بزرگترین مانع تغییر شرایط اقتصادی، عادتهای جامعه است
اقتصادی که امورهای خود را بر مبنای فعالیتهای اقتصادی و نه لزوما نفت تنظیم کرده، آسیبپذیریاش کمتر است و تکانهها، اثری بر آن ندارد و پایدار است ولی اقتصادی که متکی به نفت است شوکپذیری زیادی دارد. <br>به گزارش «ایسنا»، رامین پاشایی فام، مدیرکل دفتر برنامهریزی و مدیریت اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامهریزی، بهترین گزینه برای ارتقای کشورهای دارنده نفت را ایجاد سرمایهگذاریهای جدید از محل درآمدهای نفتی دانست و تصریح کرد: نفت ثروت است و نباید تبدیل به مصارف آنی شود.
اقتصادی که امورهای خود را بر مبنای فعالیتهای اقتصادی و نه لزوما نفت تنظیم کرده، آسیبپذیریاش کمتر است و تکانهها، اثری بر آن ندارد و پایدار است ولی اقتصادی که متکی به نفت است شوکپذیری زیادی دارد.
به گزارش «ایسنا»، رامین پاشایی فام، مدیرکل دفتر برنامهریزی و مدیریت اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامهریزی، بهترین گزینه برای ارتقای کشورهای دارنده نفت را ایجاد سرمایهگذاریهای جدید از محل درآمدهای نفتی دانست و تصریح کرد: نفت ثروت است و نباید تبدیل به مصارف آنی شود. عکس: ایسنا
وی افزود: کشورهای نفتخیز مثل عربستان سعودی و امارات متحده عربی تاکنون توانستهاند خود را از قید اتکای صرف به درآمدهای نفتی رها کنند و سهم نفت را از اقتصاد ملی خود کاهش دهند.
او هر نوع تغییر و دگرگونی را در صرف و هزینه منابع نفتی منوط به عزم جدی و خواست عموم دانست و افزود: ما ناگزیر از تغییر الگوهای اقتصادی هستیم و هرچه این تغییر دیرتر انجام شود متحمل هزینههای سنگینتری خواهیم شد. اداره یک اقتصاد خوب مستلزم این است که فعالیتهای اقتصادی بر مبنای اقتصاد بدون نفت تنظیم شود، به طوری که امورهای جاری، بدون نفت قابل تنظیم باشد و اهداف محقق شود و بهترین کار برای این امر این است که حساب جداگانهای داشته باشیم که درآمد حاصل از سرانه نفت به آنجا واریز شود و آن بخش از درآمد نفت را که در اقتصاد داخلی نیاز داریم برداشت کنیم و در درازمدت بهتر آن است که چیزی برداشت نکنیم. به این ترتیب درآمد نفت را میتوانیم در قالب سرمایهگذاریهای اقتصادی، اجتماعی و نیازهای کلان کشور هزینه کنیم و به جای اینکه در امور هزینهای خود از آن استفاده کنیم آن را وارد حسابی کنیم تا صرف سرمایهگذاری شود. اگر بتوان از محل سرمایهگذاریها، درآمدی حاصل و آن را در جریان مخارج کلان کشور وارد کنیم قطعا در افق کوتاهمدت و میانمدت به جایی میرسیم که نیازی به استخراج نفت نداشته باشیم و در آن صورت به فکر سایر مصارف نفت میافتیم.
وی تاکید کرد: یک سرمایهگذاری در شکل حسابداری خود یک عایدی دارد اما در تجزیه و تحلیلهای اقتصادی علاوه بر عایدی حسابداری، عواید دیگری هم خواهد داشت که این عواید باعث توسعه منطقه و ایجاد مشاغل و اماکن زیادی خواهد شد و اگر میتوانستیم که این درآمدها را صرف سرمایهگذاری کنیم، امکان استخراج منابع زیرزمینی خود را پیدا میکردیم و بعد آن را تبدیل به داراییهای دیگری میکردیم.
وی در پاسخ به این پرسش که در بودجه کشور علاوه بر درآمدهای نفتی، مالیاتی و سایر درآمدها، درآمد حاصل از سرمایهگذاری نیز محاسبه میشود پاسخ مثبت داده و اذعان کرد: درآمدهای نفتی به معنای درآمدهای حاصل از فروش نفت است در حالی که این تقسیمبندی را میتوانستیم به این شکل ذکر کنیم، درآمدهای نفتی، درآمدهای حاصل از سرمایهگذاری و سایر درآمدها، درآمدهای حاصل از سرمایهگذاری از محل نفت ایجاد میشود، ولی نتیجه، فروش نفت و مصرف آن نیست.
وی در خصوص حساب ذخیره ارزی که تا چه حد توانسته در راستای این اهداف عمل کند، گفت: آنچه که در قالب برنامه سوم دنبال شد این است که نوسانات قیمت نفت در اقتصاد داخلی خنثی شود و ماهیت حساب ذخیره ارزی خنثی کردن نوسانات قیمت و استفاده بهینه از درآمدهای نفتی بوده است.
