حسین فدایی، دبیر کل جمعیت ایثارگران در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» استراتژی انتخاباتی تشکل متبوعش را بیان کرد

چرا حمایت از کاندیداتوری احمدی‌نژاد؟

شماره روزنامه: ۱۷۶۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۰۱۲۹۵ خبر

مرجان توحیدی<br> بخش نخست<br>قریب به دو ساعت گفت‌و‌گو با دبیر کل جمعیت ایثارگران و نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی تماما حول سوال اول یعنی چرایی حمایت این تشکل سیاسی از احمدی نژاد و دولت نهم در آستانه انتخابات دهم گذشت.

چرا حمایت از کاندیداتوری احمدی‌نژاد؟

مرجان توحیدی

بخش نخست

قریب به دو ساعت گفت‌و‌گو با دبیر کل جمعیت ایثارگران و نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی تماما حول سوال اول یعنی چرایی حمایت این تشکل سیاسی از احمدی نژاد و دولت نهم در آستانه انتخابات دهم گذشت. اما در ذیل تمام دلایلی که حسین فدایی برای این اتخاذ موضع برشمرد یک نکته به چشم می‌خورد و آن هم نبود جز جمله ای که فدایی بارها آن را به صراحت اعلام کرده است:«نباید دولت را تضعیف کرد.»

از نظرحسین فدایی کارنامه دولت در سیاست خارجی آرمان‌های انقلاب را زنده کرده است وحیف است چنین دولتی با این مواضع تغییر پیدا کند و اگر هم مشکلی در مسائل اقتصادی دیده می‌شود به دلیل ساختار بیمار گونه اقتصاد است. گفت و گوبا فدایی دبیر کلی که تاکنون کمتر مصاحبه‌ای با رسانه‌های مکتوب داشته است درباره سکوت برخی چهره‌های منتسب به ایثارگران در آستانه انتخابات در مجلس و چرخش مجدد مواضع آنها به سمت احمدی‌نژاد و بسیاری موضوعات دیگر به دلیل جلسه‌ای که نماینده تهران باید در آن شرکت می‌کرد، ناتمام ماند. او اما پس از آن که مصاحبه تمام شد در مسیری که به آسانسور ختم می‌شد تنها به ذکر این نکته بسنده کرد که جمعیت ایثارگران از ابتدا حامی احمدی‌نژاد بوده و چرخشی نداشته است.

آقای فدایی چرا شما از نظر شخصیت حقوقی (به عنوان دبیر کل جمعیت ایثارگران) از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنید و باز هم می‌خواهیدکه در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری از ایشان حمایت کنید؟

چرایی حمایت‌ ما به عنوان جمعیت ایثارگران از آقای احمدی‌نژاد برمی‌گردد به تحلیل ما که چه تحلیلی از شرایط جهانی، داخلی، آرایش نیروهای سیاسی و عملکرد دولت داریم. در شرایط بین‌المللی به نقطه‌ای رسیده‌ایم که بسیاری از شعارهایی که استکبار داشت به بن‌بست رسیده، یعنی الان فکر و اندیشه لیبرال- دموکراسی که مبنای سامان یافتن نظام‌های موجود در دنیا بوده به بن‌بست رسیده و حکومت‌های منبعث از این اندیشه هم با چالش‌های جدی مواجه هستند که قطعا این بن‌بست و چالش‌ها، بخش قابل‌توجهی از آن مربوط به شکل‌گیری جمهوری اسلامی و موانعی که جمهوری اسلامی در دنیا اتخاذ کرده است، در این ۴-۳ساله اخیر، مهم‌ترین مساله استکبار و صهیونیست‌ها، بحث انرژی هسته‌ای و فن‌آوری‌های هسته‌ای بوده و طبیعی است که پیش قراول این فکر دولت نظام جمهوری اسلامی است؛ یعنی دولتی هست که در صحنه بین‌المللی، با قدرت‌های مخالف وارد گفت‌وگو می‌شود.

حال اگر ما دولتی را که انتخاب کردیم و فرستادیم در خط مقدم مقابله با استکبار اگر پشت به آن کنیم، این ظلم به ملت ایران نیست؟ طبیعی است که این ظلم به ملت ایران است، نماینده رسمی نظام در صحنه‌های بین‌المللی که در حال گفت‌وگو می‌باشد و این خود در حقیقت یک نبرد است و نباید به آن بی‌اعتنا بود و اگر هر کسی این کار را انجام بدهد در حق ملت‌ ایران جفا کرده است. حقوق ملت ایران را نادیده گرفته و جای تاسف دارد از دوستانی که (اعم از موافق یا مخالف) با دولت به گونه‌ای رفتار می‌کنند که نتیجه آن تضعیف دولت است.

دلیل دیگر، در توسعه گفتمان انقلاب اسلامی در سطح بین‌الملل است؛ یعنی روحیه آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی در بین مسلمانان و همه مستضعفین عالم متاثر از انقلاب اسلامی اوج گرفته، یعنی هر ملتی که می‌خواهد با استبداد و استکبار مبارزه کند و روی پای خود باشد، جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را الگوی خود قرار داده و بسیار متاثر از رفتار دولت جمهوری اسلامی بوده و الهام گرفته - (البته این مردم از ابتدای انقلاب، از انقلاب اسلامی و امام الهام گرفته‌اند)- ولی این گفتمان انقلاب اسلامی در (۱۲-۱۰) سال اخیر در سطح ملت‌های مسلمان و محرومین در جهان با چالش مواجه بوده که نوع عملکرد مسوولین ما، نوع عملکردی نبود که مواضع امام را به طور شفاف در صحنه بین‌المللی دنبال کند؛ ولی این دولت این کار را دارد انجام می‌دهد. وقتی دولت با این شجاعت و شفافیت و صلابت در صحنه بین‌المللی با مردم گفت‌وگو می‌کند و با ملت‌ها گفت‌وگو می‌کند و ملت‌ها همگرایی و همراهی خودشان را نشان می‌دهند، حالا ما بیاییم این علمدار و این کسی که پرچم جمهوری اسلامی را در دست گرفته از پشت بزنیم و این هم به نظرم جفا است.

دلیل سوم: تنظیم معادلات قدرت در منطقه است. ما در منطقه، با حضور گسترده نظامی اسکتبار مواجه هستیم که آمریکایی‌ها این حضورشان در منطقه بی‌نظیر می‌باشد، در افغانستان و عراق لشکرکشی کرده‌اند، در فلسطین و لبنان با فشارهای خودشان می‌خواهند که این مردم را تحت سلطه خود درآورند و نقطه اتکا و امید این مردم جمهوری ا سلامی و دولت ما است و برای حداقل تعدیل معادلات قدرت، ما نباید بگذاریم، دولتمان را که در صحنه برخورد با عوامل تهدیدکننده است، تضعیف بشود و این هم اگر باز اتفاق افتد و دولت را در این زمینه تضعیف کنیم، باز هم ظلم به ملت ما و انقلاب و محرومینی است که به دنبال حق‌طلبی هستند، پس سه‌دلیل در عرصه سیاست خارجی را عرض کردم.

و اما در مسائل داخلی...

قبل از اینکه به مسائل داخلی بپردازیم یک سوال را بیان کنم، شما می‌فرمایید دولت و در جای دیگر می‌فرمایید جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی مشخصا دارای استراتژی خاصی است در بحث سیاست خارجی و به نظر من بعید به نظر می‌رسد که دولت‌هایی که منتخب مردم هستند و در جمهوری اسلامی انتخاب می‌شوند که بخواهند برخلاف این استراتژی رفتار کرده باشند، ولی شما در صحبت‌هایتان در یک جا اشاره به دولت و در جای دیگر می‌فرمایید جمهوری اسلامی، اینکه سیاست جمهوری اسلامی این است، درست می‌باشد ولی سوال این است که آیا قبل از دولت نهم چنین استراتژی را نداشتیم یا احیانا به هر حال اجرا نشده و دولت نهم الان در حال اجرای آن است، پس به این خاطر باید از دولت نهم و آقای احمدی‌نژاد حمایت کنیم و دولت ایشان را برای مرحله بعد تایید کنیم، لطفا در این زمینه به صورت شفاف‌تر توضیح بفرمایید که موضع جمعیت ایثارگران در دفاع از احمدی‌نژاد، دفاع از جمهوری اسلامی است یا دفاع از دولت؟

مواضع نظام جمهوری اسلامی، عزت، حکمت، مصلحت و برخورداری صلح و امنیت و عدالت در سطح جهان برای همه است. سوال این است که آیا رفتار دولت‌های ما، در گذشته منطبق با همین اصول و مواضعی که الهام گرفته از مشی امام و رهبری است و اراده عمومی ملت ما هم این را می‌خواهد این مسیر را طی کرده‌اند یا نه؟

ما بدون اینکه وارد عرصه نقد نسبت به گذشتگان بشویم، فرض ما این است که دولت نهم، در این مسیر بسیار باقوت و بهتر عمل کرده است و نمونه مشخص آن را در مذاکرات هسته‌ای عرض می‌نمایم. وقتی که در مذاکرات هسته‌ای وارد می‌شدید اگر مشروح مذاکرات هسته‌ای گذشته را درنظر بگیرید، و مذاکرات هسته‌ای این دولت را نیز درنظر بگیرید هیات‌هایی که به نمایندگی از دیگران رفتند و این هیات‌هایی که به نمایندگی از این دولت رفت، نوع مذاکره به گونه‌ای شد که در یک مقطع تاریخی، با یک چالش جدی مواجه شدیم و اینها جرات کردند که به ما بگویند که شما اساسا چیزی نباید داشته باشید، یعنی چرخه سوخت را تعطیل کنید.

ولی آقای فدایی، اگر نخواهیم که خیلی وارد مصادیق بشویم چون‌که هر کدام یک بحث مفصلی را می‌طلبند، به طور خلاصه، چون به بحث هسته‌ای اشاره کردید، حرف مخالفان یا منتقدان را هم پیش نمی‌کشم، ما در بحث هسته‌ای به هر صورتی که عمل کردیم دستاورد آن چهار قطعنامه بود از طرف شورای امنیت و اگر دولت زمانی معتقد بود که این قطعنامه‌ها کاغذ پاره‌ای بیش نیست! الان شخص آقای احمدی‌نژاد، وزیران وقتی وارد صحن مجلس می‌شوند و در مورد عملکردشان و مباحث اقتصادی که می‌خواهند توضیح دهند، مشخصا به بحث تحریم‌هایی که در این قطعنامه‌ها به آن اشاره شده، به این مساله اشاره می‌کنند و این وضعیت اقتصادی را که در‌حال‌حاضر وضعیت مطلوبی نیست، بخشی از آن را مربوط به این تحریم‌ها می‌دانند، سوال من این است که (نه می‌خواهیم گذشتگان (قبلی‌ها) را تایید کنیم و نه الان را نفی کنیم) ولی شاید می‌شد که با گفتمانی مناسب‌تر و با ادبیاتی دیپلماتیک‌تر، هم در مورد حق خودمان پافشاری کنیم و هم اینکه تبعات این مساله را برای خودمان کم کنیم؟

به نظر من، شما ماهیت استکبار و صهیونیسم را نشناختید، شما در یک فضای مجردی صحبت می‌کنید که با یک انسان‌های منطقی و عدالتخواهی روبه‌رو هستید!

بحث ما این نیست که دولت‌های مقابل ما دولت‌های عدالت‌خواهی هستند. ما در مورد روش‌ها صحبت می‌کنیم؟

در ابتدای انقلاب همه اعتقاد داشتند که شاه رژیم دست‌نشانده آمریکا است و کسی هم در این مورد تردیدی نداشت؟

کدام قطعنامه‌ در سازمان ملل یا مرکز بین‌الملل به نفع جمهوری اسلامی صادر شده، آن زمانی‌که ملت ما با دست خالی با شاه مبارزه می‌کرد کسی از ما در صحنه بین‌الملل حمایت کرد؟ نه تنها کسی حمایت نکرد، بلکه برعکس عمل کردند، دائما مردم و امام و انقلاب را محکوم می‌کردند، همین کشورها بودند که چنین کردند حال انقلاب به پیروزی رسید، کودتاهایی که یکی پس از دیگری و جریانات سیاسی گروهک‌های خلقی دست‌نشانده آنها در هر گوشه از مملکت یک مساله راه انداختند.

آیا اینها قطعنامه به نفع انقلاب صادر کردند؟ یا اینکه گروهک‌ها را حمایت کردند، یا جریانات ضدانقلاب را حمایت کردند؟ هیچ موقع حمایت نکردند.

حالا جنگ شروع شد. چه کسی جنگ را علیه نظام و مردم راه انداخت؟ مردمی‌که دست خالی آمدند و یک ظالمی را از کشورشان خارج کردند و می‌خواهند یک نظام طبق خواسته و اراده عمومی خودشان ایجاد کنند چرا طراحی کردند که جنگ به ملت تحمیل بشود؟ هم جنگ را طراحی و تحمیل کردند و هم دائما قطعنامه در حمایت از رژیم صدام صادر کردند، کجا از ما حمایت کردند؟ مردم ما حق نبودند؟

آقای فدایی بحث ما حمایت یا عدم حمایت نیست!

نه مهم است بحث صدور قطعنامه‌ها را داریم! چه کسانی قطعنامه صادر کردند و قطعنامه‌ها برای چه بود با چه انگیزه و هدفی بود؟ هیچ کدام از این قطعنامه‌ها جهت تحقق خواسته به حق ملت ایران نبود. علاوه بر اینکه این کار را نکردند، حتی کشورمان را هم تحریم اقتصادی کردند و این خط برخورد با جمهوری اسلامی هیچگاه تمام نشده است و ادامه هم دارد، گاهی، ما می‌گوییم که با این کشورها به مذاکره بنشینیم و از موضع ذلت و خواری مذاکره کنیم و هرچه که می‌خواهند ما خواسته آنها را عمل کنیم

آقای فدایی چرا هر مذاکره‌ای را شما فکر می‌کنید، موضع ما باید ذلت و خواری باشد؟

وقتی که موضعتان، برابری در گفت‌و‌گو باشد کسی تحمیل نخواهد بکند، زور نخواهد بگوید، این را برنمی‌توان شمرد و با شما برخورد می‌کنند، اتفاقا دولت نهم از این منظر بسیار افتخار آمیز است، مواضعش برای نظام و ملت ایران و ما نباید این دستاورد بزرگ را ناچیز بگیریم، من تعجب می‌کنم از بسیاری از نیروهای سیاسی و بعضی از رسانه‌های داخلی به جای اینکه این موضع حق‌طلبانه ایران را تقویت کنند دائما به چالش می‌‌کشانند و این چالش کشاندن دستاوردی ندارد به جز تضعیف دولت و تقویت موضع طرف مقابل.

اینکه قطعنامه از ابتدای انقلاب علیه ایران صادر شده، بحثی نیست.

سیرش هم ادامه دارد.

البته ما نمی‌توانیم بگوییم که سیر آن ادامه دارد شاید اگر در روش‌ها در نوع ادبیات و گفتمان تغییری ایجاد شود، قطعا ما شاید بتوانیم که جلوی قطعنامه‌ها را بگیریم، ما نمی‌توانیم این را نفی کنیم.

امیدواریم که استکبار تغییر روش بدهد!

سوال من این است که قطعنامه‌ها در مقاطع مختلف اتفاق افتاده ولی در دولت نهم یکباره در عرض ۳ سال، چهار قطعنامه گرفتیم، شاید اگر نوع گفتمان به شکل دیگری بود نوع ادبیات به شکل دیگری بود، ما نمی‌گوییم که بیاییم و موضعمان را تغییر دهیم، صحبت از روش‌ها است، شاید اگر روش‌ها به گونه دیگری بود و این اتفاق به شکل دیگری بود، شاید شاهد همچنین مواردی نبودیم؟!

ما بر اساس حدسیات (گمان) عمل نمی‌کنیم، بلکه واقعیات می‌باشد ملت ما گفت: «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست». ملت ما فقط همین حرف را گفته و چیز دیگری نگفته، ملت ما که نگفته می‌خواهیم سلاح اتمی بسازیم!

ما هم حق مسلم خود را می‌خواهیم، ولی اگر این وضعیت در یک بازه زمانی نه اینکه پافشاری ‌کنیم، حتما در این روز اتفاق افتد، در صورتی وقتی می‌بینیم حساسیت غرب روی این مساله است، شاید اگر در یک بازه زمانی مناسب‌تر، تصمیم‌گیری می‌کردیم، شاید هزینه‌هایی که متحمل می‌شدیم کمتر بود. به عنوان مثال ژاپن به عنوان کشوری که در بحث هسته‌ای، توانسته به این فناوری برسد، ژاپن هم در عرض ۲۰ سال رسیده، ولی رسید! بدون اینکه تحریم بشود، بدون اینکه قطعنامه‌ای علیه آن صادر بشود. بدون اینکه هیاهوی بین‌المللی داشته باشد، بدون اینکه اجماع بین‌المللی، علیه آن صورت پذیرد؟

اگر بخواهیم بحث را باز کنیم، باید ببینیم که چه دستاوردی برای ما داشته، در عین حال مواضع جمهوری اسلامی قابل‌مقایسه با هیچ کشوری نیست، ما با یک هویت آمده‌ایم و این هویت ما نمی‌خواهیم که آسیب ببیند، ما انقلابمان هویت است،‌ بی‌هویت که نیستیم، هویت انقلاب ما چی هست؟ هویتش، آزادی‌خواهی، عدالت‌خواهی، حق‌طلبی است این جوهره انقلاب ما است و در هر جا هویتمان آسیب ببیند، یعنی هویت انقلاب آسیب دیده است. یعنی از مواضعمان عبور کردیم و ما نمی‌خواهیم چنین اتفاقی افتد، اگر این اتفاق بیفتد دیگر انقلاب اسلامی نیست، چیز دیگری است.

آقای فدایی شما دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد را عصاره انقلاب اسلامی می‌دانید که ما حتما برای حفظ این عصاره و برای اینکه این انقلاب از دست نرود، باید دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد را داشته باشیم؟

فقط منظورم دولت نهم نیست، موضع ما هم موضع دفاع از نظام است و موضع دفاع از هر دولتی است که بر این مواضع ایستادگی می‌کند. هر دولتی هم که بر این مواضع ایستادگی کند، ما حمایت می‌کنیم. فرقی نمی‌کند و این دولت چون می‌بینیم که تاکیدش بیشتر است، حمایت ما هم بیشتر است و هرچه در این موضع ضعیف عمل کند، هر دولتی که باشد حمایت ما هم کمتر می‌شود. ملت ما هم همین جوری است. همه مردم این جوری هستند.

آقای فدایی شما می‌فرمایید که در بحث بین‌الملل، دولت توفیقاتی داشته که البته در این زمینه کمی با هم اختلاف‌نظر داریم، عرض بنده هم این بود که در مباحث اقتصادی که متاثر از نوع اتخاذ روش‌ها در سیاست خارجی هست، ما در بحث اقتصادی با مقداری مشکل مواجه شدیم، به هر حال اگر در طول این ۲۹-۲۸ سال تحریم بودیم، الان تحریم‌ها شدیدتر شده است. دایره آن خیلی گسترده‌تر شده، بانک‌های ما را تحریم کردند، خیلی از صنایع ما از این مساله متاثر شده‌اند، نمی‌توانیم منکر بشویم که بحث سرمایه‌گذاری در کشور ما هیچ تغییری نکرده چه سرمایه‌گذار داخلی، چه سرمایه‌گذار خارجی که منجر به فرار سرمایه به کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است یا حتی احساس امنیت برای سرمایه‌گذاری در داخل کشور نمی‌کنند؟

چه کسی می‌گوید که فرار سرمایه داریم؟ استدلال شما چی هست؟

آمارهایی که ارائه می‌شوند، رکود صنعتی ...

رکود صنعتی با فرار سرمایه فرق می‌کند، به صورت کلی که نباید بگوییم آمار بدهید و بگویید که فرار سرمایه داشته‌ایم، یک سند رسمی ارائه کنید و بگویید که فرار سرمایه داشته‌ایم.

یک مرجع رسمی، استناد کنید و بگویید که در فلان جا این مساله مکتوب است. این چنین چیزی نداریم. من یک بحث کلی‌تری را شروع می‌کنم و این سوال جزئی شما را پاسخ دهم. من فکر می‌کنم که به هر دلیلی بسیاری از رسانه‌های ما و بخشی از سیاسیون ما اشتباه می‌کنند یعنی دولت را زیر ضرب - اگر این دولت را نمی‌پسندند اشکالی ندارد، ولی نباید ناجوانمردانه عمل کنند، من اصلا هیچ اصراری ندارم که مردم بگویند ما حتما این دولت را می‌خواهیم، اختلاف‌نظر داریم ولی نباید بی‌انصافی کرد، بی‌انصافی در مورد حق ملت نابخشودنی است، این دولت در عرصه بین‌المللی توفیقاتی داشته حال برای اثبات، باید شاخص‌هایی را تعریف کنیم و می‌خواهیم کمیت‌پذیر و محسوسش کنیم، برای اینکه کمیت‌پذیر باشد چه قضاوتی بهتر از قضاوت ملت‌ها است، مگر ما دم از دموکراسی نمی‌زنیم؟ اگر ملت‌های جهان مواضع جمهوری اسلامی را تایید کنند،‌ این برای ما خوب نیست؟ بیایید یک سنجش کنیم، آن کسانی که اعتقاد دارند به این چیزها، سنجش کنند که مواضع جمهوری اسلامی الان قابل‌قبول هست یا نه؟ من با قاطعیت می‌گویم که الان وضعیت ما نسبت به گذشته نسبت به افکار عمومی دنیا بهتر است و چرا این را قبول نمی‌کنیم؟

مگر نمی‌گوییم که این دموکراسی است؟ دوستانی مثل شما که اینگونه موضع می‌گیرند یک شاخص بسیار خوب کمیت‌پذیر و قابل‌ارزیابی است.

و اما مسائل داخلی، همان‌طور که گفتم ما داریم ظلم می‌کنیم به کسانی که در کشور خدمت می‌کنند و این خدمت را نادیده می‌گیریم و این نادیده گرفتن خدمات در واقع ظلم است. اگر ما بیاییم اعداد و ارقام و آمار بدهیم، صحبتم با کسانی است که می‌آیند و یک سری اعداد و ارقام را سر هم می‌کنند، من موضوع را به ۱۰ سال پیش برمی‌گردانم از نظر اقتصادی، ۵ سال پیش، در ۵ سال گذشته وضعیت اقتصادی کشور چگونه بوده است؟

چگونه بوده است؟

خیلی مشکل جدی در اقتصاد داشتیم که بسیاری از این مشکلات ربطی به دولت ندارد، نهادینه شده‌اند در داخل اقتصاد ما، یعنی یک سابقه ۲۰ سال ۳۰-۴۰ و ۵۰ساله در اقتصاد ما دارد.

آقای فدایی مثل دو شهروند می‌خواهیم که با هم صحبت کنیم، شما دارید زندگی می‌کنید و من هم همین طور، سوال من این است، ۵سال پیش که شما می‌فرمایید ما تورم بالای ۲۰درصد داشتیم؟

یکی‌یکی ببینیم که وضع ما چگونه بوده است، ما تورم ۵۷درصدی هم داشتیم.

داشتیم ولی مال دولت سازندگی بوده است و به آن کاری نداریم، ولی سعی شد که کنترل شود و کنترل هم شد و در یک مقطعی کاهش پیدا کرد.

اساسا اگر این مسائل و مشکلات اقتصادی حل نشود، هیچ دولتی نمی‌تواند، مظاهری از اقتصاد را مانند تورم حل کند.

پس ظاهرا هیچ دولتی موفق نبوده است آقای فدایی؟

ممکن است کم یا زیاد بشود، ولی روند آن وجود دارد.

حالا این مشکلات مهم است و باید در اقتصاد برطرف بشود، چرا نمی‌خواهیم به خودمان بباورانیم که به جای برخوردهای سیاسی، برخوردهای منطقی داشته باشیم و ریشه‌ای با آن برخورد کنیم، تسویه حساب‌های سیاسی نکنیم.

ما هم همین را می‌خواهیم!؟

اگر دولت آقای احمدی‌نژاد را قبول ندارید؟ نداشته باشید اشکالی ندارد.

بحث قبول داشتن نیست، آقای فدایی.

نقد دارید، داشته باشید، ولی بیایید برخورد ریشه‌ای با قضیه داشته باشیم بگوییم، این اقتصاد ما چه وضعیتی دارد. بی‌شک وقتی ذهنمان را از مسائل سیاسی پاک کنیم و یک برخورد منطقی با اقتصاد داشته باشیم، با هر گرایش سیاسی باشیم، چند مساله را با هم اذعان خواهیم کرد، اقرار خواهیم کرد، بله این اقتصاد اشکال جدی دارد و نهادینه شده اشکالات آن و این ...

بخشی از آن بر می‌گردد به اینکه این حجم بزرگی که دولت دارد، این حجم بزرگ دولت بهای تمام شده خدمات و کالا را بالا می‌برد، پس یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ما که نهادینه شده حجم گسترده دولت است.

ما سیاست‌های اصل ۴۴ را داشتیم که مقام معظم رهبری ...

اول آسیب‌شناسی را، با هم قبول کنیم که این مشکل، ربطی به دولت ندارد و نهادینه شده در اقتصاد ما و این مهم است که باید با هم تفاهم داشته باشیم...

و منطقی با آن برخورد کنیم. بخشی از آن وابستگی این اقتصاد به درآمدهای نفتی می‌باشد، و همه این را قبول داریم. بخشی از آن، حجم زیادی از اقتصاد در اختیار دولت است، بیش از (۸۰درصد) قدرت رقابت را پایین می‌آورد. رقابت امکان‌پذیر نیست، مشکلات کوچکی در اقتصاد نیست و یک بخش قابل توجهی از آن، نخبگان به جای برخورد کارشناسی وقتی که مساله اوج می‌گیرد، تبدیل به یک عنصر سیاسی می‌شوند؛ یعنی در مواضع سیاسی قرار می‌گیرند و همیشه تصمیم‌گیران وقتی در موضع سیاسی قرار می‌گیرند جرات تصمیم‌گیری را نداشته‌اند.

مجموع این عوامل دست به دست هم داده‌اند و این اقتصاد را به این شکل در آورده‌اند. راه حل چیست؟ در این ۱۰-۱۵ سال گذشته حداقل همه دنبال این بوده‌اند که آزاد‌سازی قیمت‌ها را داشته باشند! نبوده‌اند؟ هم دولت آقای هاشمی بوده هم دولت آقای خاتمی بوده، دنبال این مساله بوده‌اند، نبوده‌اند؟!

آزادسازی قیمت‌ها بله، ولی در برنامه چهارم آمده بود!

در برنامه سوم هم هست. منتها دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشت، یعنی در بخش اول که آسیب‌شناسی است، اختلافی که وجود نداشت، اگر هم اختلافی بود.

اینکه اقتصاد ما یک اقتصاد مشکل داری هست، هیچ اختلافی وجود ندارد و باید اصلاح شود؟!

به میزانی که مشکلات ما عمیق و گسترده هست، برای حل آن نیازمند به تفاهم بیشتری هستیم، نیازمند به کارشناسی بیشتر، اراده بیشتر و عزم جدی برای حل آن می‌باشیم، دولت‌های ما چون هر ۴سال یکبار براساس قانون باید انتخاب شوند و ورود به عرصه اصلاح مواجه با یک نارضایتی‌هایی می‌شود کمتر جرات کردند و دارند که حل کنند، یعنی چون این مشکل نهادینه شده، برای حلش نیاز به جراحی داریم، جراحی هم، پس‌لرزه دارد، آثاری دارد در این مدت و برای عامل و عمل‌کننده کسی که جراحی می‌کند یک ریزش رای هم هست، و لذا هم دولت‌ها و هم کسانی‌که انتخاب می‌شوند توسط مردم، وقتی می‌رسند به آستانه ورود به این اصلاح، ترمز را می‌کشند و این متاسفانه خود یک آسیب است، این دولت تصمیم گرفته که این کار را انجام دهد، یعنی اصلاحات انجام دهد.

اشاره شما به طرح تحول اقتصادی است؟

بله، دولت نهم تصمیم گرفته که وارد این عرصه شود، باید با این مساله با رویکرد مثبت برخورد کنیم، نباید از همان ابتدا از زیرتیغ نفی و نقد، آن را تضعیف کنیم، حالا یک دولت داوطلبانه ورود پیدا کرده به اینجا، رویکرد مثبت باید داشته باشیم.

در این امر هیچ کسی، نقد نکرده بدون استثنا منتقدین و موافقین، همه تاکید می‌کنند که باید یک همچین اتفاقی در سیستم اقتصادیمان می‌افتاد؟

خوشبختانه اخیرا اینجوری شده است، در یک مدت بعضی‌ها نفی می‌کردند.

یعنی همه می‌گفتند که ما موافق هستیم با این اصلاحی که باید اتفاق افتد، ولی روی زمان آن بحث داشتند. آقای فدایی، یعنی مدت زمانی‌که این اتفاق باید شکل بگیرد، حرف داشتند و حالا شیوه‌ای که باید به هر حال باید در دستور کار قرار می‌گرفت، خودتان که در مجلس هستید، قطعا خیلی خیلی بیشتر از من در جریان هستید که بحث آن نقدها چه بوده است؟

اگر ما کلی بگوییم، قبول داریم ولی آن‌قدر شرط و شروط و حرف بزنیم که نفی کند، فایده ندارد.

آقای فدایی ما نمی‌خواهیم کاری بکنیم که یک دفعه یک، زیر و رویی انجام شود که بدتر از آن وضعیت قبلی که داشتیم بشود؟!

کاملا درست است.

یعنی شما موافقید آن کسانی‌که نه می‌گویند و شرط و شروط می‌آورند اینها قصدشان زیر و رو کردن طرح تحول هست؟

نه خیر، من نمی‌گویم که قصدشان این است، ولی آثارشان این است.

یعنی کسانی‌که نه در کار می‌آورند می‌خواهند که این کار انجام نشود؟

دوباره می‌گویید می‌خواهند یعنی (نفی) است، شما می‌گویید که من این ساختمان را قبول دارم، این قدر از آن ایراد می‌گیرید که نبودنش را بهتر از بودنش می‌دانید. یعنی نفی می‌کنید، پس چرا می‌گویید قبول دارم از همان ابتدا بگویید که قبول ندارم و یک جواب شفاف و روشن بدهید.

به عنوان مثال مرکز پژوهش‌ها‌، یک طرح جایگزین داد به جای ...

خوب آن می‌گوید که من کلیات را قبول دارم یک طرح جایگزین می‌کنم، اشکالی ندارد باز خوب است که یک نظر جامع می‌دهد. هر کس دیگری نظری دارد می‌تواند ارائه کند.

در‌حال‌حاضر هم در مجلس به همین شکل است که هرکسی فقط نظر و پیشنهاد می‌دهد.

اولا من گفتم که مجلس بهتر شده، ثانیا من مجلس را نمی‌گویم، دارم فضای کمی را می‌گویم، آن‌چه که بعضی‌ها به عنوان رسانه دائما به ذهن مردم اطلاعات می‌دهند، به این مسایل می‌پردازم، به صورت کلی یعنی جا دارد و حق هم همین است که بحث‌های کاملا کارشناسی انجام دهیم، اینکه، کسی از راه برسد و بگوید که داریم گداپروری می‌کنیم، این موضع‌ها را اتخاذ کنند اینها را من قبول ندارم، بی‌انصافی می‌کنند.

بیاندیشیم و بحث کنیم، حرف من با این اشخاص همین است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن