نگاهی گذرا بر اقتصاد و فرهنگ مردم تبریز

تبریز، زشت، زیبا

شماره روزنامه: ۱۴۹۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۵۶۴۷۸ خبر

مسعود سیفی‌ اعلا<br>مقبره الشعرا- تبریز<br>پیشینیان تبریز را سرزمین فرهنگ و هنر و مهد پرورش فکر و اندیشه نامیده‌اند. اما امروزه در پس غبارهای سنگینی که روی ارزش‌ها را نامردانه پوشانیده است، مصداق این گفته را باید به هویتی فراموش‌شده تعبیر کرد.

تبریز، زشت، زیبا

مسعود سیفی‌ اعلا
مقبره الشعرا- تبریز
پیشینیان تبریز را سرزمین فرهنگ و هنر و مهد پرورش فکر و اندیشه نامیده‌اند. اما امروزه در پس غبارهای سنگینی که روی ارزش‌ها را نامردانه پوشانیده است، مصداق این گفته را باید به هویتی فراموش‌شده تعبیر کرد.

تبریز هر آنقدر که بر محور اقتصاد صنعتی و تجاری چرخیده، به همان قدر از هویت فرهنگی و فرهنگ‌سازی فاصله گرفته و محلی برای هنرمندان و نخبگان فرهنگ و ادب باقی نگذاشته است. سیمای شهر در سویی از زرق و برق ثروت‌هایی بادآورده که سپاسگزار تورم شتابان سالیان اخیر بوده است، درخشیده و در سویی دیگر زیر بافت‌های فرسوده در زیر لحافی از غبار زمانه آرام به خواب رفته است. تضاد و تعارض این دو سو چنان است که طبل گستردگی شکاف طبقاتی چشمگیر در سطح شهر را بر بام هر خانه‌ای، جداجدا به صدا درآورده است.
تبریز امروز، اصلا یکدست نیست. نه ثروت آن یکدست است و نه فقر آن. ظاهر و باطن شهر کاملا فرق کرده و زمانه‌ای که همگان به داد همدیگر می‌رسیده‌اند، به گذشته‌ها تعلق یافته است. گرچه هنوز سنت نیک رسیدگی به حال و روز مستمندان باقی است، ولی تک‌و توکی از متکدیان که در کنار دیوارهای شهر نشسته‌اند، خبرهای ناخوشایندی از ضعف سنت حسنه تبریزیان منتشر کرده است.
زمانی بود که تبریز با همه بزرگی‌اش به یکدستی معروف بود، سیمای شهر از حیث خیابان‌بندی‌ها و بافت‌ محله‌ها با آن معماری ویژه درون‌گرایی که داشت در تمام شهر از نوعی وحدت سلیقه برخوردار بود که امروز دیگر از آن برخوردار نیست. مردم شهر در آن زمان یا در مساجد و تکایا جمع همیشگی داشتند یا در انجمن‌های مدنی و ادبی و هنری، میان این هر دو گروه اما، پیوندهای فکری ویژه‌ای وجود داشت که دست در دست همدیگر به مکانیسمی تاریخ‌ساز جریان می‌بخشید. در جریان چنان مکانیسمی بود که مردم شهر از هر طبقه‌ای که بودند، از عامی و عادی یا با سواد و بی‌سواد در محاوره‌ای همیشگی، پیوسته از آخرین خبرها مطلع بوده و در تصمیم‌سازی‌ها به اجماع عمل می‌کردند.
اقتصاد امروز تبریز