وی افزود: آنچه مسلم است بخش قابل توجهی از درآمد نفت در قالب درآمدهای حاصل از فروش نفت در بودجه قرار میگیرد و اگر میخواهیم اقتصاد بدون نفت را تجربه کنیم، باید به نحوی وارد موضوع شویم که نفت را از محاسبات خود به عنوان فروش و درآمد حاصل از فروش خارج کنیم و اتکا به درآمدهای نفتی در حال حاضر معضل اقتصاد ایران است.
پاشایی فام بیان کرد: این کار را نمیتوان ظرف یک یا دو سال اخیر انجام داد، بلکه میتوان طی یک برنامه پنج ساله و به صورت تدریجی، جهتگیری برنامه را به این سمت سوق داد و برای مثال سالی ۲۰درصد از اتکای بودجه به درآمدهای نفتی کم کرد و چنانچه این کار صورت بگیرد و مکلف به اجرای آن باشیم بعد از پنج سال اتکای ما به نفت قطع میشود و با سرمایهگذاریهای مناسب چندین برابر آن نصیب کشور میشود.
وی در خصوص نقش سیاستگذاری در کشور گفت: وقتی که اقتصادی به یک روش خاص عادت میکند نمیتوان از دولتمردان انتظار داشت که با پی بردن به روش درست بلافاصله آن را اجرا کنند و به عنوان مثال در حال حاضر اگر ما به این جمعبندی رسیده باشیم که قیمت بنزین بسیار پایین است حتما باید اصلاح شود، ولی به دلیل اینکه پایین بودن قیمت بنزین طی ۲۵ تا ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده است نمیتوان انتظار داشت که یک ساله تغییر اساسی ایجاد شود.
وی ادامه داد: سیاستگذاران باید به این نکته توجه کنند و به تبع آن مردم بدانند که اگر میخواهند اصلاحات انجام شود باید زیانها و آثار منفی آن را در کوتاه مدت بپذیرند و قدر مسلم اگر این تعدیلها و اصلاحات انجام نشود، افق درازمدت روشنی نخواهیم داشت و اگر درد و سختی اصلاحات را بر خود هموار نکنیم میتوانیم با وضع موجود ادامه بدهیم، ولی هر چه که جلوتر برویم شرایط برای تغییر سختتر خواهد بود و ممکن است که رفاه ما کمتر شود.
وی در پاسخ به این پرسش که موانع اساسی برای رسیدن به سرمایهگذاری از محل درآمدهای نفتی چیست؟ گفت: اولین و بزرگترین مانع این است که شرایط حاکم بر اقتصاد شرایط دراز مدتی است که این شرایط، رفتار، ساختار و علایق ما را به این نوع تنظیم اقتصاد عادت داده است.
او گفت: بزرگترین مانع برای تغییر این عادت، پذیرش این موضوع بین آحاد جامعه است و در حال حاضر مردم از وضع موجود رضایت نسبی دارند و همین نکته نشان میدهد فضای اصلاح محدود است.
پاشاییفام افزود: درست است که ما میتوانیم بگوییم چون نفت داریم میتوانیم راحتتر زندگی کنیم، ولی این جمله دو وجه متفاوت دارد و سوالی که در اینجا پیش میآید این است که آیا هم اکنون میتوانیم با وجود نفت راحتتر زندگی کنیم یا چند سال بعد؟ و اینکه کدام یک از این گزینهها انتخاب میشود به این برمیگردد که دولتها تابع مردماند و تعیینکننده نیستند.
ما کشوری هستیم که نیازهای زیادی برای هزینه کردن دارد و بسیار دشوار است که به مردم بگوییم این مشکلات را نادیده بگیرند تا ما با پول نفت، سرمایهگذاریهای درازمدت بکنیم و ما از یک طرف قصد داریم مصارف آنی را پوشش دهیم و از طرفی سرمایهگذاریهای جدید انجام دهیم و طبیعی است که فشارهای جاری ما را وادار میکند که هزینههای زیادی را متحمل شویم.
وی تفاوت کشورهای نفتخیز با کشورهای دیگر از لحاظ اداره اقتصاد کشورشان را در دو مقوله جداگانه از هم دانست و خاطرنشان کرد: کشورهای نفت خیز هم شرایط بهتر و هم بدتری دارند و نفت موهبت است ولی در صورت استفاده نادرست از آن، آفت محسوب میشود و کشورهای نفت خیز میتوانند از فرصتهای حاصل از این موهبت خدادادی استفاده کنند و رشد یابند، اما اگر از این فرصتها استفاده لازم نشود اقتصادشان به گونهای تنظیم میشود که پایدار نخواهد بود. وی گفت: در حال حاضر کشورهای عربی نفت خود را یا تبدیل به سرمایه کرده و یا سرمایهگذاریهای انجام دادهاند که الزاما از محل درآمد نفت نبوده است و به عنوان مثال سرمایهگذاران خارجی را وارد کشور کردهاند و به قدری سرمایهگذاری کردهاند که نفت، سهم اصلی خود را از دست داده است.