نگاهی به آرایش سیاسی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان پیش از برگزاری انتخابات مجلس هشتم

چینش‌هایی که با هر انتخابات تغییر می‌کنند

شماره روزنامه: ۱۴۵۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۴۹۷۹۹ خبر

نفیسه زارع‌کهن - جناح‌ها و گروه‌های سیاسی در هر دوره‌ای از تاریخ نقش خاص و متفاوتی داشته و تغییر و تحولات بسیاری را سپری می‌کنند.<br>این روند اگرچه در کشورهای مختلف نیز بروز می‌کند، اما در ایران به علت بی‌توجهی به احزاب از یک سو و بی‌ریشگی بیشتر آنها شدت بیشتری داشته است.

چینش‌هایی که با هر انتخابات تغییر می‌کنند

نفیسه زارع‌کهن - جناح‌ها و گروه‌های سیاسی در هر دوره‌ای از تاریخ نقش خاص و متفاوتی داشته و تغییر و تحولات بسیاری را سپری می‌کنند.

این روند اگرچه در کشورهای مختلف نیز بروز می‌کند، اما در ایران به علت بی‌توجهی به احزاب از یک سو و بی‌ریشگی بیشتر آنها شدت بیشتری داشته است. این گونه است که چنین تغییراتی در هر بزنگاهی خاصه انتخابات رخ می‌نمایاند و از آن پس گروه‌های سیاسی و احزاب راهی متفاوت از گذشته را طی می‌کنند؛ راهی که گفته‌ها و آنچه از آن به عنوان شعار نام می‌برند، در تعیین آن سرنوشت‌ساز است.

طبق همین اصل است که اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در ایران را نیز نمی‌توان از این قاعده مستثنی دانست. اگرچه نمی‌توان تبار آنان در این مسیر را به طور کامل واکاوی کرد، اما مروری دوباره به آنچه بر آنان در هر دوره زمانی خاص و انتخابات‌های مشخص رفته است تا حدودی نمایانگر خطوط تغییر یافته در مشی آنان خواهد بود.

این گزارش نگاهی به چینش‌هایی‌ است که با رسیدن به انتخابات شورای دوم شهر و روستا و پس از آن سومین شورا در میان اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تغییر کرد.

اصلاح‌طلبان از اختلاف به ائتلاف

انتخابات هشتمین دوره ریاست‌جمهوری در سال ۸۰ اگرچه به‌رغم آرایش دفاعی محافظه‌کاران با پیروزی دیگربار سیدمحمدخاتمی و اصلاح‌طلبان همراه بود، اما نقطه چرخشی برای این طیف سیاسی در ایران محسوب می‌شود؛ چراکه ناکامی آنان در تحقق شعارهایشان از یک سو و کم‌کاری اصلاح‌طلبان از طرف دیگر، جامعه را نسبت به آنان دلسرد کرد. این دلسردی و کارشکنی با این طیف سیاسی آن کرد که جناح مقابل می‌خواست.

با رسیدن موعد دومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، عملکرد ضعیف اصلا‌ح‌طلبان حاضر در اولین شوراهای شهر و روستا و ارائه لیست‌های متفاوت از سوی جبهه مشارکت، حزب همبستگی و کارگزاران سازندگی باعث شد شانس آنان در این انتخابات به صفر میل کند و این گونه آنان در یکی از آزادترین انتخابات ایران از رقیب محافظه‌کار و جدید که خود را آبادگران نامیده بود شکست خوردند و به این ترتیب در شوک عظیمی فرو رفتند. شوکی که تا مدت‌ها در بدنه این گروه سیاسی باقی ماند.

اصلاح‌طلبان که یکی از سنگرهای تازه‌تاسیس خود را که پایه‌اش در دولت اصلاحات گذاشته شده بود از دست دادند، تنها سه سال دیگر فرصت داشتند تا در انتخابات در پیش که یکی انتخابات مجلس هفتم بود و دیگری نهمین دوره ریاست‌جمهوری خود را باز یابند.

دو سال پس از تکیه مجدد سیدمحمد خاتمی بر صندلی ریاست‌جمهوری زمان انتخابات مجلس هفتم فرا رسید و اصلاح‌طلبان در حالی که هنوز دولت را در دست داشتند با رد صلاحیت گسترده‌ای روبه‌رو شدند و اگرچه این اقدام با واکنش‌هایی همچون استعفا و تحصن از سوی نمایندگان مجلس روبه‌رو شد اما نتیجه‌ای در بر نداشت و دومین سنگر از آن محافظه‌کارانی شد که دیگر خود را اصولگرا نامیده بودند و به این ترتیب دولت هشتم در آخرین سال‌های حضورش با مجلس ناهماهنگی روبه‌رو شد که گاه و بیگاه وزیران دولت را احضار و استیضاح می‌کرد و این در شرایطی بود که گروه‌های مختلف اصلاح‌طلب از جمله مشارکت و مجاهدین انقلاب خود را مهیای ورود به کارزار انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری می‌کردند.

زنگ انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری در سال ۸۴ زده شد و اصلاح‌طلبان وارد گودی شدند که پیش‌بینی شکست در آن می‌شد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت ایران اسلامی به همراه نیروهای ملی مذهبی، نهضت آزادی و برخی گروه‌های اصلاح‌طلب، کاندیدای خود را دکتر معین، وزیر علوم در دوره اصلاحات اعلام کردند و با شعارهایی حداکثری خود را وارد انتخابات ریاست‌جمهوری کردند.

اگرچه کاندیدای آنها در بدو ورود از فیلتر شورای نگهبان عبور نکرد، اما حکم حکومتی راه را برای آنان باز کرد و معین رسما وارد بازار رقابت شد.

اما این تنها کاندیدای اصلاح‌طلبان نبود که جمعی از گروه‌های اصلاح‌طلب نیز به حمایت از مهدی کروبی پرداختند و به این ترتیب رقیبی جدی به اصلاح‌طلبان افزوده شد.

در این میان مهرعلیزاده نیز جمعی از گروه‌های کوچک اصلاح‌طلب را به حمایت از خود تشویق کرد و او هم به نوعی یکی دیگر از اصلاح‌طلبانی شد که خود را به رای عموم قرار داد.

اما دیگر رقیب سرشناس و مهم علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی بود که اگر چه به نوعی مستقل و با حمایت مشخص حزب متبوعش، کارگزاران سازندگی وارد صحنه انتخابات شد، اما نگاهی به سوی اصلاح‌طلبان داشت و به این ترتیب اصلاح‌طلبان وارد بازی پیچیده‌ای شدند که ساز مخالفت گروه‌های دیگر هم چون مردم‌سالاری، همبستگی و ... بر پیچیدگی آن می‌افزود.

به این ترتیب در حالی که جناح مقابل درآخرین روز تبلیغات حمایت خود را از دو رقیب قالیباف و لاریجانی معطوف به احمدی‌نژاد کردند، اصلاح‌طلبان با تشتتی غیرقابل باور وارد انتخابات شدند. انتخاباتی که به دور دوم کشیده شد.

