دو پرسش درباره یک تفاهمنامه
محمدصادق جنانصفت - سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران و خانه صنعت و معدن ایران تفاهمنامه همکاری امضا کردند.
محمدصادق جنانصفت - سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران و خانه صنعت و معدن ایران تفاهمنامه همکاری امضا کردند. براساس این تفاهمنامه، خانه صنعت و معدن نماینده بخشخصوصی شناخته شده است و میتواند با استفاده از منابع مالی شرکت نوسازی صنایع ایران و دیگر سازمانهای وزارت صنایع و معادن، فعالیتهایی مثل «ایجاد بانکهای اطلاعاتی»، «برگزاری همایشها»، «تشکیل کمیتههای مشترک توسعه مراکز فنی و حرفهای» و «برگزاری دورههای آموزشی» به این نهاد مدنی واگذار شده است. مبارک است. سرانجام دولت پذیرفت برخی از فعالیتهای غیرحاکمیتی را به نهادهای مدنی واگذار کند. در این باره اما چند پرسش وجود دارد که پاسخگویی به آنها میتواند گوشه و کنارهای این تفاهمنامه را روشن کند. در صورتی که این پرسشها پاسخ منطقی پیدا کنند، میشود از تفاهم به سمت توافق و همکاری پیش رفت.
۱ - آیا این تفاهمنامه را میتوان یک قرارداد پیمانکاری تلقی کرد؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد و سازمان صنایع کوچک کارفرما است، میتوان پرسید آیا این تفاهمنامه نیاز به برگزاری مناقصه نداشته است؟ چرا چنین پرسشی مطرح میشود؟ واقعیت این است که خانه صنعت و معدن یکی از تشکلهای صنعتی بخشخصوصی است که فعالیت میکند و در کنار آن برخی تشکلهای صنعتی وجود دارند که سابقه و فراگیری بیشتری دارند و به صورت تخصصیتر کار میکنند. بنابراین خوب و مفید بود که سازمان صنایع کوچک برای انتخاب همکار مناقصه برقرار میکرد تا نهادهای مدنی صنعتی در یک رقابت و با ارائه تواناییهای خویش در این فرآیند حضور پیدا می کردند.
در صورتی که این کار انجام شده است کاش میشد طی گزارش شفافی مراحل کار به اطلاع نهادهای مدنی میرسید. با توجه به این که همکاری فعلا در حد تفاهمنامه است و تا رسیدن به قرارداد و اجرایی شدن آن زمان باقی است میتوان فراخوان داد و مشارکت واقعی را ایجاد کرد.
۲ - اکنون خانه صنعت و معدن به عنوان نماینده بخش خصوصی در فعالیتهای صنعتی توانسته است به یک کامیابی بالا برسد و ضرورت دارد که برخی از تواناییهای خویش را آشکار سازد.
به طور مثال میتوان پرسید اعضای این تشکل چند نفرند؟ سهم آنها از ارزش افزوده بخش صنعت در سال ۱۳۸۴ چه میزان است؟ و تاکنون کدام دورههای آموزش - صنعتی را برگزار کردهاند؟ کتابها، جزوههای آموزشی که در این بخش تاکنون منتشر کردهاند چه مقدار کتاب و جزوه است و توسط کدام استادان یا فعالان صنعتی نوشته شده است؟ امکانات آموزشی و مدیریتی آنها در پایتخت و مراکز استانها چقدر است؟ تاکنون برای اعضای خود کدام دورههای آموزشی با کدام ماهیت و جهتگیری برگزار کردهاند؟
در صورتی که این پرسشها به صورت شفاف پاسخ داده شود میتوان امیدوار بود یک گام به جلو برداشته شده است، در غیر این صورت میتوان بار دیگر در زمینه توزیع کارها میان تشکلهای دیگر اقدام کرد.