بازی دوگانه روسیه در مناقشه هستهای
محمد عاملی- آغاز ارسال سوخت هستهای نیروگاه بوشهر، اقدامی غیر منتظره بود. گرچه بیش از هشت ماه از زمان مقرر برای تحویل اورانیوم نیروگاهی به ایران گذشته و هیات ایرانی نیز در سفر هفته گذشته خود به مسکو به سرپرستی منوچهر متکی، وزیر امور خارجه مذاکراتی را در این زمینه با طرف روسی داشته است، اما به نظر میرسد تهران انتظار نداشت این مذاکرات به این زودی ثمر دهد.
محمد عاملی- آغاز ارسال سوخت هستهای نیروگاه بوشهر، اقدامی غیر منتظره بود. گرچه بیش از هشت ماه از زمان مقرر برای تحویل اورانیوم نیروگاهی به ایران گذشته و هیات ایرانی نیز در سفر هفته گذشته خود به مسکو به سرپرستی منوچهر متکی، وزیر امور خارجه مذاکراتی را در این زمینه با طرف روسی داشته است، اما به نظر میرسد تهران انتظار نداشت این مذاکرات به این زودی ثمر دهد. مقامهای ایرانی نه تنها پیش از این از ارسال سوخت در این هفته خبری نداده یا حتی بنا به عرف دولت نهم از در راه بودن خبرهای خوش هستهای سخنی به میان نیاورده بودند، بلکه حتی محمدعلی حسینی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور یک روز پیش از اقدام طرف روسی به آغاز تحویل سوخت راکتور گفته بود که نمیتوان زمانی برای ورود نیروگاه بوشهر به شبکه برق کشور مشخص کرد. این در حالی است که طبق قرارداد، روسیه موظف است شش ماه پیش از راهاندازی فاز یک نیروگاه، سوخت مورد نیاز را به ایران تحویل دهد. در واقع زمان راهاندازی نیروگاه است که موعد تحویل سوخت را تعیین میکند.
از سوی دیگر دستیابی ایران به اورانیوم غنی شده، از دید مخالفان هستهای شدن ایران، مناقشه برانگیزترین بخش همکاری هستهای تهران- مسکو است. در حالی که مذاکرات هستهای پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و آلمان برای اتخاذ تصمیم درباره چگونگی برخورد با ایران به دلیل امتناع این کشور از اجرای مفاد قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل هنوز در جریان است، اقدام روسیه به در اختیار ایران گذاشتن اورانیوم مورد نیاز راکتور نیروگاهی، به نوعی نادیده گرفتن نگرانیهای ادعایی کشورهای غربی است.
برای تحلیل اقدام غیر منتظره مسکو، لازم است جایگاه روسیه را در مناقشه هستهای ایران به دقت در نظر گرفت بیشتر کشورهای عضو ۱+۵ به واسطه مناقشه هستهای در شرایط متناقضی قرار میگیرند. چین، روسیه، آلمان، فرانسه و انگلستان هر کدام کم و بیش روابط تجاری قابل توجهی با ایران دارند. اقدام به اعمال محدودیتهای مالی و بازرگانی در قالب تحریمها، به بهانه آنچه آنان تنبیه ایران میخوانند، برای آنان نیز هزینه دربردارد. همانطور که ذکر شد، مسکو نیز درگیر این شرایط متناقض است؛ اما این کشور در میان ۱+۵ جایگاه منحصر به فردی دارد. این جایگاه ویژه ناشی از همکاری هستهای با ایران در پروژه نیروگاه بوشهر است.
البته نباید این همکاری را صرفا یک همکاری اقتصادی در نظر گرفت؛ بلکه این شراکت هم برای ایران و هم برای روسیه نقشی راهبردی دارد. از سوی دیگر، همکاری مسکو با تهران در پروژهای است که در قالب حساسیتبرانگیزترین برنامه ایران برای غرب میگنجد.جایگاه ویژه روسیه در میان کشورهای ۱+۵ به مسکو این امکان را میدهد که از پروژه بوشهر به عنوان اهرمی دوسویه در معادلات دیپلماتیک خود بهره جوید. این کشور تاکنون نسبت به آخرین توافق با ایران ۸ماه تاخیر در تحویل نیروگاه به تهران داشته است. تحلیلگران و مقامهای رسمی ایران بارها به صراحت دلیل این تاخیر را سیاسی ارزیابی کردهاند.
به تعبیر دیگر، وقتکشی روسیه در اجرای قرارداد، امتیازی بوده که به کشورهای غربی داده است.
اما اکنون روسیه چه هدفی را از آغاز تحویل سوخت به ایران دنبال میکند؟ بیشک مسکو بیش از آنکه رفتار خود را در همکاری با تهران در نیروگاه بوشهر براساس قرارداد تنظیم کند، مبنای عمل خود را مناسبات سیاسی قرار داده و میدهد. از این روی، تحویل سوخت نیروگاه را نمیتوان تنها اقدامی در راستای قرارداد قلمداد کرد.این اقدام روسیه از منظر دیپلماتیک نیز کارکردی دوگانه برای روسیه دارد. از آنجا که تحویل سوخت نیروگاه، اقدامی زمانبر است، مسکو میتواند دو رویکرد متفاوت را در این مدت اتخاذ کند.
روسیه به رهبری پوتین که خیال بازگشت به جهان دوقطبی را در سر میپروراند، در چند جبهه با دنیایغرب وارد مناقشه سیاسی شده است.از جمله به دو مورد از آنها میتوان اشاره کرد. یکی برنامه سپر دفاع موشکی آمریکا است. این برنامه که شامل استقرار رادارها و سکوهای پرتاب موشکهای دوربرد در است، توسط ایالات متحده در اروپای شرقی اجرا میشود. گر چه واشنگتن ادعا میکند که هدف از این برنامه مقابله با آنچه تهدید موشکی ایران میخواند، است؛ اما مسکو میداند که کاخ سفید هدفی را جز مقابله سیاسی و نظامی با کرملین دنبال نمیکند. مورد دیگر مساله استقلال کوزوو است. روسیه که حامی صربستان است تا آنجا با این امر مخالف است که به صراحت اعلام کرده است، چنانچه شورای امنیت رای به استقلال کوزوو بدهد، مسکو از حق وتوی خود برای جلوگیری از صدور این حکم استفاده خواهد کرد. این در حالی است که روسیه هرگز نگفته است که تحریم ایران را وتو میکند؛
گر چه مسکو با تایید صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران، پس از ارائه برآورد اطلاعاتی آمریکا درباره آن حتی به صراحت گفته است که ایران پیش از سال ۲۰۰۳ نیز برنامه تسلیحاتی نداشته است.
روسیه تاکنون در این مناقشات سیاسی با غرب (کوزوو و سامانه دفاع موشکی آمریکا) به نتیجه مطلوب دست نیافته است. کرملین که تاکنون با عمل نکردن به قرارداد خود با ایران برای تکمیل نیروگاه بوشهر به غرب امتیاز داده است، احساس میکند که زمان را برای دریافت ما به ازای این امتیازات از دست میدهد و با آغاز تحویل سوخت به ایران نشان میدهد که به جای همراهی با آنان (که در تصویب دو قطعنامه تحریم علیه ایران به نمایش گذاشت) میتواند در نقش حامی جدی ایران ظاهر شود. در همین رابطه شبکه خبری
بی.بی.سی در تحلیلی نوشت که «روسیه نگرانیهای غرب درباره ایران را جدی نگرفته است.»
کاخ سفید نیز با اشاره به نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر سوخت ارسالی، این نظارت را «گامی خوب» خواند؛ اما هشدار داد که «نگرانی آمریکا نسبت به ایران همچنان زیاد است، همان طور که نگرانی متحدین ما زیاد است».
همانطور که پیشتر گفته شد اقدام به تحویل سوخت به ایران کارکرد سیاسی دوگانهای را برای روسیه دارد. وزارت خارجه این کشور روز دوشنبه همزمان با ارسال اولین محموله اورانیوم به تهران با انتشار بیانیهای اعلام کرد که ایران نیازی به غنیسازی ندارد و مسکو سوخت مورد نیاز ایران را تامین میکند. وزارت خارجه روسیه بار دیگر پیشنهاد ایجاد کنسرسیوم غنیسازی با ایران در خاک روسیه را تکرار کرد. این رویکرد با استقبال کاخ سفید مواجه شد.
رییس جمهوری آمریکا با اعلام حمایت از ارسال نخستین محموله سوخت هستهای از سوی روسیه برای ایران، ادعا کرد که ایران دیگر نیازی به پیگیری برنامه غنیسازی اورانیوم ندارد.
جورج بوش در واکنش به تحویل نخستین محموله سوخت اتمی برای نیروگاه بوشهر به ایران از سوی روسیه مدعی شد: اگر روسها مایل به این کار هستند که من از آن حمایت میکنم، پس ایرانیها دیگر نیازی به کسب دانش غنی سازی ندارند.
بوش در ادامه از تلاش آمریکا برای تصویب دور سوم تحریمها علیه ایران خبر داد و ادعا کرد: ایران یک توضیح به دنیا بدهکار است.
وی با اشاره به گزارش ارزیابی اخیر ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا مدعی شد: آن گزارش را اگر به دقت بخوانید، میگوید ایران یک تهدید برای صلح است اگر فعالیتهای غنیسازی آنها را متوقف نکنیم.
همان طور که گفته شد ارسال سوخت فرآیندی دو ماهه است، همچنیناز زمان دریافت سوخت تا راهاندازی نیروگاه، شش ماه زمان لازم است و مسکو این امکان را دارد که با چرخش قطعی به یکی از دو رویکرد پیش گفته، بهرهبرداری مورد نظر خود را داشته باشد.
بدین ترتیب به نظر میرسد همان گونه که سخنگوی وزارت خارجه گفته است، هنوز نمیتوان آغاز کار نیروگاه بوشهر را در آینده نزدیک قطعی تلقی کرد و سرنوشت این پروژه «اینک تاریخی شده» علاوه بر معادلات مناقشه هستهای به مسائل مهم بینالمللی و «جدال شرق و غرب» گره خورده است.