دولت دخالت نکند
دکتر محسن خواجهنوری<br>درجه تمرکز در اقتصاد ایران بالا است و شاخصهای یک اقتصاد غیررقابتی را دارد. مطالعات سازمانها و موسسات بینالمللی نیز موید این ادعا است.
دکتر محسن خواجهنوری
درجه تمرکز در اقتصاد ایران بالا است و شاخصهای یک اقتصاد غیررقابتی را دارد. مطالعات سازمانها و موسسات بینالمللی نیز موید این ادعا است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز در بررسی علمی وضعیت، اقتصادی ایران را قابلقبول و مناسب نمیشناسد. براساس ارزیابی برخی سازمانهای بینالمللی نمره ما از جهت وضعیت اقتصادی ۵/۴ درحالی که بدترین وضع ۵ است. در واقع در بین ۱۲۴ کشور دنیا، رتبه ۸۰ را احراز کردهایم. در زمینه مداخله دولت در اقتصاد نیز در بین ۱۶۱کشور، جایگاه ششم و از نظر حجم دولت رتبه چهل و دوم را کشور در میان ۱۲۷ کشور (در سال ۲۰۰۵) از آن خود کردهایم.
دخالت دولت به لحاظ دلارهای نفتی فاحش و حداکثری است. به رغم اینکه سهم بخشخصوصی بسیار ناچیز است، در آن مداخلاتی هم صورت میگیرد که ضدانگیزه و نگرانکننده است. نمونههای دخالت دولت را میتوان در بانکها، موسسات اعتباری، بیمهها و دانشگاهها و حتی فدراسیونهای مختلف ورزشی به منظور ایجاد انحصار مضاعف شاهدیم.
از طرف دیگر، اعتقاد نداشتن دولت به سازمانهای غیردولتی و تشکلها، مزید بر علت شده است. پرسش این است که آیا بخشخصوصی و صاحبان فکر و اندیشه باید تنها به ذکر مصیبت اکتفا کنند؟ چرا تشکلها و سازمانهای غیردولتی آنگونه که در سایر کشورها قابل اعتنا و موثرند، نقشی قابل قبول در ایران ندارند. بگذارید همه تقصیرها را متوجه دولتها نکنیم. منصفانه اینکه داوری در مورد خود را نیز فراموش نکنیم. سازمانهای قوی و فراگیر غیردولتی میتوانند جلوی کژیها و کاستیها را بگیرند و مقتدرانه در عرصههای گوناگون تصمیمسازیها و تصمیمگیریها حضور پیدا کنند، در مقابل دولت نیز باید بداند مشارکت نمایندگان مخاطبان قانون و مقررات در اینگونه اقدامات، اجرای آنها را آسان میکند. نتیجه اینکه، تشکلهای ما از درون خویش دچار ضعف میشوند. مثال بارز آن وضعیت اخیر کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایان است. این کانون سالها فعالیت را پشتسر گذاشته است. در این سالها هر گروهی از کارفرمایان برای خود تشکلی را به وجود آورده و عدهای را کم و بیش پشت سر خود دارد. بهرغم دعوت جدی کانون از کارفرمایان واقعی برای مشارکت و عضویت در تشکلی که به موجب قانون کار تنها نماینده کارفرمایان است، آنان به دلایل مختلف از این مشارکت خودداری کردند، اما اکنون که بهزعم خویش تغییر وزش باد را تصور میکنند، جبههبندی را آغاز و جای تعجب و تاسف است که برخی در رسانهها کانون را به باد حمله میگیرند. آنان به جای آنکه با مشارکت در انتخابات به کسب جایگاه بپردازند با ایجاد این شایعه که مسوولان از ما حمایت میکنند، کانون را مورد تهاجم قرار میدهند، غافل از آنکه مسوولان دولتی آنان را به خوبی شناخته و به این موضعگیریها دل نمیبندند، چرا که وقتی میبینند اینها به خودیها رحم نمیکنند، انتظاری از آنان نخواهند داشت و احتمالا از آن به صورت ابزاری استفاده خواهند کرد تا تاریخ مصرفشان بگذرد. جالب اینکه بیشتر آتشبیاران این معرکه تنها نام کارفرما دارند و پشتسر کارفرمایان صاحب اعتبار و مقبول جامعه سنگر گرفتهاند و تحت عناوین جعلی اظهار نظر کنند.
آرزو میکنم به خود آییم و با توجه به اهداف مشترک روشی انسانی را پیش گیریم و با ایجاد تشکلهای قوی و فراگیر بر افتخارات خود برای حفظ منافع ملی در چارچوب نظام مقدس اسلامی در درجه اول و حقوق صنفی و حرفهای خویش فعالیت کنیم.