طراح و مغز متفکر باند کیف‌قاپی «رابین‌هود»

فقط از پولدارها می‌دزدیدیم

شماره روزنامه: ۱۰۷۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۸۵۰۷۵ خبر

آنها خود را «رابین‌هود» می‌دانستند. گروهی بچه‌محل که تنها نقطه اشتراک‌شان فقر و بزهکاری بود. به گفته «دکتر» گرایش به رفتارهای ناهنجار اجتماعی میان فرزندان جنوب شرق تهران به صورت موروثی است. این مرد که در میان اعضای گروه‌اش به «کامپیوتر» نیز مشهور است، طراحی نقشه‌های سرقت‌های میلیونی از پولداران تهرانی را انجام می‌داد.

فقط از پولدارها می‌دزدیدیم

آنها خود را «رابین‌هود» می‌دانستند. گروهی بچه‌محل که تنها نقطه اشتراک‌شان فقر و بزهکاری بود. به گفته «دکتر» گرایش به رفتارهای ناهنجار اجتماعی میان فرزندان جنوب شرق تهران به صورت موروثی است. این مرد که در میان اعضای گروه‌اش به «کامپیوتر» نیز مشهور است، طراحی نقشه‌های سرقت‌های میلیونی از پولداران تهرانی را انجام می‌داد. اعضای باند شما چند نفر هستند؟

۹نفر که همه آنها بچه محل هستند. اوایل ما سه نفر بودیم، ولی کم‌کم بقیه هم اضافه شدند.

از چند سال پیش سرقت را شروع کردید؟

اوایل سال ۸۲ بود که کار سرقت به صورت کیف‌قاپی از مشتریان بانک‌ها را شروع کردیم.

چطور شد دستگیر شدید؟

دو میلیون تومان از تراول‌های سرقتی را به نیم‌بها به یکی از آشنایانمان فروخته بودم. او وقتی می‌خواست از ایران خارج شود از سوی پدرزنش به پلیس لو رفت. با دستگیری او بقیه اعضای گروه هم یکی‌یکی دستگیر شدند.

در مجموع چه تعداد سرقت انجام دادید؟

فکر می‌کنم ۱۵۴فقره کیف‌قاپی و سرقت کردیم.

طعمه‌های خود را چگونه انتخاب می‌کردید؟

سعی می‌کردیم از میان افراد پولدار تهران طعمه‌هایمان را انتخاب کنیم. آنها را در چند مرحله به صورت نامحسوس تعقیب می‌کردیم و پس از اینکه اطمینان پیدا می‌کردیم مبلغ بالایی پول همراه دارند، نقشه سرقت را اجرا می‌کردیم.

سرقت‌ها به چه صورت انجام می‌شد؟

در سه مرحله بود. یک نفر در داخل بانک در نزدیکی گیرنده پول بود. او علامت می‌داد. اگر تایید می‌کرد که مبلغ بالا است سرقت انجام می‌گرفت ولی اگر مبلغ پایین‌تر از ۷میلیون بود به طرفش نمی‌رفتیم.

فکر می‌کنید ارزش سرقت‌های شما چه تعداد است؟

یک میلیارد تومان که سهم هر کدام از اعضا با توجه به نقشی که در سرقت‌ها داشتند پرداخت شده است.

از چه روش‌هایی برای سرقت استفاده می‌کردید؟

پنچر کردن خودرو، تخم‌مرغ زدن به لباس حامل پول یا سرقت از روی گیشه بانک‌ها. البته اگر حامل پول همراه داشت به هیچ عنوان به طرفش نمی‌رفتیم.

چند نفر نقشه سرقت‌ها را انجام می‌دادند؟

سرقت‌ها در سه مرحله بود. زاغ‌زن، بگیر، ببر و نقد کن. یک گروه کار زاغ‌زنی و انتخاب و شناسایی طعمه‌ها را انجام می‌داند، گروه دوم در بیرون بانک مرحله سرقت را کار می‌کردند و گروه سوم هم با شناسنامه‌های جعلی که داشتیم قبل از اینکه مال‌باخته فرصت شکایت داشته باشد تراول‌ها را نقد می‌کردند.

چرا به شما دکتر یا کامپیوتر گروه می‌گویند؟

من با همفکری سایر اعضا نقشه‌های سرقت را طراحی می‌کردیم و بهترین و مورد اطمینان‌ترین روش را به نیروهای اجراکننده گروه یادآوری می‌کردیم. مثلا در روزهای بارانی یا برفی اصلا کار نمی‌کردیم.

در هنگام سرقت اگر تعارضی می‌شد از اسلحه هم استفاده می‌کردید؟

نه، ما اصلا اهل خشونت نبودیم. کار ما سرقت و کیف‌قاپی بود نه زورگیری.

در روز چند بار مرتکب سرقت می‌شدید؟

گاهی اوقات روزی ۲ تا سه بار ولی معمولا برای کاهش خطر دستگیری به همان یک بار قناعت می‌کردیم.

الان چه حسی دارید؟

خیلی پشیمان هستم. امیدوارم فرصتی پیش بیاید بتوانم جبران کنم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن