اطلاعات صحیح، مبنای امنیت و ثبات
محمد عاملی<br>ثبات تصمیمگیری یکی از پایههای امنیت سرمایهگذاری است و بیشک در فقدان امنیت سرمایهگذاری نمیتوان به آینده درخشان اقتصادی امید داشت.
محمد عاملی
ثبات تصمیمگیری یکی از پایههای امنیت سرمایهگذاری است و بیشک در فقدان امنیت سرمایهگذاری نمیتوان به آینده درخشان اقتصادی امید داشت. در کشورهایی که از میزان مطلوبی از ثبات در تصمیمگیری برخوردار هستند، تکیه عمده تصمیمات بر نظرات نهادهای علمی پایداری است که تحت عنوان کلی Think Tank شناخته میشوند. اتکای نهادهای تصمیمساز حکومتی که در پی انتخابات متعدد دچار تغییر و تحولات گاه به گاه میشوند، به نهادهای علمی باثبات، خط سیر واحد تصمیمات را حفظ میکند.
گذشته از این وجود اطلاعات و آمار دقیق، به روز و صادقانه یکیدیگر از ضروریات دستیابی به تصمیمات پایداری است که میتواند بستری مساعد را برای انتخاب سرمایهگذاران فراهم کند. در جریان برنامهریزی البته نگاه تصمیمسازان بایستی به شرایط مطلوب باشد، اما نقطه عزیمت آنان واقعیات موجود است، واقعیاتی که در بسیاری از مواقع تلخ و ناخوشایند است. با مشاهده و پذیرش واقعیات ناخوشایند موجود است که میتوان آیندهای مطلوب و خوشایند را ساخت. در واقع برنامهریزی کارشناسانه، تصمیمگیری برای عبور گام به گام از شرایط موجود با آگاهی همه جانبه بر واقعیات پیرامونی و در نظر داشتن تبعات تصمیمات، برای رسیدن به واقعیت مطلوب با پرهیز از هرگونه نگاه ایدهآلیستی است. در این مسیر، «اطلاعات» نقش اساسی دارند و میزان موفقیت برنامهریزیها، ارتباط تنگاتنگی با میزان صحت اطلاعات دارند، به نحوی که هرچه این اطلاعات واقعبینانهتر باشند، امیدواری به موفقیت تصمیمات نیز بیشتر خواهد بود.
در خبرها آمده بود براساس اعلام مرکز آمار ایران - یکی از نمادهای کلیدی گردآورنده اطلاعات - «میزان بیکاری در بین جمعیت فعال کشور در فصل بهار امسال، نسبت به مدت مشابه پارسال ۹/۰درصد کاهش داشته است». بازه زمانی مورد اشاره این مقایسه، مقارن با تصمیم دولت مبنی بر افزایش میزان حداقل دستمزد است. تصمیمی که در همان زمان بهزعم بسیاری از کارشناسان فاقد پشتوانه کارشناسی و مصداق بارز مداخله دستوری دولت در قوانین و ارتباطات طبیعی حاکم بر اقتصاد بود. عقبنشینی دولت از این تصمیم البته پس از آشکار شدن عواقب سوء آن، موید ارزیابیهای مذکور بود. متعاقب این تصمیم بسیاری از کارگران شاغل، شغل خود را از دست دادند و بسیاری از کارفرمایان ناچار به تعدیل نیرو در بنگاه خود شدند. این بحران چندان گسترده بود که احتمالا هر کسی در میان آشنایان و نزدیکان خود نشانهای از آن میدید، البته متاسفانه آمار دقیقی از میزان بیکارشدگان ناشی از این تصمیم در دست نیست.
حال با توجه به بیکار شدن تعدادی از شاغلان در بهار سالجاری به علاوه افرادی که هر ساله به جمعیت فعال کشور افزوده میشوند، پذیرش کاهش نرخ بیکاری در فصل بهار دور از ذهن مینماید. البته شاید انتشار این اطلاعات آماری برای ایجاد امیدواری و مقابله با آنچه بحرانهای روانی در اقتصاد میخوانند صورت گرفته باشد، با این حال باید امیدوار بود که آمار صحیح و دقیق مبنای برنامهریزیها و تصمیمسازیها قرار گیرد.