جشنواره پلیس به رنگ ارغوانی میشود
محمد تاجیک- چند روز گذشته خبرگزاریهای ایران به نقل از ساداتیان تهیهکننده به رنگ ارغوان خبر از تمایل به نمایش این فیلم مطرح حاتمیکیا در دومین جشنواره فیلم پلیس دادند.<br> جشنواره فیلم پلیس از مهمترین رویدادهای هنری در سال ۸۵ است که دیماه سالجاری برگزار میشود. مدتها است دوستداران سینمای حاتمیکیا منتظرند که این ساخته کارگردان سینما بالاخره نمایش داده شود.
محمد تاجیک- چند روز گذشته خبرگزاریهای ایران به نقل از ساداتیان تهیهکننده به رنگ ارغوان خبر از تمایل به نمایش این فیلم مطرح حاتمیکیا در دومین جشنواره فیلم پلیس دادند.
جشنواره فیلم پلیس از مهمترین رویدادهای هنری در سال ۸۵ است که دیماه سالجاری برگزار میشود. مدتها است دوستداران سینمای حاتمیکیا منتظرند که این ساخته کارگردان سینما بالاخره نمایش داده شود. ابراهیم حاتمیکیا و حمید فرخنژاد در پشت صحنه «به رنگ ارغوان
خلاصی از حصار
حاتمیکیا سال گذشته در گفتوگویی که با یکی از روزنامهها داشت، عنوان کرد دوست دارد هرچه زودتر این فیلم از حصار خود خارج شود و این خلاصی برایش اهمیت بسیاری دارد.او گفته بود که رنگ ارغوان محصول چندین سال محاکات درونی خودش با نظامهای ارزشی، به نظر تثبیت شده است. سینمای «به رنگ ارغوان» از نظر حاتمیکیا سینمای تصویر و شهود است و سینمای «به نام پدر» از جنس قصه و کلام. کسانی که کارهای قبلی او را دنبال کرده باشند، این دو روش را در کارهای حاتمیکیا دیدهاند.
نگاه مشترک به ارزشها تفاوت در شیوه عمل
شاید همین احساس، حصار خود خواسته، صحبت از یک خود جمعی باشد که حاتمیکیا نیز خودش را درون آن دایره میبیند. حاتمیکیا در همان اظهارات سال گذشته خود، خطاب به مخاطبان گفت که اگر فرصت کردند، یکبار دیگر به متن نامهای که دو سال پیش برای وزیر وقت اطلاعات نوشت مراجعه کنند. او با همان حس و حالی که فیلم «به رنگ ارغوان» را نوشت و ساخت، آن نامه را نوشت و حتی میداند خیلی از دوستان از این نامه مستقیم او رنجیده خاطر شدند، ولی واقعیت این است که در ساحتی خارج از حوزه هنر، به این موضوع اعتقاد دارد که هر دوی آنها (حاتمیکیا و مسوولان) اگرچه نسبت به ارزشها نگاه مشترکی داشته، ولی در شیوه عمل زبانهای متفاوتی دارند .
طعم گس سوءتفاهم
آن شبها اگرچه گذشته است، ولی طعم گس این سوءتفاهم همانطور که در مصاحبه با روزنامه گفته بود همچنان کام حاتمیکیا را به هم ریخته است.
حاتمیکیا باز هم مخاطبان خود را خطاب کرده و از آنها میخواهد که در یک نگاه لانگشات به این ماجرا نگاه کنید و در این نگاه چرخهای به شدت ناقص و درهم ریخته را خواهند دید. باز هم به این حرفهای حاتمیکیا که در واقع توضیح اتفاقات روی داده برای به رنگ ارغوان در جشنواره بیستوسوم و نامه معروف او به وزیر وقت اطلاعات است گوش فرا دهید. او خطاب به آن روزنامه صبح میگوید: آخر این چه نظام دولتی است که فیلمساز دارای پروانه ساخت، در واضحترین شکل ممکن فیلمش را بسازد و بعد برای توضیح چرایی ساختش با بالاترین رده امنیتی کشور وارد بحث و مذاکره شود. در این چرخه ناقص، جای وزیر ارشاد و معاون سینمایی به شدت خالی است. من به شدت از این موضوع دلخور بودم و به همین عزیزان نیز این غصه را با تمام ارادتی که به آنها داشتم اعلام کردم. ارشاد به عنوان مرجع و مامن برای اهل فرهنگ مطرح است، چرا باید به من فیلمساز - توجه داشته باشید، درست در شبهای جشنواره - خبر دهند که برای یک مذاکره یا بهتر بگویم یک توضیح ساده سراغ دفتر وزیر اطلاعات بروم. ظاهرا مسوولیتها جابهجا شده بود. وزیر اطلاعات که به اعتقادم وزیر در سایه است باید به شکل عیان از من فیلمساز بابت این صبوری تشکر کند ولی از وزیر ارشاد هیچ خبر و اطلاعی در دست نیست. شما تصور کنید سالها بعد محققی بخواهد از طریق جراید این موضوع را ردیابی کند با کمال حیرت جای خالی وزیر ارشاد و تشکیلات سینمایی را در یک موضوع کاملا فرهنگی خالی خواهد دید و در عوض یک فیلمساز با بالاترین رده اطلاعاتی در حال مراوده عیان است!
غربت دوگانه
این غربت دوگانه هنوز با حاتمیکیا است و او اگر به خود این عزیزان این شکوه را نکرده بود، در جایی نیز آن را مطرح نمیکرد ولی برای ثبت در تاریخ فرهنگی این مرز و بوم لازم دانسته که بگوید کسی برای فیلمسازی که حکم همان مادر مورد اشاره شما را دارد، خرده نگیرد که چرا تن به این مذاکره داده است. (چون) او یک فیلمساز است و نه سیاستمدار.
فیلمساز جنجالبرانگیز
حاتمیکیا همیشه فیلمسازی جنجالبرانگیز بوده است، چه زمانی که چند سال پیش پس از مسائل به وجود آمده بر سر فیلم موج مرده با قطعات بریده شده فیلم خود در سالن مطبوعات ظاهر شد و در طول صحبتهای خود با بغض فراوان سخن میگفت و آماده بود مراسم آتشسوزی فیلم را خود اجرا کند یا در دو سال پیش نامهای صریح به وزیر دولت خاتمی نوشت، حاتمیکیا فیلمسازی است که زمانی هوشنگ گلمکانی، سردبیر ماهنامه، فیلم او را به نوعی کیمیایی نسل پس از انقلاب اسلامی نامیده بود.
کشمکش عقل و دل
ابراهیم حاتمیکیا با به رنگ ارغوان که قرار بود در جشنواره دو سال پیش یعنی در جشنواره بیستوسوم فجر حضور داشته باشد باز هم به همان مضمون معروف کشمکش بین عقل و دل رو آورده است.مضمونی که در آژانس شیشهای بسیار پررنگ بود و به رنگ ارغوانی، مکاشفه آدمی است که در جنگ درونی خویش میان عقل و دل مانده است. شاید مولفه دیگر به رنگ ارغوان به روز بودن آن باشد، چون برای حاتمیکیا بحث به روز بودن و به تعبیری به محاکات کشاندن خودش با زمانه بسیار اهمیت داشته است. او زمانی در پاسخ به این پرسش که چقدر مشکلات سیاسی و اجتماعی جامعه در تغییر رویه وی در فیلمسازی موثر بوده گفته بود: چیزی که به شدت برای او اهمیت دارد، شناور بودن هنرمند در زمانش است که اگر نباشد برای هنرمند فساد به وجود میآورد.او هم مثل همه آدمهایی که در این جامعه زندگی میکنند شناور است و دارد حرکت میکند.
حاتمیکیا همواره خطاب به مخاطبان خود گفته است: شما کسانی را که در شکلگیری این انقلاب تاثیر داشتند تصور کنید اوایل انقلاب و الان آنها را هم ببینید. حاتمیکیا معتقد است: احساسی که او هماکنون دارد قطعا احساسی که در زمان ساخت مهاجر یا دیدهبان داشت، نیست و حتی او احساس میکند اگر بخواهد امروز دیدهبان را بسازد، یک نگاه ارتجاعی دارد و حس او این است که الان باید مسائل جامعه را بگوید و مسائل جامعه بخش واقعگرایانه آن تاثیرگذارتر است. هنرمند متعهد، درون خود را باور دارد واگر این باور را بروز دهد، اثرش برای مخاطب قابل باور و قابل هضم است.
حاتمی کیا هنر را ظرفی میداند که میتواند این محتوار را در خود داشته باشد و ثابت شده که این ظرف و محتوا قابل تفکیک نیستند. او زمانی گفته بود بنده- حاتمیکیا- از نوعی محسوب میشوم که به روز، واکنش نشان میدهم، شاید این را از جوهره خود این انقلاب و نهضت میتوانم بگیرم که آنقدر پرتلاطم و لحظهبه لحظه حرکت کرده است که واقعا باورم نمیشود در این درگیریها شرکت کردم، انگار همین چند روز پیش بود، آنقدر این تلاطم زود میگذرد که من نمیتوانم در یک زمانه بنشینم و به گذشته فکر کنم، به خاطر همین واکنشهای من نسبت به روز، شدید و صریح است تا یک هنرمند و عزیز دیگری که ممکن است، نسبت به روز اینگونه نکند. اینها هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد مگر اینکه بگوییم عیارش با خود فردیت آن آدم تعریف شود، هر چه نزدیکتر، عیار آن بالاتر است.