انتقاد روزنامه اطلاعات از پخش اعترافات

مگر عقیده لباس است که به این سرعت عوض شود؟

شماره روزنامه: ۱۸۸۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۷۲۳۸۱ خبر

روزنامه اطلاعات بین‌المللی با انتقاد از پخش اعترافات تلویزیونی نوشت: دیدید همکلاسی‌ها؟ تلویزیون بارها و بارها سخنان کسانی را منتشر کرد که خودشان به گناهان و خطاهایشان اقرار می‌کردند و می‌گفتند سیاست و انتخابات و رخدادهای جامعه را سال‌های سال به گونه دیگری می‌دیده و می‌فهمیده‌ایم، ولی حالا به این حقیقت پی برده‌ایم که گمراه بوده‌ایم.

مگر عقیده لباس است که به این سرعت عوض شود؟

روزنامه اطلاعات بین‌المللی با انتقاد از پخش اعترافات تلویزیونی نوشت: دیدید همکلاسی‌ها؟ تلویزیون بارها و بارها سخنان کسانی را منتشر کرد که خودشان به گناهان و خطاهایشان اقرار می‌کردند و می‌گفتند سیاست و انتخابات و رخدادهای جامعه را سال‌های سال به گونه دیگری می‌دیده و می‌فهمیده‌ایم، ولی حالا به این حقیقت پی برده‌ایم که گمراه بوده‌ایم. چقدر خوب است که انسان اگر جایزالخطا است، سلیم‌النفس و صادق‌القول و سریع‌القبول باشد و از توبه و بازگشت و پشیمانی ابایی نداشته باشد. نه مثل حافظ که توبه و انابه‌اش هم رندانه است و در واقع شروع دوباره خطاکاری و خلاف‌کاری است.

کرده‌ام توبه به دست صنمی باده‌فروش

که دگر می‌نخورم بی‌رخ بزم‌آرایی!

«قادر»‌، این حرف‌ها را با ذوق و شوق بسیار خطاب به همدرس‌هایش بر زبان می‌آورد و آنان را به استماع یا مطالعه آنچه از تلویزیون پخش شده بود یا روزنامه‌ها آن را منتشر کرده بودند، دعوت می‌کرد. اما همکلاسی‌اش «حکیم» رو به وی کرد و گفت: آیا تا به حال هیچ اندیشیده‌اید که چطور ممکن است آدمیزاده‌ای در فاصله مثلا بیست روز ناگهان عقاید بیست‌ساله‌اش را کنار بگذارد و صدوهشتاد درجه یا کمتر و بیشتر(!) تغییر عقیده بدهد؟ معمولا هر عقیده‌ای به همان اندازه که برای شکل‌گیری و پدیدآمدنش وقت لازم داشته، برای تغییر و به‌ویژه دگرگونی اساسی‌اش نیز علی‌القاعده به همان مقدار وقت نیاز دارد. نظریه و اخلاق و رفتار و عقیده و تحلیل و تفسیر، لباس نیست که به سرعت بتوان انتخاب کرد و پوشید. تازه،‌ انتخاب همان لباس هم، در آداب و اخلاق و عادات و تربیت‌هایی ریشه دارد که برای آن سال‌های بسیار صرف شده است. آدم‌ها حتی برای تغییر لباس هم حدود و قیود خاصی را مراعات می‌کنند. فی‌المثل کسی که سال‌ها در کسوت عربی زیسته، صرف‌نظر از استثنای تفنن و تفریح یا مصلحت و ضرورت معقول موقت، چگونه ممکن است ناگهان برای همیشه لباس اسکاتلندی یا سرخ‌پوستی یا اسکیمویی بپوشد و (مهم‌تر از آن) نسبت به پوشش پیشین که نمادی از هویت وی بوده است، کاملا بدگویی و تندگویی هم بکند؟

در همین کشور و همین عصر (ایران و تاریخ معاصر) می‌دانیم که در برابر تغییر لباس چه مقاومت‌هایی صورت گرفته است. وقتی حکایت تغییر لباس چنین است، حکایت تغییر عقیده و ایدئولوژی و نظریه و جهان‌بینی و جامعه‌بینی و دیدگاه و تحلیل و تفسیر چگونه خواهد بود؟ مگر این رخداد را هم مصداق معجزه «اَمسَیتُ عربیا و اَصبَحتُ کُردیا» بدانیم!

روزنامه اطلاعات در ادامه می‌‌آورد: چرا این استدلال و این اقامه برهان فقط در حالت حبس یعنی پس از قرار گرفتن شنونده و بیننده در محبس است که ثمر می‌دهد؟ آیا بهتر نیست که این برهان اثرگذار و این دلیل ثمربخش، از دهان این‌همه دریچه (رادیو و تلویزیون و منبر و مطبوعات و مدرسه و مسجد) برای همه گم‌کرده‌راهان و فریب‌خوردگان تبیین شود، تا به جای ده نفر یا بیست نفر یا پنجاه نفر، این توفیق را پیدا کند که ده هزار و بیست هزار و پنجاه هزار شنونده و بیننده را در حالت آزاد و غیرمحبوس و دارای امکان کامل انتخاب و گزینش، به راه راست و درست هدایت کند؟ همچنین آیا بهتر نیست که از نخستین لحظه بازداشت یک متهم تا واپسین لحظه حضورش در دادگاه یعنی از همه آن لحظه‌های اثرگذار و ثمربخش استدلال و مباحثه و اقامه برهان و گفت‌وگوی متقابل او و دیگران، فیلم کامل و عاری از هر گونه حذف و تغییر گرفته شود و سپس منتشر گردد تا همه بیننده‌ها و شنونده‌های جامعه با گوش خود بشنوند و با چشم خود ببینند که چگونه یک انسان متعصب و معتقد به دیدگاه‌های خود، فقط با قدرت منطق و برهان و دلیل تا پنجاه و صد و صدوهشتاد درجه عوض می‌شود و به دیدگاه‌های مخالفان سابق خود ایمان می‌آورد. واقعا چنین رویه‌ای بهتر نبود؟ و راه را بر شبهه و شایعه و شنیده و ناشنیده نمی‌بست؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن