آماردان منتقد مارکس
لادیسلاس فون بورتکیویچ (۱۹۳۱-۱۸۶۸) آمارشناسی است که سهم زیادی در پیشبرد نظریه احتمالات، نظریه نمونهگیریهای کوچک و تفسیر آماری رادیواکتیویته دارد. او در عین حال، اقتصاددانی است که در دهه نخست قرن حاضر مقالات انتقادی متعددی نوشته که همگی شاخصاند.
لادیسلاس فون بورتکیویچ (۱۹۳۱-۱۸۶۸) آمارشناسی است که سهم زیادی در پیشبرد نظریه احتمالات، نظریه نمونهگیریهای کوچک و تفسیر آماری رادیواکتیویته دارد. او در عین حال، اقتصاددانی است که در دهه نخست قرن حاضر مقالات انتقادی متعددی نوشته که همگی شاخصاند. برای مثال، یکی از مقالات او که تحت عنوان مطلوبیت نهایی به مثابه اساس سیاست اقتصادی فوق آزاد در سال ۱۹۰۲ منتشر شد، در ظاهر به بررسی کتاب اقتصاد سیاسی تالیف آلفردو پارتو اختصاص یافته، لیکن در واقع انتقاد برندهای است از روش استفاده والراس و پارتو از نظریه تعادل عمومی در دفاع از آموزه «حداکثر رضایت خاطر» (که به موجب آن رقابت آزاد مجموع رضایت خاطر افراد جامعه را به حداکثر میرساند). اما این مقاله و مقالات دیگر بورتکیویچ در مقابل دو مقالهای که در انتقاد از اقتصاد مارکسیستی نوشته، هیچ شمرده میشوند. این دو مقاله تحت عنوان «ارزش و قیمت در نظام مارکسیستی» و «تصحیحاتی که مارکس در جلد سوم کتاب سرمایه در اساس نظریه به عمل آورد» به ترتیب در سال ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ منتشر شدند.
تفاوت لحن این دو مقاله و مثلا کتاب ختم نظام مارکسیستی اثر بوم- باورک بسیار است. هدف بوم- باورک این بود که نظام اقتصادی مارکسیسم را ارزیابی نموده و نشان دهد که این نظام غیرقابل دفاع است. اما، مراد از دو مقاله فوقالذکر بورتکیویچ این بود که نشان دهد مارکس از حل بسیاری از مسائل که به نظر بورتکیویچ قابل حل بود، عاجز مانده بود. اینکه موضوع چه عواقبی برای مارکسیسم دارد، نکتهای بود که بورتکیویچ به خود مربوط نمیدانست. تنها زمانی که بورتکیویچ اندکی عاطفی میشود، آنجا است که قضاوت مارکس را در مورد ریکاردو که بورتکیویچ به او ارادت خاص داشت، غیر منصفانه میبیند. بوم- باورک تناقض زیادی میان جلد اول و جلد سوم سرمایه مشاهده میکرد. در جلد اول سرمایه، ارزش کالاها براساس زمان کار صرف شده در تولید تعیین گردید. اما در جلد سوم این کتاب، قیمت واقعی کالاها براساس هزینه تمام شده به علاوه نرخ متوسط سود سرمایه تعیین شده است. استدلال مارکس این بود که ارزش را میتوان به قیمت «تبدیل» کرد و بدین ترتیب نظریه ارزش- کار و لاجرم نظریه ارزش- سود را حفظ کرد. بوم- باورک استدلال مارکس را رد میکرد و آن را عدول از نظریه ارزش کار میدانست، بدون آنکه به مشکلات فنی «تبدیل» که مارکس از آن سخن گفته بپردازد. اما، بورتکیویچ میگفت که مارکس در تبدیل ارزش به قیمت دچار اشتباه بزرگی شده است زیرا تولید را براساس قیمت و دادهها را براساس ارزش کار ارزیابی میکند. بورتکیویچ نشان داد که اگر اقتصاد را به سه بخش تقسیم کنیم، هم ارزش دادهها و هم ارزش تولید براساس قیمت قابل محاسبه است. مارکس در سال ۱۸۸۳ در گذشت و مقاله بورتکیویچ در سال ۱۹۰۶ منتشر شد لذا مارکسیستها مدت ۲۴ سال این ناهماهنگی را در نیافته بودند. حتی بعد از انتشار دو مقاله بورتکیویچ، نکتهای که او اشاره کرده بود توسط مارکسیستها نادیده گرفته میشد و تنها در سال ۱۹۴۲ توسط پل سوئیزی مورد تایید قرار گرفت. به طور خلاصه، از نظر ریاضی میتوان نشان داد که ارزش کار به قیمت قابل تبدیل است. اینکه این مساله چه تاثیری بر اعتبار نظریه مارکسیسم گذاشت، البته داستان دیگری است.
بورتکیویچ در سال ۱۸۶۸ در پترزبورگ متولد شد و در سال ۱۸۹۰ از دانشگاه سنپترزبورگ فارغالتحصیل گردید.