رابطه نقدینگی و تورم
رشد روز افزون وبلاگها در دنیای مجازی همچنان ادامه دارد و هر روز ۱۰۰هزار وبلاگ تازه به بیش از ۶۰میلیون وبلاگ موجود در جهان اضافه میشود. در این بین وبلاگهای فارسی زبان نیز نقش مهمی در این حوزه بازی میکنند و اگر چه ضریب نفوذ اینترنت در ایران تنها حدود ۱۶درصد است، با این حال زبان فارسی، دهمین زبان رایج در دنیای وبلاگهاست.
رشد روز افزون وبلاگها در دنیای مجازی همچنان ادامه دارد و هر روز ۱۰۰هزار وبلاگ تازه به بیش از ۶۰میلیون وبلاگ موجود در جهان اضافه میشود. در این بین وبلاگهای فارسی زبان نیز نقش مهمی در این حوزه بازی میکنند و اگر چه ضریب نفوذ اینترنت در ایران تنها حدود ۱۶درصد است، با این حال زبان فارسی، دهمین زبان رایج در دنیای وبلاگهاست. این رشد و توسعه، باعث شده است وبلاگها دیگر تنها عرصه نوشتن یادداشتهای شخصی نباشد و حوزههای مختلف علمی و فنی و خبری نیز وارد این فضای جدید شوند. حوزه اقتصاد نیز از این قاعده مستثنی نیست و مدتی است که استادان اقتصاد دانشگاهها، دانشجویان اقتصاد و برخی روزنامهنگاران فعال در حوزه اقتصادی، یادداشتهایی را در مورد مسائل مختلف اقتصادی در وبلاگهای خود منتشر میکنند.
با توجه به اهمیت این وبلاگها و نقشی که میتوانند در بحثهای علمی و تخصصی اقتصاد داشته باشند، تصمیم گرفتیم از این پس،
هر گاه مطلب مهمی در وبلاگهای مرتبط با اقتصاد مطرح شد، بخشی از آن در این ستون تازه تاسیس منعکس کنیم. چراغ اول این ستون را با یادداشتی از «حامد قدوسی» روشن میکنیم که در وبلاگ شخصی او با عنوان «یک لیوان چای داغ» منتشر شده است.
قدوسی در این یادداشت، به بررسی رابطه نقدینگی و تورم پرداخته است و درباره اینکه چرا رشد تورم بر اثر افزایش نقدینگی مطابق پیشبینیهای کارشناسان اقتصادی نبود، چهار فرضیه را مطرح کرده است.
دولت در یک سال گذشته حجم نقدینگی را به طور قابل توجهی افزایش داده، ولی برخلاف پیشبینی اکثر ما، آن سطح از تورم مورد انتظار در جامعه ایجاد نشده است. همین مشاهده سریع از تجربه این سال اگر به درستی تحلیل نشود، ممکن است نهایتا منجر به این برداشت شود که چنین رابطهای وجود ندارد و بدعتی جدید را در سیاستگذاری ایجاد کند. تا جایی که به ذهن من میرسد چند فرض میتوان برای موضوع مطرح کرد:
۱ -تورم ایجاد شده، ولی دولت آمار واقعی آن را اعلام نمیکند؛ هر چند دولت ممکن است بخواهد چند درصدی تورم را پایینتر نشان دهد ولی این دستکاری نمیتواند در مورد تورم ناشی از افزایش ۴۰درصدی نقدینگی چندان کارا باشد. لذا من این فرضیه را خیلی صادق نمیدانم.
۲ -تورم حاصل از نقدینگی خود را نهایتا در قیمت مسکن نشان داده است؛ این فرضیهای است که احتمال درست بودن دارد و باید به دقت بررسی شود. راستش چون آمار دقیق از افزایش قیمت را ندارم (یا شاید بقیه هم فعلا ندارند) قضاوت در مورد این فرضیه هم راحت نیست. یک عامل مهم هم که برخلاف این فرضیه عمل میکند این است که به هر حال افزایشهای دورهای قیمت مسکن همیشه در اقتصاد ایران بوده و بعد از رکود دو سه سال گذشته در این بخش، چنین افزایشی خیلی دور از انتظار نبوده است.
۳ -بین افزایش نقدینگی و تورم تاخیر زمانی وجود دارد؛ اگر سری زمانی تورم و رشد نقدینگی در ایران را مشاهده کنید، میبینید که تورم نقدینگی را دنبال میکند، ولی دو نمودار اختلاف فازی در حدود چند ماه دارند (و لزوما هم پابهپای هم حرکت نمیکنند. برخی سالها رشد نقدینگی بالای تورم است و برخی سالها مثل سال ۷۴ نرخ تورم خیلی بیشتر از رشد نقدینگی است.) با این همه این کمی عجیب به نظر میرسد که در سال قبل این اختلاف فاز بزرگ شده و به بیش از یک سال رسیده باشد.
۴ -لنگر ارزی و واردات، تورم را تا حدی کنترل کرده است؛ سیاست پولی و سیاست ارزی دو محوری هستند که بانک مرکزی میتواند از آنها برای تورم استفاده کند. در کشورهایی مثل ایران سیاست پولی تقریبا غیرفعال است، ولی بانک مرکزی میتواند از لنگر ارزی استفاده کند. داستان به این شکل است که دولت دلاریهای مازاد نفتی را به بانک مرکزی فروخته و با دریافت ریال از این بانک حجم نقدینگی را زیاد میکند. طبعا این نقدینگی وارد بازار میشود ولی از طرف دیگر بانک مرکزی سیاست فروش آزادانه ارز با قیمت ثابت را دنبال میکند. این موضوع باعث میشود تا بخشی از جامعه علاقهمند باشد تا ریالهای تزریق شده توسط دولت را دوباره به بانک مرکزی بدهد و ارز بخرد. این ارز یا صرف واردات میشود و یا صرف هزینههای جاری در کشورهای دیگر (مثل هزینه سفر.) با این سیاست بانک مرکزی هم نقدینگی اضافه را دوباره از دور خارج کرده و هم ذخایر ارزی را صرف واردات میکند که هر دو عاملی ضدتورمی هستند. هر چند اشکال این سیاست این است که اگر واردات کالای مصرفی رونق بگیرد، باعث ضربه به صنایع داخلی و افزایش بیکاری میشود.
فکر میکنم فرضیه چهارم میتواند یکی از پاسخهای ممکن به این معما باشد.
chaay.ghoddusi.com