مهدی کروبی که در آخرین لحظات شمارش آرا از احمدی‌نژاد پیش بود به قول خودش به خواب اصحاب کهف فرو رفت و با برخاستن از خواب دید که محمود احمدی‌نژاد به همراه هاشمی‌ رفسنجانی وارد دور دوم انتخابات شده‌اند.چنین بود که اصلاح‌طلبان با در خطر دیدن سومین سنگر به فکر چاره افتادند و با حمایت همه‌جانبه از هاشمی‌ رفسنجانی تمامی قوای خود را در دفاع از او به کار بردند و این در حالی بود که جناح روبرو نیز چنین کرد و در دفاع از احمدی‌نژاد سنگ تمام گذاشت و به این ترتیب محمود احمدی‌نژاد که تا پیش از آن شهرداری تهران را برعهده داشت در رقابت با هاشمی‌ رفسنجانی که دو دوره ریاست‌جمهوری ایران را برعهده گرفته بود پیشی گرفت و از ساختمان شهرداری راهی کاخ ریاست‌جمهوری شد. به این منوال اطلاح‌طلبان سومین و مهم‌ترین گذرگاه را نیز به خاطر تشتت و عدم هماهنگی و مسایل دیگر از دست‌ دادند و در سکوتی فرو رفتند که تا یک سال و اندی پس از حضور احمدی‌نژاد بر فضای آنان حکم‌فرما بود، چرا که آنان ترجیح می‌دادند نظاره‌گر عملکرد دولت اصول‌گرا باشند و البته پس از مشاهده عملکرد رییس دولت بازار نقد آنان فعال شد و این تنها راهی نبود که آنان باید می‌رفتند چرا که به‌‌زعم برخی از منتقدین آنها باید بار دیگر راه آمده را مرور می‌کردند تا به نقاط ضعفشان پی ببرند و از رهگذر همین بود که شاید راه چاره را رسیدن از اختلاف به ائتلاف دانستند.از این رو بود که جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین ایران اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز که ازگروه‌های اصلی و عمده اصلاح‌طلب‌ به شمار می‌آیند پس از مدتی از حضور احمدی‌نژاد در مقام ریاست‌جمهوری، رایزنی‌های خود را برای رسیدن به ائتلاف آغاز کرد و با تاسیس مجموعه ائتلاف اصلاح‌طلبان سیاست رسمی خود را تلاش برای جذب سایر گروه‌های اصلاح‌طلب اعلام کرد.در این میان البته مهدی کروبی هم بیکار ننشست و با تاسیس حزبی جدید کار خود را جدا از دیگر اصلاح‌طلبان آغاز کرد. چنین بود که با نزدیک شدن به سومین انتخابات شوراهای شهر و روستا این گروه با حزب اعتماد ملی وارد مذاکره شد و تلاش برای ایجاد اتحاد سراسری در میان احزاب اصلی اصلاح‌طلب کلید خورد و ائتلافی که در دور دوم انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری نتوانسته بود به نتیجه برسد، از نوعی تاکتیک به نوعی استراتژی برای اصلاح‌طلبان تبدیل شد.

دامنه ائتلاف آنان اما تا آنجا پیش رفت که حتی آنان تمایل خود را برای همکاری با گروه‌های معتدل جریان راست (حامیان قالیباف) اعلام کردند و با اجماع بر ویژگی‌های حداقلی در زیر چتر ائتلافی با شعارهای ترجیح کارآمدی بر کار سیاسی و عمل‌گرایی بر بنیادگرایی وارد انتخابات سومین دوره شوراها شدند.

در این بین اگرچه حزب اعتماد ملی با تابلوی مشخص خود وارد انتخابات شد، اما لیست کاندیداهای حزب متبوع او همان کاندیداهایی بودند که در لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان نیز حضور داشتند و این گونه بود که اصلاح‌طلبان توانستند در شرایط متشتت جناح مقابل، چهار کاندیدای خود را وارد شوراها کنند، شوراهایی که این بار مغلوبان رقابت در آن حامیان احمدی‌نژاد بودند.

پس از آن بود که این طیف از نیروهای سیاسی با امیدی نسبی به انتخابات هشتمین دوره پارلمان وارد فاز جدید برنامه‌ریزی شدند، فازی که باز هم ائتلاف را به مثابه استراتژی دنبال کرد.

اصولگرایان از ائتلاف به اختلاف

انتخابات شورای شهر دوم اگر برای اصلاح‌طلبان شوکی عظیم و شکستی غیرقابل باور بود، اما برای محافظه‌کاران که در آن زمان با مطرح کردن نیروهای جوان‌تر زیر تابلوی آبادگران توانسته بودند بعد از گذشت ۵سال به پیروزی دست پیدا کنند، نقطه عطفی بود که آینده‌ای خوش را برایشان رقم زد.

هرچند که آنان همان زمان که هشتمین انتخابات ریاست‌جمهوری را به اصلاح‌طلبان واگذار کردند، فکرشان را کردند و با تدوین استراتژی فتح سنگر به سنگر، جبهه‌ای را با نام خط امام و رهبری (شورای هماهنگی نیروهای انقلاب) و متشکل از تشکل‌های همسو شکل دادند؛ شورایی که مبتنی بر ۴ اصل اسلام، امام، رهبری و انقلاب شکل گرفت. به این ترتیب در انتخابات اسفند ۸۱ اگرچه استقبال چندانی از سوی مردم صورت نگرفت، اما گروهی وارد شوراهای دوم شدند که چهره‌های نام‌آشنایی در میان محافظه‌کاران نبودند.

این گروه که خود را آبادگر می‌نامیدند، در واقع همان جریان راست نو یا نومحافظه‌کارانی بودند که با موفقیت در انتخابات شوراها سعی کردند تا با جلب حمایت مردم و دوری از نام‌ها و شعارهای آشنای طیف راست سنتی، مجلس هفتم را نیز در دست بگیرند.

وقتی قریب به اتفاق جناح چپ نتوانستند از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند، وعده بهبود وضعیت اقتصادی کشور وسیله‌ای شد برای آبادگرانی که خود را آبادگر ایران اسلامی می‌نامیدند تا آنان که شرایط اقتصادی را به شرایط سیاسی ترجیح می‌دادند این بار محافظه‌کاران را برگزینند، آن هم استدلالی را که در میان آنها نشانی از چهره‌های سنتی‌شان در میان نبود.

داستان اما از این قرار بود که طیف سنتی محافظه‌کاران هم‌چون جامعه روحانیت مبارز و موتلفه ایران اسلامی در لیست جوانان محافظه‌کار که خود را دیگر اصول‌گرا نامیده بودند، هیچ جایی نداشند و حتی ناچار شدند برخی افراد خود را ناچار به کناره‌گیری به نفع آبادگران کنند و این گونه مجلس هفتم شکل گرفت؛ از آن جریان راستی که با گذشته خود تفاوت عمده‌ای از لحاظ نسل و حتی تفکر در برخی موارد پیدا کرده بود.برای محافظه‌کاران و نومحافظه‌کاران انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری زمانی بود برای فتح سنگر سوم؛ اگرچه شکاف‌های بسیاری را نیز در میان‌شان دامن زد.

آنان که مثل همیشه ندای وحدت سر می‌دادند این بار و در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری با فعال کردن شورای هماهنگی نیروهای انقلاب سعی کردند که وحدت خود را به رخ جناح مقابل بکشند و البته حدس و گمان‌ها نیز بر این بود که آنان مثل گذشته یک دست و با قدرت وارد انتخابات شوند، اما این‌بار چنین نبود.

شورای هماهنگی که قرار بود با هدایت ناطق نوری شکاف‌های موجود میان محافظه‌کاران را پرکند، خود درگیر چانه‌زنی میان طیف‌‌های مختلف این جناح شد و کاری از پیش نبرد و در نهایت به دو دسته سنتی که بدنه اصلی آن را جبهه پیروان خط امام و رهبری تشکیل می‌داد و طیف جدید که همان آبادگران به علاوه جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود، تقسیم شد. به این ترتیب با رسیدن زمان اعلام کاندیدای گروه‌‌ها، با انصراف احمد توکلی و ولایتی، بخش سنتی علی لاریجانی را به عنوان نامزد خود معرفی کرد و رییس سابق صدا و سیما ضمن داشتن حمایت موتلفه، جامعه روحانیت مبارز و جامعه اسلامی مهندسین با شعار دولت پاک وارد عرصه رقابت شد.

از دیگر سو طیف جدید محافظه‌کاران که همان آبادگران باشند نیز محمد باقر قالیباف را که به تازگی از ریاست نیروی انتظامی استعفا داده بود به عنوان کاندیدای خود مطرح کرد.

اما این همه ماجرا نبود که با تصمیم لاریجانی برای حضور در لیست آبادگران تشتت افزون شد و ناطق نوری با دلخوری تمام از جریان انتخابات کناره‌گیری کرد، ولی سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود و در عین ناباوری و در حالی که قالیباف به عنوان کاندیدای آبادگران انتخاب شده بود، داستان به گونه دیگری پیش رفت و در روز ۲۷خرداد ۸۴ احمدی‌نژاد به عنوان کاندیدای اصلی این طیف معرفی شد و با رسیدن به دور دوم انتخابات، بخش سنتی نیز به حمایت از او پرداخت و در این میان تنها موتلفه‌ها بودند که از هاشمی و احمدی‌نژاد حمایت کردند!

اما با رسیدن احمدی‌نژاد به دفتر ریاست‌جمهوری، اختلافات در شورای‌شهر بالا گرفت و از آنجا که او کاندیدای همه نومحافظه‌کاران نبود، دو دستگی ۷ به ۸ در شورای شهر که در میان طرفداران احمدی‌نژاد و قالیباف در شورای شهر شناور بود نیز سندی شد بر این مدعا، اما کم‌کم اختلافات در میان آبادگران مجلس نیز پدیدار شد و با عملکرد رییس دولت اصولگرا، بسیاری از نومحافظه‌کاران از او دست شستند.در سومین انتخابات شوراهای شهر و روستا، در ابتدا نومحافظه‌کاران حامی احمدی‌نژاد در قالب سه گروه حامیان دولت اسلامی به ریاست مهرداد بذرپاش، جمعیت خدمتگزاران انقلاب اسلامی به محوریت احمد خورشیدی و حامیان امام اول و دوم انقلاب با هماهنگی حسین رضاخواه وارد جریان انتخابات شدند؛ هر چند که در نهایت همگی زیر پرچم «رایحه خوش‌خدمت» به ریاست بذرپاش قرار گرفتند تا از لیست حامیان احمدی‌نژاد حمایت کنند. اما این همه آن چیزی نبود که در میان جریان راست در حال وقوع بود؛ چراکه حامیان قالیباف نیز لیستی جداگانه برای حضور در انتخابات شورای سوم در نظر گرفتند، اگرچه آبادگرانی‌های شورای شهر سعی می‌کردند عنوان حمایت از قالیباف را انکار کنند و مهدی چمران را محور ائتلافشان بیان کنند. با وجود این اما ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محور حمایت از حامیان قالیباف شکل گرفت.

ائتلاف بزرگ اصولگرایان ولی تنها گروه حامی قالیباف نبود که جمعیت ایثارگران و اصولگرایان تحول‌خواه، ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی با محوریت محسن رضایی و‌... نیز دفاع و تبلیغ از حامیان قالیباف را بر عهده گرفته و پیوند خود را با لیست حامیان قالیباف به نمایش گذاشتند.

در نهایت اما بالاخره چمران از سوی شورای معتمدین لیستی را اعلام کرد که او، شیبانی و طلایی به همراه اکثریت شورای دوم در آن جای گرفته بودند و البته جمعیت آبادگران جوان محور جدی این ائتلاف بود؛ چراکه همواره بر نقش محوری مهدی چمران در ارائه لیست تاکید کرده بودند. البته در آن ایام گروه‌هایی هم با عناوین اصولگرایان اصلاح‌طلب، آبادگران جهانی، جبهه نسل جهادگران انقلاب اسلامی و اصولگرایان تحول‌خواه نیز از لیست چمران یا به عبارت دیگر حامیان قالیباف حمایت کردند.اما این سرنوشت نو اصولگرایان بود که طیف سنتی طرحی دیگر در انداخته بود.آنان که در جبهه‌ای با عنوان «پیروان امام و رهبری» جمع شده بودند در میانه بازی از مسیر انتخابات خارج شدند و اگرچه عسگر اولادی رییس این جبهه آن را ستون‌فقرات محافظه‌کاران خوانده بود، اما به علت نرسیدن به جمع‌بندی و ممانعت از تشتت بیش از پیش اصولگرایان از ادامه حرکت در راه انتخابات منصرف شدند.

جبهه پیروان امام و رهبری که از ۱۴گروه با محوریت «موتلفه و جامعه مهندسین» تشکیل شده است، رایزنی‌های بسیاری برای ارائه لیست واحد از سوی محافظه‌کاران انجام داد و درنهایت لیستی با ترکیب ۷+۷+۱اعلام کرد که محتوای آن ۷نفر از حامیان دولت، ۷نفر از حامیان قالیباف و یک نفر مشترک بود، اما در نهایت چنین نشد و جبهه پیروان تنها تصمیم گرفت از هر دو لیست اصولگرایان حمایت کند و به این ترتیب این جناح با چند‌دستگی وارد انتخابات شد و در مجموع ۱۱نفر از کاندیداهای خود را واردمیدان شوراها کرد، هر چند که از این ۱۱نفر رای بیشتر به سوی حامیان قالیباف است که در اکثر تصمیم‌گیری‌ها اصلاح‌طلبان را همراهی می‌کنند. اما انتخابات شورای شهر سوم آغاز جدایی محافظه‌کاران سنتی و نومحافظه‌کاران بود و میان نوعی محافظه‌کاران تکنوکرات و محافظه‌کاران سنتی شکاف عمیق ایجاد کرد و این داستان تا انتخابات مجلس هشتم نیز کشیده شد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن