قطره، قطره آب ایران ارزشمند است
مسعود سیفی اعلا<br>مقامات سازمان هواشناسی پیشبینی کردهاند که در سالجاری خشکسالی گریبانگیر ایران خواهد شد و بار دیگر کاهش بارندگیها، نقاط مختلف کشور را دستخوش وقایعی خواهد کرد که در سالهای ۷۹ و ۱۳۸۰ شاهد آن بودیم.
مسعود سیفی اعلا
مقامات سازمان هواشناسی پیشبینی کردهاند که در سالجاری خشکسالی گریبانگیر ایران خواهد شد و بار دیگر کاهش بارندگیها، نقاط مختلف کشور را دستخوش وقایعی خواهد کرد که در سالهای ۷۹ و ۱۳۸۰ شاهد آن بودیم. اگرچه این مقامات را باید جزو مراجع صالح در این گونه پیشبینیها و اظهارنظرها تلقی کرد، ولی اجماعنظر در این خصوص که آیا ایران به طور زودرس دوباره وارد چرخه خشکسالی میشود، هنوز صورت نگرفته است.
آنچه که مسلم است در نیمه نخست سال آبی جاری میزان نزولات آسمانی کافی بوده است. در این نیمه برابر اطلاعات رسمی که منتشر شده حدود ۱۹۶ میلیمتر در سطح کشور بارندگی شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل یکدرصد و نسبت به دوره مشابه ۴۰ سال قبل ۵/۱۵درصد افزایش داشته است. لاجرم نمیتوان گفت که چرخه خشکسالی مجددا آغاز شده است، اما میتوان در مورد ۶ یا ۷ استان کشور از جمله فارس که در مدت اخیر میزان بارندگی آن کمتر از سیستان و بلوچستان بوده و طی چند سال گذشته اسیر مصائب خشکسالی بودهاند، هشدارهای لازم را ارائه کرد.
این چند استان که در سالهای قبل نیز مناطق بحرانی اعلام شده، اگرچه در زمستان سال گذشته با بارندگیهای خوبی برخوردار بودهاند، اما چنانچه در بهار و تابستان سالجاری از این حیث تغذیه نشوند با بحران بزرگتری روبهرو خواهند شد، این بحران در کنار احتمال کاهش بارندگی در مناطق شمال و شمال غربی وضعیت نگرانکنندهای را به بار خواهد آورد.
در انتظار کارنامه سال آبی
سال آبی در ایران از اول مهرماه آغاز شده و در اول مهرماه سال آینده خاتمه مییابد، یعنی مراد از سال آبی دو نیمه دوم و اول سال گذشته و سالجاری است که ملاک آمارگیری از وضعیت بارندگیها در پهنه کشور است. گاهی وقتها بارندگی در فصل پاییز و زمستان چشمگیر شده و گاهی نیز در بهار. سال گذشته در فصل پاییز دو ماه مهر و آبان، حداقل در دشت تهران بارندگیها بسیار کم بود، ولی در ماه آذر و متعاقب آن در فصل زمستان میزان نزولات آسمانی به قدری بود که در اندازهگیری متوسط آن نسبت به دوره ۴۰ ساله ۵/۱۵درصد افزایش نشان میداد. آیا در نیمه دوم سال آبی جاری یعنی در فصل بهار و تابستان میزان بارندگیها کافی خواهد بود یا خدای نکرده با کاهش بارندگیها زنگ خطر کم آبی در سطح کشور نواخته خواهد شد؟
چه میزان بارندگی کافی است؟
به طور کلی و در شرایط کاملا عادی میزان بارندگیها در ایران سالانه به رقمی در حدود ۴۰۰ یا ۴۳۰میلیارد مترمکعب میرسد که به نوبه خود رقمی بسیار عالی است. اما این بارندگیهای نسبتا سرشار در مواجهه با شرایط اقلیمی نقاط مختلف کشور منفعل شده و حدود ۷۰ تا ۸۰درصد آن یا رقمی معادل ۲۸۰میلیارد مترمکعب آن تبخیر و از حیز انتفاع خارج میشود. بنابراین مرثیهای سوزناک بر این شرایط اقلیمی باید گفت که البته منهای نعمات دیگری که خداوند متعال در قبال این وضعیت در دسترس ما ایرانیها گذاشته است، ولی به هر تقدیر تبخیر ۸۰درصد از میزان بارندگیهای کشور در مقابل آفتاب بیرحم که بر پهنه خاک این کشور میتابد یک فاجعه طبیعی است. در مقابل آنچه که باقی میماند یعنی رقمی در حدود ۱۳۰ یا ۱۴۰میلیارد مترمکعب که هر ساله در یک چرخه طبیعی به صورت نزولات آسمانی در دسترس مردم قرار میگیرد، البته به نسبت کل بارندگیها رقم کمتری است، با این حال از این رقم کمتر هم استفاده شایان نمیتوانیم به عمل آوریم.
