود اما تا این اواخر کسی توجه چندانی به آن نداشت.
اکنون نیروهای سیاسی جدیدی به کار افتادهاند. یکی از این نیروها روسیه در حال ظهور و تهاجمی است. اکنون اتحادیه اروپا نیاز دارد تا به همسایگان شرقیاش ثبات بخشد تا به این طریق سیاست انرژی و استقلال از روسیه را تقویت کند. موضوع دیگر ادامه توسعه اتحادیه اروپا و واکنشهای احتمالی به آن است. ادامه سیاست توسعه اتحادیه اروپا به این معناست که کشورهایی چون اوکراین دیگر فقط با خیال پیوستن به اتحادیه اروپا دل خوش نمیکنند بلکه اکنون دیگر به دنبال به واقعیت تبدیل کردن این موضوع هستند.
در این میان آلمان به شدت به دنبال توسعه اتحادیه اروپا به سوی شرق است و در چارچوب این سیاست قصد دارد بخشی از بازار واحد اروپا را به سوی شرق گسترش دهد. طرح آلمان این است که این بازار واحد به سوی اوکراین گسترش داده شود تا این کشور را بیشتر به اروپا نزدیک کند و همچنین به سوی شرق و قزاقستان بکشاند که یکی از ده چاه بزرگ نفت را در دنیا دارد. بنیتا فررو والدنر کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا در حال تدوین توافقنامه همکاری با قزاقستان است.
البته از این روابط نباید انتظار چندانی داشت. درست است که قزاقستان میتواند منبع جایگزین تامین انرژی باشد اما در مدت زمان ده ساله فقط یک منبع بالقوه است. این کشور راههای ارتباطی چندانی ندارد و فقط راههای ترانزیت آن زمینی است. همه صادرات این کشور هم از طریق روسیه منتقل میشود. خط لولهای از این کشور و از طریق دریای خزر در حال احداث است، اما این خط لوله به این زودی جواب نمیدهد و ساخت و تکمیل آن سالها زمان میبرد.
اوکراین خود را بخشی از اروپا میداند نه متقاضی ورود به آن. اما روسیه در ماههای اخیر نشان داده که حساسیت زیادی نسبت به روابط اوکراین با اروپا و به طور کلی غرب دارد و به هر قیمتی نمیگذارد حیاط خلوتش به خطر بیافتد. کرملین از ابزارهایی چون قیمت انرژی و حتی قطع جریان انرژی برای تنبیه دیگر کشورها استفاده میکند. اکنون مسکو با استفاده از همین ابزارها در حال کنترل و مهار روند ورود اوکراین به سازمان تجارت جهانی است. اما آیا این به آن معنی است که تعامل اتحادیه اروپا با همسایگانش به سیاست ریسک بالا و سود اندک منجر میشود؟ کشورهای واقع در حیاط خلوت روسیه بهاندازه اروپا برای تلاش به نزدیکی به اروپا انگیزه دارند. اتحادیه اروپا برای اکثر این کشورها بزرگترین شریک تجاری است و آنها میخواهند که وابستگی خود را به روسیه کم کنند. به هر حال اکنون اروپا مصمم است به هر قیمت ممکن و با هر ابزاری به روسیه بفهماند که «خارج نزدیک» روسیه همسایگی اروپا هم هست.