سادهلوحانه بپذیر لبخند بزن!
غزال صادقی<br>از زمانی که به خاطر داریم در تلویزیون خانهمان شاهد پخش فیلمها و سریالهای تخیلی و افسانههای باورنکردنی از تاریخ ملل بودهایم؛ اما در نوروز ۸۷ از همین رسانه ملی خودمان شاهد پخش یک سریال وطنی بودیم که به تنهایی تمام ژانرهای سینمایی از جمله افسانه، تخیل طنز و واقعیت را یکجا در خود داشت.
غزال صادقی
از زمانی که به خاطر داریم در تلویزیون خانهمان شاهد پخش فیلمها و سریالهای تخیلی و افسانههای باورنکردنی از تاریخ ملل بودهایم؛ اما در نوروز ۸۷ از همین رسانه ملی خودمان شاهد پخش یک سریال وطنی بودیم که به تنهایی تمام ژانرهای سینمایی از جمله افسانه، تخیل طنز و واقعیت را یکجا در خود داشت. «پیامک از دیار باقی» به کارگردانی سیروس مقدم که در آغاز قرن بیستویکم تصویری زیبا از زندگی دو هووی خوشبخت را که در دو طبقه از یک خانه زندگی میکردند، ارائه میداد و در کنار آنها مردی دروغگو و کلاهبردار قرار داشت که البته به لطف سروش غیبی، افسانه و با راهنمایی روحانی محل همانند ناصرخسرو از خواب ۵۰سالهاش بیدار شد و به جمع خانواده خوشبخت خود بازگشت و پوشیدن کت و شلوار یک دست سفید سیمخواه در پایان سریال خود گواهی بر منزه شدن وی از آن همه خطا بود و در نهایت پس از پایان سیزده روز بسیاری از خانوادهها متعجب مانده بودند که به واقعیت نگاه میکنند یا افسانه یا اصلا ژانری تازه که نامی هنوز برایش اختراع نشده؟!
البته داستان نشان دادن همسر دوم نه از این سریال شروع شده و نه این آخرین فیلم و سریالی است که این سوژه را مورد بحث قرار میدهد؛ اما حداقل در سریالها و فیلمهای دیگر مرد دو زنه داستان سرخورده و شرمنده به آغوش خانواده بازمیگشت و همسر کمهوش و به ظاهر مهربان و وفادار نیز وی را میپذیرفت؛ ولی این بار کار به اوج خود رسید و با این پیام که همسران اول بیایید زنان دوم را هم با مهربانی بپذیرید و در حقشان مادری کنید، به پایان رسید.
در همین ارتباط و با محوریت بررسی شخصیت زن در فیلمها و سریالهای اخیر تلویزیون و سینما به سراغ جمعی از بازیگران و صاحبنظران رفتیم و دیدگاه آنان را در ارتباط با تصویر شخصیت زن در سریالهای نوروزی را جویا شدیم.
آنچه مدیران شبکهها میخواهند
یکی از بازیگران زنی که به صورت کاملا استثنایی در فیلمها و سریالها نقش یک همسر و مادر را به صورت واقعیتر نشان میدهد، در ارتباط با این موضوع گفت: به عقیده من تمام اینها به سیاستگذاریهای تلویزیون و سینمای ایران بازمیگردد، بیان دیگر این تصویری است که مدیران صدا و سیما میخواهند. من در موارد زیادی شاهد بودهام که حتی به نویسنده و سناریست فشار میآورند و چنین چیزهایی از وی میخواهند حتی در مواردی بوده که خواستهاند تغییرات اساسی در سناریو اعمال شود. این بازیگر در ارتباط با هنرپیشگانی که این گونه نقشها را ایفا میکنند، گفت: من شخصا آنها را نابازیگر میدانم؛ چون در نهایت خیلی از مردم جامعه ما مخصوصا در دوران تعطیلات وقت خود را برای دیدن اینگونه فیلمها و سریالها میگذرانند؛ اما در نهایت بازیگر فقط بازیگر است و نقشی را میپذیرد و به ایفای آن میپردازد. خیلی از هنرپیشگان ما به علت اینکه مشکلات معیشتی خاص خود را دارند یا علت اینکه در طول سال کاری را انجام دهند، این نقشها را به عهده میگیرند؛ اما در نهایت در راس هرم سیاستگذاریهای تلویزیون مدیران شبکه هستند که حرف آخر را در ارتباط با محتوا و موضوع فیلمهای ۹۰ دقیقه و سریالها میزنند.
مینو فرشچی: زن متعادل را تاب نمیآورند
مینو فرشچی، فیلمنامهنویس، کارگردان و بازیگر نیز در این زمینه میگوید: سیاستگذاران در این جریان زن متعادل و هوشمند را تاب نمیآورند و قبول ندارند پس نشانش هم نمیدهند. به عنوان مثال در بررسی سینمای گانگستری تمام افرادی که در ژانر از فیلم بازی میکنند، ایتالیاییالاصل هستند و دو جور زن نیز بیشتر در فیلمهایشان نمیبینیم که یا مادونا (مادرهای گانگسترها) زنانی با لباسهای پوشیده و مقدس و دسته دوم زنان بدنام که معشوقه آنها هستند. این نوع پردازش شخصیت از سالیان سال پیش بود و دو نمونه معاصرتر آن را حتی در فیلم پدرخوانده نیز میبینیم، اما متاسفانه ما در قرن ۲۱ در تلویزیون تقریبا با همین دو نمونه سر و کار داریم؛ یعنی یا زنان مهربان و پاکدامنی که به شوهرانشان اجازه میدهند که زن دوم بگیرند و منتظر میمانند که مساوات را میان آنها رعایت کند یا زنانی بیتربیت و ناسازگار هستند. اما این دو دسته، زنان واقعی جامعه ما نیستند ممکن است زن قدیس ساده لوح یا بدجنس هم داشته باشیم؛ اما آنها حداقلها هستند و خیلی جالب است که ما حداکثرها را نادیده میگیریم.
در دوران ما زنان نسل امروز بسیار متفاوتتر از مادرشان در نسل گذشته فکر میکنند و پیرو آن زندگی میکنند؛ اما مردان در حال حاضر هنوز هم مانند دوران پدرانشان زندگی میکنند و این اشتباهی است که در حال حاضر در خیلی از خانوادهها حاکم است و تلویزیون نیز به عنوان یک رسانه جمعی که میتواند تاثیرگذار باشد از نشان دادن آن سرباز میزند.
این نویسنده و بازیگر همچنین در ارتباط با نقش هنرپیشگان در پذیرفتن این گونه نقشها توضیح داده: به نظر من هیچ تقصیری متوجه هنرپیشگان ما نیست؛ چون حرفه آنها بازی است و خوب نمیتوانند هر روز یک نقش را چون مطابق تفکرشان نیست، رد کنند. این مدیران تلویزیون هستند که باید جامعه و نیازهای آن را بشناسند و به آنها بپردازند.
خیلی کارها در جامعه ما انجام میشود آیا باید همه آنها را در قالب فیلمشان داد؟
مگر این که با هدف آموزش و در جهت زشت نشان دادن آن به موضوع بپردازیم، نه این که فقط به بهانه طنز چیز زشتی مانند دو همسره بودن را این قدر ساده و حل شده نشان دهیم.
واقعا هیچ زنی در یک خانواده ایرانی قبول نمیکند که در کنار همسر دوم شوهرش بدین گونه قرار بگیرد
و در نهایت من فقط میگویم به خاطر ارائه این غیرواقعیات فقط متاسفم.
طهماسب صلحجو: یا تک بعدی یا غیرواقعی
طهماسب صلحجو نویسنده و منتقد در ارتباط با ارائه این گونه شخصیتها از یک زن در رسانه توضیح داد: اصل جریان بر سر سانسور و ممیزی و نشان دادن شخصیتهای تک بعدی است. به عنوان مثال، در سریال پیامک از دیار باقی بعضی شخصیتهای تک بعدی را داریم که هیچ ایراد و اشکالی به کار آنها وارد نیست که در نهایت هم از بار دراماتیک کار کم میشود و در نهایت به خاطر این که تنوع در پرداختن به شخصیت زن وجود ندارد، در فیلمها و سریالهایمان زنهایی را که میتوانند حضور داشته باشند، نمیبینیم، چون آن وجوه دیگر از زن همیشه در محدودیت و ممنوعیت قرار میگیرد.
این منتقد گفت: در سینمای ایران بعد از انقلاب تغییرات بسیار زیادی رخ داد و حتی در مواردی زنها بسیار جسور و متفاوت ارائه شدند، اما وقتی این کاراکترها نشان داده شدند خود اقشار مردم به اعتراض پرداختند، به عنوان مثال در فیلم «شوکران» بهروز افخمی وقتی یک شخصیت متفاوت از یک زن به عنوان پرستار ارائه شد، این بار مدیران تلویزیون و سینما نبودند که به آن اعتراض کنند، بلکه خود مردم و قشر پرستاران خیلی به این فیلم اعتراض کردند و خوب در نهایت میبینیم به خاطر اینکه در نشان دادن یک زن اجتماعی و کنش ضد، هم مشکلات شرعی و اجتماعی وجود دارد و هم برای اینکه در نهایت به کسی برنخورد، شاهد شخصیتهای کاملا تکبعدی خیر و شر هستیم؛ در حالی که شخصیتی دراماتیک، جذاب و باورپذیر است که مجموعهای از خیر و شر را همزمان در خود داشته باشد.
با هوویتان مهربان باشید
دکتر شایان مهر، جامعهشناس نیز در این زمینه میگوید: متاسفانه در دوران ما جهل، خرافات و کجاندیشی تولیدات اصلی صدا و سیما هستند که ارزشهای انسانی را به ریشخند میگیرند.
به عنوان مثال، اگر در برنامههای نوروزی به برنامه مهران مدیری نگاه کنید زنان این سریال، زنانی پیرو مد، به دنبال شوهر و سادهلوح هستند و در کنار این زنان مردان تحصیلکرده ما هستند که آنها نیز به ریشخند گرفته شدهاند. مدیری به جمع نویسندگان، هنرمندان و روشنفکران جامعه میرود و در نهایت میبینیم آنها هم در جهل و اراجیف گویی به سر میبرند و در حال مصرف مواد هستند. آیا آقای مدیری با گروههای دیگر اجتماعی نیز اجازه چنین شوخیهایی را دارد؟ یا در سریال پیامک از دریار باقی میبنیم به زنان ما آموزش داده میشود که بحث دو همسره بودن را به سادگی و با آرامش و لبخند بپذیرند. درحالحاضر این موارد از ارزشهای انسانی؟! در تلویزیون در حال آموزش است؛ زیرا ما در کنار مدیران شبکههای تلویزیونی مشاوران صاحبنام، کتاب و تفکر را نمیبینیم؛ زیرا تمام نویسندگان سازندگان برنامهها که متنها را تهیه میکنند فقط و فقط به دنبال مخاطب بیشتر هستند؛ در حالی که همیشه فقط داشتن مخاطب بالا در یک سریال و فیلم ملاک کامل بودن و بامحتوا بودن آن نیست.