اما امروزه تبریز، به دو قطب که نه، بلکه به چندین قطب تقسیم شده است. کما این‌که در جریان سازندگی‌های سالیان اخیر، اولا گروهی از تبریزی‌ها با ابتکار شخصی، کارگاه‌‌های قدیمی و کوچک خود را به کارخانه‌هایی عظیم تبدیل کرده‌اند که مدام ثروت تولید می‌کند. این ویژگی‌ تبریزی‌ها، البته پیوسته برای مردم این شهر که از مساعدت‌های دولتی چندان بهره‌مند نبوده‌اند، وجود داشته‌ است و تبریزی‌ها در هر زمانی متکی به توانایی‌ها و توانمندی‌های خود آن‌قدر در شهر سرمایه‌گذاری‌ کرده‌اند که سیمای فقر را حتی‌الامکان بپوشاند. با این حال ویژگی‌های اقتصاد صنعتی ایران امروز، این صنعتگران متکی به خود را هم آزار می‌دهد. آفتی که به جان اقتصاد صنعتی افتاده است، اگرچه به یمن صادرات نسبتا انبوه تولیدات کارخانه‌های این شهر و شهرت و کیفیت نسبتا مطلوب اکثریت آنها در بازار داخلی آسیب‌های بالقوه را تا حدودی در این شهر کاهش داده است، ولی انکار نباید کرد که در صورت سلامت پیکره این بخش از اقتصاد کشور، اقتصاد صنعتی تبریز توانمندی بالقوه‌ای را به نمایش می‌گذاشت. البته همین اقتصاد صنعتی شهر که گفته می‌شود به لحاظ کثرت کارخانه‌ها و تنوع تولیدات دومین قطب صنعتی بزرگ کشور پس از تهران را تشکیل می‌دهد، به شکل‌گیری ویژگی دیگر این شهر به عنوان دومین شهر نمایشگاهی ایران کمک کرده است.
تبریز با همین خصوصیت، اگر چه در متن اقتصاد صنعتی کشور نقش مهمی را ایفا می‌کند، اما در محدوده خود، در برابر اقتصاد تجاری این شهر تا حدود قابل توجهی منفعل است. به بیان بهتر صاحبان کارخانه‌های صنعتی و معدنی و کارگاه‌های تولیدی، گر چه از طبقه ممتاز اقتصادی شهر هستند، اما در برابر بازارگردانان این شهر چندان قدر محسوب نمی‌شوند. ویژگی‌ جامعه‌‌شناختی تبریزی‌ها از دیرباز به تجارت اهمیت محسوس داده؛ به طوری‌که داشتن یک مغازه ولو کوچک به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به عرصه‌های بزرگ‌تر برای هر شهروند تبریزی جزو اوجب واجبات است. حتی با همین روحیه است که بسیاری از کارمندان و فرهنگیان در این شهر برای کار بعدازظهر خود، مغازه‌ای را ولو به صورت اجاره تدارک دیده‌اند تا نواقص درآمد و معاش خود را از آن طریق تامین کنند که تامین هم می‌کنند.
بخش اقتصاد تجاری شهر به یمن ویژگی‌هایی که دارد بسیار فعالانه عمل می‌کند. نخست شاید به دلیل ویژگی‌های تولیدات کارگاهی و صنفی این بخش باشد که در نوع خود در سراسر ایران شهرت دارد و از تولیدات فرش دستباف که امروزه پایی در حوزه کارخانه‌های صنعتی و پایی در حوزه هنری گذاشته و البته در چنبره مشکلات اقتصادی کشور به نفس نفس افتاده است، گرفته تا مثلا صنعت کفش‌دوزی، صنایع دستی یا آجیل و خشکبار یا شیرینی‌های مختلف تبریز شهرت دارد.
نمایشگاه‌های بسیار زیبا از انواع فرش‌های دستباف و تابلو فرش‌های بسیار نفیس، زیبایی ویژه‌ای به شهر داده است یا مثلا شیرینی‌های این شهر با تنوع فراوانی که دارد در تمام ایران بی‌نظیر شمرده می‌شود. صادرات این گونه تولیدات به دیگر شهرهای داخلی یا مقاصد خارجی یا حجم قابل توجهی از خریدهای مسافران از سوغاتی‌های ویژه تبریز، ثروت قابل توجهی را برای بخشی از اقتصاد تجاری تبریز به بار آورده است.
دومین ویژگی‌ بارز در این میان، نوع سلیقه مصرف تبریزی‌ها است که سبب شده است میزان کالاهای خارجی در این شهر بیشتر باشد. در بازار پوشاک یا وسایل خانگی این شهر، حجم کالاهای خارجی یا پوشاک ترکیه و ایتالیا بسیار چشمگیر است. شیک‌پوشی و مشکل‌پسندی تبریز‌ی‌ها در نوع مصرف کالاها را به رونق صنعت طلا و جواهرسازی در این شهر اضافه کنید و آنگاه نتیجه بگیرید که چرا بازار تبریز از رونق نسبی قابل توجهی برخوردار است.
به هر حال اقتصاد تجاری تبریز با ویژگی‌هایی که دارد به عنوان یک قطب نیرومند در برابر اقتصاد صنعتی عمل می‌کند. اما باز هم در برابر این قطب، قطب دیگری وجود دارد که از هر دو بخش دیگر فعالانه‌تر و قوی‌تر عمل می‌کند. نام این قطب بخش مسکن است.
بخش مسکن در تبریز
البته به رغم شرایط کنونی اقتصاد ایران که روند حرکت بخش صنعت و بخش تجارت و خدمات در کل کشور را با مشکل روبه‌رو کرده است، تحلیل وضعیت بخش مسکن نیز ساده نیست. به ظاهر آنچه که دیده می‌شود رونق ساخت ساختمان‌های بزرگ و بلندمرتبه در تبریز است که حتی در شرایط عادی قیمت تمام شده آنها بسیار بالا است، با این حال اینک در تبریز مسابقه‌ای در گرفته است که ساختمان‌ها هرچه رفیع‌تر و بلندمرتبه‌تر باشد، بهتر. جالب آن که حتی آپارتمان‌ها در مقیاس‌ها و متراژهای کوچک ساخته نمی‌شود و ۲۰۰ یا ۳۰۰ مترمربع آپارتمان برای خانواده‌های نه چندان پرجمعیت ساخته معمولی در بخش مسکن تبریزاست.
تحلیل این وضعیت ساخت‌و‌ساز که اینک در مناطقی از شهر تبریز مثل کوی ولی‌عصر، ایل گوئلی، باغمیشه و رشدیه تعمیم یافته، گویای این واقعیت است که اولا طبقه‌ای از جامعه تبریز به قدری مرفه شده که از رشد روزافزون چنین تیپ ساختمانی استقبال به عمل آورده و رونق بخش مسکن در حوزه ساخت‌و‌سازهای مجلل و گرانبها را تضمین کرده است. ثانیا با چنین وضعیتی، به‌خصوص از این جهت که ساخت مقیاس‌های کوچک در این مناطق معمول نیست، نفوذ طبقه متوسط در داخل چنین جامعه مرفهی را مشکل‌تر کرده و شکاف طبقاتی را روزبه‌روز بیشتر می‌سازد. ثالثا مدلی از شهرسازی در این مناطق پیاده شده که با زیرساخت‌های آن منطبق نیست. در خیابان‌ها و کوچه پس‌کوچه‌هایی که چهل سال پیش مناسب شرایط آن زمان طراحی شده، نمی‌توان محله‌ای مثل مانهاتان ساخت که ظاهرا ساخته می‌شود. رابعا وضعیت ساخت‌و‌سازها و مدل‌های ساختمانی که در مناطق فوق‌الذکر ساخته شده، به تمرکز سرمایه بخش مسکن در مناطق خاصی از شهر منجر شده که کاملا هشداردهنده است. در حالی که بیش از ۲۷۰۰ هکتار یا حدود ۷۰درصد مساحت شهر تبریز همچنان در حصار بافت‌های فرسوده است، تمرکز سرمایه‌های بخش مسکن در مناطق خاصی از شهر با درایت و منطق مدیریت شهری تعارض کامل دارد.
تبریز از نظر سطح بافت‌های فرسوده شهری در مقیاس کشوری اولین شهر شمرده می‌شود، حتی در تهران با وسعتی که دارد و قدمت مناطق قدیمی که بعضا زمان ساخت آنها به دوران ناصرالدین‌شاه هم می‌رسد، وسعت بافت فرسوده فقط ۲۵۰۰هکتار ذکر می‌شود که کمتر از وضعیت مشابه تبریز است. با این حال توجه به این بافت‌های قدیمی و فرسوده که به نوبه خود متضمن خطرات مختلف، از جمله سوانح طبیعی، آسیب‌های اجتماعی و امکان افزایش بزهکاری‌ها است، جدی گرفته نشده است و درست به همین دلیل مسافری که از راه می‌رسد در قضاوت خود می‌ماند که آیا این شهر زشت است یا زیبا؟ کدام یک از مناطق فوق اعیانی شرق تبریز یا مناطق فوق‌العاده فرسوده و فقیر نمای مرکزی یا شمال و جنوب مرکزی شهر معرف تبریز امروز است؟
بخش توریسم در غربت
روشن است که با چنین وضعیت بسیار متعارض که در سیمای تبریز به وجود آمده به تقویت بخش توریسم نیز نمی‌توان امیدوار بود. تمرکز مدنیت معاصر شهر تبریز در گوشه‌ای از این شهر تاریخی که نسبتی هم با سوابق افتخار‌آمیز و افتخارآفرین آن نداشته، مجالی باقی نمی‌گذارد که هویت شهر تبریز آن گونه که بوده و آن گونه که باید باشد به دیگران معرفی ‌شود، به‌ویژه آن که تبریز علی‌الاصول آن گونه که در مقدمه این مطلب نوشته شد، پیوسته شهری فرهنگی بوده و هویتی مستقل در فرهنگ‌سازی و عرصه هنر داشته است، اما همین شهر امروز در نامگذاری خیابان‌ها یا محلاتش وامانده و به یک سری اسامی روی آورده است که مال خود تبریز نیست.
مضاف بر این اصولا یک مرکز توریستی باید از هویتی برخوردار باشد که مخاطبان خود را فرا بخواند، مثلا مشهد یا قم یا شیراز (به احترام شاهچراغ) هویتی مذهبی دارند و توریست‌های مذهبی را به سمت خود می‌کشند. اما تبریز بیشتر هویت فرهنگی داشته که زمانی فرهنگ دوستان و بزرگان عرصه فرهنگ را به سمت خود می‌کشیده است. در چنین شهری اینک شمار کتابفروشی‌هایی که در دو یا سه دهه پیش ایجاد شده‌اند، انگشت‌شمار است. شش یا هفت سالن سینمای آن به گونه‌ای متروکه است که رغبت و امنیت خاطر کسی را برای خود جلب نمی‌کند.
دو یا سه سالن تئاتر که همیشه هم بسته هستند، کل موجودی این شهر در این عرصه است. با آن همه غنایی که در موسیقی آذری وجود دارد، نشانی از ارکستر و تالارهای هنری در این شهر نیست.
به طور کل مدیریت بخش توریسم در یک شهر را نمی‌توان به یک سازمان خاص مثل سازمان ایرانگردی و جهانگردی مرتبط دانست. در این میان شهرداری‌ها وظیفه‌ای بسیار حساس دارند که قابلیت‌های بالفعل و بالقوه شهر را در عرصه‌های مختلف باید تقویت کند، سازمانی مثل ایرانگردی و جهانگردی نهایتا در حوزه‌هایی می‌تواند فعال مایشاء باشد که دارای شهرداری قدرتمند و توانا نیست، مثل کندوان.
کندوان، خیلی زشت
