مگرکار غیرسفارشی هم وجود دارد؟
اوایل سال ۸۳ از سوی دکتر امراللهی قائم مقام وقت وزارت نیرو برای دیدن سد کارون ۳ دعوت شدم و وقتی این پروژه عظیم را دیدم، پیشنهاد ساخت فیلمی را دادم که بعد پشیمان شدم، چون امکان ایجاد یک فضای داراماتیک وجود نداشت. از تیر ۸۳ کار را شروع کردیم و هر ۴۵ روز یکبار با فیلمنامهنویسانی یک هفته به آنجا میرفتم و طرحهای مختلفی نوشته شد و قصههایی هم بودند که به سد ربطی نداشتند تا در نهایت فروردین ۸۴، شادمهر راستین فیلمنامه اصلی را با محوریت سد نوشت که خیلی شخصیتها و اتفاقات از واقعیت گرفته شده است.
اوایل سال ۸۳ از سوی دکتر امراللهی قائم مقام وقت وزارت نیرو برای دیدن سد کارون ۳ دعوت شدم و وقتی این پروژه عظیم را دیدم، پیشنهاد ساخت فیلمی را دادم که بعد پشیمان شدم، چون امکان ایجاد یک فضای داراماتیک وجود نداشت. از تیر ۸۳ کار را شروع کردیم و هر ۴۵ روز یکبار با فیلمنامهنویسانی یک هفته به آنجا میرفتم و طرحهای مختلفی نوشته شد و قصههایی هم بودند که به سد ربطی نداشتند تا در نهایت فروردین ۸۴، شادمهر راستین فیلمنامه اصلی را با محوریت سد نوشت که خیلی شخصیتها و اتفاقات از واقعیت گرفته شده است. در طول فیلمبرداری هم سکانسها کامل میشدند که رضا کیانیان کمک زیادی به کاملشدن فیلمنامه کرد و علی نصیریان هم در نگارش سکانسی که خودش بازی کرد نقش زیادی داشت.
یکی از انگیزههایم برای ساخت «زاگرس» همین متفاوتبودنش بود و برای ساخت این فیلم تا حد مرگ جلو رفتیم و زمان زیادی را تا کمر در کنار برق سه فاز در آب بودیم و مدام استرس داشتم که اتفاق بدی رخ ندهد و تلاشم این بود کاری باشد که مدیوم سینما تغییر کند. در فیلم تصاویری است که فقط در لانگ شات نشان داده میشود و این یعنی سینما.
نمیتوان تصور کرد حفظ ۸،۷ بازیگر حرفهای سینما در گرمای تیرماه یعنی چه؟ به خصوص اینکه همه بازیگران به فضای شهری عادت کردهاند.
رضا کیانیان در «زاگرس» یک بازی متفاوت دارد که برای اولینبار میبینم و در واقع مهندسی است که برخلاف آنچه که قبلا دیده بودیم به طور حرفهای بازی میکند. بسیار دوست داشتم رضا کیانیان و قاسم زارع نقشی را که در «آژانس شیشهای» داشتند را در این فیلم ایفا کنند و باز تکرار شوند.
این کلمه سفارشی قابل توجه است. مگر کار غیرسفارشی هم وجود دارد؟ وقتی یک تهیهکننده به کارگردان سناریو میدهد، مگر سفارشی نیست؟ اینها را باب میکنند برای اینکه از ارزش کار کم کنند. موضوع این است که سدی ساخته شده که به نظر من یک بار دیگر تخت جمشید در ایران ساخته شده است. از بالا که نگاه میشود چیزی پیدا نیست، اما وقتی زیرزمین میروید، میبینید چه شهری در ۱۲۰متری زمین ساختهاند که ۹۰درصد آن توسط متخصصین ایرانی اتفاق افتاده و احساس غرور به آدم دست میدهد. ساخت این فیلم ریسکی بود که من کردم و گفتم برای نشاندادن همچنین حسی، هرکاری که شده باید انجام بدهم این کجایش سفارشی است؟ وضعیت فعلی سینما چهقدر خوب است؟! پس باید چنین ارگانهایی بیایند و سرمایهگذاری کنند که فیلمهای متفاوت داشته باشیم.
در تاریخ سینما «زاگرس» اولین فیلم حرفهای است که یک رییسجمهور واقعی در آن حضور دارد. برای همین هم هست که متهم به ساخت فیلم سفارشی میشویم. مشغول نگارش فیلمنامه بودیم که سد افتتاح شد و به همراه مریلا زارعی به آنجا رفتیم و حضور آقای خاتمی رییسجمهور وقت را در آنجا تصویربرداری کردیم.
فیلم بسیار مهجور در ۶ سینما در حال نمایش است و اصلا در جریان فروش فیلم هم نیستم. وقتی بیتفاوت میشوم دیگر در هیچ چیز این فیلم دخالت نمیکنم، در واقع وقتی با کلیت مشکل داری با جزء دیگر کاری نداری. الآن هم از سوی شرکت آب وزارت نیرو نامهای آمده که به دلیل رعایتنکردن یکسری مفاهیم در فیلم سریع آن را از اکران برداریم و من گفتم کارگردانم و به من مربوط نیست و به پخشکننده بگویید. میگویند فیلم ملی ساخته شود. سوال من این است زاگرس ملی است یا نه؟
در زمان مدیریت ابوالحسن داوودی خانه سینما دچار یک بازی سیاسی شده بود که با مسایلی که در جشن خانه سینما رخ داد، به از بین رفتن سینما داشت منجر میشد که خوشبختانه با درایت و همکاری اهالی سینما و معاونت وقت سینمایی خانه سینما را نجات دادیم.
بخشی از گفتو گوی محمدعلی نجفی، کارگردان فیلم زاگرس با ایسنا، در پاسخ به سفارشی بودن اثرش