ما مفهوم سطور بالا را یک بار دیگر به این صورت بیان میکنیم که متوسط بارندگی سالانه در کشور ما حدود ۲۵۰میلیمتر است که نسبت به متوسط بارندگی جهان حدود یکسوم کمتر است. کمتر بودن میزان بارندگی در ایران به این معنا است که دولت و ملت با همه توان خود باید از قطرهقطره نزولات آسمانی حفظ و حراست کنند، اما آیا چنین حراستی به عمل میآید؟
آیا از آب موجود حراست میکنیم؟
با علم به اینکه در ایران سالانه ۱۳۰میلیارد مترمکعب یا کمی کمتر یا کمی بیشتر بارندگی وجود دارد، بیگمان از خود میپرسیم که از این میزان آب نه چندان کم و نه چندان بیش چگونه حراست میکنیم. ما در این سطور به این سوال پاسخ میدهیم، به این صورت که اولا پس از تلاشهای بسیار زیادی که در طول ۶۰سال گذشته نسبت به مهار آبها به عمل آمده، در حال حاضر حدود ۷۰سد کشور در نقاط مختلف ایران حدود ۳۳میلیارد مترمکعب از آبهای جاری کشور را مهار کرده است. دولت جمهوری اسلامی ایران مخصوصا از زمان ریاستجمهوری آقای هاشمی رفسنجانی نسبت به احداث سد اهتمام زیادی به خرج داده و موفقیتهای بسیار بزرگی به دست آورده است، کما اینکه از تعداد سدهای کنونی فقط ۱۳سد متعلق به رژیم گذشته است. باقی در دوران جمهوری اسلامی ساخته شده و برنامه ساخت سدهای متعدد دیگر نیز در پیش است. ولی چنانچه گفته میشود اگر روند کار به همین منوال پیش برود شاید برنامه سدسازی در ایران تا جایی که امکان مهار کامل آبهای جاری فراهم شود ۵۰سال به طول خواهد انجامید و حال آنکه مقامات وزارت نیرو میگویند اگر بودجه کافی داشته باشیم تا ۱۰سال دیگر این پرونده را خواهیم بست.
ثانیا میزان زیادی از آبهای جاری کشور که حدود ۱۰ تا ۱۳میلیارد مترمکعب را تشکیل میدهد از طریق رودهای مرزی از کشور خارج میشود که برنامه مهار آنها گرچه برحسب اظهارات مقامات وزارت نیرو و شرکت مدیریت منابع آب ایران جزو اولویتها است، ولی نباید از نظر دور داشت که در این زمینه به تعاملات گستردهای از نظر دیپلماسی نیازمندیم.
ثالثا، بخش بزرگی از آبهای روان کشور که در رودخانهها جاری است در معرض آلودگی فاضلابها و پسابهای صنعتی قرار میگیرد که متاسفانه جزو هدر رفت یا سوءمدیریت باید تلقی کرد و بالاخره این که بخش بزرگی از نزولات آسمانی که به زیرزمین رسوخ میکند با برداشتهای بیرویهای روبهرو میشود که مخصوصا در برخورد با ذخایر استاتیک منابع آبهای زیرزمینی را به شدت تهدید میکند. برداشت از آبهای زیرزمینی باید در محدوده ذخایر دینامیک باشد که متاسفانه در مناطق کم آب کشور اینگونه نیست، سالانه بیش از ۶میلیارد مترمکعب به ناچار از ذخایر استاتیک باید برداشت نمود که در درازمدت لطمههای بسیار شدیدی به منابع آبهای زیرزمینی خواهد زد.
چه باید کرد؟
حراست از منابع آب امروزه باید چنان تبلیغ شود که هر فرد ایرانی آن را فریضهای برای خود بداند. در کشوری با وسعت کشور ما که ۷۰درصد بارندگیها فقط در ۳۰درصد آن صورت میگیرد و با ملتی به کثرت ملت ما که سهم سرانه آن از منابع آب موجود فقط ۱۷۰۰مترمکعب است، باید اولا این فرهنگ تبلیغ شود که باری به هر جهت از هر قطره آب باید حراست شده و نسبت به مصرف آن صرفهجویی شود و ثانیا باید به دولت و مجلس و مسوولان گفت که تا آنجا که میتوانید در تخصیص بودجه و امکانات به بخش آب کوشا باشید.