دهکده کندوان در ۵۰کیلومتری تبریز یک نمونه آشکار از ضعف مدیریت سازمان ایرانگردی و جهانگردی است که در حوزه بخش توریسم تبریز عمل می‌کند. آوازه دهکده کندوان به دلیل دخمه‌های کله قندی این روستا است که در گذر زمان‌های دور توسط ساکنان آن کنده شده و درون آن دخمه‌ها به ماوای زندگی تبدیل شده است. در بازدید از این دخمه‌ها تعجب و حیرت از ستیز آدمیان با طبیعت برای تداوم زندگی و رحمت و رافت طبیعت که برای پذیرایی از انسان‌ها آغوش باز می‌کند، به اوج خود می‌رسد. اینجا شاید جزو نوادر آثار تاریخی- طبیعی است که مانند آن را نمی‌توان در جایی دیگر یافت. اما متاسفانه در بازدید از این شاهکار بی‌مانند توریستی، باید دماغ خود را گرفت تا بوی پهن یا آغل‌ها را کمتر احساس کرد یا پشگل گوسفندها که بر گذرگاه‌ها پراکنده است آزارت ندهد. روستای کندوان اما، امروزه به بدترین صورت با ساخت‌وسازهای به شدت نامتناسب روبه‌رو شده که افزایش جمعیت فقیر روستا را جوابگو باشد، این ساخت‌وسازها با آجر یا خشت به هیچ وجه متناسب طبیعت این روستا نیست که متاسفانه روز به روز هم گسترش می‌یابد. راهنمایی هم از سوی سازمان ایرانگردی در آنجا نیست که بازدیدکنندگان را راهنمایی کند و از سوابق این روستا بگوید. اما می‌گویند در جوار این روستا یک هتل پنج ستاره تدارک دیده شده است که ساخته خواهد شد و البته این هم از آن حرف‌ها است که آدمی را به خنده وا می‌دارد. ای کاش سرمایه‌ای که به منظور ساخت هتل ۵ ستاره باید صرف شود به مقیاسی کوچک‌تر در ساماندهی سیمای توریستی کندوان هزینه شود.
روستای حیله‌ور قطبی برای جذب توریست
در نزدیکی روستای کندوان روستایی دیگر است که «حیله‌ور» نامیده می‌شود. این روستا که در حال حاضر خالی از سکنه است و ظاهرا جمعیت آن در زمان حمله مغول‌ها آن را ترک کرده‌اند، یک روستای زیرزمینی است که نحوه مهندسی و کندن آن به نوبه خود شاهکاری متعلق به نسل‌های پیشین است. ورودی این روستا یک دخمه کوچک است که از آن دخمه راهروها، سالن‌ها، اتاق‌ها و بالاخره آغل‌های متعددی راه باز می‌کند و به پیش می‌رود. دخمه‌ها البته کاملا تاریک هستند و فقط می‌توان با نور چراغ قوه پیش پای خود را تشخیص داد. هیچ‌گونه رسیدگی یا ذره‌ای تجهیز این دخمه‌ها مثلا به نور برق یا نظافت داخلی آنها صورت نگرفته است تا این روستای زیرزمینی به مرکزی برای جلب توریست تبدیل شود. این‌گونه است که بخش توریسم تبریز در عزلت واقع شده است. آیا توجهی مختصر به وضعیت صنعت توریسم در این شهر، چه در داخل و چه در اطراف تبریز با توصیفی که از سایر بخش‌های اقتصادی این شهر شد، تحرک‌ آفرین نخواهد بود؟

استخر ایل گوئلی در تبریز بعد از ۴۰۰ سال که از ساخت آن می‌گذرد، هنوز بزرگ‌ترین استخر در ایران شمرده می‌شود


دخمه‌های کله قندی روستای کندوان یک شاهکار معماری طبیعی است که با ساخت‌وسازهای نامتناسب در حاشیه آن تهدید می‌شود

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن